ارسال به دیگران پرینت

سهند ایرانمهر؛

بازگشت به وطن و هراس از شکاف در اپوزیسیون! | چرا برخی از بازگشت هموطنان می‌هراسند؟

| بازگشت یک ایرانی که علیه کشورش دست به سلاح نبرده، به خشونت دعوت نکرده و از تجاوز خارجی حمایت نکرده، در اصل باید امری بدیهی باشد؛ نه امتیازی سیاسی. اما برخی این بازگشت‌ها را تهدیدی برای منافع خود می‌بینند و آن را بهانه‌ای برای ایجاد شکاف در اپوزیسیون تلقی می‌کنند.

بازگشت به وطن و هراس از شکاف در اپوزیسیون! | چرا برخی از بازگشت هموطنان می‌هراسند؟

سهند ایرانمهر

بازگشت یک ایرانی که علیه کشورش دست به سلاح نبرده، به خشونت دعوت نکرده و از تجاوز خارجی به ایران حمایت نکرده، در اصل باید امری بدیهی باشد؛ نه امتیازی سیاسی. اگر اندک عقلانیتی هم به کار گرفته شود، هزاران هموطن داخل که سودای ناگزیر مهاجرت دارند نیز می‌توانند در خانه بمانند.

‌اینکه بازگشت بی‌دردسر معدودی از هموطنان امروز برای بعضی‌ها غیرمنتظره است، نتیجه شرایطی است که میان ایرانی و وطنش فاصله انداخته؛ فاصله‌ای که اکوسیستم مناسب برای نطفه‌بستن انواع بحران‌ها و در نتیجه، رونق کاسبان آن را فراهم کرده است. بنابراین اینکه این نهال نوپا و «همچنان لرزانِ بازگشت» برای عده‌ای ناخوشایند است، شاید از آن روست که ترجیح می‌دهند حتی گره کوچکی هم از این کلاف سردرگم «وضعیت ایران» باز نشود. این گره‌های تلنبارشده بر روی هم است که عقل را از تقلا معاف می‌کند، دیگ خشم را خودجوش می‌جوشاند و خون را دستمایه تجارت و جلب حمایت از این جماعت می‌کند.

‌اگر مگس از مزبله گریخت، اینان نیز به‌جان‌هم‌افتادن را ناخوش می‌دارند و وصل را بر فصل ترجیح می‌دهند؛ زیرا در نگاه‌شان اگر قرار است گرهی باز شود، پیش از آن باید فوت همایونی بخورد و تمثال‌ها بر شانه خشم و ویرانی رقصان شوند و برادر، تیغ به عزم شاهرگ همخون در آستین پنهان کند؛ چون در سیاستی که بر حذف بنا شده، آشتی و بازگشت گاهی از خودِ شکست خطرناک‌تر است و بستر بحران را بیش از هر زمان دیگری برمی‌چیند.

‌مخلص کلام اینکه چندان شگفت‌زده نشوید اگر می‌گویند: «این اجازه‌دادن‌ها برای ایجاد شکاف در اپوزیسیون است!» و حیرت نکنید اگر روزی دور، سایه هما بر ملت افتاد و روزگار تلخ گذشت، این جماعتِ راه‌گم‌کرده، سوگوارِ بربادرفتنِ اپوزیسیون شوند و گِل بر سر گیرند!

‌این بازگشت‌ها البته که خوب است؛ از این خوب‌تر، وقتی است که همه این اختلاف‌ها و حتی گیس‌وگیس‌کشی‌ها با خط قرمز «ایران» در داخل ایران باشد. اما بنشینید و ببینید کارد و پنیر در داخل و خارج، با دو سویه به‌ظاهر متضاد، چگونه در روزهای آتی برای این پت‌پت لرزان و نوپا، دست‌ پنهان در دست‌هم زمین را به آسمان خواهند دوخت.

‌آزادکردن ایران از گرفتاری‌هایش دیری است برای عده‌ای به جای تقلا برای تغییر، به تنوری برای دمیدن بیشتر بر آتش درونش تبدیل شده است و این‌گونه است که به جای اندیشه حل مسائلش به لاینحل ماندن مشکلاتش می‌اندیشند و دیدیم که اگر بو ببرند «ترومن پلاس»ی هست که کار را جمع کند برای همان‌هم هورا می‌کشند.

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه