سهند ایرانمهر | حزب دموکرات آمریکا
چپ نو در حزب دموکرات | جابهجایی تدریجی مرزهای سیاست در حزب دموکرات
| تحلیل پیشرو به قلم سهند ایرانمهر به بررسی تحولات درونی حزب دموکرات آمریکا و ظهور نسل جدیدی از سیاستمداران این حزب میپردازد؛ جریانی که با رویکردی متفاوت نسبت به مسائل داخلی آمریکا، سیاست خارجی و بهویژه موضوع اسرائیل و خاورمیانه، در حال تغییر تدریجی موازنه قدرت در اردوگاه دموکراتها است.
تحلیل پیشرو به قلم سهند ایرانمهر به بررسی تحولات درونی حزب دموکرات آمریکا و ظهور نسل جدیدی از سیاستمداران این حزب میپردازد؛ جریانی که با رویکردی متفاوت نسبت به مسائل داخلی آمریکا، سیاست خارجی و بهویژه موضوع اسرائیل و خاورمیانه، در حال تغییر تدریجی موازنه قدرت در اردوگاه دموکراتها است.
در انتخابات مقدماتی دموکراتها در ایالت کلرادو، ملات کیروس، نامزد دموکراتهای متمایل به جریان چپ که پیشتر به دلیل مواضع انتقادی خود علیه اسراییل از کاردر یک شرکت خصوصی حقوقی برکنار شده بود ، در یک حوزه حزب دموکرات در شهر دنور، موفق شد نماینده باسابقه کنگره ( با ۱۵ دوره حضور در مجلس نمایندگان آمریکا) را در رقابت درونحزبی شکست دهد و عملاً نامزد رسمی حزب برای انتخابات نهایی کنگره شود. انتخابات مقدماتی حزب دموکرات در سالها و به ویژه در ماههای اخیر شاهد روندی قابل توجه است به نحوی که در برخی حوزههای شهری، نامزدهای نسل جدید و چپگراتر موفق شدهاند سیاستمداران قدیمیتر و میانهروتر حزب را کنار بزنند. این نتیجه و نتایج دیگر، رویدادی اتفاقی نیست و از نگاه برخی تحلیلگران نشانه یک تغییر آرام اما مهم در داخل خود حزب دموکرات است که چند ویژگی مهم دارد:
اول، نگاه این جریان به اسرائیل و خاورمیانه نسبت به جریان اصلی حزب دموکرات صریحتر و انتقادیتر است. در گذشته، بیشتر سیاستمداران دموکرات در این موضوع با احتیاط و در چارچوب سیاست رسمی آمریکا حرف میزدند، اما نسل جدید راحتتر و مستقیمتر از سیاستهای اسرائیل انتقاد میکند و آن را به چالش میکشد.
دوم، این نگاه فقط محدود به سیاست خارجی نیست. در ذهن این جریان، مسئله اسرائیل و جنگ و مداخله نظامی آمریکا به یک تصویر بزرگتر وصل میشود به دیگر سخن ، این گروه میگوید همان منطقی که در داخل آمریکا باعث تبعیض نژادی، فقر یا خشونت پلیسی میشود، در سیاست خارجی هم خودش را در قالب جنگ و حمایت نظامی نشان میدهد. به همین دلیل، بحث عدالت نژادی، مخالفت با نظامیگری و نقد سیاست خارجی در یک چارچوب واحد کنار هم قرار میگیرند.سوم ، شیوه کار انتخاباتی این جریان متفاوت است. در گذشته، سیاست در آمریکا بیشتر از طریق شبکههای حزبی، افراد بانفوذ و کمکهای مالی بزرگ پیش میرفت. اما این نسل جدید بیشتر بر کار محلی تکیه دارد؛ یعنی سازماندهی در سطح محلهها، دانشگاهها، اتحادیههای کوچک و شبکههای داوطلبی. بهجای اتکا به «نخبگان سیاسی»، بیشتر روی انرژی از پایین و شبکههای اجتماعی و فعالیتهای میدانی حساب میکنند و در نتیجه این تغییر، شکل رقابت انتخاباتی را هم عوض کرده است.
چهارم، در برخی موارد این جریان وارد حوزههایی شده که قبلاً در سیاست آمریکا حساس و تقریباً غیرقابل بحث تلقی میشد. یعنی موضوعاتی در سیاست خارجی که معمولاً سیاستمداران اصلی حزب با احتیاط از کنار آن عبور میکردند، حالا مستقیمتر و بدون آن محدودیتهای قدیمی مطرح میشوند. همین موضوع باعث اختلاف جدی در داخل حزب دموکرات شده است.
با وجود این چهار ویژگی که اشاره کردم مهم است که بدانیم این جریان هنوز کل حزب دموکرات را در دست نگرفته است. بیشتر موفقیتهای آن در شهرهای بزرگ و حوزههایی است که از قبل هم دموکراتها در آنها قوی بودهاند و در مناطق رقابتی که نتیجه انتخابات تعیینکننده است، هنوز سیاستمداران میانهرو دست بالا را دارند. بنابراین، آنچه امروز میبینیم یک تغییر تدریجی در داخل یک بخش از حزب دموکرات است نه همه حزب و نه همه مناطق.درباره افق آینده این جریان نیز نگاههای متفاوتی وجود دارد، ترامپ همه آنها را درعبارت «کمونیست» یک کاسه میکند، لابی اسراییلی و جریان راست نگران گسترده شدن آن است و تحلیلگران هم معتقدند اگر این جریان یک جریان لحظهای نباشد و به اصطلاح پابگیرد عملا دو جریان متفاوت در حزب دموکرات را ایجاد خواهد کرد که نگاه متفاوتی به اقتصاد و سیاست در امریکا دارد .
دیدگاه تان را بنویسید