توافق؛
از غرش تهدید تا خبر توافق؛ کالبدشکافی یک چرخش ناگهانی
| چرخش ناگهانی ترامپ از تهدید به توافق، نه یک عقبنشینی ساده، که پردهبرداری از «صورتبندی جدید در موازنه وحشت» است.
چرخش ناگهانی ترامپ از تهدید به توافق، نه یک عقبنشینی ساده، که پردهبرداری از «صورتبندی جدید در موازنه وحشت» است.
تحولات نفسگیر اخیر - از عبور بیدرنگ ایران از دکترین دیرپای «صبر استراتژیک» در پاسخ به نقض آتشبس لبنان، تا هدفقراردادن پهپادی آپاچی در آسمان منطقه و سرانجام پیام چند لحظه پیش دونالد ترامپ مبنی بر لغو حملات - بیش از آنکه یک جابجایی ساده در خطوط نبرد باشد، پردهبرداری از یک «صورتبندی جدید در موازنه وحشت» است.
برای درک رفتار سینوسی ترامپ، که در چهل و هشت ساعت از غرش تهدیدهای ویرانگر به ناگاه به لحن مصلحانه یک معمار صلح فراگیر کوچ کرد، باید به سراغ ادبیات علم سیاست و استراتژی «مدیریت پلکان تنش» (Escalation Dominance) رفت. شاید خطای بنیادین واشنگتن و تلآویو در این بود که تصور میکردند خطوط قرمز اعلامی از سوی تهران، صرفا تهدیدهایی لفاظانه برای مصرف داخلی یا چانهزنیهای دیپلماتیک است اما غافلگیرانهترین بخش ماجرا، آمادگی عریان تهران برای قمار بزرگ و ورود به جنگ تمامعیار بود. وقتی چند روز بعد از حمله به شمال اسراییل، پهپاد، بالگرد مهاجم آمریکایی را ساقط کرد، الگوهای گذشته بازی بیشتر بهم ریخت.
اینجاست که به تعبیر نظریهپردازان رئالیسم ساختارگرا، وقتی هزینه جنگ از سود احتمالی آن فراتر میرود، بازیگر زیرک دستبهدامن «شاهکار روایتسازی» میشود. ردیف کردن نام بیش از ده کشور منطقه در بیانیه ترامپ، پیش از آنکه یک گزاره حقوقی ملموس باشد، یک «سپر روایی» و صلحطلبی خودخوانده برای پوشش یک عقبنشینی ناگزیر است. به دیگر سخن، ترامپ برای آنکه از گردنه نفسگیر تهدیدهایش پایین بیاید، نیاز به یک «پل طلایی خروج» داشت؛ پلی که بر روی آن تابلوی «توافق بزرگ» نصب شده باشد تا افکار عمومی به جای تماشای عقبنشینی نظامی، مبهوت نبوغ معاملهگری او شوند.
اگرچه بعید است ماجرای این جنگ با توافقی یکشبه تمام شود و اصولا پایانبندی کلاسیکی داشته باشد اما ترامپ امروز، در قامت یک تاجر سیاست، به خوبی این درس را آموخته است که «اگر نمیتوانی حریفت را در میدان وادار به تسلیم کنی، روایتی بساز که در آن، صلح و توافق به نام تو سکه بخورد.»
کوتاه سخن آنکه، کشمکشهای این شبهای داغ، تصویری روشن از واقعیت عریان قدرت را به نمایش گذاشت. اهرم «محاصره دریایی» که ترامپ در پایان متنش به عنوان چماق باقیمانده از آن یاد میکند، در واقع آخرین سنگر پرستیژ جریحهدار شده آمریکاست.
ناظران واقعبین ماجرا خوب میدانند که لغو احتمالا موقت حملات، نمیتواند لزوما حاصل تمکین تهران به اولتیماتومهای واشنگتن باشد، بلکه به احتمال زیاد معلول محاسبه کنونی کاخ سفید از موضع سخت و غیرقابلپیشبینی طرف مقابل در برداشتن گامهای بعدی است، گامهایی که به نظر میرسد به نوعی از اعتمادبهنفس نیز رسیده است تا مگر تحولی -از جنس آنچه اسراییل برایش تقلا میکند- از راه برسد و دریافت کنونی آمریکا را دوباره به قاعده روز اول جنگ جهت دهد . به هر صورت، در حال حاضر جنگ روایتها در فضای مجازی شاید با پیام پیروزمندانه توئیتری ترامپ بازنمایی شود، اما در جغرافیای سخت و بیرحم واقعیت، نبرد اراده است که قواعد بازی را مینویسد نه ترکیب کلمات.
دیدگاه تان را بنویسید