ارسال به دیگران پرینت

گزارش البدیل از چرایی متحد نشدن اعراب: مانند اروپایی‌ها، فداکاری و هزینه نمی‌کنیم

البدیل نوشت: چه اتفاقی افتاد که به این حد از تفرقه ها و درگیریها بین اعراب رسیدیم؟! در حالی که در دهه 50، حنجره ها نغمه وحدت عربی را در پاسخ به زخم فلسطین سر می دادند. وحدت بین سوریه و مصر بیش از سه سال و نیم به طول نینجامید...

۵۵آنلاین :

چه اتفاقی افتاد که به این حد از تفرقه ها و درگیریها بین اعراب رسیدیم؟! در حالی که در دهه 50، حنجره ها نغمه وحدت عربی را در پاسخ به زخم فلسطین سر می دادند. وحدت بین سوریه و مصر بیش از سه سال و نیم به طول نینجامید؛ آن هم به لطف کاریزما (قدرت رهبری) عبدالناصر و روحیه اتحاد در نزد سوریه ای ها. پس از جدایی این دو، رویای اتحاد تا سطح همبستگی و هماهنگی تنزّل پیدا کرد. براساس این مسیر، خیلی غافلگیر کننده نیست که به شرایط کنونی برسیم! چرا که عوامل پراکندگی و تفرقه فراوان است که در رأس آنها تبعیت سازمانهای عربی از غرب جای دارد؛ آنچه که قدرتمندتر از عناصر اتحاد محسوب می شود.

به گزارش «انتخاب»، این رسانه عرب زبان در ادامه نوشت: با اینکه عوامل اتحاد ما بیش از عوامل اتحاد در نزد هر امّت دیگری است، از جغرافیا گرفته تا تاریخ، زبان، سرنوشت و آمال و آرزوهای مشترک، با این وجود، در واقعیت به سوی تقسیم و تجزیه بیشتری پیش می رویم. در این میان، اروپایی ها علیرغم جنگها، خونریزیها، ویرانی های بسیار و زبانهای مختلف، برای دست یابی به وحدت تلاش می کنند، بویژه آلمان و فرانسه، دو دولت قدرتمند از لحاظ اقتصادی، که هزینه های این اتحاد را پرداختند؛ برای مثال آلمان غربی برای متحد شدن دو آلمان، بیش از دو هزار میلیارد یورو هزینه کرد.

این تفاوت اصلی بین ما عربها و اروپایی هاست، ما برای اتحاد نه تنها به اراده، وسعت دید، فداکاری و استقلال نیاز داریم، بلکه ثروت نیز از عوامل اصلی دست یابی به اتحاد است؛ آنچه که متاسفانه در بین دولتهای نفتی خلیج (فارس)، متمرکز است و حاکمان آن احساس ملی، رغبت، اراده و شعور فداکاری برای اتحاد اعراب را ندارند. این حکام عرب خود عامل تخریب هر گونه تلاشی برای وحدت بوده اند. اما به مرور زمان دریافتیم که آنها با وجود برخورداری از منابع مالی بسیار اراده ای برای اتحاد ندارند.

برای مثال، بیش از سه دهه و نیم از تاسیس شورای همکاریهای خلیج فارس می گذرد بی آنکه هیچ اقدامی برای برقراری اتحاد بین دولتهای عضو آن انجام شده باشد، بلکه بیشتر، اختلافات آنها در این شورا نمایان شده است که هر بار با ورود آمریکا به خط بحرانها، که با هدف باجگیری صورت می گرفت، به ظاهر این اختلافات حل می شد!

عادل الجبیر، وزیر خارجه آل سعود، هنگامی که در پاسخ به اقدامات افراطی سعودیها در منطقه و جهان، در نشستی که در بروکسل برگزار شد، از خدمات ال سعود به غرب سخن گفت، در واقع نقش تخریب گرانه این حکومت در منطقه را فاش کرده است: «از طریق ائتلاف با ایالات متحده موفق شدیم در مقابل رادیکالیسم عربی در دهه پنجاه و شصت بایستیم، همچنین موفق شدیم پیشروی اتحاد شوروی در منطقه را در دهه70 و 80 متوقف کرده و آن را از افغانستان بیرون کنیم».

این سخن وزیر خارجه سعودی، به منزله اعترافی واضح و صریح به نقش تخریبی نظام عربستان در تحقق جدایی بین مصر و سوریه است، و مقصود وی از رادیکالیسم، هر حزب و دولت عربی است که برای آزادی از سیطره اسرائیل و سیاست امریکا در دشمنی با خواسته های ملتهای عربی، فعالیت می کند. در ادامه، اظهارات جبیر بیانگر آن است که آل سعود در صف مخالف منافع ملتهای عربی ایستاده و ثروت نفتی خود را در خدمت برنامه های آمریکا قرار داده است.

آل سعود و حکام شیخ نشین خلیج (فارس) عضویت یمن در شورای همکاری ها را نپذیرفتند، به این دلیل که یمن کشوری فقیر است و عضویتش در این شورا هزینه ای برای این دولتها داشت؛ از این رو، از قبول این هزینه سر باز زدند و در مقابل در جنگ با یمن، از صرف میلیاردها دلار در هر ماه، برای ویرانی و نابودی این ملت کوتاهی نکردند! اکنون نیز در پی تقسیم این کشور هستند و این علاوه بر دخالت آنها در امور سوریه و حمایت از گروههای ترویستی مسلح در آن، از جمله داعش و النصره، تحت نظارت آمریکا و اسرائیل، با هدف تضعیف سوریه است. از دیگر اقدامهای سعودی که مانعی بزرگ بر سر راه اتحاد بین کشورهای عربی منطقه بوده است، دادن رشوه به سارکوزی و یک صهیونیستی است که او را فیلسوف بهار عربی می نامند.

بدین ترتیب، آل سعود و شیخ نشینها از تخریب هر گونه تلاشی برای تحقق وحدت در منطقه، به توطئه برای تقسیم دولتهای عربی روی آوردند، تا اوضاع را بر وفق مراد امریکا و اسرائیل پیش برده و به آنها در مورد اینده حضورشان در منطقه اطمینان بدهند.

در این میان، حتی قدس شریف نیز از توطئه های انها در امان نماند و در حال حاضر می کوشند با ترویج عقیده همراهی با ترامپ در راستای حل مساله فلسطین، با انتقال پایتخت اسرائیل به قدس موافقت کنند، به این بهانه که مقابله با ایران از طریق ائتلاف با امریکا و اسرائیل، مهمترین مساله است!

در پایان باید گفت، حتی اگر رهبری کاریزمایی و اراده برای تحقق وحدت عربی وجود داشته باشد، منابع مالی لازم برای حمایت از این طرح، نیست؛ چرا که ثروتها در اختیار سازمانهای عشایری عقب مانده و وابسته به غرب است و این شرایط به همین شکل ادامه دارد تا اینکه امر خداوند فرا رسد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 
آنچه دیگران می خوانند:

    دیدگاه

    توسعه