ارسال به دیگران پرینت

عبدالقادر فایز مدیر دفتر الجزیره در تهران تحلیل کرد؛

ایران و آمریکا؛ کار به جاهای باریک می کشد؟

با ترور سردار سلیمانی توسط واشنگتن، خطوط قرمز، از میان رفت و این یک اقدام بی سابقه از سوی آمریکا بود. پاسخ تهران به اقدام آمریکا نیز هدف گرفتن عین الاسد با موشک و به صورت مستقیم بود؛ آنچه که در طول 40 سال گذشته تهران به آن فکر نکرده بود. این تغییر بزرگ، در قواعد درگیری، نبرد بین تهران و واشنگتن را براساس ضرورت ایجاد حالت بازدارندگی جدید استوار کرد

عبدالقادر فایز مدیر دفتر الجزیره در تهران در رشته توئیتی طولانی به تحلیل تحولات جدید در روابط ایران و آمریکا پرداخت.

در ادامه این مطلب آمده است: از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، 3 نشانه، تغییر در رابطه بین ایران و ایالات متحده را شکل داد:

1-پایان معادله «نه جنگ و نه صلح» که 40 سال پایدار مانده بود.

2-سیاست هجومی تر آمریکا که به دنبال واداشتن ایران به واگذاری برگ های برنده استراتژیکش در سه حوزه است:

-بخش حیاتی برنامه های هسته ای

-برنامه های موشکی

-نفوذ منطقه ای

-برنامه های فضایی

با ترور سردار سلیمانی توسط واشنگتن، خطوط قرمز، از میان رفت و این یک اقدام بی سابقه از سوی آمریکا بود. پاسخ تهران به اقدام آمریکا نیز هدف گرفتن عین الاسد با موشک و به صورت مستقیم بود؛ آنچه که در طول 40 سال گذشته تهران به آن فکر نکرده بود.

این تغییر بزرگ، در قواعد درگیری، نبرد بین تهران و واشنگتن را براساس ضرورت ایجاد حالت بازدارندگی جدید استوار کرد و به نظر می رسد این حالت بازدارندگی، در وهله اول حول محور جغرافیای سیاسی می چرخد:

-آمریکا از تهران می خواهد به طور کلی از نفوذ منطقه ای خود چشم پوشی کند و این به معنای امنیت ملی شکننده برای ایران است.

-شعار ایران، بیرون رفتن نیروهای آمریکایی از منطقه است؛ که این به معنای مشروع نشان دادن هدف گرفتن حضور آمریکا در مرحله آینده است، که می تواند ضرورتا به شکل مستقیم و از طریق ایران نباشد.

این دو شعار، نمی توانند تنها با اتکا به قدرت نرم، محقق شوند و لزوما قدرت سخت وارد میدان می شود؛ بدین معنا:

1-مرحله آینده سخت تر و خشونت آمیز تر خواهد بود.

2-خروج رویارویی از میدان های قدیمی آن، به سمت میدانهای دیگر.

3-نگرانی دولتهای متعددی در منطقه، از انجاکه ایستادن در نقطه ای متوزان، برای آنها دشوار است؛ از این رو اغلب آنها تلاش می کنند نقش میانجی را ایفا نمایند.

4-عقب نشینی ملموس از اصل مذاکره، که این مقوله را در اذهان تداعی می کند:«زمانی که مذاکره پایان یابد، جنگ شروع می شود، نه زمانی که صدای اولین گلوله را بشنویم».

طبق ارزیابی من، راه حل آوردن دو کشور پای میز مذاکره، نیازمند دو امر است:

1-قبول این نکته از سوی تهران که آمریکا از توافق هسته ای خارج شده و درخواست توافق جدیدی را دارد.

2-پذیرش این تفکر از سوی واشنگتن که ایران هرگز بعنوان یک شکست خورده مذاکره نخواهد کرد و آمریکا باید در مورد تحریمها، امتیاز متوزان و واقعی بدهد.

 

 

 

 

منبع: انتخاب
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد
  • محسن ارسالی در

    انچه امروز باید امریکا انرا بپذیرد قدرت علمی و فناوری ایران اسلامی در منطقه و..است در این چهل سال ایران اسلامی توانسته با تکیه بر دانش فنی به پیشرفته ترین تکنولوژی روز دنیا دسترسی پیدا کند کشوری که بتواند در عرصه فرستادن ماهواره به فضا اقدام نماید در دیگر عرصه‌های علمی وفنی راهش باز خواهد شد تحریمهای دولت اسرائیل امریکا علیه کشور ما این خودباوری را در دانشمندان ما بوجود اورد که فکر وهوش ایرانی بالاتر از غربیهای متوحش است اگر تا دیروز علوم جدید در اختیار انها بوده امروز باید بپذیرند که مکتب و ایدئولوژی اسلامی خود به تنهای گره گشای تمامی نابسامانی‌های موجود در دنیای باصطلاح متمدن است کشور ما باید همانگونه که شهرکهای صنعتی را ایجاد کرد بفکر شهرکهای فنی مهندسی در خصوص جمع اوری متخصصین و..باشد ایجاد این شهرکها ابتدا با حمایت دولت و بخش خصوصی کشور ما را به یکی از کانونهای علمی ...خواهد برد البته باید در این مورد هماهنگیهای لازم با ذی نفعان انجام پذیرد

  • ناشناس ارسالی در

    کار اسرائیل هم در آن صورت به جای باریکی خواهد کشید!

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه