سهند ایرانهمر:
سخنرانی نتانیاهو، رونمایی از یک تغییر آشکار
| سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی نقطه اوج تغییر مسیر در تاریخ زبان دیپلماتیک اسرائیل بود. تفاوت مهم این سخنان با سخنان رهبران پیشین اسرائیل در این است که اسرائیل دیگر سودای بهدستآوردن مشروعیت جهانی و استدلالکردن برای آن را ندارد بلکه برعکس میخواهد نشان دهد که اصولا او را نیازی به استدلال نیست و تیغ عریان را بر سیاست غربپسند پنهانش ترجیح میدهد.
سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی نقطه اوج تغییر مسیر در تاریخ زبان دیپلماتیک اسرائیل بود. تفاوت مهم این سخنان با سخنان رهبران پیشین اسرائیل در این است که اسرائیل دیگر سودای بهدستآوردن مشروعیت جهانی و استدلالکردن برای آن را ندارد بلکه برعکس میخواهد نشان دهد که اصولا او را نیازی به استدلال نیست و تیغ عریان را بر سیاست غربپسند پنهانش ترجیح میدهد.
برای فهم این تغییر کافی است نتانیاهوی ۲۰۲۶ را با نتانیاهوی ۱۹۹۸ مقایسه کنیم. نتانیاهو در سخنرانی ۱۹۹۸ سازمان ملل میگفت اسرائیلیها آماده «مصالحههای دردناک برای صلح» هستند، مذاکره تنها راه حل است و صلح باید بر «امنیت و عمل متقابل» بنا شود و با این سخنان دل از متحدانی میربود که آن را باستیون تمدن غرب و حصار حصینی در دل توحش خاورمیانه مینمایاندند. اسحاق رابین هم در خاطرات خود، پس از اسلو، از اسرائیل بهعنوان دولتی یاد میکرد که حاضر است «به صلح فرصت بدهد». شیمون پرز هم میگفت دولتمرد باید انتخاب کند؛ یا برای صلح هزینه بدهد یا وارد جنگ شود و خطر آن را بپذیرد حتی آریل شارون، که به قصاب صبرا و شتیلا معروف شده بود هم فهمیده بود که برای کسب مشروعیت باید میان قدرت نظامی و امکان همزیستی فرقی بگذارد؛ چنانکه بعدها درباره عقبنشینی از غزه استدلال خود را با مسئله آینده دولت یهودی ـ دموکراتیک پیوند زد.
نتانیاهو در مجمع عمومی امسال اما از منطق دیگری رونمایی کرد. نخستین جمله او پس از خروج هیاتها، «بزدل» خطاب کردن آنان بود؛ سپس جنگ ایران را «آسانترین تصمیم»خود نامید. به عبارت دیگر اگر اسحاق رابین درباره هزینه انتخاب سیاسی سخن میگفت، نتانیاهو دستودلِ بازی برای انتخاب سریع گزینه جنگ دارد و پشت تریبون سازمان ملل تلههای انفجاری (پیجر) را همچون کاپ افتخار بالا میگیرد.
اهمیت این تغییر با وضعیت افکار عمومی آمریکا بیشتر میشود زیرا در نظرسنجی مه ۲۰۲۶ پیو، تنها ۳۲ درصد آمریکاییها نظر مساعدی درباره دولت اسرائیل داشتند و ۶۲ درصد نظر نامساعد؛ این رقم در ۲۰۱۹ بهترتیب ۴۱ و ۵۱ درصد بود. از آنسو و از منظر شکاف حزبی نیز در میان دموکراتها، موافقان دولت اسرائیل فقط ۱۶ درصدند(در برابر ۵۱ درصد جمهوریخواهان).
اسرائیل زمانی قدرت خود را با این استدلال توضیح میداد که امنیت میخواهد تا بتواند به صلح برسد. نتانیاهوی امروز میخواهد ثابت کند موجود خشمگین و خطرناکی است و امنیت را جز جنگ نمیبیند.خطر این روش برای اسرائیل آنجاست که وقتی جنگ یگانه راه باشد سرمایه سیاسی لازم از دست رفته است و فاصله گرفتن افکار عمومی آمریکا و کاهش حمایت دوحزب آمریکا، بهرصورت تاثیر خود را خواهد گذاشت.
این تغییرات برای اسراییل مهم است چون آنچه تاکنون دست او را برای عرضاندام بازگذاشته صرفا توان نظامی نبوده است بلکه امنیت ناشی از ائتلافهای خارجی، حمایت آمریکا و استقبال غرب از رفتار نخستوزیرانی بوده که به آنها قبولانده بودند که اسراییل برای صلحطلبی یا دفاع خود استدلال و منطق اقناعی دارد و حالا نتانیاهو به صراحت در حال اثبات این واقعیت است که جز تقابل و تهاجم مسیر دیگری را نمیشناسد و به جای تقلای اقناع برای ائتلاف ترجیح میدهد که منتقدینش را ترسو بخواند.
دیدگاه تان را بنویسید