ارسال به دیگران پرینت

حسین قتیب:

مهم‌ترین اشتباه نتانیاهو

| حسین قتیب با اشاره به بخش پایانی سخنرانی بنیامین نتانیاهو و نقل‌قول او از مارک تواین درباره مصری‌ها، بابلی‌ها و پارسی‌ها، گفت مسئله اصلی در این سخنان نه تأسیسات هسته‌ای ایران و نه پیش‌بینی سقوط جمهوری اسلامی، بلکه تصویری است که نتانیاهو از نظم جدید خاورمیانه ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن اسرائیل خود را قدرت مسلط منطقه می‌بیند. قتیب معتقد است تبدیل برتری نظامی به تصور پایان رقابت تاریخی، می‌تواند به خطای محاسباتی منجر شود، چرا که به گفته او، حکومت‌ها در ایران تغییر کرده‌اند اما «ایران» به‌عنوان یک موجودیت تاریخی باقی مانده است.

مهم‌ترین اشتباه نتانیاهو

حسین قتیب با اشاره به بخش پایانی سخنرانی بنیامین نتانیاهو و نقل‌قول او از مارک تواین درباره مصری‌ها، بابلی‌ها و پارسی‌ها، گفت مسئله اصلی در این سخنان نه تأسیسات هسته‌ای ایران و نه پیش‌بینی سقوط جمهوری اسلامی، بلکه تصویری است که نتانیاهو از نظم جدید خاورمیانه ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن اسرائیل خود را قدرت مسلط منطقه می‌بیند. قتیب معتقد است تبدیل برتری نظامی به تصور پایان رقابت تاریخی، می‌تواند به خطای محاسباتی منجر شود، چرا که به گفته او، حکومت‌ها در ایران تغییر کرده‌اند اما «ایران» به‌عنوان یک موجودیت تاریخی باقی مانده است.

قتیب در کانال تلگرامی خود‌ نوشت:

به نظر من مهم‌ترین بخش سخنرانی امشب نتانیاهو نه جایی بود که درباره تأسیسات هسته‌ای ایران حرف زد، نه آنجا که از جنگ هفت‌جبهه‌ای گفت و نه حتی آنجا که سقوط جمهوری اسلامی را پیش‌بینی کرد. مهم‌ترین بخش، پایان سخنرانی بود؛ جایی که سراغ مارک تواین رفت و گفت مصری‌ها، بابلی‌ها و پارسی‌ها زمانی برخاستند، جهان را از شکوه خود پر کردند و بعد خاموش شدند، اما یهودیان باقی ماندند.

این فقط یک نقل‌قول تاریخی نبود. پشت این جمله، اعتمادبه‌نفسی بسیار بزرگ‌تر خوابیده است. نتانیاهو عملاً دارد تصویری از نظم جدید خاورمیانه ارائه می‌کند. تصویری که در آن مصر دیگر قدرت مسلط منطقه نیست، عراق از معادله هژمونی خارج شده، ایران در حال شکست خوردن است و اسرائیل قدرتی است که از همه این دوره‌ها عبور کرده و حالا در نقطه‌ای ایستاده که خود را هژمون بلامنازع منطقه می‌بیند. برای نتانیاهو، این فقط یک برتری نظامی موقت نیست. او می‌خواهد آن را به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل کند؛ گویی پرونده رقابت قدرت در خاورمیانه بسته شده و اسرائیل برنده نهایی تاریخ منطقه است.

و به نظر من یکی از مهم‌ترین خطاهای او دقیقاً همین‌جاست.

همین اعتمادبه‌نفس بود که پیش‌تر این تصور را ایجاد کرد که می‌توان با چند روز عملیات نظامی، ترور رهبر و‌ فرماندهان، ضربه به زیرساخت‌ها و با کمک شبکه‌های اجتماعی، ایران اینترنشنال، عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی، نظام سیاسی ایران را از درون فروپاشاند. تصور این بود که جامعه ایران در آستانه انفجار است، چند ضربه خارجی کافی است، ساختار سیاسی فرو می‌ریزد و بعد می‌توان ایران را وارد مرحله‌ای از تجزیه، آشوب و بازطراحی ژئوپلیتیکی کرد.

اما مسئله ایران به این سادگی نیست.

ایران فقط یک حکومت نیست. ایران فقط جمهوری اسلامی هم نیست. ایران یک ساخت سیاسی و تاریخی با عمقی چند هزار ساله است. سلسله‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، حکومت‌ها عوض شده‌اند، پایتخت‌ها تغییر کرده‌اند، مرزها کوچک و بزرگ شده‌اند، کشور اشغال شده، شکست خورده، دچار انقلاب شده، اما چیزی به نام ایران باقی مانده است.

ایران برخلاف بسیاری از دولت‌های مدرن منطقه، محصول یک توافق استعماری در قرن بیستم نیست. ما روز استقلال نداریم. روزی در تقویم ما وجود ندارد که بگوییم در آن روز ایران از یک امپراتوری خارجی جدا شد و تبدیل به کشور شد. این به معنای آن نیست که ایران هرگز اشغال نشده یا زیر فشار قدرت‌های خارجی قرار نگرفته است. بارها چنین شده. اما ایران پیش از بسیاری از این امپراتوری‌ها وجود داشته و پس از آنها هم باقی مانده است.

به همین دلیل جمله نتانیاهو درباره «پارسی‌هایی که آمدند و خاموش شدند» شاید بیش از آنکه نشانه شناخت تاریخ باشد، نشانه بدفهمی تاریخ ایران است.

ایران خاموش نشده است.

ایران ضعیف شده، قوی شده، شکست خورده، دوباره برخاسته، بخش‌هایی از سرزمینش را از دست داده، دولت‌هایش فروپاشیده‌اند و نظام‌های سیاسی‌اش تغییر کرده‌اند، اما خود ایران باقی مانده است.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که برتری نظامی به توهم تاریخی تبدیل شود. وقتی یک دولت تصور کند چون امروز از نظر هوایی، اطلاعاتی و تکنولوژیک برتری دارد، پس تاریخ نیز به پایان رسیده و رقبایش دیگر قدرت بازگشت ندارند. همان‌جا معمولاً خطای محاسباتی آغاز می‌شود.

شاید نتانیاهو امروز بیش از هر زمان دیگری احساس کند که اسرائیل به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند نظم منطقه را برای یک نسل آینده تعیین کند. اما قدرت نظامی با هژمونی پایدار یکی نیست و هژمونی پایدار هم با پایان تاریخ یکی نیست.

اما ایران بوده است، ایران هست و به فضل خدا ایران خواهد بود.

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه