رضا رئیسی؛
تغییر قواعد بازی به وقت ایران و اسرائیل | رضا رئیسی
| با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، معادلات میان ایران و اسرائیل دچار یک تغییر و دگرگونی کلان محور شد. اسرائیل به عنوان یک موجودیت نامشروع، اشغالگر و نماینده استکبار جهانی در منطقه غرب آسیا به عنوان خصم مطلق و دشمن تمام قامت در اتمسفر ذهنی و شعاری انقلابیون جا خوش کرد. البته که اگر انقلابیون ایرانی شعار حذف و هدم رژیم صهیونیستی را میدادند این اسرائیل بود که با روحیه تجاوزگری خود از خطوط قرمز به شکل مداوم و مستمر عبور میکرد.
رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
صورت بندی منازعات و ملاحظات میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل طی ۴۷ سال گذشته، هر چند دچار زوایای پیدا و پنهان و فراز و فرودهای سینوسی بوده اما یک قاعده کلی حاکم بر آن بوده است یا بهتر است بگوییم، سردمداران رژیم خواستهاند، چنین موازنه سازی را حاکم بر معادلات فی مابینی کنند. یک سوی معادلهی برساخته آنان، معطوف به کنشگری طرف اسرائیلی و سوی دیگر شامل بر واکنش تابعی و پاسخ طرف ایرانی بوده است. معادلهای که شامگاه یکشنبه ۱۷ خردادماه سال ۱۴۰۵ مواجه با نقطه عطف و دگرگونی راهبردی شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، معادلات میان ایران و اسرائیل دچار یک تغییر و دگرگونی کلان محور شد. اسرائیل به عنوان یک موجودیت نامشروع، اشغالگر و نماینده استکبار جهانی در منطقه غرب آسیا به عنوان خصم مطلق و دشمن تمام قامت در اتمسفر ذهنی و شعاری انقلابیون جا خوش کرد. البته که اگر انقلابیون ایرانی شعار حذف و هدم رژیم صهیونیستی را میدادند این اسرائیل بود که با روحیه تجاوزگری خود از خطوط قرمز به شکل مداوم و مستمر عبور میکرد.
اشغال لبنان توسط رژیم غاصب، اولین موازنه سازی میان ایران و اسرائیل را شکل داد، جایی که ایران با حمایت از هم کیشان شیعی خود در برابر تجاوز و اشغالگری رژیم، یک اقدام واکنشی و مستشاری غیر مستقیم را رقم زد و با شکل گیری حزب الله لبنان در واقع اولین پاسخ عملی به تحرکات ایذایی اسرائیل را داد اما در نظر داشته باشید که اقدام ایران واکنشی در برابر تجاوز، بدون دخالت مستقیم و در کمک به کشور مورد تجاوز قرار گرفته، رقم خورد که هم مشروعیت حقوقی و هم توجیه ژئوپلتیکی و اخلاقی داشت.
با گذشت چند دهه، دومین مواجهه ایران و اسرائیل به منصه ظهور رسید، رژیم صهیونیستی با ترور دانشمندان هسته ای ایران بازی را به مرحله تازهای برد، هر چند هیچ گاه به طور رسمی مسولیت این اقدامات را نپذیرفت اما این اولین بار بود که به طور مستقیم و بیواسطه علیه ایران دست به اقدام نظامی و تروریستی زد، تفاوت عملکرد اسرائیل در قبال ایران در برابر واکنش ایران به اسرائیل در لبنان، از چند جهت قابل توجه است، اقدام اسرائیل تجاوزکارانه، کنشی، مستقیم و بر خلاف تمام قواعد و قوانین نظام حقوقی و عرفی نظام بین الملل بود.
بالاخره با گذشت بیش از یک دهه از آغاز عملیات های تروریستی اسرائیل و این بار در سوریه، رژیم اشغالگر، موجی از حملات هوایی به نیروهای مستشاری ایران را کلید زد، نیروهایی که با مجوز و درخواست دولت قانونی سوریه در این کشور حضور داشتند و در عمل هم هیچ اقدام مستقیمی علیه اسرائیل انجام نمی دادند، این بار هم اسرائیل دست به کنشگری مستقیم ضد ایرانی و بر خلاف تمام قواعد بین المللی زد و بالاخره با حمله به کنسولگری ایران به یک معنی به تجاوز مستقیم به تمامیت ارضی ایران دست برد و ایران نیز بالاخره بعد از چند دهه مماشات برای اولین بار پاسخ مستقیم به طرف اسرائیلی مبذول داشت، بعد از آن در ماجرای ترور اسماعیل هنیه و عملیات وعده صادق ۲ و زد و خورد پینگ پنگی انجام پذیرفته و در جریان جنگ رمضان هم باز این اسرائیل بود که پیشگام عملیات آفندی بود و در مقام کنشگر بالفعل ظاهر میشد و ایران ترجیح میداد، در مقام پاسخگر به ایفای نقش بپردازد.
وضعیتی که از شامگاه یکشنبه ۱۷ خردادماه، دچار یک تغییر بنادین و صورت وضعیت جدید و تازه در موازانات فی مابینی شد. برای اولین بار این ایران بود که به تهدیدات و اقدامات پیشدستانه رنگ واقعیت بخشید و برای خود اعتبارزایی کرد و گزینه تازهای را روی میز گذاشت.
فارغ از هر آنچه که در پسا عملیات یکشنبه شب رخ دهد از جمله آنکه ساعتی پیش از نگارش این مطلب، اسرائیل به عملیات علیه چند هدف راداری در داخل ایران اقدام کرد و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در قالب «عملیات نصر» پاسخ دشمن را دادند، می توان گفت موازنات راهبردی میان ایران و اسرائیل برای اولین بار قائم بر کنشگری ایران و واکنش رژیم اسرائیل رقم خورده است.
علی الظاهر در جریان این روند آفندی و پدافندی و تبادل آتش دو جانبه، فرقی نمیکند که چه کسی شروع کننده نبرد بوده است و در جریان سیر تحولات پربسامد جنگی این نکته در اذهان گم شود اما نباید از یاد برد که ایران در حمایت از یک متحد منطقه ای خود جسارت و شجاعت به چالش کشیدن دشمن را به خصوص با توجه به جنگ تحمیلی سوم و تهدیدات مداوم آمریکا از خود نشان داد و این به معنای آنست که ایران با اعتماد به نفس بالا و در قالب یک قدرت مطلق منطقهای پس از این وارد منازعات و زورآزمایی با رقبای خود خواهد شد و دوران صبر و طمانینه استراتژیک و واکنشی به پایان رسیده و ایران برای بازتعریف اهداف و اولویت های خود اکنون دچار اعتماد به نفس مضاعف و به چالش کشیدن هر رقیبی است و نگاه تابعی ندارد و خود میتواند به معادله سازی بر اساس منافع ملی، بدون نگاه به دست بازی طرف های مقابل، اقدام بورزد و این واقعیت اکنون میدانی در تحولات آتی میتواند سرمنشاء تحولات و موازنه سازیهای بزرگ و تعیین کنندهای باشد.
دیدگاه تان را بنویسید