رضا رئیسی | روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
سال خوش ایران در پسا «جنگ ققنوس»
دیر زمانی است که این پهنه اهورایی این گستره خدایی، اینچنین در معرض ابتلائات خطیر و اتفاقات عدیده و امتحانات حیثیتی، ملی و میهنی و تهدیدات وحدت سرزمینی، قرار نگرفته بود. شاید بیراهه نباشد اگر بگوییم از زمان پیدایش سرزمین نجیب زدگان که آن را ایران می خوانیم، در چنین موقعیت حساس و تعیین شده قرار نگرفته است.
یادداشتی از: رضا رئیسی
دیر زمانی است که این پهنه اهورایی این گستره خدایی، اینچنین در معرض ابتلائات خطیر و اتفاقات عدیده و امتحانات حیثیتی، ملی و میهنی و تهدیدات وحدت سرزمینی، قرار نگرفته بود. شاید بیراهه نباشد اگر بگوییم از زمان پیدایش سرزمین نجیب زدگان که آن را ایران می خوانیم، در چنین موقعیت حساس و تعیین شده قرار نگرفته است.
دیر زمانی است که این پهنه اهورایی این گستره خدایی، اینچنین در معرض ابتلائات خطیر و اتفاقات عدیده و امتحانات حیثیتی، ملی و میهنی و تهدیدات وحدت سرزمینی، قرار نگرفته بود.
شاید بیراهه نباشد اگر بگوییم از زمان پیدایش سرزمین نجیب زدگان که آن را ایران می خوانیم، در چنین موقعیت حساس و تعیین شده قرار نگرفته است.
سرزمینی که در طول تاریخ مدون بشر، کهن دیاری ریشه دار با تمدنی بی مثال و منظومهای گرانسنگ از فرخنگ و اسطوره های بی تکرار به حافظه بشریت نزریق و تقدیم کرده است.
موقعیت جغرافیای این سرزمین نیز در سراسر گیتی بی همتا است در طول تاریخ ایران، محور ارتباطی و در نقطه ثقل و گرانیگاه مرکزی، کریدورهای اتصال شرق، عرب و شمال و جنوب جهان قرار داشته و به همین واسطه همواره مورد طمع و دست درازی قدرت های مسلط جهانی در طول تاریخ بوده است.
از زمان کشف طلای سیاه و تبدیل خاورمیانه به قلب انرژی جهان که در ادبیات سیاسی و استراتژیک از آن به عنوان «هارتلند» و گستره سوق الجیشی و ممتاز ژئو پلتیکی جخان یاد میشود، اهمیت و موقعیت استراتژیک ایران برای قدرت های جهانی معاصر دو چندان شد و آنچه در طول یک قرن اخیر بر ایران رفته است در پیامد همین موقعیت و اهمیت راهبردی باید نگریسته و تحلیل شود.
ایرانی که به قول جیمی کارتر در سال ١٣۵۶ جزیره ثبات بود و با پیروزی انقلاب اسلامی از کشوری تحت اداره و مدیریت، در مسیر سودای استقلال و جمهوریت به پیش رفت و به رغم همه فشارهای همه جانبه و چند بعدی در قالب جنگ ترکیبی، دشمنان نتوانستند که اعراض و اهداف خود را محقق کنند و بالاخره به این گردنه و گلوگاه تعیین کننده رسیدیم.
جایی که تمامی سپاه دشمن با همه عقبه اطلاعاتی، امنیتی، نظامی، لجستیکی و هیمنه ابر قدرتی خود به ایران اسلامی تجاوز کرد تا هر آنچه که در طول نزدیک به نیم قرن اخیر بدان دست نیافته بودند، محقق کنند.
در این مقال، مجال پرداختن به همه ابعاد تحولات و اتفاقات جنگ رمضان نیست و راستش را بخواهید، این زمان کوتاه در گستره چند هزار سال تاریخ تمدنی این میهن چندان به چشم نمی آید.
اما نباید حضور در متن و بطن تحولات، نگاه ما را از کلان الگوهای رخ داده و عظمت اتفاقات بوقوع پیوسته به دور دارد، ما در یک بزنگاه تاریخی در محدوده جغرافیای ملی و منطقهای خود با بزرگترین قدرت نظامی طول تاریخ جهان با همراهی صهیونیست های جنایتکار گلاویز شده ایم و تا این لحظه در یکی از بزرگترین میادین جنگ طول تاریخ توانسته ایم دشمن را منکوب و مقهور کنیم و در میدان و خیابان و صحاری و آسمان و زمین دلاورانه پنجه به پنجه دشمن بیفکنیم و حماسه مقاومت دیدنی و شورانگیزی براه بیاندازیم.
بواسطه وقوع جنگ در ماه مبارک رمضان این جنگ را جنگ رمضان خواندهایم، اما جا دارد اکنون با ادامه این جنگ و گذر از ماه رمضان با رجوع به گنجینه گرانسنگ و وزین واژگانی و ادبیات اصیل ایرانی نامی چون «جنگ ققنوس» را بر آن بنمایم.
جنگی که ایرانیان در پسا مقاومت خود و پس از حملات ناجوانمردانه و آتش باری سهمگین دشمن، چون ققنوس از خاکستر بلند شده و به حول قوه الهی معادلات و نظم نوینی را بر منطقه پیرامونی خود حکمفرما کرده و دورانی تازه در برابر این ملت فهیم، نجیب، مظلوم اما مقتدر و سرافراز گشوده خواهد شد که این جنگ با همه تلخی و دهشتباری خود کار را به نقطه بی بازگشت و برقراری پارادایم تازه در معادلات جهانی و منطقهای نسبت به ملت ایران رهنمون کرذه است.
سال پیش رو سال گذر از همه اتفاقات تلخ و شیرین سپری شده، به سمت افق های تازه و پیروزی قطعی و حتمی ایران در سایه سار لطف لایزال الهی خواهد بود. که می فرماید:
و من النصر الا من عندالله العزیز الحکیم.
دیدگاه تان را بنویسید