ارسال به دیگران پرینت

معرفی کتاب | معرفی کتاب قدرت، چیرگی و نفوذ

معرفی کتاب قدرت، چیرگی و نفوذ | گزیده‌ای جامع از کتاب‌های 48 قانون قدرت، قوانین سرشت انسان، چیرگی، هنر اغواگری و 33 استراتژی جنگ

| کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ برای شما مناسب است اگر به دنبال کتابی کاربردی برای افزایش نفوذ و اعمال قدرت شخصی خود بر دیگران هستید.

معرفی کتاب قدرت، چیرگی و نفوذ | گزیده‌ای جامع از کتاب‌های 48 قانون قدرت، قوانین سرشت انسان، چیرگی، هنر اغواگری و 33 استراتژی جنگ

کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ برای شما مناسب است اگر به دنبال کتابی کاربردی برای افزایش نفوذ و اعمال قدرت شخصی خود بر دیگران هستید.

کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ برگزیده‌ای از آموزه‌های رابرت گرین در آثاری همچون 48 قانون قدرت، قوانین سرشت انسان، چیرگی، هنر اغواگری و 33 استراتژی جنگ است. این نویسنده‌ی پرفروش به ما می‌آموزد چگونه تغییر کنیم، چطور رفتار انسان‌ها را بهتر بشناسیم، نفوذ بر دیگران و قدرت شخصی خود را افزایش دهیم و با تصمیم‌های هوشمندانه‌تر در روابط، مدیریت و زندگی حرفه‌ای موفق‌تر عمل کنیم.

درباره‌ی کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ

زمان ما برای مطالعه، تغییر و دگرگونی در افکارمان محدود است و می‌خواهیم یک کتاب ما را با دریایی از آموزه‌های درست، دقیق و کاربردی آشنا کند. بسیاری از افرادی که می‌خواهند به پرسش «چگونه مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت کنیم؟» پاسخ دهند، به دنبال منبعی جامع برای ایجاد تحول و خودسازی هستند و کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ اثر رابرت گرین که از کتاب‌های توسعه فردی است، به ایشان کمک می‌کند تا در فرایند خودسازی و خودشناسی به بیراهه نروند و عمر و انرژی خود را در مسیر درستی صرف کنند.

کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ بر پایه‌ی گزینش و بازآفرینی بخش‌های کلیدی پنج اثر مهم رابرت گرین شکل گرفته است. مهم‌ترین ایده‌های کتاب‌هایی مثل 48 قانون قدرت، قوانین سرشت انسان، چیرگی، هنر اغواگری و 33 استراتژی جنگ، به‌صورت قالبی کوتاه، روان و کاربردی گردآوری شده‌اند تا خواننده بتواند در زمانی کمتر، با مهم‌ترین مفاهیم و آموزه‌های او آشنا شود. در هر فصل از این اثر، با بخش‌هایی از زندگی دانشمندان، ورزشکاران و چهره‌های مشهور آشنا می‌شویم و راز موفقیت ایشان را درمی‌یابیم.

رازهای موفقیت شخصی و خودسازی از نگاه رابرت گرین

رابرت گرین کوشیده است تا نظراتش را به‌صورت کاربردی ارائه کند؛ به‌طور مثال، او به ما پیشنهاد می‌دهد که پیش‌بینی‌ناپذیر باشیم؛ به‌صورتی که کسی نتواند حدس بزند برنامه و حرکت بعدی ما چیست. یکی دیگر از عوامل موفقیت و قدرتمند شدن که در کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ ترجمه‌ی آرسام هورداد عنوان شده، توصیه‌هایی مثل «بگذار دیگران برایت کار کنند اما اعتبارش را برای خود نگه‌دار» را ارائه می‌دهد.

البته هدف اثر پیش رو که یکی از مؤثرترین کتاب‌های توسعه‌ی فردی و خلاصه‌ای از کتاب 48 قانون قدرت است، صرفاً آموزش راه‌های کسب قدرت نیست. بخش مهمی از آموزه‌های رابرت گرین به خودشناسی، شناخت ویژگی‌های شخصیتی انسان‌ها، درک انگیزه‌های دیگران و افزایش هوش اجتماعی اختصاص دارد. خواننده می‌آموزد چگونه رفتار افراد را بهتر تحلیل کند، از تصمیم‌های احساسی فاصله بگیرد، در موقعیت‌های دشوار سنجیده‌تر عمل کند و روابط حرفه‌ای و شخصی خود را آگاهانه‌تر مدیریت کند.

خلاصه‌ی کتاب 48 قانون قدرت؛ آموزه‌هایی برای مدیران

در کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ اثر رابرت گرین، هر قانون با داستانی واقعی از تاریخ آغاز می‌شود؛ داستان‌هایی از پادشاهان، سیاست‌مداران، فرماندهان نظامی، هنرمندان و شخصیت‌های تأثیرگذار که هر یک نمونه‌ای از به‌کارگیری یا نادیده گرفتن یک اصل مهم هستند. پس از روایت هر ماجرا، مفهوم قانون توضیح داده می‌شود و در ادامه، کاربرد آن در دنیای امروز بررسی می‌شود.

رابرت گرین ما را با شناخت سرشت انسان، هنر نفوذ و متقاعدسازی، رهبری، تصمیم‌گیری استراتژیک، مدیریت روابط، برندسازی شخصی، مذاکره، کنترل احساسات، موفقیت شغلی و چیرگی در مهارت‌ها آشنا می‌کند. شناخت انگیزه‌ها، نقاط قوت و ضعف خود به ما یاری می‌دهد تا در موقعیت‌های حساس بهترین تصمیم را بگیریم؛ ازاین‌رو، بخشی از آموزه‌های کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ نشر نوین به شناخت احساسات، کنترل هیجانات، پرهیز از واکنش‌های عجولانه، تشخیص انگیزه‌های پنهان دیگران و افزایش هوش اجتماعی اختصاص یافته است؛ مهارت‌هایی که هم در زندگی شخصی و هم در محیط‌های حرفه‌ای نقشی تعیین‌کننده دارند.

از نفوذ تا چیرگی؛ درس‌هایی از کتاب هنر اغواگری

تغییر واقعی از شناخت خود آغاز می‌شود؛ تا مادامی که ندانیم دقیقاً چه می‌خواهیم، همیشه حس خلأ در وجود ما باقی می‌ماند. او در کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ اثر رابرت گرین، به خواننده می‌آموزد که پیش از تلاش برای تغییر دیگران یا شرایط، باید انگیزه‌ها، ضعف‌ها، عادت‌ها و واکنش‌های خود را بشناسد. تنها زمانی که بتوانیم احساساتمان را کنترل کنیم و رفتارهای خود را آگاهانه زیر نظر بگیریم، قادر خواهیم بود تصمیم‌های بهتر بگیریم و مسیر زندگی‌مان را تغییر دهیم.

با خرید کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ انگار که پنج اثر رابرت گرین را خوانده‌اید و می‌توانید در زندگی خود که رو به موفقیت می‌رود، موثر واقع شوید.

کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ برای شما مناسب است اگر

  • به کتاب‌های رابرت گرین و کتاب‌های انگیزشی علاقه‌مندید.
  • می‌خواهید با چکیده‌ای از آثار روانشناسی موفقیت و توسعه فردی آشنا شوید.
  • به دنبال کتابی کاربردی برای افزایش نفوذ و اعمال قدرت شخصی خود بر دیگران هستید.

در بخشی از کتاب راهنمای قدرت، چیرگی و نفوذ: گزیده‌ای جامع از کتاب‌های 48 قانون قدرت، قوانین سرشت انسان، چیرگی، هنر اغواگری و 33 استراتژی جنگ می‌خوانیم

تحلیل و استخراج قانون: قانون کلیدی این داستان چیست؟ این داستان «قانون خودتخریبی» را به نمایش می‌گذارد. براساس این قانون، نگرش ما به زندگی و رخدادها، مثل عینکی است که به چشم می‌زنیم و دنیا را به‌شیوه‌ای مشخص می‌بینیم. این دیدگاه واقعیت ما را شکل می‌دهد و می‌سازد. نگرش منفی، ترسو یا کینه‌توز، ما را در زندانی خودساخته حبس می‌کند و ناخودآگاه شرایطی را می‌آفریند که از آن می‌ترسیم.

زندان واقعی آنتون چخوف، دیوارهای شهر تاگانروگ یا خشونت پدرش نبود؛ زندان اصلی او نگرش تلخ، کینه‌توزانه و احساس بی‌ارزشی بود که به‌واسطۀ شرایطش بر ذهن او حکم‌فرما شده بود. نقطۀ عطف زندگی او (رهاشدن توسط خانواده) در واقع تجربه‌ای به‌مراتب تلخ‌تر از قبل بود، اما همین بحران او را مجبور به تغییر نگرش درونی‌اش کرد. او انتخاب کرد که کار را «قدرت» ببیند، نه «بردگی». او انتخاب کرد که پدرش را در پرتو «همدلی» ببیند نه «خشم».

این تغییر نگرش همان چیزی بود که او را حقیقتاً آزاد کرد. داستان چخوف ثابت می‌کند که ما قربانی شرایط نیستیم، بلکه معمار پاسخی هستیم که به آن شرایط می‌دهیم. او با ارادۀ خود، نگرشش را از نگرشی «محدود» و منفی به نگرشی «وسیع» و مثبت تغییر داد و به‌این‌ترتیب، سرنوشت خود را دگرگون کرد.

کاربرد امروزی قانون: این قانون در زندگی مدرن اهمیتی حیاتی دارد. ما نمی‌توانیم همیشه شرایط بیرونی (محیط کار، رفتار دیگران، مشکلات اقتصادی) را کنترل کنیم، اما همیشه می‌توانیم نگرش خود را انتخاب کنیم. اگر با نگرشی خصمانه یا مشکوک وارد رابطه‌ای کاری یا عاطفی شوید، هر حرکت خنثی از طرف مقابل را به‌عنوان تهدید تفسیر کرده و با رفتار تدافعی خود، دقیقاً همان جو بی‌اعتمادی را خلق می‌کنید که از آن می‌ترسیدید. در مقابل، اگر با نگرشی باز و کنجکاو با یک چالش (مانند پروژه‌ای سخت یا مدیری منتقد) روبه‌رو شوید، آن را نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری و رشد خواهید دید.

منبع : کتابراه
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه