فردوسی پور
آقای فردوسیپور! چه کسی خواسته بلهقربانگو باشی؟ | مظلومنمایی نکن!
| مصاحبه عادل فردوسی پور با علیرضا جهانبخش (بخش دوم) | از عذرخواهی جهانبخش تا تجربه زمستان سخت در اروپا
مصاحبه عادل فردوسی پور با علیرضا جهانبخش (بخش دوم) | از عذرخواهی جهانبخش تا تجربه زمستان سخت در اروپا
یک مخاطب به نام «علی» در کامنتی در تلگرام انصاف نیوز در نقد عادل فردوسیپور نوشت:
آقای فردوسی پور! چه کسی از شما خواست که بله قربان گو باشید؟ روضه خوانی و مظلوم نمایی نکنید. جملات شیطنتآمیز و بودار جنابعالی در همین چند برنامه اخیر ۳۶۰ که خود جنابعالی به آن اشراف دارید را فراموش نکنید.
رفتار سیاسی و خارج از عرف یک گزارشگر و کارشناس ورزشی، در هیچ کجای دنیا، قابل پذیرش و تحمل نیست. مواضع سیاسی جنابعالی در حوادث هفت ماه گذشته کشور، مورد انتقاد و حتی قابل پیگرد قانونی و امنیتی است. اگر فعالیت سیاسی میکنید و در نقش اپوزیسیون رونمایی شدید، اشکالی ندارد؛ هزینه آن را بپردازید.
قبول ندارید؟ تشریف ببرید در یکی از کشورهای اطراف ما، از قبیل قطر یا امارات یا ترکیه و یا هر کجایی که به قول جنابعالی، مردم بسیار شاد و خوشبختی دارد، نقش اپوزیسیون سیاسی نظام حاکم آنجا را بازی کنید؛ آن هم در شرایط جنگ و بحران سیاسی؛ چه میکنند با شما؟ زیر و رویتان را بالا و پایین میکنند.
در شرایطی که دشمن متجاوز شیطان صفت که همه دنیا به خباثت و بیشرفی او اذعان دارند، به سرزمینتان حمله کرده و همان مردمی که مدام از آنها برای معرفی «برند» خودتان استفاده میکنید را قتل عام کرده و دهها دانشآموز بیگناه آنها را به خاکستر و ذغال تبدیل کرده را محکوم نمیکنید و هفتهها سکوت میکنید، چه انتظاری از نهادهای حاکمیتی و امنیتی دارید؟
از شما انتظاری نیست که ترور و شهادت رهبر مملکت را محکوم کنید؛ چرا که با سوگیریهای سیاسی اخیرتان، مخالفتتان با ایشان، برای همگان محرز است و به زعم برخی دوستانتان، گویا بر سر سفره این مخالفت، ارتزاق هم میکنید.
امثال من هم از ابتدای اخراج جنابعالی از برنامه پربیننده و موفق نود، کاملاً مخالف بوده و هستیم و عوامل آن خطای کودکانه و لجوجانه را نمیبخشیم. با فیلتر برنامه اینترنتی جنابعالی نیز تا زمانی که مخل امنیت و نظم جامعه نباشد، موافق نیستیم.
اما شما چقدر حرمت خطوط قرمز نظام و حاکمیتی که بر سر سفره آن رشد کردید و به «برند» تبدیل شدید را نگه میدارید؟
به عنوان یک معلم علوم پایه، در بسیاری از کلاسهایم، برای ایجاد انگیزه و معرفی الگو، از جنابعالی و علی آقای دایی، به عنوان چهرههای موفق و قابل احترام ملی و میهنی یاد کردهام که البته نابجا نگفتهام، اما رفتار سیاسی جنابعالی و برخی چهرههای مطرح ورزشی در چند ماه گذشته را مصداق نمک خوردن و نمکدان شکستن دانسته و نانجیبانه میدانم.
ضمن آنکه جنابعالی آزادید که نظرات سیاسی خودتان را داشته باشید و حتی در نقش اپوزیسیون، با نظام حاکم، دست به یقه هم بشوید، اما انتظار میرود که ملزومات و عواقب آن را نیز بشناسید.
نقد کارشناسی و تخصصی جنابعالی و سایر کارشناسان فوتبال، از تیم ملی و سرمربی آن، منصفانه باشد یا نه، امری بدیهی و عادی است و جای گلهای هم ندارد؛ چه اینکه متولیان فدراسیون و تیم ملی، خود میدانند و پاسخ به انتقادهایتان؛ اما تخریب تیم ملی و انگ زدن به بازیکنان آن، نه انتقاد، که دشمنی و عداوت است و تکلیف دشمن نیز مشخص است.
اگر هنوز هم رگههایی از جوانمردی و آزادگی در جان و روحتان وجود دارد، به کسانی که ناجوانمردانه تیم ملی فوتبال کشور را تیم حکومتی و غیر ملی نامیدند و به اعضای تیم، بیاعتنایی و بیحرمتی کردند، بتازید و نقدشان کنید.
دیدگاه تان را بنویسید