ارسال به دیگران پرینت

رضا رئیسی | روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی

رسانه ملی شورایعالی امنیت ملی نیست!

از ابتدای انقلاب و به هنگامه تدوین قانون اساسی، معطوف به فضای خاص آن دوران، صدا‌و‌سیما به عنوان تنها رسانه متولی انحصاری پخش صوتی و تصویری در پیکره رسانه‌ای کشور شد و بدین سان جایگاه ویژه و منحصر به فردی در منظومه رسانه‌ای کشور یافت.

رسانه ملی شورایعالی امنیت ملی نیست!

رضا رئیسی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

از ابتدای انقلاب و به هنگامه تدوین قانون اساسی، معطوف به فضای خاص آن دوران، صدا‌و‌سیما به عنوان تنها رسانه متولی انحصاری پخش صوتی و تصویری در پیکره رسانه‌ای کشور شد و بدین سان جایگاه ویژه و منحصر به فردی در منظومه رسانه‌ای کشور یافت.

در طول نزدیک به نیم قرنی که از بنا سازی این شاکله و ساختار رسانه‌ای سپری شده، در گذر ادوار و تطور زمانه، جهان پیرامونی ما، شاهد تحولات پرشمار و تغییرات گسترده و شگرفی  در همه ابعاد زیست بشری و به‌خصوص در عرصه تکنولوژی و به تبع آن زمینه و بسترهای رسانه‌ای شد، تا آنجایی که گویی از آن سال‌های تدوین این قوانین تاکنون، هزاران هزار سال نوری سپری شده و با جهانی دیگرگونه و مخاطبانی بس متفاوت و عرصه‌هایی به غایت متمایز در سپهر رسانه‌ای روبرو هستیم.

پرواضح است که حضور در این اتمسفر دگرگون شده، اقتضائات و الزاماتی متفاوت طلب می‌کند که به نظر نمی‌رسد، همسو با نقش‌آفرینی بهینه در حیطه این تحولات، پیش رفته باشیم. 

در طول چند دهه اخیر آن انحصار ریل گذاری شده، نتوانست خروجی و بستر مناسبی همسو با این مزیت وجودی تدارک دیده شده، برای صدا و سیما به خصوص در حیطه مرجعیت رسانه‌ای و جذب مخاطب ایجاد کند و نقش کانونی در سبد خوراک رسانه‌ای برای شهروندان ایرانی ایجاد کند. 

با وقوع جنگ تحمیلی سوم، یک فرصت ویژه و ایدئال برای ارکان رسانه ملی پدید آمد تا این مرجعیت رسانه‌ای را بازیافته و بیش از هر زمان دیگری به خصوص در غیاب رقبای روزآمد در فضای مجازی، جایگاه و اعتبار خود نزد مخاطبان عام و توده‌های مختلف و متکثر اجتماعی را بازیابند. 

اتفاقی که از روزهای ابتدایی جنگ، بتدریج نمایه‌هایی از آن هویدا شد و صدا و سیما فرصت بروز و ظهور تازه‌ای در جامعه یافت، بخصوص که ذات حضور در جنگ ملی و میهنی، منجر به پررنگ شدن سویه‌های عرق ملی و نگرش‌های ناسیونالیستی است و این امر بستر فزون‌تر و تسهیل کننده‌ای برای بسط حیطه نفوذ رسانه ملی در اقشار مختلف اجتماعی را فراهم آورده بود. 

اما مع الاسف، شاهد آن هستیم که اضلاع و اجزای مختلف دست اندر کار در رسانه ملی با یک اشتباه محاسباتی محض طی هفته‌های اخیر و به خصوص در دوران سکوت آتش در جنگ تحمیلی، فرصت به وجود آمده را نه تنها قدر ندانسته و در مسیر بسط و تعمیم آن گام بر نداشته‌اند که گاهی شاهد طی طریق در روندهای معکوس بوده و فرصت سوزی هایی را نظاره‌گر هستیم که مایه بهت و حیرت و تعجب است. 

در همین ارتباط به شکل فهرست آور و موجز و مختصر به نمونه‌هایی از این رویکردهای اشتباه و قرصا سوزانه در این مقال اشاره خواهم کرد. 

۱- یکی از موارد پر تکراری که در برنامه‌های مختلف شبکه های تلویزیونی رسانه ملی قابل رصد و توجه است. پدیده خاص پنداری و سخنگویی در قامت ارکان تصمیم ساز و اضلاع ساختاری با کارکردهای راهبردی در سطوح کلان کشوری است.

شماری از مجریان و کارشناسان مدعو در رسانه ملی، به نحوی سخن گفته و مواضع خود را ترسیم و تبیین می‌کنند که گویی سخنگوی شورای عالی امنیت ملی هستند و ارکان ساختاری کشور را راهبری و نمایندگی می‌کنند، با عتاب و خطاب به مقامات کشوری امر و نهی می‌کنند و برای مقامات لشگری نقشه راه تنظیم می‌کنند، گویی که بدنه اجرایی و تصمیم سازی در نظام ما اشراف و تسلطی بر امور ندارند و این عزیزان همه چیز بلد، تافته جدا بافته‌‌ای هستند که وظیفه و رسالت راهنمایی و ارشاد همگانی را به نمایندگی از ملت برعهده دارند و مغز متفکر‌های بی بدیل و کشف نشده‌ای هستند که بهتر از هرکسی می‌دانند و می‌فهمند و همگان هم باید عطف به فرمایشات گوهربار آنان عمل کنند و اگر مسولی خلاف منویات و اولویت‌های آنان عمل کرد، شایسته هر نقد و نکوهش و حتی بعضا هر توهینی هست. 

۲- بازتاب‌های رسانه‌ای از فعل و انفعالات میدانی، نوع دعوت از کارشناسان در برنامه‌های سیاسی و نیز پخش برنامه‌های هنری و مراسمات و بخش های مختلف کنداکتور شبکه‌های مختلف رسانه ملی به نحوی است که گویی ما با قشری خاص روبرو هستیم که در جنگ تحمیلی در میدان و عرصه نبرد در همه ابعاد آن سهیم بوده و حضور دارند و دیگر صنوف و اقشار و دسته جات و تفکرات متنوع و متکثر حاضر در جامعه، نقش و جایگاه و پایگاهی در حماسه مردمی بوقوع پیوسته ندارند.

رویکردی که به مثابه سم مهلک برای اتحاد مقدس و ساختار به‌هم پیوسته اجتماعی است که در جنگ تحمیلی سوم به تجلی درآمد و مهمترین نقطه ثقل و گرانیگاه ارتقا بخش امنیت ملی در جریان دفاع ملی بود و هست و هرگونه اهمال و کج سلیقگی نتایج ناخوشایندی در پیش خواهد داشت و سرمایه اجتماعی ایجاد شده به ثمن‌ بخس از کف خواهد رفت. 

۳- تکیه تک بعدی بر شاخص‌های انقلابی‌گری و المان‌های مورد پسند اقشار مذهبی هم از آن دست خطاهای مهلک است، نکته‌ای که در گفتار و رفتار رهبر شهید ما در جریان جنگ تحمیلی دوم و اصرار و پافشاری معظم له بر نگاه ملی و اصالت ایرانی، نشان دهنده نقشه راه است و نباید نسبت بدان غافل شد. 

۴- اصرار و پافشاری بر طرح دیدگاه‌های یک جریان خاص سیاسی که اتفاقا در آخرین انتخابات کامیاب نبوده و مورد رضایت و اقبال افکار عمومی قرار نگرفته و در سوی مقابل مخالف خوانی و شماتت دیدگاه‌ها و چهره‌های شاخص جریان مقابل یا دستاوردهای ملموس و مورد توجه آنان از سوی مردم در رسانه ملی هم از دیگر عجایب رفتاری این روزهای صدا و سیماست. 

به هر تقدیر می‌توان گفت، جنگ اخیر یک فرصت تاریخی و بی نظیر برای رسانه ملی در راستای احیای جایگاه خود فراهم کرده و این دست عملکردها نه تنها موجب بستر سازی مناسب نخواهد شد و دوباره رسانه ملی را روی موج فرصت سوزی و مخاطب گریزی خواهد برد که می‌تواند در راستای ارتقای مولفه های معطوف به امنیت ملی و مقابله با دشمنان در جنگ کنونی و در جریان، مسئله ساز باشد. 

 

منبع : انصاف نیوز
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه