معرفی کتاب | معرفی کتاب هنر دیدن دیگری
معرفی کتاب هنر دیدن دیگری | راهنمایی کاربردی برای درک عمیق دیگران و تجربه دیده شدن
کتاب هنر دیدن دیگری برای شما مناسب است اگر میخواهید روابط انسانی عمیقتری را تجربه کنید و یاد بگیرید چگونه با دیگران ارتباطی اصیلتر و معنادارتر بسازید.
کتاب هنر دیدن دیگری برای شما مناسب است اگر میخواهید روابط انسانی عمیقتری را تجربه کنید و یاد بگیرید چگونه با دیگران ارتباطی اصیلتر و معنادارتر بسازید.
نادیده گرفته شدن، سرچشمهی رنجهای بسیار است. دیوید بروکس در کتاب هنر دیدن دیگری از همین نقطه آغاز میکند. او اهمیت دیدن دیگران را ضرورتی حیاتی برای سلامت فردی و اجتماعی میداند. این اثر در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفته و راهکارهایی را پیش روی ما میگذارد تا بتوانیم در جهانی پرشتاب و پرهیاهو، دوباره به انسانها نگاه کنیم، حضورشان را جدی بگیریم و روابط اصیل بسازیم.
دربارهی کتاب هنر دیدن دیگری
کتاب هنر دیدن دیگری (How to Know a Person) دعوتی است به احیای توجه، همدلی و فهم متقابل. به باور دیوید بروکس (David Brooks)، بزرگترین هدیهای که میتوانیم به یک انسان بدهیم، توجهی اصیل و نگاهی بیقضاوت است. او نشان میدهد که بسیاری از زخمهای پنهان انسان معاصر، نه از کمبود امکانات، بلکه از کمبود توجه و درک ناشی میشود؛ اغلب ما میترسیم. ترس از اینکه کسی داستانمان را نشنود، رنجهایمان را نبیند و جهان درونی ما را جدی نگیرد.
نادیده گرفتن دیگران پیامدهای بسیاری دارد که از میان آنها میتوانیم به افسردگی، تنهایی گسترده، بیاعتمادی اجتماعی و شکافهای سیاسی اشاره کنیم. کتاب هنر دیدن دیگری دیوید بروکس، دقیقاً در برابر این وضعیت میایستد و تلاش میکند مهارتهایی را به ما بیاموزد که بتوانیم به یکدیگر نزدیک شویم؛ مهارتهایی که در ظاهر سادهاند اما در عمل، بنیان روابط انسانی را دگرگون میکنند.
تماشاگر بیتفاوت بودن در نگاه دیوید بروکس، یکی از مخربترین نقشهایی است که میتوانیم در زندگی دیگران ایفا کنیم. او میگوید انسانی که فقط نگاه میکند اما نمیبیند، فقط میشنود اما گوش نمیکند و فقط حضور دارد اما همراه نیست، ناخواسته به تداوم رنج دیگری کمک میکند. و اما دو دستهی دیگر سرزنشکنندهها و روشنگرها نیز وجود دارند که یکی همانند تماشاگران مخرب است و دیگری نجاتدهنده.
لزوم روشنگر بودن از نگاه دیوید بروکس
دیوید بروکس در کتاب هنر دیدن دیگری به زیبایی توضیح میدهد که چگونه دو گروه سرزنشکنندهها و روشنگرها دو شیوهی کاملاً متفاوت از بودن در جهان را نمایندگی میکنند. سرزنشکنندهها کسانی هستند که با پیشداوری، بیتوجهی یا خودمحوری، دیگران را کوچک میکنند و نادیده میگیرند. در مقابل، روشنگرها با احترام، کنجکاوی و حضور عاطفی، نوری بر وجود دیگران میتابانند و به آنها کمک میکنند تا بهترین نسخهی خود را آشکار کنند.
روشنگرها همانهایی هستند که حضورشان مثل نوری آرام و بیادعا، فضا را روشنتر میکند. دیوید بروکس میگوید این افراد با یک نگاهِ دقیق، یک پرسش درست یا حتی یک سکوت همراهانه، به دیگران حس ارزشمندی میدهند. آنها به جای قضاوت، کنجکاوی اخلاقی دارند؛ به جای عجله برای پاسخ دادن، گوش میدهند و به جای کوچک کردن دیگران، به آنها فضا میدهند تا خود واقعیشان را نشان دهند.
هنر دیدن دیگری و ساختن ارتباط اصیل
چه خوب که همه روشنگر باشیم! اما چگونه میتوانیم؟ دیوید بروکس در کتاب هنر دیدن دیگری تأکید می کند که روشنگر بودن یک استعداد ذاتی نیست؛ یک مهارت است. مهارتی که با تمرین، آگاهی و تغییرات کوچک در رفتار روزمره به دست میآید. او نشان میدهد که چگونه هر یک از ما میتوانیم با چند تغییر ساده، رابطههایی بسازیم که عمیقتر، انسانیتر و معنابخشتر باشند.
با خرید کتاب هنر دیدن دیگری دیوید بروکس و غرق شدن در کلام نویسنده، کمکم از یک تماشاگر بیتفاوت بودن یا حتی یک سرزنشکننده بودن فاصله میگیریم و قدمبهقدم به سوی روشنگر شدن حرکت میکنیم. چه زیبا است انسانی که حضورش برای دیگران روشنکننده، امن و معنابخش است.
کتاب هنر دیدن دیگری برای شما مناسب است اگر
میخواهید روابط انسانی عمیقتری را تجربه کنید و یاد بگیرید چگونه با دیگران ارتباطی اصیلتر و معنادارتر بسازید.
احساس میکنید شنوندهی خوبی نیستید و میخواهید مهارت گوش دادن واقعی را در خود تقویت کنید.
سایر آثار دیوید بروکس را خواندهاید و قلم این نویسنده همیشه از نظر شما جذاب و الهامبخش بوده است.
در بخشی از کتاب هنر دیدن دیگری: راهنمایی کاربردی برای درک عمیق دیگران و تجربه دیده شدن میخوانیم
اندی کراوچ، روزنامهنگار، در کتابش به نام زندگیِ دلخواه ما مینویسد: «اولین خواستۀ هر انسان این است که از سوی دیگران به رسمیت شناخته شود.» نوزادانی که از رحم مادر متولد میشوند، بهدنبال چهرهای هستند که به آن نگاه کنند، بهدنبال مادرشان یا کسی که آنها را بشناسد و نیازهایشان را تأمین کند. اگر کسی به آنها توجه نکند، آسیب و ضربهای روحی میبینند. روانشناسان از آزمایشی به نام «چهرۀ ثابت» استفاده میکنند و از مادران میخواهند که به نوزادان خود واکنشی نشان ندهند و وقتی آنها درخواست عشق و توجه دارند، بدون نشان دادن کوچکترین واکنشی فقط با چهرهای بیحالت آن جا بنشینند. در چنین شرایطی، نوزادان ابتدا به خود میپیچند و احساس ناراحتی میکنند، سپس وقتی از توجه مادر ناامید میشوند، زیر گریه میزنند و دستآخر بهشدت احساس درماندگی میکنند. این حالت یک بحران وجودی است. اگر سرپرستان کودک مدتی طولانی به او بیتوجهی کنند، ممکن است منجر به بروز آسیب دائمیِ عاطفی یا روحی در او شوند. مارتین بوبر مینویسد: «رشد روحِ کودک به شکلی ناگسستنی با اشتیاق برای دیگری و با رضایت و یأسی که از این اشتیاق نشئت میگیرد، عجین شده است.»
این اولین درس زندگیست. هر کودکی از بدو تولد بهدنبال جوابهایی برای پرسشهای بنیادیِ حیات است: آیا من در امان هستم؟ عشق چیست؟ آیا موجودی ارزشمند هستم؟ آیا کسی از من مراقبت میکند؟ حتی در دوران نوزادی، ما پاسخ این پرسشها را بر اساس آنچه اطرافمان میبینیم و نحوۀ رفتار دیگران با خودمان میپذیریم و نهادینه میکنیم. این آموزش اتفاق میافتد، حتی باوجوداینکه در سنین بزرگسالی، هیچ خاطرۀ روشنی از دوران نوزادیمان نداریم.
در دوران بزرگسالی، وقتی کسی را خوب میشناسید، بیشتر وقتها درک درستی از نحوۀ تربیت خانوادگی او دارید. مثلاً برخی از افرادی که درحالحاضر در زندگیشان احساس ناامنی میکنند، در دوران کودکی تحقیر یا سرزنش شدهاند؛ یا کسانی که ترس از ترک شدن دارند در کودکی بهنحوی رها شدهاند. از سوی دیگر، وقتی با افرادی آشنا میشوید که تصور میکنند این دنیا مکانی امن و مطمئن است و همۀ آدمها طبیعتاً روی خوش به آنها نشان خواهند داد، متوجه میشوید که قاعدتاً آنها در کودکی عشق و محبت بسیاری دیدهاند.
دیدگاه تان را بنویسید