خلیجفارس | روز ملی خلیج فارس
روز ملی خلیج فارس | از ایزدان آب تا پاسداری در زبان و هنر ؛ هویتی که ریشه در حافظه فرهنگی ملت دارد
خلیج فارس فقط یک دریا نیست؛ چهار هزار سال دریانوردی، اسطوره، موسیقی و لالایی مادران ساحلنشین در آن هویت ایرانی را روایت میکند.
خلیجفارس فقط یک دریا نیست؛ چهار هزار سال دریانوردی، اسطوره، موسیقی و لالایی مادران ساحلنشین در آن هویت ایرانی را روایت میکند.
خلیجفارس نه صرفا یک پهنۀ آبی، بلکه متنی زنده از تاریخ، اسطوره و زیست روزمره ایرانیان است؛ جایی که از ژرفای چهارهزار ساله دریانوردی تا لالایی مادران ساحلنشین، از ایزدان آب تا موسیقی و آیینهای مردمی، هویتی شکل گرفته که در حافظه فرهنگی یک ملت ریشه دارد، هویتی که پاسداری از آن، تنها به سیاست محدود نمیشود، بلکه در زبان، هنر و روایتهای مردم تداوم مییابد.
عباس قنبری عدیوی - رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری - به مناسبت روز ملی خلیجفارس (دهم اردیبهشت)، با اشاره به مفهوم واژه «خلیج» گفت: خلیج یک واژه با پیشینۀ بسیار قدیمی است که با مفاهیمی مانند کانال تفاوت ماهوی دارد. زمانی که از خلیج صحبت میکنیم، منظور یک فرورفتگی طبیعی در سطح زمین است که بر اثر فرایندهای زمینشناسی و در بازهای حدودا بیش از ۵۰ میلیون سال گذشته شکل گرفته است.
او با بیان اینکه کانالها پدیدهای دستساز بشر هستند ادامه داد: نمونههایی مانند کانال سوئز یا کانالهایی که در دوره هخامنشیان ساخته شدهاند، در زمرۀ آبراهههای مصنوعی قرار میگیرند، در حالی که خلیج یک آبراه طبیعی است که بر اثر تحولات طبیعی زمین به وجود آمده است.
جادۀ ابریشم دریایی در خلیج فارس
قنبری عدیوی با اشاره به پیوند تاریخی این پهنۀ آبی با زیست انسانی اظهار کرد: این آبراه طبیعی از گذشته با فعالیتهایی مانند کشتیرانی، ماهیگیری، اقتصاد دریایی و همچنین مسائل نظامی و حضور تاریخی جوامع انسانی در این منطقه همراه بوده است. خلیج فارس و دریای عمان در بخش شمالی این پهنه، در محدودۀ مرزهای آبی ایران قرار دارند. از گذشته کشتیهایی که از این مسیر عبور میکردند عمدتا در چارچوب تجارت و اقتصاد دریایی فعالیت داشتند و این مسیر بخشی از امتداد «جاده ابریشم دریایی» محسوب میشده است. ارتباط ایرانیان، بهویژه از دوره هخامنشیان، با سرزمینهای آنسوی اقیانوس هند باعث شده این آبراه همواره از اهمیت ویژهای برخوردار باشد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری با تأکید بر ابعاد چندگانه خلیج فارس اظهار کرد: این پهنه صرفا یک منطقه نظامی یا صرفا بازرگانی نیست، بلکه مجموعهای از کارکردهای اقتصادی، تجاری، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی را در خود جای داده است.
او با اشاره به اهمیت راهبردی تنگۀ هرمز تاکید کرد: این گذرگاه به دلیل ویژگیهای طبیعی و ساختار جغرافیایی خاص، از جمله وجود مرجانها و محدودیتهای مسیر عبور، همواره نقش مهمی در هدایت کشتیها داشته و کشتیها ناچار به عبور از مسیرهای مشخصی در این منطقه هستند.
امتیازهایی که به شیخنشینان دادیم
این پژوهشگر فرهنگ عامه ادامه داد: اهمیت خلیجفارس به گونهای بوده است که زمانی حتی بیگانگانی از جمله پرتغالیها و انگلیسیها وارد آبراهۀ خلیجفارس شدند تا از این حضور منافعی کسب کنند و ایرانیها از این امر در عذاب بودند و این حضور باعث بروز مشکلاتی شد. در دوره صفوی و همچنین دوره نادری، تلاشهایی برای مدیریت و بازپسگیری این حوزه صورت گرفت، اما پس از درگذشت نادرشاه و در دورههای بعدی تاریخی، از جمله زندیه و سپس حکومت قاجار، این منطقه بیشتر وارد فضای سیاسی شد. در این دورهها، ایران ناچار شد برای حفظ کنترل و مدیریت این آبراهه، امتیازهایی را به شیخنشینهای منطقه یا قدرتهایی مانند بریتانیا واگذار کند.
اهمیت خلیج فارس در فرهنگ مردم
او با تاکید بر ضرورت بررسی اهمیت «دریای پارس» و بهطور خاص «خلیج فارس» از منظر تاریخی، تمدنی، فرهنگی، هنری و فولکلور ایرانی، توضیح داد: در بررسی این پهنۀ آبی، معمولا ابعاد تاریخی، سیاسی و جغرافیایی مورد توجه قرار گرفته، اما بعد فرهنگی آن کمتر مورد توجه بوده است. بررسی خلیج فارس در فرهنگ مردم ایران اهمیت بالایی دارد و منظور از فرهنگ مردم، مجموعهای از عناصر مانند ادبیات، تاریخ شفاهی، قصهها، افسانهها، ضربالمثلها، نوشتههای مردمی و باورهاست.
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان با تاکید بر اینکه پیشینۀ تمدنی و تاریخی خلیج فارس و جزایر آن برای ایران اهمیت ملی دارد، گفت: مراجعه به مناطق مختلف کشور نشان میدهد که نهتنها ساحلنشینان، بلکه مردم مناطق کوهستانی و کویری نیز خلیج فارس را بخشی از هویت ملی، تاریخی و تمدنی خود میدانند و برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.
او با اشاره به بازتاب این مفهوم در فضای عمومی کشور اظهار کرد: در بسیاری از شهرها و روستاها، میدانها، خیابانها، مدارس و سالنهایی به نام خلیج فارس وجود دارد که نشاندهنده پیوند عمیق این نام با هویت ایرانی است. این میهندوستی در متنهای شفاهی، دلنوشتهها، دلسرودهها، قصهها و روایتهای افراد گمنام نیز دیده میشود و نشان میدهد که این مفهوم در لایههای فرهنگی جامعه حضور دارد. این پیوند فرهنگی نشاندهنده آن است که خلیج فارس صرفا یک موضوع جغرافیایی نیست، بلکه با هویت ملی و تاریخی ایرانیان گره خورده است.
قدمت چهارهزارسالۀ دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس
این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به سابقۀ دریانوردی ایرانیان اضافه کرد: نخستین دریانوردان این حوزه از دورۀ هخامنشیان بودهاند و ایرانیان در این منطقه نقش فعال داشتهاند. در تاریخ این منطقه، دریاسالاران مرد و زن نیز حضور داشتهاند که در حوزههای تجاری، نظامی، اقتصادی و اجتماعی فعالیت میکردند و نقشآفرینی آنان بخشی از تاریخ دریانوردی این پهنۀ آبی را تشکیل میدهد.
او با اشاره به نقش رودخانههای مهم در پیوند با خلیج فارس بیان کرد: این آبراهه برای کشورهای پیرامون خلیج فارس بهخوبی شناخته شده است و در ایران، دلتای کارون بهعنوان یکی از ورودیهای مهم به این پهنه آبی شناخته میشود. کارون برای ایرانیان جایگاهی مشابه نیل برای مصریها یا دجله و فرات برای کشورهای همسایه مانند عراق دارد و این خود گویای اهمیت دوچندان خلیج فارس است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: شواهد تاریخی نشان میدهد که سفرها و فعالیتهای مرتبط با دریانوردی، قایقسازی، ماهیگیری و فنون دریایی در این منطقه به حدود چهارهزار سال پیش بازمیگردد. وقتی سخن از چنین قدمتی در تاریخ دریانوردی به میان میآید، در واقع از شکلگیری یک «گاهشمار دریایی» صحبت میکنیم. حتی مفاهیمی مانند «نوروز دریایی» یا «نوروز خلیج فارس» در کنار نوروز باستانی در فرهنگ مردم این منطقه وجود دارد.
ردپای خلیج فارس در شعر فردوسی
قنبری عدیوی افزود: این پیوند تاریخی باعث شده است که خلیج فارس در ادبیات، فرهنگ عامه، قصهها، سرودهها، باورها، دعاها، ترانهها، لالاییها و آیینهای مردمی بازتاب گستردهای داشته باشد. در شاهنامه فردوسی نیز بهعنوان یک سند هویت ملی، به دریای پارس یا خلیج فارس اشاره شده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری با اشاره به ابیات شاهنامه بیان کرد: فردوسی در توصیف این پهنه آبی از «دریای پارس» و گستره آن سخن گفته و هم به پهنا و هم به طول آن اشاره کرده است. چنانچه سروده است: «ببین این شگفتی که دهقان چه گفت / بدانگه که بگشاد راز از نهفت / به شهر کجاران به دریای پارس / چه گوید ز بالا و پهنای پارس». همچنین در روایتهای شاهنامه، جمشید پادشاه اسطورهای ایران با صنعت دریانوردی پیوند داده شده و از دورهای یاد میشود که او سالهای زیادی (حدود ۵۰ سال) از حکومت خود را صرف دریانوردی کرده است. چنانچه در این باره سروده شده است: «گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب / ز کشور به کشور برآمد شتاب / چنین سال پَنجَه برنجید نیز / ندید از هنر بر خرد بسته چیز».
او افزود: این سنت ادبی تنها محدود به فردوسی نیست و بسیاری از شاعران فارسیزبان از ایران، تاجیکستان، افغانستان و حتی شبهقاره هند در آثار خود از خلیج فارس با همین نام و عنوان یاد کردهاند. این موضوع نشاندهندۀ استمرار مالکیت و یک هویت تاریخی و فرهنگی در میان فارسیزبانان است. در این بررسی، تمرکز بر اسناد رسمی یا حقوق بینالملل نیست، بلکه فرهنگ مردم، آداب و رسوم و زیست روزمرۀ جوامع ساحلی مبنا قرار گرفته که نشاندهنده اهمیت خلیج فارس برای ایرانیان است.
او با اشاره به متون آموزشی و ادبیات کلاسیک اضافه کرد: در کتابهایی مانند بوستان و گلستان سعدی نیز حکایتهایی از دریا وجود دارد که نشاندهنده حضور پررنگ این عنصر در زندگی مردم است. در گذشته، آموزشهای ملاهای مکتبی در روستاهای اطراف خلیج فارس نیز بر پایه همین فرهنگ شکل میگرفت. در این مناطق، آیینهایی مانند آموزشهای هفتگی در روزهای پنجشنبه توسط مکتبداران برگزار میشد که بخشی از آن به مفاهیم فرهنگی و مناجاتهایی مرتبط با دریا اختصاص داشت.
از نوروزی صیادی تا «ننه دریا» و «بابا دریا»
نویسنده کتاب «خلیج فارس در فرهنگ مردم ایران» با تاکید بر اینکه در فرهنگ مردم جنوب ایران، خلیج فارس یک عنصر زنده و جاری است، اظهار کرد: در این مناطق، آیینهایی مانند «نوروز دریا» یا «نوروز صیادی» وجود دارد که در آن، مردم بهجای فعالیتهای اقتصادی، به استراحت، نیایش و آداب آیینی مانند آبتنی و دعا میپردازند. این مناسک معمولا در دورههایی خاص از سال، بهویژه در فصل تابستان و بر اساس تقویم محلی برگزار میشود و در باورهای آیینی و ارتباط انسان با دریا ریشه دارد. به عنوان مثال مندائیان به عنوان پیروان حضرت یحیی (ع) در آبها نیایش میکنند و این امر نیز نشانی از باور به قدرت و پاکیزگی آب در فرهنگ عامۀ مردم است.
او با اشاره به باورهای مردم جنوب نسبت به خلیج فارس، توضیح داد: در فرهنگ عامه، دریا موجودی زنده تلقی میشود و حتی شخصیتهایی مانند «ننه دریا» و «بابا دریا» در روایتهای مردمی حضور دارند. باور به موجوداتی مانند «پری دریایی» نیز در همین چارچوب فرهنگی قابل بررسی است و در افسانههایی مانند «هزار و یک شب» نیز بازتاب یافته است.
قنبری عدیوی ادامه داد: در برخی باورهای کهن، دریا جنبهای زنانه و بارور دارد و همین تصور، مفاهیمی مانند زایش و باروری را به آن پیوند میزند. در متون کهن، از جمله اوستا، نیز به عناصر مرتبط با آب، آتش و ایزدان نگهبان طبیعت اشاره شده که در پیوند با این نگاه قابل تحلیل است.
سلامم را به شاه عباس رسانید!
این استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان ادامه داد: در ادبیات شفاهی و ترانههای مردمی نیز دوبیتیها و لالاییهایی که مادران برای کودکان خود میخواندند بخشی از همین میراث فرهنگی است که در آن، مفاهیم مرتبط با دریا و زندگی ساحلی بازتاب یافته است چنانچه برخی مادران برای کودکان خود میخواندند: «فرنگی اومده بندر گرفته / اول کشتی، دوم سنگر گرفته / سلامم را به شاه عباس رسانید / که کافر دین پیغمبر گرفته». این حضور خلیج فارس در ارکان مختلف زندگی نشاندهنده نوعی دلبستگی عمیق و تاریخی مردم به این منطقه است.
دریا زنده است
او با بیان اینکه در کنار ادبیات شفاهی، اسطورهها نیز جایگاه مهمی در فهم این رابطه دارند، گفت: در نگاه اسطورهای، خلیج فارس و بهطور کلی آبهای پیرامونی آن، بهعنوان منبع حیات و زندگی شناخته میشوند و همین مسئله در شکلگیری روایتهای اسطورهای نقش داشته است. در اَوِستا، از مفاهیمی مانند «اَپام نَپات» و دیگر ایزدان مرتبط با آبهای جاری یاد شده است. این ایزدان یا الهههای آب، در نظام اسطورهای ایرانی جایگاه ویژهای دارند و در پیوند با عناصر طبیعی معنا پیدا میکنند. این اسطورهها صرفا روایتهای تخیلی نیستند، بلکه ریشه در باورهای دینی و فرهنگی دارند و از دل همین باورها شکل گرفتهاند. در چنین نگاهی، مردم خلیج فارس را نه یک عنصر بیجان، بلکه موجودی زنده و دارای حیات و کنش میدانند و همین نگاه، در شکلگیری آیینها، روایتها و باورهای محلی نقش داشته است.
قنبری عدیوی با اشاره به مجموعهای از باورهای اسطورهای و افسانههای دریایی اظهار کرد: در این منظومۀ فرهنگی، ایزدان آب با روایتهای افسانهای و موجودات تمثیلی و تخیلی در هم تنیده شدهاند؛ موجوداتی مانند پری دریایی، سیمرغ دریایی و دیگر شخصیتهایی که در ذهن و روایتهای مردمی حضور دارند و در پیوند با دریا معنا پیدا میکنند. این عناصر در فرهنگ دریانوردان و جوامع ساحلی بازتاب یافته و بخشی از جهانبینی آنان را شکل داده است.
او با اشاره به اینکه دریانوردان و بَلَمرانها خود دارای فرهنگ ویژهای بودهاند که با آیینهایی مانند غواصی و صید مروارید در خلیج فارس شناخته میشود، توضیح داد: در گذشته، غواصان بدون تجهیزات مدرن به دل دریا میرفتند و مرواریدهایی صید میکردند که از ارزش حیاتی و اقتصادی بالایی برخوردار بود. در فرهنگ شفاهی جنوب، موجودی با عنوان «بابای دریا» توصیف میشود؛ مردی بلندقد و سیهچرده که تا کمر در آب ایستاده و به کسانی که در دریان کار میکنند کمک میکند، اما در عین حال امکان همزیستی کامل با انسانها را ندارد.
بادخواهی بَلَمرانها در خلیج فارس
این پژوهشگر فرهنگ عامه ادامه داد: بَلَمرانها در برخی مناطق ساحلی، آیینهایی مانند نیایش «بادخواهی» دارند که در آن مردم برای رسیدن به مقصد و سلامت در سفرهای دریایی دعا میکنند. همانگونه که در خشکی برای باران دعا میشود، در دریا نیز برای وزش باد مناسب و حرکت کشتیها به سمت مقصد نیایش صورت میگیرد. در خلیج فارس بادهایی با نامهای مختلف وجود دارد که هرکدام شناسهای فرهنگی دارند؛ از جمله بادهای موسمی و محلی که در میان دریانوردان با نامهای خاص شناخته میشوند و این خود نشاندهندۀ زندهپنداری طبیعت در فرهنگ مردم منطقه است.
باران چگونه بسته میشود؟!
او ادامه داد: در شرایطی که بارندگی یا تغییرات جوی فعالیت صیادی را مختل میکند، مردم آیینها و دعاهایی برای توقف یا کاهش باران برگزار میکنند و عناصر نمادینی مانند آرد، نمک و هیزم در این مناسک بهکار میرود تا اصطلاحا باران بسته شود. در فرهنگ ساحلنشینان، دریا موجودی زنده تلقی میشود که امکان ارتباط و دوستی با آن وجود دارد و از طریق دعا و آیین میتوان از آن طلب روزی کرد. در برخی مناطق مانند بندر ماهشهر، در زمان کمبود باران آیینهایی از جمله «داداش علی سکی» (داداش در اینجا به معنی پیرزن شریف و بزرگ است) برگزار میشود که در آن فردی بهصورت نمادین با پوشش خاص یک زن سالمند وارد خانهها میشود و مردم با پاشیدن آب از او استقبال میکنند. این آیینها نوعی نیایش برای باران و بازتاب رابطۀ آیینی انسان با طبیعت است.
این استاد دانشگاه با اشاره به برخی باورهای محلی گفت: حتی در مواردی مانند گزیدگی زنبور، مردم به دریا پناه میبرند و آب دریا را برای درمان بهکار میگیرند که نشاندهنده نقش نمادین و شفابخش دریا در ذهن آنان است. در برخی آیینهای محلی، روزهای هفته برای مناسک خاص مرتبط با دریای خلیجفارس در نظر گرفته میشود و فعالیتهایی مانند جمعآوری صدف، ساخت زیورآلات و استفاده از حنا در میان دختران رواج داشته است.
ماموریت خضر نبی برای رساندن آب به اسکندر!
قنبری عدیوی با اشاره به حضور خلیج فارس در روایتهای مختلف، اظهار کرد: شخصیتهایی مانند خضر نبی (ع) به عنوان پیامبر زنده در این روایات مرتبط با آب حضور دارند. درواقع اسطورهها و باورهای مذهبی با مفاهیمی چون آب حیات پیوند خوردهاند و گاه با داستانهایی مانند اسکندر یا حتی روایتهایی از حضرت موسی (ع) درهم تنیده شدهاند. در برخی باورهای مردمی، مرگ اسکندر نیز به ناتوانی او در دستیابی به «آب حیات» نسبت داده میشود؛ آبی که در روایتها آمده خضر نبی (ع) مأمور رساندن آن بوده، اما بهواسطۀ مداخلۀ پرندگان یا موانع دیگر، این آب به دست اسکندر نمیرسد. این روایتها نشاندهنده جایگاه عمیق آب و دریای خلیج فارس در تخیل تاریخی و اسطورهای مردم منطقه است.
خوابهای خلیج فارس چگونه تعبیر میشود؟
او اضافه کرد: یکی از جلوههای مهم فرهنگ عامه در حوزه خلیج فارس، «خوابگزاری» است. در باور مردم جنوب، دیدن خلیج فارس در خواب نشانه خیر، برکت، ثروت یا رسیدن به جایگاه و مقام تلقی میشود. حتی شنا کردن یا نوشیدن از آب دریا در خواب نیز بهعنوان نشانهای مثبت تعبیر میشود، با وجود آنکه در واقعیت آب دریا شور است.
او همچنین با اشاره به جایگاه درختان در فرهنگ مردم حاشیه خلیج فارس، گفت: درختان در باور مردم خلیج فارس موجوداتی زنده تلقی میشوند که امکان ارتباط معنوی با آنها وجود دارد زیرا آنها زندگانی هستند که با خلیج ارتباط برقرار میکنند. این درختان در کنار چشمهها، زیارتگاهها و مناطق مقدس کاشته میشوند و گاه برای نذر، دعا و حاجتخواهی مورد توجه قرار میگیرند.
قنبری عدیوی در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: در آیینهای مرتبط با لنجسازی و به آب انداختن لنجها در جنوب نیز مجموعهای از مناسک اجتماعی و آیینی وجود دارد. در گذشته، ساخت و به آب انداختن لنج با حضور زنان و مردان، همراه با پوشیدن لباس نو، حناگذاری، آوردن شیرینی و برگزاری نوعی جشن جمعی انجام میشد و این فرآیند حالتی آیینی و شاد داشت.
او با اشاره به تنوع آیینهای منطقۀ خلیج فارس اظهار افزود: رقصهای محلی مانند رقص شمشیر، دستمالبازی، شالبازی و دیگر آیینهای حرکتی در جنوب ایران، بخشی از فرهنگ نمایشی و آیینی مردم این منطقه است که در مناسبتهای مختلف اجرا میشود.
از خیامخوانی تا شَروهخوانی؛ ترکیب شادی و حزن ساکنان دریا
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری با اشاره به پیوند ادبیات و موسیقی با فرهنگ دریایی اظهار کرد: یکی از نمونههای قابل توجه، «خیامخوانی» در مناطق ساحلی است. با وجود اینکه خیام متعلق به نیشابور است، اما در بوشهر و دیگر مناطق جنوبی، خیامخوانی به یکی از موسیقیهای مهم محلی تبدیل شده است؛ موسیقیای که بهنوعی بازتاب سختی کار در دریاست و به دریانوردان و ماهیگیران خلیج فارس کمک میکند با دشواریهای زندگی کنار بیایند.
قنبری عدیوی اضافه کرد: موسیقیهایی مانند سنج و دمام در شهرهایی همچون آبادان، خرمشهر، بوشهر و بندرعباس جایگاه ویژهای دارند. این موسیقی هم در آیینهای مذهبی مانند محرم و صفر و هم در مناسبتهای اجتماعی کاربرد دارد و نوعی زبان ارتباطی میان انسان و دریا تلقی میشود. علاوه بر این، موسیقیهای دیگری مانند «شَروهخوانی» نیز در میان ماهیگیران و ساحلنشینان رواج دارد که با مضامین اندوه، انتظار و زندگی سخت در دریا همراه است. این موسیقیها در قالب دوبیتیها و نغمههای محلی، بخشی از هویت فرهنگی مناطق ساحلی را شکل میدهند.
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان گفت: در کنار آیینهایی مانند سنج و دمامزنی، گونههای دیگری از نغمهها و آوازهای محلی نیز وجود دارد که با نامها و قالبهای متفاوت در زندگی مردم جریان داشته است. از جمله این موارد میتوان به «زنگ شتری» و «تنگ سیری» اشاره کرد که در کنار دیگر اشکال موسیقی بومی، بخشی از زیست فرهنگی ساحلنشینان را شکل میدهند. در میان اشعار و ترانههای محلی، دوبیتیهای فایز دشتی (محمدعلی کردوانی دشتی متخلص به «فایز») جایگاه ویژهای دارند. فایز از محبوبترین دوبیتیسرایان در فرهنگ ماهیگیران و جوامع مرتبط با خلیج فارس است و اشعار او در موقعیتهای مختلف زندگی، از کار و سفر دریایی گرفته تا روابط خانوادگی، مورد استفاده قرار میگیرد.
او با اشاره به نقش این اشعار در زندگی روزمرۀ ساکنان خلیج فارس، توضیح داد: در بسیاری از موارد، این دوبیتیها برای کودکان خوانده میشود و در موقعیتهایی مانند انتظار برای بازگشت همسران دریانورد، زنان در کنار ساحل نشسته و با خواندن این اشعار نوعی سوگواری یا بیان دلتنگی را تجربه میکنند. در این فضا، این گونه از آوازهای محلی با حال و هوایی اندوهگین و حزنآلود است که در آن احساسات مرتبط با دوری، انتظار و سختیهای زندگی دریا بیان میشود.
تنگۀ هرمز؛ نگین انگشتر دنیا
این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به ضربالمثلهای مرتبط با خلیج فارس، بیان کرد: در ادبیات عامۀ جنوب، ضربالمثلی وجود دارد که میگوید «اگر دنیا انگشتر باشد، تنگۀ هرمز نگین این انگشتر است» و این گونه مثلها نشاندهنده عمق نگاه فرهنگی مردم به دریا و تنگۀ هرمز است. تنگۀ هرمز از گذشتههای بسیار دور برای ایرانیان اهمیتی راهبردی و حیاتی داشته و در حافظۀ تاریخی مردم منطقه جایگاه ویژهای یافته است. بر اساس متون تاریخی از جمله «جنگنامۀ کِشم و جِروننامه» در روایتهایی از نبرد ایرانیان با پرتغالیها، به بازپسگیری جزایری مانند قشم و تنگۀ هرمز اشاره شده است. در برخی متون منظوم که به آغاز سده یازدهم قمری بازمیگردد، پیروزی ایرانیان در بازپسگیری این مناطق با لحن حماسی روایت شده است.
خلیج فارس هویتی انکارشدنی نیست
او در ادامه با اشاره به مناقشات معاصر پیرامون نام «خلیج فارس» و ادعاهای واهی کشورهای مختلف نسبت به این نقطه و اطلاق نام غلط به آن، تاکید کرد: در برخی موارد، استفاده از عناوین نادرست برای این پهنۀ آبی، بهجای یک بحث تاریخی، به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. این در حالی است که اسناد تاریخی و شواهد حقوقی، قدمت و تثبیت نام خلیج فارس را نشان میدهد و بسیاری از ادعاهای مطرحشده در این زمینه فاقد پشتوانۀ تاریخی معتبر است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری با اشاره به تحولات سیاسی منطقه ادامه میدهد: شکلگیری برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به دهههای اخیر بازمیگردد و بسیاری از آنها سابقه تاریخی طولانی بهعنوان دولت مستقل ندارند. در روند شکلگیری این کشورها، نقش قدرتهای استعماری و تحولات سیاسی قرن بیستم قابل انکار نیست.
او با اشاره به برخی رخدادهای تاریخی از جمله نقش ایران در حفظ امنیت منطقه خلیج فارس از دیرباز تاکنون، گفت: موضوع استقلال برخی مناطق مانند بحرین در سال ۱۳۴۹ خورشیدی در چارچوب تصمیمات سیاسی و بینالمللی آن دوره شکل گرفت، اما جزایری مانند بوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک همواره در چارچوب حاکمیت تاریخی ایران قرار داشتهاند. در برخی پروندههای بینالمللی نیز موضوع خلیج فارس و این جزایر مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت بر تثبیت نام خلیج فارس و تعلق این جزایر به ایران تأکید شده است.
خلیج فارس را تنها سیاسی نبینیم
این استاد دانشگاه با تأکید بر لزوم دقت در روایتسازی پیرامون خلیج فارس اظهار کرد: هرگونه استفاده نادرست از نام خلیج فارس یا طرح ادعاهای تاریخی نادرست، بیش از آنکه ریشه علمی داشته باشد، ناشی از سوءبرداشتهای سیاسی است. ایران در دورههای مختلف تاریخی، از جمله پیش و پس از انقلاب، با هوشمندی و درایت تلاش کرده است با اتکا به اسناد و رویکردهای حقوقی، از جایگاه تاریخی خلیج فارس و جزایر آن صیانت کند. با این وجود در کنار این رویکرد حقوقی و تاریخی، لازم است نگاه فرهنگی و رسانهای نیز تقویت شود تا روایت خلیج فارس نهفقط در سطح سیاسی، بلکه در سطح فرهنگ عمومی و ارتباطات بینالمللی نیز به شکلی فعالتر و هوشمندانهتر مطرح شود.
او با اشاره به ایدههای فرهنگی و رسانهای در معرفی خلیج فارس، بیان کرد: میتوان حتی برنامهها و همایشهای فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و هنری را در جزایر سهگانۀ خلیج فارس برگزار کرد و با ایجاد بستههای تشویقی، زمینه سفر مردم به این مناطق را فراهم کرد. این اقدامات میتواند به شکل رسانهای گسترده منتشر شود تا روایت هویت و مالکیت این مناطق برای افکار عمومی بیش از پیش تثبیت شود و زمینه طرح ادعاهای دیگران از بین برود. در شرایطی که برخی تهدیدها و تنشهای سیاسی در منطقه مطرح میشود، استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی میتواند نقش مهمی در تقویت روایت ملی ایفا کند. برگزاری رویدادهایی مانند «نوروز دریایی» در فصل تابستان و در مناطق ساحلی، میتواند به یک برنامه بینالمللی تبدیل شود و گردشگران داخلی و خارجی را جذب کند.
قنبری عدیوی با اشاره به ظرفیتهای گردشگری برای رد چنین ادعاهای واهی دربارۀ خلیج فارس، گفت: میتوان این رویدادها را به شکل گردشگری علمی، فرهنگی و آموزشی توسعه داد و از آن برای معرفی بهتر خلیج فارس استفاده کرد. رسانهها، کتابها، نشریات و موسیقی در این زمینه نقش مهمی دارند، اما تاکنون بهطور کامل از این ظرفیتها استفاده نشده است. تجربه نشان میدهد هرگاه یک طرف در روایتسازی عقبنشینی کند، طرفهای دیگر فضای بیشتری برای طرح روایت خود پیدا میکنند. بنابراین ایران باید با رویکردی فعال و هوشمندانه از ابزارهای فرهنگی، هنری و رسانهای برای تثبیت هویت تاریخی خلیج فارس استفاده کند.
تحقق مالکیت با تواضع و ادب به دست نمیآید
او اضافه کرد: خلیج فارس تنها یک آبراهه نیست، بلکه یک هویت تاریخی و فرهنگی است که در اسطورهها، باورها، ضربالمثلها، قصهها و آیینهای مردم جنوب ریشه دارد. فرهنگ مردم ساحلنشین بخش جداییناپذیر از فرهنگ ایرانزمین است و آیینهای مرتبط با دریا نیز بخشی از همین میراث محسوب میشود. تحقق مالکیت با تواضع و ادب به دست نمیآید و یک بار باید قدرت نظامی خود را به درستی به دشمنان نشان میدادیم تا هر لحظه به خودشان اجازه ندهند حرفهای بیاساسی را درباره ایران و بهویژه خلیج فارس، تنگۀ هرمز و جزیره خارک مطرح کنند. ما همسایگان بیآزاری برای کشورهای همجوار خود هستیم اما به این شرط که آنها هم به هویت، فرهنگ و تمدن کهن ایرانی احترام بگذارند، در غیر این صورت به خوبی آموختهایم که چگونه از خود دفاع کنیم. پاسداری از این آب و خاک، وظیفهای فرهنگی و تاریخی است که باید با مشارکت همه بخشهای جامعه ادامه یابد.
دیدگاه تان را بنویسید