فردوسی
پاسخی که جهان به رئیس جمهور دروغ داد | داریوش اول در مورد دروغ چه میگوید
داستان "چوپان دروغگو" در روزگار ما نسخهٔ تازهای یافته است: "رئیسجمهور دروغگو". به مناسبتِ اهمیت و کارکردِ خاصِ دروغ در کلام ترامپ، که جهانِ دیگری ورای واقعیت، و وارویِ واقعیت برمیسازد، و به فراخورِ وسعت و تنوع و تعددِ دروغهای وی و پیشینیانش، میتوان نامِ داستان را در نسخهٔ جدیدِ آن بسط داد به: رئیسجمهورِ دروغ، اصلاً رئیسِ خودِ دروغ (معادل دُروج، دیو دروغ در اساطیر ایران) و ... .
به گرد دروغ آنکه گردد بسیاز او راست باور ندارد کسیاسدی طوسی
داستان "چوپان دروغگو" در روزگار ما نسخهٔ تازهای یافته است: "رئیسجمهور دروغگو". به مناسبتِ اهمیت و کارکردِ خاصِ دروغ در کلام ترامپ، که جهانِ دیگری ورای واقعیت، و وارویِ واقعیت برمیسازد، و به فراخورِ وسعت و تنوع و تعددِ دروغهای وی و پیشینیانش، میتوان نامِ داستان را در نسخهٔ جدیدِ آن بسط داد به: رئیسجمهورِ دروغ، اصلاً رئیسِ خودِ دروغ (معادل دُروج، دیو دروغ در اساطیر ایران) و ... .
آن عده از سیاستمداران جهان که حافظه یا وجدانشان را منفعتاندیشی ویا چاکرمنشی و تمایلِ شدید به کاسهلیسیِ قدرت مختل نساخته، به سیاق داستان اصلی، پاسخی درخور به" رئیس جمهور دروغ" دادهاند:
" نخست وزیر اسپانیا : ۲۳ سال پیش ما را به جنگ با عراق کشاندید، اما هیچ سلاح هستهای پیدا نشد. شما نمیتوانید ما را دو بار فریب دهید!! وحشیها!"
(گفتهٔ جناب پدرو سانچز، همراه با متن اسپانیایی و ترجمهٔ فارسی آن، منقول از صفحهٔ فرهیختگان آنلاین است)
داستان "رئیسجمهور دروغ/دروغگو" از دعای مندرج در کتیبهٔ داریوش اول برای مردم و توصیهاش برای شاه بعدی (هرکس بعد از او قدرت را به دست میگیرد) دور نیست:
"اهورهمزدا این مردم را بپایداز سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ".(کتیبه تخت جمشید، روی دیوارهٔ جنوبیِ صُفه)
دشمن و فقر و دروغ به اشکالِ مختلف در وجودِ "رئیس جمهورِ دروغ" همنهاد یا اینهمان شدهاند: دشمن که فاعلِ دروغگویی یا خودِ دروغ است، ابزارِ دشمنانگیاش نیز فقرگستری و دروغپیمایی است؛ پس برای هرآنچه واضحاً، و نه در خفیه و خفا، انجام میدهد پیشتر معناهای دروغ و وارونهای دم دست نهاده و به اذهان ترویج و تزریق کرده است: بمباران مدرسه و خانه و شهر و پل و بیمارستان و خانه سالمندان و ... بهکمکآمدن و نجات معناگزاری شده، و کشتنِ کودک و غیر نظامی و ترورِ اشخاص، عملیاتِ نظامیِ رهاییبخش ازسوی یک حاکمیتِ دموکراتیکِ مبتنیبر مواثیق و قوانینِ بینالمللی بر علیه حکمرانی مستبدِ شرقیِ دینی، تعیینِ معنی شده است.
داریوش اول در سنگنبشتهٔ بهستان نیز پس از ذکرِ نامِ برخی افراد و اقوام توضیح میدهد:
" اینها اقوامی هستند که شورشی شدند؛دروغ آنها را شورشی کرد...تویی که پس از این شاه خواهی شد،خود را با تمام قدرت از دروغ بپای،مردی را که خود را دروغگو نشان میدهد مجازات کن،اگر تو چنین بیندیشی،مردم من از خطر در امان باشند"
دروغ در دکترین سیاسی داریوش اول دایرهٔ معنایی وسیعی دارد، و در مرکز آن تلاش برای غصبِ هویتِ سیاسیِ خاصی قرار دارد تا بواسطهٔ آن اِعمال قدرت یا قدرتگیری را توجیه کنند، و معنایی القاء کنند جز آنچه که این اِعمال قدرت در درون و حتی در بیرونِ خود دارد، و مآلاً با بهدستدادنِ روایتی فریبکارانه ولی مردمپسند، برای همراه ساختنِ مردم، که جز زیانهای جبرانناپذیر نصیبی نخواهند برد، راهی به قدرت بیابند.
فردوسی در حق دروغآزمایانی همچون "رئیسجمهور دروغ" گفته است:
همان بددل و سفله و بیفروغسرش پر ز کین و زبان پردروغ
مهری بهفر
دیدگاه تان را بنویسید