ارسال به دیگران پرینت

فحاشی

چرا فحاشی به زبان سیاسی تبدیل می شود

از زبان به مثابه معنا تا زبان به مثابه تازیانه ‌(چرا فحاشی به زبان سیاسی تبدیل می‌شود؟)

چرا فحاشی به زبان سیاسی تبدیل می شود

از زبان به مثابه معنا تا زبان به مثابه تازیانه

‌(چرا فحاشی به زبان سیاسی تبدیل می‌شود؟)

‌ آن‌گاه که زبان سیاست به فحاشی آلوده می‌شود، وسوسه‌ای رایج پدید می‌آید که آن را نشانه فروپاشی اخلاق، سقوط فرهنگ یا هیجان مهارنشده افراد بدانیم. اما چنین داوری‌ای، هرچند تسلی‌بخش، ما را از فهم حقیقت دور می‌کند. فحاشی در سیاست، بیش از آن‌که لغزش زبان باشد، رخدادی معنادار در منطق قدرت است؛ نشانه‌ای است از تغییری عمیق‌تر در شیوه اعمال نفوذ، در جایی که استدلال دیگر بار نمی‌کشد و زبان به تازیانه بدل می‌شود.

سیاست، برخلاف تصور رمانتیک، هرگز صرفا میدان عقلانیت خالص نبوده است. قدرت نه فقط با قانون و نهاد، که با نماد، زبان و شأن عمل می‌کند. فحاشی دقیقاً در همین نقطه وارد می‌شود یعنی در لحظه‌ای که بازیگر یا کنشگر سیاسی می‌کوشد رقیب را نه تنها شکست دهد، بلکه از مرتبه گفت‌وگو ساقط کند. توهین، در این معنا، حذف رقیب از ساحت برابری است؛ اعلام این داوری خاموش که «تو دیگر اهل استدلال نیستی، پس سزاوار تحقیری». پژوهش‌های گسترده در تحلیل گفتمان سیاسی نشان داده‌اند که همین فروکاست نمادین، حتی بی‌آنکه دلیلی اقامه شود، اعتماد مخاطب به شایستگی اخلاقی و عقلانی فرد هدف را فرسایش می‌دهد. زبان، پیش از آن‌که معنا منتقل کند، منزلت می‌سازد یا ویران می‌کند.

اما راز کارآمدی فحاشی فقط در تخریب منزلت نیست؛ در بسیج عاطفه است. سیاست مدرن، به‌ویژه در عصر رسانه‌های شتابان، بیش از هر زمان دیگری بر هیجان تکیه دارد. علوم شناختی و عصب‌سیاسی به‌روشنی نشان داده‌اند که خشم، برخلاف ترس یا اندوه، میل به کنش فوری می‌آفریند. فحاشی کارخانه تولید خشم است، تولیدی ارزان، سریع و بی‌نیاز از پیچیدگی. از همین روست که در لحظات بحران، در جوامع دوپاره، و در میدان شبکه‌های اجتماعی، زبان تحقیر از زبان تحلیل پیشی می‌گیرد. خشم، جماعت را به هم می‌دوزد؛ هرچند این دوخت، شتاب‌زده و سست باشد.

در این میان، فحاشی نقشی دیگر نیز بازی می‌کند: شکستن آیین زبان نخبگانی. زبان مودبانه و سنجیده، زبان نهادهاست؛ و فحاشی، شورش علیه همین نظم گفتاری. آنکه با انگیزه سیاسی به توهین متوسل می‌شود، اغلب می‌خواهد بگوید: «من از جنس صداقت سخن می‌گویم، نه از جنس اتاق‌های دربسته.» پژوهش‌های پوپولیسم نشان داده‌اند که این شکستن آداب، برای بسیاری از مخاطبان نشانه صداقت و اصالت تلقی می‌شود. اما همین سکه، روی دیگری هم دارد و زبانی که برای طغیان ساخته شده، برای حکمرانی تاب نمی‌آورد. آن‌جا که قدرت تثبیت می‌شود، زبان تحقیر به مانعی برای اداره عقلانی امور و حذف و طرد دیگران بدل می‌گردد.

فحاشی همچنین هنر انحراف است. وقتی کسی از پاسخ درمانده است، زبان به میدان می‌آید تا توجه را از «چه باید کرد» به «چه کسی بدتر است» بکشاند. این تغییر زمین بازی، در نظریه‌های ارتباطات سیاسی به‌خوبی مستند شده است. جدال اخلاقی پرصدا، اغلب تقلایی بر کشیدن پرده مستوری بر کارنامه غیرقابل دفاع است و هرچه این پرده پررنگ‌تر، خلا پاسخگویی عمیق‌تر.

در لایه‌ای خطرناک‌تر، فحاشی می‌تواند آزمون مرزها باشد. تخریب هنجارهای زبانی، غالباً پیش‌درآمد تخریب هنجارهای حقوقی است. تاریخ اقتدارگرایی نشان می‌دهد که آن‌گاه که تحقیر بی‌هزینه شد، محدودسازی نیز آسان‌تر می‌شود. زبان، پیشاهنگ قدرت است؛ اگر فرو ریخت، دیوارهای دیگر نیز در معرض فروریختن‌اند.

با این همه، فحاشی سلاحی است که بیش از آن‌که دشمن را زخمی کند، دستِ دارنده را فرسوده می‌سازد. پژوهش‌های طولی بر یک نکته هم‌داستان‌اند که این روش در کوتاه‌مدت می‌جوشاند، اما در بلندمدت اعتماد می‌سوزاند. جامعه‌ای که سیاستش به تحقیر خو کند، توان حل تعارض را از کف می‌دهد؛ یا به خشونت می‌غلتد، یا به بی‌تفاوتی پناه می‌برد. خستگی هیجانی، میراث محتوم این مسیر است.

حال باید پرسید که در برابر فحاشی چه باید کرد؟ نه سکوت اخلاقی پرهیاهو چاره است و نه تقلید متقابل. پاسخ کارآمد، بازگرداندن «سیاست» به مسئله است؛ بی‌آنکه در دامِ بازی تحقیر بیفتیم. افشای این حقیقت که فحاشی «تکنیک» است نه «احساس»، قدرت آن را می‌کاهد. حفظ زبان دقیق، حتی در اوج تعارض، سرمایه‌ای می‌سازد که شاید در کوتاه‌مدت دیده نشود، اما در بلندمدت اعتماد می‌آفریند؛ همان سرمایه کمیابی که سیاست بدون آن به غوغا بدل می‌شود.

اگر سخن را بخواهیم به داوری‌ای موجز بسپاریم، می‌توان گفت: فحاشی آنگاه به سیاست راه می‌یابد که استدلال از حمل منافع قدرت ناتوان می‌شود؛ و آنگاه از کار می‌افتد که جامعه، منطق پنهان آن را بازشناسد. سیاست، اگر قرار است بماند، ناگزیر است زبانش را از تازیانه به گفتگو و از بی‌راهه به پل بازگرداند.

منبع : سهند ایران مهر
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه