ارسال به دیگران پرینت

سید امیرمهدی واقفی:

دو روایت از اکوسیستم نوآوری در زمان جنگ | ایستادگان بی‌رانت در برابر رانت‌خواران همصدای دشمن

سال ۱۴۰۴، جنگِ تمام‌عیارِ رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی علیه ایران، نقاب از چهره بسیاری از بازیگران اکوسیستم فناوری برداشت. در این میان، نه یک روایت، که دو روایت کاملاً متضاد هم رقم خورد.

دو روایت از اکوسیستم نوآوری در زمان جنگ | ایستادگان بی‌رانت در برابر رانت‌خواران همصدای دشمن

سید امیرمهدی واقفی:

سال ۱۴۰۴، جنگِ تمام‌عیارِ رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی علیه ایران، نقاب از چهره بسیاری از بازیگران اکوسیستم فناوری برداشت. در این میان، نه یک روایت، که دو روایت کاملاً متضاد هم رقم خورد.

     قطب اول: کارآفرینان واقعی؛ بدون رانت، بدون سهام حاکمیتی، بدون فروش به دشمن! در یک سو، کارآفرینانی ایستادند که هیچ‌گاه پشتشان به رانت گرم نبود. آنها سهمیه‌ای نداشتند، ارتباطات خانوادگی با قدرت نداشتند، سهام حاکمیتی نگرفته بودند و هیچ پدرخوانده‌ای در دستگاه‌های رانت‌دهنده نداشتند. آنها از صفر شروع کردند، با زخم‌های بسیار، با اخراج‌ها، با رد شدن در هزار مرحله، با تحقیرهای نهادهای بروکراتیک. اما ساختند. آنها پلتفرم‌هایی ساختند که مردم به آن اعتماد کردند، نه به خاطر تبلیغات دولتی، نه به خاطر فشار رسانه‌ای، بلکه به خاطر کیفیت، امنیت و پایداری. در اوج بمباران‌ها، در روزهایی که اینترنت بین‌الملل لَنگ می‌زد، سرویس‌های این کارآفرینان روشن ماند. نه به خاطر اینکه حاکمیت به آنها گفته بود، بلکه به خاطر یک انتخاب شخصی و جمعی: «ایران اول»

این کارآفرینان، هیچ‌گاه صدای اعتراض خود را به مشکلات، محدودیت‌ها، قوانین دست‌وپاگیر و ناکارآمدی‌های ساختاری خفه نکردند. اما فرق اساسی آنها با طیف دیگر این بود: آنها هیچ‌گاه اعتراض را با همصدایی با دشمن اشتباه نگرفتندآنها می‌دانستند که می‌شود به سیاستی اعتراض کرد، بدون اینکه تمامیت ارضی کشور را نشانه رفت. می‌شود از آزادی حرف زد، بدون اینکه بازوی رسانه‌ای موساد را تقویت کرد. می‌شود در پی اصلاح بود، بدون اینکه در صف مهاجمان خارجی ایستاد. اینها هویت خود را نفروختند. به هیچ جناحی وابسته نشدند. در معادلات سیاسیِ صفر و صدی گم نشدند. و امروز، در حالی که هیچ حمایتی از آنها نشده، هیچ رانتی نگرفته‌اند، و هیچ پناهی جز توانمندی خودشان ندارند، پای ایران ایستاده‌اند و همچنان هزینه می‌دهند.

     قطب دوم: رانت‌خواران دوچهره؛ از داخل و خارج، روی شکست ایران شرطبندی کرده‌اند. در سوی دیگر، طیفی قرار دارد که از نظر ظاهر، همچنان در ایران زندگی می‌کند، شرکت دارد، دفتر دارد، پرسنل دارد و حتی از برخی نهادهای حاکمیتی مجوز گرفته است. اما در عمل، در زمین دشمن بازی می‌کند.اینها همان افرادی هستند که سال‌ها از بزرگ‌ترین رانت‌های اقتصادی کشور خورده‌اند: سهام ارزان دولتی، مجوزهای انحصاری، ارتباطات خاکستری با نهادهای قدرتمند، و گاهی حتی معافیت‌های متعدد بدون منطق. آنها کسب‌وکار خود را نه بر اساس توانمندی، که بر اساس دسترسی به رانت ساخته‌اند. و حالا، در بزرگ‌ترین بزنگاه تاریخی، نه تنها قدردان نبوده‌اند، بلکه پشت میزهای همان شرکت‌های رانتی نشسته‌اند و لابی می‌کنند برای شکست ایران. این افراد دو دسته‌اند:

دسته اول: خارج‌نشینان همصدا با ترامپ و نتانیاهو :آنهایی که پیش از شروع جنگ، اموال خود را به خارج منتقل کردند، با شرکای سیاسی ترامپ و نتانیاهو ارتباط برقرار می‌کنند، و حالا آشکارا در رسانه‌های معاند، علیه تمامیت ارضی ایران موضع‌گیری می‌کنند. آنها منتظر بودند ایران شکست بخورد تا سهم خود را از سفره غارت بردارند. اینها مدعیان ساختن ایران پس از نابودی هستند. کسانیکه بدون رانت حتی امروز هیچ نداشتند.

دسته دوم: داخل‌نشینان دوچهره : تلخ‌تر از دسته اول، کسانی هستند که هنوز در ایران‌اند، از منابع ایران ارتزاق می‌کنند، از نیروی کار ایران استفاده می‌کنند، از زیرساخت‌های ایران سود می‌برند، اما در خلوت و گاهی در رسانه‌های غربی، با دشمن همصدا می‌شوند. آنها به جای تقویت نقاط قوت کشور، هر ضعفی را بزرگ می‌کنند. به جای ساختن راهکار، در تخریب سنگ تمام می‌گذارند. ظرفیتهای خود را ماشین جنگ نرم علیه ایران کرده‌اند.

و بدتر از همه: بخشی از سیستم حاکمیتی که درگیر فساد اقتصادی است، هنوز از این افراد حمایت می‌کند. همان نهادهایی که باید جلوی رانت را بگیرند، با همین رانت‌خواران شراکت دارند. همان مجوزهایی که نباید تمدید شود، تمدید می‌شود. همان حساب‌های بانکی که باید مسدود شود، باز است. این همان حلقه معیوبی است که اکوسیستم نوآوری را از درون پوسانده است.

آینده اکوسیستم فناوری و نوآوری ایران

اکوسیستم نوآوری ایران، اگر بخواهد آینده‌ای داشته باشد، چاره‌ای جز یک پالایش ریشه‌ای ندارد:

- کارآفرینان واقعی، بی‌رانت و پای‌کار— که با تمام سختی‌ها ساختند، در جنگ ایستادند، و هویت خود را نفروختند — باید نه فقط حمایت شوند، بلکه به عنوان الگوی ایرانیِ نوآوری به مردم معرفی گردند. آنها سزاوار دیده شدن هستند، حتی اگر همواره معترض باشند. اعتراض این گروه قطعا در جهت ساختن و توسعه ایران است.

- رانت‌خواران هم‌صدای دشمن— چه در داخل، چه در خارج — باید نه از طریق مماشات، که از طریق شفافیت‌سازی و افشای عمومی، به مردم معرفی شوند. مردم باید بدانند کدام پلتفرم را هر روز استفاده می‌کنند در حالی که مدیرانش در حال لابی برای تحریم‌های فلج‌کننده ایران هستند. کدام استارتاپ با پول بیت‌المال بزرگ شده و حالا علیه تمامیت ارضی موضع می‌گیرد. مردم باید بدانند که این رویا فروشان و وطن فروشان، بدون رانت سیاسی و اقتصادی توان اداره یا ساختن یک بنگاه ده نفره را نیز نداشتند و موضع گیری های اخیرشان نه برای ایران و ایرانی که برای منافع آتی خودشان و سفره‌ای که بر ویرانه‌ی ایران در ذهنشان پهن کرده‌اند. جنگ‌طلبانِ اقتصادی، کسانی که فقط منافع شخصی برایشان مهم است، هیچ نسبتی با هویت ملی، تمامیت ارضی و آینده ایران ندارند. آنها یا باید تغییر مسیر دهند، یا در تاریخِ سیاهِ خیانت به این مرزوبوم ثبت شوند.

اکوسیستم نوآوری ایران، متعلق به کسانی است که در روز سخت، پشت ایران را خالی نکردند. نه کسانی که با دشمن دست دادند.

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه