ارسال به دیگران پرینت

این چند نفر فوتبال ایران را گروگان گرفته‌اند!

فرهاد عشوندی انتخابات فدارسیون فوتبال قرار است روز 25 اسفند برگزار شود ولی اخبار خوشی از افراد حاضر در این انتخابات به گوش نمی‌رسد.

انتخابات فدراسیون فوتبال ایران قرار است ۲۵ اسفند برگزار شود و خب دوستان احتمالا با خودشان فکر کردند شب عیدی تا کسی حواسش نیست برگزارش می کنیم و تا رسانه ها باز شوند، شده یک ماه بعد و آب‌ها از آسیاب افتاده.

این‌ ایده را احتمالا مسعود سلطانی فر و همکارانش در وزارت ورزش از یک سو و  مدیران جا خوش کرده در فدراسیون فوتبال از سوی دیگر در سر دارند.

احتمالا هم درست فکر می کنند، اما به نظر می رسد در این سبک برنامه ریزی این بزرگواران ، آنچه خیلی در اولویت قرار نگرفته ، منافع ملی فوتبال ایران در فاصله ده روز از زمان انتخابات تا شروع ۴ بازی نفسگیرش در انتخابی جام جهانی قطر باشد.

شاید گفتنش کمی تند باشد اما با این نگاه و نگاهی به پروسه ثبت نام های افراد برای شرکت در انتخابات و البته این اخبار حاشیه ای که مثلا یکی از آنها را دیروز ایسنا درباره تهدید اعضا به ابطال انتخابات در صورت کنار گذاشته شدن نامزد مستقر در فدراسیون زده بود ، می شود به این نتیجه رسید: فوتبال را این بزرگواران به گروگان گرفته اند!

می پرسید چطور؟ نگاهی کنید به لیست انتخاباتی کاندیداهای ریاست فوتبال. 

اسمها تقریبا همه مشترک هستند. لیست هایی که همگی یک هدف را نشانه گرفته اند. حفظ شرایط موجود!

بهاروند که این روزها سرپرست است خودش کاندیدا شده و در سایر لیست ها نایب رئیس دوم است.او و طالقانی و قنبرزاده و عزیزی خادم و مهرعلی گروهی هستند که گفته شده هیات ها را زیر سیطره خود دارند.

گروهی که بیشترین نفوذ و امضاء را بین ۳۱ هیات استانی و تک رای مناطق آزاد دارند. کسانی که برای دادن امضای ورود به نامزدهای دیگر جهت شرکت در انتخابات ، اینگونه نام‌شان در همه لیست ها تقسیم شده است.

در سوی دیگر هم این اسامی را می بینید: حبیب کاشانی و اسلامیان. کاشانی خیلی صریح گفته آمده تا مسیر تاج را ادامه دهد و خب مشخص است چه هدفی برای انجام دارد.

در پس پرده اما می بینید که از کاشانی همزمان به عنوان گزینه سایه حیدر بهاروند نام برده می‌شود . یعنی او فصل مشترک تاج و گروه بهاروند است برای حفظ شرایط موجود!

گزینه دیگر حسین علی قریب است که با قنبرزاده و بهاروند در لیست وارد عرصه شده . او که از مدیران تشکیلات نهادهای اجرایی حاکمیتی است و در ستاد اجرایی فرمان صد امام روزگار می گذراند. قریب که چند سالی مدیر استقلال بوده و در سال ۸۴ قلعه نویی با او یک قهرمانی در لیگ آورده، از آن سال از فوتبال رفته و فقط چند ماهی عضو هیات مدیره استقلال شده است اما هر بار فصل انتخابات که می شود، گروهی می افتند دنبالش تا برش گردانند به فوتبال. مدیر موفقی بوده؟ تاریخ چنین گزینه ای را خیلی نشان نمی دهد اما ضعف همیشگی حافظه تاریخی ایرانیان همیشه بهانه ای بوده برای تکرار بعضی اتفاقات!

اما فارغ از خوبی یا بدی این مدیر، قریب برای حضور در انتخابات، رای از کجا آورده؟ اگرچه وزارت مدام تکذیب می کند اما می گویند باز از سوی دولتی ها حمایت می شود . این ادعا را محمد دادکان رئیس اسبق فدراسیون فوتبال عیان تر از دیگران فریاد زده و او معمولا از پشت پرده های اینچنینی خوب خبر دارد.

کف کارهای انتخاباتی قریب برای حضور در مجمع را هم افرادی چون صادق درودگر و قنبرزاده در دست گرفته اند و فکر می کنند با روی کار آمدن قریب ، آنها صاحب تشکیلات لیگ می شوند. سبد رای این دو نفر هم در نهایت باز بر می گردد به همان گروه بهاروند و عزیزی خادم! 

قریب درست همان مسیری را می رود که ۸ سالپیشتر یک بار با همین دست فرمان ،رقابت را به علی کفاشیان باخت !

مهدی محمد نبی هم دیگر نامزد انتخابات ۲۵ اسفند است که با کمک کفاشیان به انتخابات وارد شده و با رای های سنتی او به مجمع می آید و اینگونه توانسته ده امضای تائیدیه حضور در انتخابات را بگیرد.

سبد رای کفاشیان مشتمل از گروهی از باشگاه‌ها و بخشی از هیات هاست. او قطعا بیش از تاج میان هیات ها رای دارد و اصولا او خداوندگار مجامع است برای رای گرفتن. اصلا او بود که ۴ سال قبل توانست تاج را صاحب صندلی ریاست کند.

با این وجود کیست که نداند ماندن طرز فکر کفاشیانی آن هم با محوریت مهدی محمد نبی یعنی تداوم همین آش و همین کاسه که فوتبال را به اینجا رسانده!

ممبینی رئیس کمیته داوران هم که ده امضا دارد ، رای هایش را احتمالا از باشگاه ها گرفته. همه باشگاه های ناراضی از داوری انگار به او روی خوش داشته اند که ده امضایش جور شده است. او خودش هم بخشی منشعب شده از همین گروه حاکمه در فوتبال است و باز با او امید به تغییر یعنی صفر.

یعنی انتخابات ۲۵ اسفند در بر هر پاشنه ای بچرخد ، هیچ اثری از تغییر بنیادی در فوتبال نیست. باز همان هایی سوارش هستند که در همه این سال ها فوتبال ملی را وارث بدهی اقلا ۶۰ میلیاردی کردند و در آستانه نابودی قرارش داده اند.

 

منبع: خبر آنلاین
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد
  • ناشناس ارسالی در

    وقتی مملکت بی صاحب میشود کسی جوابگوی کسی نیست همه می پندارند بیت المال ارث پدری می بینند

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه