مذاکرات؛
روایت فارس از پشت پرده مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان
برخی دیپلماتهای حاضر در دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان معتقدند که هیئت آمریکایی اساساً با هدف «ارزیابی تابآوری و آستانه تحمل ایران برای ادامه جنگ» پای میز مذاکره نشسته بود و موضوع توافق، در آن جلسه موضوعیت جدی نداشت.
برخی دیپلماتهای حاضر در دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان معتقدند که هیئت آمریکایی اساساً با هدف «ارزیابی تابآوری و آستانه تحمل ایران برای ادامه جنگ» پای میز مذاکره نشسته بود و موضوع توافق، در آن جلسه موضوعیت جدی نداشت.
طبق این گزارش، آمریکاییها که پیشبینی میکردند کار ایران ظرف مدت کوتاهی تمام شود، اکنون در چهلمین روز جنگ فرسایشی و زیر فشار همزمان اقتصادی، بینالمللی و داخلی، بیشتر به دنبال پیدا کردن راه فرار از مهلکه هستند تا رسیدن به یک توافق پایدار.
این تحلیل میافزاید رفتار متناقض طرف آمریکایی در حوزه عملیات روانی و رسانهای نیز مؤید همین فرضیه است.
الگوی رفتاری ترامپ و رسانههای همسو با کاخ سفید در این مدت یکسان بوده است: تهدید نظامی سنگین در رسانه و دعوت همزمان به مذاکره فوری، اعلام شرط آتشبس و رفع محاصره، و سپس نقض آشکار همان شروط توسط خود آمریکا با این هدف که واکنش ایران را ناظر به تمایل به مذاکره در اثنای این تهدیدها و عهدشکنیها ارزیابی کنند.
طرح گمانهزنیهایی چون «هلی برن در خلیج فارس» یا «تصرف جزایر ایرانی» در رسانههای آمریکایی، بخشی از همین پروژه ارزیابی واکنش روانی ایران بوده است؛ پروژهایی که ناکامی در آن، وضعیت متزلزل ترامپ را وخیم تر کرده است.
در چنین فضایی، تیم مذاکرهکننده ایرانی با اتکا به دستاوردهای غیرقابل انکار میدان، این پیام صریح را به طرف آمریکایی مخابره کرد که: «آنچه را که در جنگ با زدن زیرساختها نتوانستید به دست آورید، یقیناً پشت میز مذاکره با گرفتن امتیاز کلامی به دست نخواهید آورد.»
به نظر میرسد طرف آمریکایی به این جمعبندی مهم رسیده است که یک خطای محاسباتی دیگر، آنها و متحدان منطقه ایشان را برای مدتی طولانی در باتلاقی که با دست خود حفر کردهاند، گرفتار خواهد کرد.
ارزیابی نهایی از این دور مذاکرات این است که آمریکا نه به دنبال توافق، بلکه به دنبال سنجش نبض جنگندگی ایران بود؛ آزمونی که نتیجه آن برای واشنگتن، نه نشانه ضعف، بلکه هشداری جدی درباره هزینههای گزاف ماجراجویی است.
دیدگاه تان را بنویسید