ارسال به دیگران پرینت

نوای آرامش در نی‎لبک‎ها

در دنیای پرهیاهوی امروزی، در بی‌هویتی‌های فرهنگی، هنوز هم‌جایی برای صدای دل‌انگیز نای و قیچک مقام‌نوازان ایرانی شنیده می‏شود که یادآور فرهنگ قوم لر است. هنوز هم غلامرضا رفیع با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» شادی و ماندگاری قوم خود را در بین تماشاگران فریاد می‏زند و ترانه‏ای از فرهنگ جاودان خود را با حرکات موزون مهرورزی سر می‌دهد. هنوز هم هستند افرادی که با موسیقی زندگی می‏کنند و جشن و شادمانی‌های‌شان، دردها و عزاداری‏‎های‌شان را با نوای آرام نی‎لبک‏ها نشان می‏دهند و در دنیای پرآشوب امروزی نغمه‌ا‎ی از عشق و آرامش در خاطره‎ها باقی می‎گذارند.

نوای آرامش در نی‎لبک‎ها

۵۵آنلاین :

در دنیای پرهیاهوی امروزی، در بی‌هویتی‌های فرهنگی، هنوز هم‌جایی برای صدای دل‌انگیز نای و قیچک مقام‌نوازان ایرانی شنیده می‏شود که یادآور فرهنگ قوم لر است. هنوز هم غلامرضا رفیع با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» شادی و ماندگاری قوم خود را در بین تماشاگران فریاد می‏زند و ترانه‏ای از فرهنگ جاودان خود را با حرکات موزون مهرورزی سر می‌دهد. هنوز هم هستند افرادی که با موسیقی زندگی می‏کنند و جشن و شادمانی‌های‌شان، دردها و عزاداری‏‎های‌شان را با نوای آرام نی‎لبک‏ها نشان می‏دهند و در دنیای پرآشوب امروزی نغمه‌ا‎ی از عشق و آرامش در خاطره‎ها باقی می‎گذارند. همان‌طور که نمی‌توان مردمی را یافت که فاقد زبان باشند، تصور قومی بدون موسیقی نیز ناممکن است. موسیقی و زبان چنان به‌هم تنیده‌اند که گویا باهم زاده شده‌اند. در میان اقوام لر و لک، موسیقی یا ساز و آواز با زندگی این مردم همزاد است و با تار و پود وجودشان گره خورده است. سهم مردان و زنان لر و لک در فرهنگ و هنر اصیل ایرانی بر کسی پوشیده نیست. موسیقی زیبای این اقوام در اصالت نواها و درنگ تامل‌برانگیز سازها، به بیان عواطف و احساسات عمیق مردمانی می‌پردازد که با طبیعت و کوچ، الفتی دیرینه دارند. صفا، صداقت، صمیمیت و نجابت زنان و مردان لر در موسیقی منحصربه‌فردشان نمودی عینی دارد. گرچه در مورد موسیقی لکی، پژوهش درخوری صورت نگرفته و منبع مکتوب مستندی وجود ندارد (یا شاید نگارنده موفق به یافتن آن‌ها نشده) اما به‌جرأت می‏توان گفت که لک‌ها گروهی هستند که از نظر موسیقی جایگاه ویژه‌ای دارند و موسیقی در لحظه‌لحظه زندگی‌شان حضور دارد و با موسیقی نفس می‏کشند. موسیقی لر و لک از سرچشمه‌های موسیقی «ردیف» و ردیف‌نوازی است که بخش مهم آن از طریق کمانچه و کمانچه‌نوازی محلی در موسیقی رسمی ایران (ردیف) نیز تاثیر گذاشته است. موسیقی محلی لر و لک، برخلاف بسیاری از موسیقی‌های نواحی دیگر ایران، از حیث مقامات محدود است و معمولا در دستگاه ماهور اجرا می‌شود. بنیان و ساختار این موسیقی بر اساس «مقام» است؛ مانند «‎لانه»، «جلوشاهی»، «بِزَران»، «هَروایه»، «خریوی» و... که همگی یادآور قوم لک است. نغمه‌ها، آواها و آوازهاي باقي‌مانده از موسيقي لکي بيانگر اصالت، ريشه‌داربودن و خاص‌بودن است. موسيقي لک‌ها ازلحاظ محتوايي به‌شدت تحت‌تاثير محيط طبيعي، نوع معيشت و آداب و سنن است. در چندين دهه گذشته که اين منطقه بيشتر روستايي و کوچ‌نشين بوده‌اند در انجام فعاليت‌هاي روزمره و مراسمي چون عروسي و عزا، موسيقي نقش فعالي داشته است. از سازهاي رايج در اين منطقه سرنا، دهل، ني و تنبور را مي‌توان نام برد. موسیقی لک و لر بسیار با هم تنیده‏اند و می‎توان گفت که هر دو گروه از موسیقی یکسانی برخوردارند؛ تا آنجا که موسیقی آن‌ها از ریتمی ملایم برخوردار شده و گویی آواها و نواهای‌شان، نوای سوزناک فقر و پریشانی و موسیقی، زمین‏های دیم را در اذهان بشریت به‌یادگار گذاشته، به‏طور مثال ساز و دهل سنگین سماع و آوازهایی مانند بینابینا و سوزه و گاوکل و... همه حکایت از زندگی پرمشقت و عشق ربانی چنین مردمی بوده است؛ شاهد مثال ما، این بیت شعر است که آرزوهای امیدبخش آینده را نوید می‏دهد. «سه مونگ زمسون کل و شو بیا/ صو زوی حیز گرم جو درو بیا».

شناخت موسیقی لرها و لک‎ها

لک‌ها در استا‌ن‌‎های لرستان و کهگیلویه‌و‌بویراحمد، خوزستان، ایلام، کرمانشاه، همدان، استان مرکزی، اصفهان، قزوین و فارس پراکنده‎اند. هر کدام از آن‌ها که مورد تعلیم و تربیت منطقی و رسمی واقع شده‏اند، انسان‎های وارسته‏ای شده‏اند و ساده‎دلی و پاک‏طینتی آن‎ها در میان مردم جا باز کرده است و برخی اهل ذوق آن‎ها را در حد فرشته ذکر کرده‏اند. لک‌ها از اينکه سال‌ها هويت تاريخي و فرهنگي‌شان در رسانه‌اي ملي بازنمايي نمي‌شد، ناراحت شدند. به همين سبب، همنوايي‏شان با رسانه ملي کمرنگ شد و اين مهم را با مقاومت در برابر مصرف محصولات آن نشان دادند. ديگر با پيام‌هاي آن‏ها همسويي ندارند، دنيا را از ديدگاه خودشان، فرهنگ‌شان و مطرود بودن‌شان مي‌بينند. اين نوع مقاومت ايجابي است، زيرا سبب کوشش براي ساختن فيلم‌هاي محلي(پلامار، گلدانه و...)، بازسازی «مقام»هاي موسيقايي، برگزاري همايش‌هاي زبان لکي و بازسازي بسياري از مناسک و مولفه‌هاي فرهنگي ديگر شده است. همچنين در عرصه ادبيات، لک‌ها به‌دنبال شاعران قديمي و معاصرشان مي‌گردند. درواقع موسیقی لری(در همه‌جای این نوشتار، مقصود از موسیقی لُری، موسیقی این نژاد در هر سه بخش لرزبان، لک‌زبان و بختیاری‌زبان است) یکی از کامل‌ترین موسیقی‌ها در جهان است که شامل جنبه‌های مختلف زندگی می‌شود مثل ترانه‌های غنایی و عاشقانه هی‌لو، بینابینا، میرونه و...، حماسی و رزمی مانند دایه‌دایه، جنگ لرو، مقام‌های موسیقی بدون کلام و...، سوگواری مانند چمری، سحری، پاکتلی و...، ترانه‌های فصول مانند کوچ بارو، مال ژیری، برزه کوهی و...، ترانه‌های کار مانند گل درو، هوله، مشک‌زنی و...، ترانه‌های مذهبی مانند ضامن آهو، سرای خاموشان و... می‌شود. این نوع موسیقی غنی فقط به امروز تعلق ندارد، بلکه در گذشته‌های دور به‌صورت گسترده‌تر وجود داشته است.

لک علی که از نوازندگان لک و سال‌هاست در این عرصه فعالیت دارد؛ در این زمینه می‌گوید که پایه موسیقی لکی، کمانچه(تال) و سرناست. هوره نیز مشترک بین لک‌ها و کلهرهاست. در استان چهار محال و بختیاری، شهری به نام «هوره» وجود دارد که می‌تواند نشانه وجود هوره(موسیقی جشن) در لری بختیاری نیز باشد. ایرج رحمان‌پور، خواننده بزرگ لری مینجایی و لکی، درخصوص موسیقی لری می‌گوید: «اگر موسیقی لری را به یک پرنده تشبیه کنیم، لکی و بختیاری بال‌های آن هستند». لک علی، تفاوت موسیقی لکی با کردها را یکی از دلایل رد کردتبار بودن لک‌ها دانست و ترانه‌ای به زبان لکی خواند که حکایت از لر بودن لک‌هاست: «فقر و آرامش در اشعار و موسیقی لک‏ها کاملا نمایان است. آنچه از اشعار محلی که برای موسیقی لکی تهیه دیده‏اند، اشعار و ابیات سوزَه سوزَه و بینابینا و بزران و... هستند که همه با ریتمی آرام و ملایم و بی‎رمق، خواننده آن‎ها را می‏خواند و گویی موسیقی زمین‎های دیم است که فقر جامعه را به ما تفهیم می‎کند. ریتم ساز و دهل و رقص مردم لک از نوع سنگین سماع است». او معتقد است موسیقی لرستان به چهار بخش موسیقی کار، موسیقی مراسم، موسیقی عروسی و موسیقی ترانه‌های روز تقسیم شده است: «بعد از آنکه سلسله‏ پیشدادیان و امپراطوری‎های باستانی ایران رو به افول گذاشتند، این جماعت بیشتر به سلک درآویش درآمدند و با سختکوشی و پرهیز از دنیاطلبی در زندگی، متحمل سختی‎های فراوانی شده‏اند؛ تا آنجا که موسیقی آن‌ها از ریتمی ملایم برخوردار شده و گویی آواها و نواهای‌شان، نوای سوزناک فقر و پریشانی و موسیقی، زمین‌های دیم را در اذهان بشریت به یادگار گذاشته، به طور مثال ساز و دهل سنگین سماع و آوازهایی مانند «بینابینا» و «سوزه سوزه» و «گاوکل» و... همه حکایت از زندگی پرمشقت و عشق ربانی چنین مردمی بوده است. شاهد مثال ما، این بیت شعر است که آرزوهای امیدبخش آینده را نوید می‏دهد». «سه مونگ زمسون کل و شو بیا/ صو زوی حیز گرم جو درو بیا»؛ همچنین: «یا بابای بزرگ بزرگ پیرل/ برس و دادژار و فقیرل/ یا بابای بزرگ بزرگ پیرل/ برس و داد یتیم یسیرل».

ترانه‌های لری ازلحاظ اجرایی، ظریف و پیچیده است و از غنای کلامی و روحیه سلحشوری و حماسی برخوردارند. مهم‌ترین ترانه‌هایی که در استان لرستان خوانده می‌شود عبارتند از «شه‌نومه‌خوانی» (شاهنامه‌خوانی) که جزو موسیقی حماسی است و معمولا در چهارگاه اجرا می‌شود. «بزمیری» که بیشتر برای تلف شدن حیوانات اهلی خوانده می‌شود. «هالوه گنم خرِم»، «دوره دوره»، «کشکله شیرازی خرم‌آبادی» که قصه عشق و مهر و دوستی ساده روستایی است که در هر منطقه به فراخور حال خود و با تغییراتی اندک اجرا می‌شود. «کشکله شیرازی گرمسیری»، «کو کلاشیری جو»، «کوش طلا» که بیشتر هم‌سرایی زنان و مردان در غم از دست‌دادن یکی از نزدیکان است. «بمیرم، میوله سیت بیارم»، «شمیرین و خسرو»، «دایه دایه» که قصه مبارزه و جنگ‌آوری است. «میری، قدم خیر»، «ای ای وی وی»، این‌ها همه جزو موسیقی‌های حماسی، تاریخی و ماندگار مردمان این قوم هستند که همچنان نوای دلکش آن‎ها از نای خستۀ این قوم شنیده می‏شو. در خصوص رقص این اقوام نیز می‏توان گفت ضرب سنگین سماع، ضرب سه‌پا و ضرب دوپا هنوز هم رواج داشته و در مراسم رقص و عروسی اجرا می‌شود. این رقص‌ها اغلب با سازهای محلی لرستان همراه است. کمانچه، نی، سرنا، دهل، تنبک، دوزله و یک نوع ساز که مخصوص مراسم مذهبی اهل حق است و نام محلی آن «تمیره» است. در واقع، موسیقی در همه عرصه‎های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم آن مناطق حضور دارد. مراسم عروسی و عزا در لرستان با موسیقی همراه است. از کاربردهای موسیقی در لرستان می‏توان به تحریک احساسات گروهی و ایجاد روحیه همبستگی و همدلی در میان مردم اشاره کرد. در گذشته، عشایر کوچنده لک، هنگام برچیدن اسباب و ابزار خود برای رفتن به قشلاق، آهنگی می‏نواختند که به «ماله ژیری» یا «سرازیرشدن به سوی گرمسیر» معروف بود. تنبورنوازان لک، هنگام وداع کوچ‎روها با آنان که در «بنه‌گه» یا اقامتگاه اصلی می‏ماندند، آهنگی حزن‎آلود می‏نواختند که موجب تحریک احساسات همگان می‏شد. علاوه‎براین حزن و وقار، دو عنصر و بنیادین موسیقی لری‎اند که در موسیقی شادیانه‎شان نیز حضور دارند. حزن، نشانه ادراک و هوشمندی و رنج‎های تاریخی است و وقار، نشانه استقامت و صبوری و ترکیب این دو، وجه و رنگی تراژیک به موسیقی لری می‌بخشد.

هوره؛ موسیقی جشن

همان‌طور که در بالا گفته شد، لرها و لک‌ها در شادي و سرور، آوازی به نام «هوره» می‌خوانند. هوره، اصیل‌ترین موسیقی کردی است که کلمه هوره از لفظ اهوره می‌آید و نام‌گذاري آن قدمتي حدود هفت‌هزارساله دارد. هوره، برگرفته از واژه اهور است؛ با ضرباهنگی سنگین و کشدار، نغمه‎ای حزین که درون مایه وصال، فراق، توصیف و سوگ دارد و به‎تنهایی و بدون ساز اجرا می‎شود. دارای مقام‌های مختلف ازجمله کزه، خریوی چِر، دودنگی، هجرانی، لکی چِر و... است. هوره، گروهی اجرا مي‌شود و بدون شک از نغمه‌های بسیار کهن ایران‌زمین است. عده‌ای معتقدند که قدمت این موسیقی به دوران پيامبري زرتشت مي‌رسد و برای خواندن بخش‌هایی منظوم از اوستا به‌کار می‌رفته است. هوره پیش از این معنایی مذهبی و آیینی داشته ولی هم‌اکنون در مناطق مختلف غرب کشور شکل‌های گوناگونی به‌خود گرفته و گاه حتی اشعار خود فرد به این شیوه خوانده می‌شود.

موسیقی سور؛ موسیقی شوق و رقص

موسیقی سور که در مراسم و آیین‌هایی چون عروسی، ختنه‌سوران، اسب‌تازی، جشن‌ها و اعیاد ملی اجرا می‌شوند و اغلب با چوب و سایر آلات موسیقی همراه است. موسیقی سور، همیشه همراه با رقص است و تماشاگران فراوانی دارد. در بیشتر مواقع معمولا چند تن از مردان که هریک چوب‌هایی به‌دست دارند، حرکاتی موزون و هماهنگ را باهم انجام می‌دهند و زنان هم جدا از مردان، با در دست داشتن دستمال‌های رنگی و جنباندن موزون آن‌ها در بالای سرشان به‌صورت دایره‌وار می‌رقصند. رقص‌های لری به‌صورت چوپی (گروهی) و انفرادی اجرا می‌شود. رقص چوپی در بین تمام لرها و لک‌ها مشترک است، ولی متاسفانه در بین لرهای جنوبی(بختیاری، بویراحمدی و...) کمرنگ است. رقص چوپی هنوز در آثار ادبی و فرهنگی مردمان بختیاری حضور دارد. رقص چوپی در بین لرها مربوط به دیگر اقوام همسایه نیست، بلکه مربوط به 3000سال پیش و قوم کاسیت است (در لرستان یافت شده است)؛ حال آنکه رقص کردی شامل: پشت پا، هلگرتن، لب لان، چپی، زنگی، خان امیر و... است.

رقص محلی

همان‌طور که گفته شد موسیقی و رقص با تمام لحظه‌های زندگی لرها آمیخته است و آن‎ها با موسیقی زندگی می‎کنند. چنان‌که می‌بینیم در قطعه سفالي که از کاسي‌ها در هزاره سوم پيش از ميلاد در کوهستان‌هاي زاگرس به‌دست آمده است، تصويري از سه انسان در حال رقص در نزديکي چادرها و کلبه‌ها نشان داده است که بسيار شبيه به رقص امروزي لری و لکی است. رقص‌های لری با آهنگ ملایم و برخی دیگر با آهنگ تند انجام می‌گیرند. در لرستان، بیشتر این رقص‎ها به‌صورت رقص‌های گروهی انجام می‌گیرند، این رقص‎ها در بین لک‌ها نیز با نام رقص لری معروف هستند. غلامرضا رفیع، یکی از هنرمندانی است که رقص لری را به‌خوبی می‎شناسد و در این زمینه تبحر فراوانی دارد. وی درخصوص رقص لری می‎گوید: «دست گرفتن (دَس‌گِرِتَه) در گویش لُری، همان رقص است و این نام به یگانگی افراد قوم اشاره دارد که ناشی از ادراک ضرورت جامعه زیستی است». دس‌گرته یعنی جامعه را خوب درک کردن و با مردم جامعه خویش پیش رفتن. در رقص لری کسی بر دیگری پیشی نمی‏گیرد و کسی حرکتی متفاوت از دیگری انجام نمی‎دهد. همان‌طور که می‏بینید در این رقص، کوچک‏ترین بی‎نظمی دیده نمی‌شود و تمام حرکات با نظم و قاعده است. در رقص دسته‌جمعی لری، که در بین زنان و مردان به یک شیوه اجرا می‏شود، معمولا به شیوه‏ای است که رقصندگان به هنگام رقص،‌ دست چپ خود را در دست راست هم‌رقص پس از خود می‌نهند و انگشتان دست‌های‌شان در هم قفل می‌شود. این دستان پیوندیافته، هماهنگ با سازی که نواخته و آوازی که خوانده می‌شود به پایین و بالا حرکت می‌کنند که این حرکات دست نیز بخشی از مفاهیم هر رقص را در خود نهفته دارند. دست راست نفر اول «سَرچوپی» آزاد است و دستمال یا شالی در آن است که با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» رهبر هر رقص است. مهم‌ترین این رقص‎ها، رقص دو پا، سه‌پا و رقص سنگین(سنگین سماء) شونه شکی است که در رقص دوپا، این نوع رقص با همراهی نوای سرنا و دهل یا کمانچه و ضرب صورت می‌گیرد. اجرای این نوع رقص به این صورت است که ابتدا همه افراد به‎صورت هماهنگ با یکدیگر و نوای ساز ابتدا پای چپ خود را به جلو گذاشته و برمی‌‌دارند و به‎جای اول خود بر می‌گردانند. سپس پای راست خود را با یک حرکت مماس پای چپ می‌کنند و بعد سه قدم به جلو برمی‌دارند که اولین قدم با پای راست برداشته می‌شود و سومین قدم نیز با پای راست گذاشته می‌‌شود و دوباره مراحل از اول تکرار می‌شود. در این رقص سرنا و دهل به‌صورتی تند نواخته می‌شود. در رقص سه‌پا، معمولا طریقه اجرای این رقص به این شکل است که ابتدا افراد به‌صورت هماهنگ سه گام به جلو برمی‌‌دارند که پس از گام سوم، یک گام به عقب برمی‌دارند و دوباره این کار ادامه پیدا می‌کند. نوای سرنا در این نوع رقص آرام‌تر می‌شود و در رقص سنگین، اجرای آن به این صورت است که همانند رقص دوپا بوده و تنها تفاوت آن با رقص دوپا ریتم آهنگ آن است که ریتمی کند و آرام دارد که بازیگران حرکات خود را با آن هماهنگ می‌کنند.

مور، موسیقی‌ سوگ و عزا

یکی دیگر از هنرمندان لکی منطقه دورودِ لرستان در مورد« مور» چنین می‎گوید که مور شامل انواعی است چون سَحَری، چَمَریانه، هِرا، مویه، یاری و... که در انواع عزا و مراحل و مقاطع گوناگون هر سوگ،‌ همراه حالات و حرکات دراماتیک به‌اجرا درمی‌آید. حرکات نمایشی همراه با این‌گونه موسیقی، همچون حرکات نمایشی گونه‌های پیشین، از چنان فرم و ساختاری دقیق و منسجم بهره‌مند است و چنان قدرت بیان غیرگفتاری و نیروی القایی و ارتباطی و زیبایی‌شناختی غریب و شگفتی در آن‌ها مشاهده می‌شود که در نوع خود کم‏نظیر است. لرها و لک‌ها نگاه خاصی به مرگ دارند و دعوت‌کردن از آشنایان و اقوام فرد در حال مرگ و فراهم آوردن شرایطی آرام و جمعی جهت تسهیل مرگ برای فرد، بخشی از فرهنگ آن‌هاست. ازاین‌رو است که در مراسم خاکسپاری نیز افراد زیادی شرکت می‌کنند. در این شرایط موسیقی، نقش خاصی دارد و به اطرافیان متوفی کمک می‌کند تا راحت‌تر با غم‌ از دست دادن محبوب‌شان کنار بیایند. خواندن مور، با همراهی سرنا و دهل، تسلی‌بخش غم مردمان لک است. مور، از موسیقی‌های باستانی است که منحصربه مردمان این قوم نبوده، نمونه‌های آن را می‌توان در بین کردها و به‎خصوص در مناطق ایلام و کرمانشاه يافت. مور(مور آوردن) در بین لک‌ها در دو حالت استفاده مي‌شود. هرگاه که دل‌تنگی و غم بر وجود یکی از آن‌ها چیره شود، به گوشه‌ای مي‌روند و به مورخوانی می‌پردازند. زمانی هم که یکی از عزیزان فردی فوت کرده باشد، داغ‌دیدگان و اغلب زنان، به‎صورت گروهی به خواندن مور و وصف خصایص مرحوم می‌پردازند. از دیگر خصوصیات مور، استفاده از اشعار حماسی به‎ویژه بیت‌های شاهنامه فردوسی است. موسیقی لکی و اشتراکش با اقوام کرد و لر(فیلی) و نیز تشابهات بین نام نغمه‌ها و آوازهای این اقوام(مانند مور و هوره) همه گویای وجود شباهت‌هایی در موسیقی این سه قوم است که البته همجواری جغرافیایی و همسایگی به این موضوع دامن می‌زند؛ به این دلیل، مطالعه در زمينه موسیقی لکی برای درک تمایز دقیق این موسیقی از موسیقی همسایگانش ضروری است. از آن‌جایی‌که پدیده مرگ در میان لک‌ها اهمیت زیادی دارد، همۀ اقوام، دوستان و آشنایان به بالین فرد در حال احتضار دعوت می‌شوند تا وی به‌راحتی مرحله گذر به جهان ابدی را طی کند.

بعد از مرگ تمام طوایف و آشنایان برای مراسم خاکسپاری (سَرلش) دعوت می‌شوند، اکثر افراد این دعوت را می‌پذیرند و اغلب هم بیش از آن تعدادی که دعوت می‌شوند، در این مراسم حضور می‌یابند(هرکسی که خبر فوت آشنا را می‏شنود، خود را موظف می‎داند که در مراسم حضور یابد) در این مرحله، مراسم بزرگی برای متوفی برگزار می‌شود. هرچند که ممکن است برخی این مراسم را اتلاف وقت و سرمایه تلقی کنند، اما به‌نظر می‌رسد که چنین نیست؛ زیرا اول اينكه این مراسم همبستگی اجتماعی را دوباره تحکیم می‌بخشد و دوم اینکه بازماندگان متوفی به‌راحتی با مرگ عزیز ازدست‌رفته‌شان کنار می‌آیند. در این مراسم زنان «مویه‌سرایی» می‌کنند که در زبان لکی به سردادن چنین مویه‏ای که ناشی از غم از دست‌دادن عزیزی است، «مور» گفته می‌شود. مور از سرودهای شناخته‎شدۀ قوم لک است. ویژگی بارز مور، غمگین بودن و دلتنگی آن است. این سرود کهن بیشتر به هنگام دلتنگی، همنشین و همدم مردان و زنان قوم لک است. مانند این مور که زنان لک در غم از دست دادن عزیزشان آن را زمزمه می‎کنند. «زئمدارم زنئی خوآ ماواره/ مه ریوارم بنار ار پا ماواره/ فلک مری مشکه خم هاتیه دسا/ درا دای و هر ار یه جا ماواره/ وه ویر کسی نمنیه بیت شادی/ مدوم هر هوره و رارا ماواره/ دوس اژ پشتا هومالل ئه رویه روی/ شمشیر ار ئه لشه هنجیا ماواره/ شکتی سال اله دویر های درینم/ هویر ار ئه دارله بی سا ماواره/ وجاخل دودمونم کل کوشیانه/ ار روی قورو گیسه بریا ماواره/ خور خوئه ئه شیرین بینه فرهاد/ هزارساله مدوم دایا ماواره/ کسه خورهِ اژ آزادی نیره/ هر قلف ار ئه دمه بسیا ماواره».

منبع : قانون
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه