ارسال به دیگران پرینت

شکست

مسئله شکست و پیروزی در جنگ ترکیبی

| ما هنوز در میانه یک جنگ تمام عیار و ترکیبی قرار داریم و هر گونه غفلت و تعلل برآمده از بزرگنمایی می‌تواند در فرآیند غایی و نهایی جنگ موجود، موجبات ضعف و خلل را برای ما فراهم آورد

مسئله شکست و پیروزی در جنگ ترکیبی

از طنین‌اندازی غرش موشک و نفیر گلوله و صوت جنگنده متجاوزان بر سپهر میهن بیش از 190 روز گذشته است، از این مدت را گاهی در جنگ تمام عیار و گاهی در سکوت جبهه آتش و گاهی در تبادل آتش پارتیزانی و منقطع سپری کرده‌ایم و هنوز به شرایط پسا جنگ و فراغت از بحران و تخاصم نظامی رهنمون نشده‌ایم. در این میان از تحلیلگران داخلی و رسانه‌های رسمی تا ژورنالیست و کارشناسان نظامی غربی هر یک به فراخور نظرگاه خود به فرآیند سپری شده نگریسته و پیرامون روند و سیر تحولات و موازنات در جریان سخن گفته و از منظر خود به تحلیل و پیش بینی آینده نزدیک و دور وفق شرایط موجود می‌پردازند.

البته که در تفسیر ساده و یک خطی و فارغ از پیچیدگی های معطوف به سیر تحولات موجود ، از آن حیث که دشمنان متجاور به هیچ یک از اهداف اولیه خود از اقدام به جنگ دست نیافته‌اند، می‌توان گفت طرف آمریکایی- اسرائیلی حداقل تا اینجای کار شکست خورده جنگی هستند که خود براه انداختند. نکته‌ای که مورد تصریح و اشاره تحلیلگران غربی هم هست و هرازگاهی با مصادیق مشخص در رسانه‌های جریان اصلی نیز بازتاب یافته و طرفه آنکه در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هم در برنامه‌ها و بخش‌های مختلف با اشاره به همین مقالات و برنامه‌های انتشار یافته در رسانه‌های آن‌ور آبی، بر شکست دشمن و پیروزی مطلق اردوگاه خودی در جنگ تحمیلی، تصریح و تاکید مضاعفی می‌شود.

اما در این میان لحاظ چند نکته به نظر لازم و ضروری می‌رسد.

 

اول آنکه جنگ موجود میان ایران با آمریکا و متحدانش به سبک و سیاق جنگ های کلاسیک یا مدرن نظامی از سر گذرانده در طول تاریخ نیست، جنگی در قالب نامتقارن و ترکیبی و چند بٌعدی است که فقط ابعاد نظامی بر آن مترتب ننیست و نمی‌توان پیروزی در یک ساحت را بسط و تعمیم داده و از آن پیروزی مطلق در جنگ را مستفاد کرد.

دوم، هنوز که هنوز است در ابعاد مختلف جنگ و تخاصم میان دو اردوگاه برقرار است و خطر این مطلق‌بینی‌ها‌، باعث بروز اشتباه محاسباتی در دستگاه‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز شده و می‌تواند تبعات ناخوشایندی در روندهای آتی و تبیین استراتژی‌های واقع‌بینانه و ضروری ایجاد کند.

سوم، در جنگی که چند بٌعدی و ترکیبی به پیش می‌رود، تمرکز و توجه ویژه و افراطی به یک ساحت و وجه می‌تواند، موجب غفلت و نیسان نسبت به دیگر روندها شده و از مسئولان تا مردم را نسبت به گلوگاه‌های استراتژیک در ابعاد دیگر( در اینجا به عنوان مثال جنگ اقتصادی) حواس پرت و به دور از آمادگی لازم سازد و ضربات سخت و جبران‌ناپذیری از این ناحیه متوجه کشور و مردم شود و چه بسا در نتایج نهایی جنگ موجود هم تاثیر گذار باشد.

چهارم، حدی از پروپاگاندا و تبلیغات تهییج کننده و حماسه‌سرایی از ضروریات و الزامات هر جنگ و مبارزه ملی و میهنی است اما افراط در این زمینه هم می‌تواند، تبعات ناخوشایندی به ارمغان بیاورد، به خصوص در شرایطی که ما توانسته‌ایم در برابر تهاجم دشمن غدار و برخوردار از هژمون جهانی با تسلیحات و امکاناتی که قابل قیاس نیست، تجاوز دشمن را دفع کرده و بسیار فراتر از انتظارها عمل کرده و در گرانی‌گاه حساسی چون تنگه هرمز معادله‌سازی در سطح اقتصاد جهانی را به انجام رسانیده و اصرار و پافشاری بر پیروزی مطلق می‌تواند نتیجه معکوس در مخیله اذهان عمومی بر جای بگذارد و ماجرا و دستاوردهای کنونی را هم لوث کند، به خصوص که مردم در زندگی روزمره خود با تبعات منفی جنگ اقتصادی مواجه هستند و هنوز هیچ چیز به پایان نرسیده است که در باد پیروزی بخوابیم و پیرامون سر به آسمان بسائیم.

در نهایت باید گفت ما هنوز در میانه یک جنگ تمام عیار و ترکیبی قرار داریم و هر گونه غفلت و تعلل برآمده از بزرگنمایی می‌تواند در فرآیند غایی و نهایی جنگ موجود، موجبات ضعف و خلل را برای ما فراهم آورد. ما باید با استراتژی منسجم و منطبق بر واقع‌بینی و به دور از خود کم‌بینی یا افراط در توانمندی برای یکان یکان لحظات پیش رو و در همه ساحات و وجوه این نبرد برنامه مشخص و قاعده‌مند داشته باشیم که علاوه بر توفیقات چشم‌گیر در ابعاد نظامی تا این لحظه در نهایت پیروز آبرومند این نبرد سخت و مهلک در همه ابعاد آن باشیم.

 

منبع : هم میهن
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه