ارسال به دیگران پرینت

حسین قتیب؛

از «رستم و سهراب» تا نام‌گذاری یک کودک در بنگلادش؛ قدرتی که فقط فرهنگ دارد

| روایتی از یک استاد دانشگاه بنگلادشی نشان می‌دهد یک مجله کودکانه که سال‌ها پیش به معرفی ادبیات و فرهنگ ایران می‌پرداخت، چگونه توانسته علاقه‌ای عمیق به ایران ایجاد کند؛ علاقه‌ای که حتی به نام‌گذاری فرزند یک خانواده به نام «سهراب» انجامیده است.

از «رستم و سهراب» تا نام‌گذاری یک کودک در بنگلادش؛ قدرتی که فقط فرهنگ دارد

‌آقا یا خانم مسئول محترمی که بیست یا سی سال پیش، در بنگلادش، مجله‌ای به زبان بنگالی برای کودکان و دانش آموزان منتشر می‌کردی و در آن از فرهنگ ایران، ادبیات فارسی و قصه‌های کهن این سرزمین می‌نوشتی، دستت درد نکند.

‌امروز نتیجه کار تو را دیدم.

‌یکی از همکارانم، که مهمانی از بنگلادش داشت، برایم تعریف می‌کرد که علاقه آن مهمان به ایران از کجا آغاز شده است. او امروز استاد دانشگاهی شناخته‌شده است، اما ریشه علاقه‌اش به ایران به سال‌های کودکی‌اش برمی‌گردد؛ به همان روزهایی که آن مجله بنگالی را می‌خوانده و از خلال نوشته‌هایش با فرهنگ ایران آشنا می‌شده است.

‌همان‌جا بود که عاشق شیخ سعدی و فردوسی شد. همان‌جا بود که در یکی از شماره‌های مجله، داستان رستم و سهراب را خواند. آن شماره را بعدها به خانه خواهرش برد و خواهرش چنان شیفته آن داستان شد که سال‌ها بعد، نام فرزند خود را «سهراب» گذاشت.

‌این‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ چقدر مهم است. گاهی کارهایی که صدای زیادی ندارند، دیده نمی‌شوند، تیتر رسانه‌ها نمی‌شوند و شاید حتی خودِ انجام‌دهندگانشان هم هرگز ندانند چه اثری گذاشته‌اند، در سکوت، پیوندهایی عمیق میان آدم‌ها، زبان‌ها و سرزمین‌ها می‌سازند.

‌کار فرهنگی شاید دیر به چشم بیاید، اما اگر صادقانه و عمیق باشد، در جایی دور، در ذهن کودکی، در نام فرزندی، در انتخاب مسیر زندگی یک انسان، دوباره زنده می‌شود.

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه