ظریف | جنگ
چند نکته دربارهی ظریف، حدادیان و دیگران
جواد ظریف مثل هر ایرانی دیگهای حق اظهارنظر داره؛ همونطور که من، سعید حدادیان، مهدی خانعلیزاده و امیرحسین طهماسبی داریم.
- جواد ظریف مثل هر ایرانی دیگهای حق اظهارنظر داره؛ همونطور که من، سعید حدادیان، مهدی خانعلیزاده و امیرحسین طهماسبی داریم.
- اصل حرف ظریف درسته: زمانی که دست بالا رو در جنگ داریم باید مذاکره کنیم. مذاکره در زمان ضعف باعث میشه به خطوط قرمزمون نزدیکتر بشیم و بیشتر «بدیم» تا «بگیریم». این چیزیه که افرادی که حداکثر مذاکرهشون برای ۲ میلیون کمتر کرایه خونه دادن بوده، به این راحتی درک نمیکنن.
- با این وجود ظریف دو اشتباه میکنه. اولی این که ما هنوز میتونیم دست بالاتر رو داشته باشیم. من به حرف فرماندهان نظامی کشورم اعتماد دارم که هنوز ظرفیتهای آفندی شناختهنشدهی ما استفاده نشده.
- اشتباه دوم ظریف اینه که بعد از این همه نقض عهد از طرف آمریکا، هنوز به پایداریِ چیزی از جنس معاهده و پیمان مشترک اعتقاد داره. این خوشبینی (که شاید مثلاً تا ۲۰ سال پیش کار میکرد) یکی از دلایل شکست برجام هم بود. این فرض تا زمانی که دیوانهای مثل ترامپ طرف حساب نباشه ممکنه تا مدتی کار کنه. ولی نه تا همیشه.
-امیدوارم حرفی که خانعلیزاده به ظریف زد و بهش گفت بیسواد از سر حسادت نبوده باشه. چون هرقدر تحصیلات و سابقهی کاری دو طرف رو مقایسه میکنم، با هم فاصلهی زیادی دارن. این حرف، هرچی باشه از جنس نقد نیست. بیسواد گفتن امیرحسین طهماسبی با دکترای بازاریابی هم بامزه بود؛ یه چیزی تو مایههای ما سه تا رو کجا میبرین.
- سعید حدادیان هم در یکی از تجمعات شبانهی تهران ظریف رو تهدید کرده که ظرف ۳ روز باید بگه غلط کردم. یکی از مشکلات قدیمی کشور همینه که گروهی صاحب میکروفون و تریبون اجازهی نقد و صحبت دربارهی حرف طرف مقابل رو نمیدن. این روشاش نیست که هرکس میکروفونی جایی دستش بود و در جمع تعدادی طرفدار بود، بتونه دیگران رو تهدید کنه. اگر نقدی داری و سوادش رو داری، بگو! تهییج الکی در این شرایط کار رو برای اونایی که جز حرف زدن عمل هم میکنن، بسیار پیچیده میکنه.
- من به چند چیز اعتقاد دارم: ظریف به کلیات نظام اعتقاد داره، در جایگاههایی که بوده سعی خودش رو کرده، آدم متشرع و خوشقلبیه، اشتباههایی در کارهاش داشته، زود احساساتی میشه (این برای به دیپلمات ضعف بزرگیه) و البته که رویکردش برای وضعیت سیاسی الآن اصلاً کارکرد نداره. اما برخورد این شکلی با حرفی که زده، یا ناشی از نادانیه یا یک حسادت و کینهی قدیمی.
- هنوز هم اعتقاد دارم کار با امثال خانعلیزاده و طهماسبی در نمیاد. حتی حین جنگ هم وقت خوبیه که رسانه رو دست آدمهایی بدیم که حداقلهای کار رسانهای رو بلد باشن. تا برگردوندن مرجعیت رسانهای به داخل کار داریم، اما بیرون ریختن مجریها و کارشناسهایی که معمولاً نه سواد درست و حسابی دارن، نه میتونن درست استدلال کنن کار سختی نیست.
دیدگاه تان را بنویسید