ارسال به دیگران پرینت

ویلیام شرایور — ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۲

درس‌هایی که هرگز آموخته نشدند | ایران ماکت یک ناو هواپیمابر آمریکا را بمباران می‌کند

در حالی که فروپاشی «مادرِ همهٔ ارتش‌های نیابتی» در اوکراین همچنان شتاب می‌گیرد، سخنگویانِ جریانِ «امپراتوری به هر قیمت» بار دیگر دهانِ یک رئیس‌جمهور آمریکا را به حرکت درآورده‌اند تا شبح جنگ با ایران را احضار کنند.

درس‌هایی که هرگز آموخته نشدند | ایران ماکت یک ناو هواپیمابر آمریکا را بمباران می‌کند

در حالی که فروپاشی «مادرِ همهٔ ارتش‌های نیابتی» در اوکراین همچنان شتاب می‌گیرد، سخنگویانِ جریانِ «امپراتوری به هر قیمت» بار دیگر دهانِ یک رئیس‌جمهور آمریکا را به حرکت درآورده‌اند تا شبح جنگ با ایران را احضار کنند.

‌البته جنگ‌طلبان آمریکایی و همتایان اسرائیلی‌شان دهه‌هاست که مشتاق آغاز جنگ با ایران بوده‌اند.

‌در واکنش به این طبل‌کوبی‌های مکرر جنگ، من طی پنج سال گذشته بارها در صفحهٔ توییتر خود استدلال کرده‌ام که هرگونه حمله به ایران به شکستی فاجعه‌بار برای ارتش آمریکا خواهد انجامید. دلایل بسیاری برای این باور دارم؛ مهم‌ترینشان اعتقاد دیرینه‌ام به این است که ناو هواپیمابر یادگاری منسوخ از عصر گذشته است و در جنگ با یک رقیب هم‌سطح یا نزدیک به هم‌سطح دوام نخواهد آورد.

‌با این حال، اتفاقاً بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین رزمایش شبیه‌سازی جنگ در تاریخ پنتاگون نیز این فرضیه را در سال ۲۰۰۲ آزمود. این شبیه‌سازی عظیم با نام «چالش هزاره» شناخته می‌شد. پنتاگون رقم سرسام‌آور ۲۵۰ میلیون دلار برای آن هزینه کرد و سناریوی اصلی آن اسکورت یک ناوگروه هواپیمابر از یک نیروی بزرگ آبی‌ـ‌خاکی برای ورود به خلیج فارس بود.

‌حتی در این تمرین، «تیم آبی» (نیروهای آمریکا) از فناوری‌های میدان نبردی استفاده می‌کرد که هنوز در دسترس نبود اما انتظار می‌رفت تا سال ۲۰۰۷ عملیاتی شوند.

‌«تیم قرمز» (نیروهای دشمن) نمایندهٔ ایران در نظر گرفته شده بود و پنتاگون ژنرال بازنشستهٔ تفنگداران دریایی، پل ون رایپر، را برای فرماندهی آن انتخاب کرد.

‌اما ون رایپر مطابق انتظار تحلیلگران پشت‌میزنشین پنتاگون عمل نکرد. او صبر کرد تا ناوگروه دریایی از تنگهٔ هرمز عبور کند، سپس موج‌هایی از موشک‌های بالستیک زمین‌پایه، موشک‌های ضدکشتی شلیک‌شده از هواپیماها و بالگردهای کم‌ارتفاع، و دسته‌هایی از قایق‌های تندروِ گریزان را به سوی ناوگان شلیک کرد. این حمله به‌طور کامل توان دفاعی ناوگان را در هم شکست و در عرض چند دقیقه، هر نوزده کشتیِ این گروه رزمی همراه با حدود ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی غرق شدند.

‌این یک فاجعهٔ کامل بود — و البته تحقیر بزرگی برای برنامه‌ریزان پنتاگون که یک‌چهارم میلیارد دلار صرف این رزمایش کرده بودند.

‌پس چه کردند؟ مانند نوجوانی که در بازی ویدئویی جنگی شکست خورده، دکمهٔ «ریست» را زدند، کشتی‌های غرق‌شده را «دوباره شناور» اعلام کردند و کدهای تقلبی وارد شبیه‌سازی کردند تا پیروزی تیم آبی تضمین شود.

‌شوخی نمی‌کنم.

‌ژنرال ون رایپر خشمگین شد و در همان لحظه استعفا داد. ژنرال دیگری که مطیع‌تر بود جایگزین او شد؛ رزمایش طبق برنامه ادامه یافت و تیم آبی پیروزی بزرگ و باشکوهی بر «نیروهای پست‌تر» تیم قرمز به دست آورد.

‌ون رایپر این افتضاح را چنین خلاصه کرد:

‌«هیچ چیزی از این ماجرا آموخته نشد. فرهنگی که حاضر نباشد سخت بیندیشد و خود را بیازماید، آیندهٔ خوبی نخواهد داشت.»

‌اکنون در سال ۲۰۲۲، افراطی‌های «امپراتوری به هر قیمت» به‌دنبال آن چیزی هستند که تصور می‌کنند «یک پیروزی سریع و آسان» خواهد بود تا همه تحقیر جنگ نیابتیِ از کنترل خارج‌شده در اوکراین را فراموش کنند.

‌مشکل اینجاست که در حالی که ارتش آمریکا از اوج قدرت خود در سال ۲۰۰۲ به‌طور قابل‌توجهی تضعیف شده، ایران در تمامی حوزه‌های مزیت‌های نامتقارن — همان‌هایی که ون رایپر در سال ۲۰۰۲ برای غرق کردن یک ناوگان کامل آمریکا به کار گرفت — به‌مراتب قدرتمندتر شده است.

‌دوست دارم فکر کنم که تحلیلگران پشت‌میزنشین پنتاگون «درس خود را آموخته‌اند»، اما مطمئنم که چنین نیست. و اگر آمریکا در این مرحلهٔ پایانیِ فرجام امپراتوری‌اش تلاش کند با ایران وارد جنگ شود، انتظار دارم نتایج واقعی دست‌کم به اندازهٔ شبیه‌سازی بیست سال پیش فاجعه‌بار باشد.

‌⁦

منبع : توییتر محمد سلیمانی
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه