سارا ترابی؛
جنگ استوریها در شبهای سیاسی؛ خطکشیهای جدیدی که در لیست «کلوز فرندز» شکل میگیرد
این روزها که شایعه از هر سو میریزد و اختلاف نظر سیاسی مثل ویروس همهجا پخش شده، همه به فکر فرو رفتهاند.
این روزها که شایعه از هر سو میریزد و اختلاف نظر سیاسی مثل ویروس همهجا پخش شده، همه به فکر فرو رفتهاند.
بحثهای داغ دیگر فقط دور سفرههای خانوادگی جوش نمیخورد؛ میدان اصلی نبرد، دایره سبز «کلوز فرندز» اینستاگرام است. جایی که هر استوری مثل شمشیری دو لبه عمل میکند: موضع آدمها را لو داده و مرزهای تازهای بین دوستان قدیمی میکشد.
کلوز فرندز که روزگاری پناهگاه عکسهای خصوصی، شوخیهای درونی و لحظههای صمیمی بود، حالا به سنگر محکم اختلاف نظرهای سیاسی تبدیل شده است.
کاربران با وسواس لیست را چک میکنند و با کلی دودوتا چهارتا آنهایی که باید استوریشان را ببینند یا نبینند غربال میکنند. «خودیها» داخل، «غیرخودیها» بیرون دروازه.
اینستاگرام، غول شبکههای اجتماعی در ایران، حالا به میدان اصلی اختلافنظرهای داغ تبدیل شده؛ جایی که در اوج تنشها، محتوای سیاسی مثل آتیش زیر خاکستر شعلهور میشود و خیلیها ترجیح میدهند دوستانی با خط فکری متفاوت را بلاک یا آنفالو کنند تا آرامش داشته باشند.
در این جنگ نامرئی، سکوت نیز سلاحی مؤثر است. پست عمومی بدون موضعگیری آشکار، نشانهای از بیطرفی یا پیامی پنهان است: «من با شما همنظر نیستم.»
اما کلوز فرندز به عنوان ابزاری برای جداسازی دنیای شخصی از عمومیست، که بینیاز از توضیح، مرز روابط را ترسیم میکند: «اینجا محدوده من است.»
در نهایت، این خطکشیهای ریز در صمیمیترین فضاها، بازتاب واضح جامعهایست که اختلافهایش حتی روابط شخصی را هم رنگآمیزی کرده.
تاریخنگارهای آینده شاید آرشیو استوریهای کلوز فرندز را بکاوند تا نبض واقعی افکار عمومی را بفهمند. جایی که سیاست، دیگه مرز ندارد.
دیدگاه تان را بنویسید