ارسال به دیگران پرینت

فرقه دموکرات | مرز شوروی

سرنوشت خائنین وطن | عاقبت بازیگران فرقه دمکرات

پس از توافق قوام و استالین در اسفند ١٣٢۴، ارتش سرخ در بهار ١٣٢۵ نیروهای خود را از شمال ایران خارج کرد. در نتیجه پشتوانه نظامی و سیاسی متجاسرین فرقه دموکرات کاملا تهی شد و زمینه برای عملیات نظامی جهت نجات آذربایجان آماده گشت.

سرنوشت خائنین وطن | عاقبت بازیگران فرقه دمکرات
پس از توافق قوام و استالین در اسفند ١٣٢۴، ارتش سرخ در بهار ١٣٢۵ نیروهای خود را از شمال ایران خارج کرد. در نتیجه پشتوانه نظامی و سیاسی متجاسرین فرقه دموکرات کاملا تهی شد و زمینه برای عملیات نظامی جهت نجات آذربایجان آماده گشت.
به نوشته‌ی سالار سیف‌الدینی در همشهری، در ٢١ آذر ١٣٢۵ ارتش ایران یک یک شهرهای آذربایجان را از آزاد  کرد اما چند روز پیش از بیشتر سران فرقه دموکرات از ایران به سوی مرز شوروی گریخته بودند یا مخفی شده بودند. اگر چه حزب توده و بقایای فرقه در سال های بعد با تبلیغات بسیار مدعی سرکوب خشونت آمیز خود شدند اما آمار و داده های موجود برعکس این را نشان میدهد. در فاصله فرار فرقه و متلاشی شدن رهبریت آن تا ورود ارتش، بسیاری از نیروهای محلی وفادار به ایران در آذربایجان، شروع شناسایی و مجازات ماموران محلی فرقه شدند. بسیاری از آنها توسط خود مردم آذربایجان دستگیر و اغلب کشته شدند و داده های موجود در خاطرات سیاسی و گزارش های کنسولگری امریکا و بریتانیا در تبریز نشان میدهد که ارتش پس از ورود به آذربایجان از کشتار فرقوی ها توسط مردم جلوگیری کرد.
همچنین یافته های پژوهشی که بخشی از آن در جدول زیر طبقه بندی شده است، نشان میدهد که هیچ یک از اعضای به اصطلاح کابینه پیشه وری که موفق به فرار نشده بودند،توسط دولت یا ارتش اعدام نشدند و در نهایت پس از چند سال زندان به زندگی عادی بازگشتند. بر عکس کسانی که از ایران به شوروی گریخته بودند، دچار سرنوشت شومی شدند. بیشتر آنها مانند جعفر کاویان و بی‌ریا به سیبری تبعید شدند. خود پیشه وری، کشته شد و باقراف در ١٩۵۵ محاکمه و اعدام شد. آتاکیشیف (وابسته سیاسی شوروی در ایران) نیز به باقی عمر خود را در زندان سپری کرد. همچنین بر اساس اسناد موجود، همسر پیشه وری با مراجعه به سفارت و کنسولگری ایران در باکو مسکو درخواست بازگشت به ایران داد در نهایت به کشور بازگشت. داریوش پسر پیشه وری راه پدر را ادامه نداد و با همکاری ساواک در آلمان غربی پاسپورت ایرانی گرفت و از برلین شرقی گریخت. داده های موجود نشان می‌دهد که رده های میانی فرقه اگر به دست مردم گرفتار شدند در همان روزهای نخست کشته شدند. اعضای کابینه مانند جاوید و شبستری تحت حمایت حکومت وقت قرار گرفتند و از سرنوشت سایر اعضاء مانند بهتاش، رسولی و... که سمت هایی مانند وزارت کشاورزی،اقتصاد و... داشتند، اطلاعات زیادی در دست نیست و به نظر می رسد، سیاست را کنار گذاشتند. لذا به نظر می رسد، دولت وقت سعی کرده بود، انگیزه های انتقام جویانه را در خصوص بقایای فرقه به کار نگیرد. لذا با تصویب دو قانون عفو عمومی ابتدا اعضای فرقه که مرتکب جنایت و جنحه علیه اشخاص نشده بودند، عفو شدند و سپس به سایر اعضایی رده بالایی که در ایران مانده بودند، با همین شرط عفو ملوکانه دریافت کردند.
***
 
 سرنوشت بازیگران فرقه دموکرات
عاقبت  بعد از سقوط فرقه بازیگران فرقهدموکرات آذربایجان ردیف
 در ٢۰ تیر ١٣٢۶ به طرز مشکوکی کشته شد. علی توده از اعضای فرقه دموکرات در سال ٢۰۰۶ در یکی از نشریات شوروی ادعا کرد که مرگ پیشه وری به دستور باقراف و همکاری غلام یحیی دانشیان بود.
حمید ملازاده در کتاب دریچه هایی به آن سوی ارس به نقل از علی توده می نویسد: پیشه وری در بیمارستان میگفت: برادرم در باکو پزشک است پیش من بیاورید. ولی اصرار او موثر نبود. آخرین حرفی که بر زبان آورد گفت: خانه قوام السلطنه خراب شود و برای همیشه چشم از جهان فروبست.
 
 
سیدجعفری پیشه وری
(نخست وزیر فرقه)
١
پس از مرگ استالین دستگیر و در ١٩۵۵ محاکمه و به اعدام محکوم شد. باقراف پیش از تشکیل شوروی با پیشه وری رفاقت داشت. پس از اشغال ایران و انتخابات مجلس چهاردهم همکاری هایی بین این دو برای راه یابی وی به مجلس صورت گرفت. حزب توده به دلیل تسلیت پیشه وری به مناسبت درگذشت رضاشاه، از تصویب اعتبار نامه وی سرباز زد که این داستان منجر به قهر وی و تاسیس فرقه دموکرات گردید.  
میرجعفر باقر اف
(دبیرکل حزب کمونیس آذربایجان شوروی)
٢
 
پس از مرگ استالین دستگیر و به ٢۵ سال زندان محکوم شد.
آتاکیشیف
(سفیر شوروی در  ایران)
٣
معصومه فرزند ابراهیم میرزا، پس از مرگ پیشه وری به سفارت ایران در باکو مراجعه و درخواست پناهندگی کرد. پس از ورود به ایران در اواسط دهه ١٣٣۰، در آپارتمانی در میدان ولیعصر تهران کوچه شقاقی  نزد خواهرش زندگی کرد. در گفتگو با ساواک از اقدامات همسرش اعلام برائت کرد و اطلاعاتی به مامورین در خصوص افراد فرقه داد. در سال ١٣٧۶ درگذشت.  
معصومه مصور رحمانی
(همسر پیشه وری)
 
۴
تنها فرزند پیشه وری بود پس از مرگ پیشه وری با شناسایی  تایید مرگش بر سر جنازه پدر رفت و از آن دوران دچار شوک روانی شد. برای معالجه و تغییر آب و هوا چندبار آلمان شرقی زیر نظر رضا روستا منتقل شد ولی دهه ١٩۶۰در آلمان توسط حسین یزدی به ساواک و سرهنگ آیرملو(وابسته نظامی ساواک) معرفی شد تا به ایران بازگردد وقتی موفق به اخذ گذرنامه ایرانی شد به ایران بازنگشت و در آلمان غربی ماندگار شد. وی شیفته مهندسی و صنعت غرب بود. در در آلمان به مسیحیت گروید و در اوایل دهه نود درگذشت. وی با جواهر آذری ازدواج کرد و دو فرزند به اسم های پرویز و فرامرز داشت.  
داریوش پیشه وری
( پسر پیشه وری)
 
۵
وی مسئول فدائیان فرقه بود. جهانشاهلو در خاطراتش می نویسد که او به هنگام فرار غارت اموال  مردم پرداخت و علاوه بر دام های غارتی زنجان دام های اطراف میانه را هم برای تحویل به روس ها روانه اردبیل کرد. همچنین پولهای بانک میانه توسط وی به سرقت رفته و به روسها تحویل داده شد.پس از مرگ پیشه وری به عنوان صدر فرقه انتخاب شد و به هنگام ادغام قرقه و حزب توده به کادر مرکزی راه پیدا کرد. در سال ٢۰۰۶ در باکو درگذشت.  
 
غلام یحیی دانشیان
(فرمانده فدائیان فرقه)
 
 
۶
وی دانشجوی پزشکی و معاون پیشه وری بود. پدر او از زمین داران زنجان بود. پس از شکست فرقه به شوروی گریخت ولی به زودی از گذشته خود پشیمان شد و خاطرات خود را از دوران فرقه نوشت. وی در آلمان درگذشت. نصرت الله جهانشاهلو
(معاون پیشه وری)
٧
وی از اعضای گروه ۵٣ نفر بود. در تشکیل سازمان افسران حزب توده نقش داست. و مورد اعتماد روس ها بود و در وصل کردن پیشه وری به شوروی نقش داشت. جهانشاهلو در خاطرات خود می نویسد پیشه وری هنگام سقوط فرقه چندین بار گفته بود:خدا لعنت کند کامبخش را که مرا دوبار به این کارها کشاند. عنایت الله رضا در مورد کامبخش می گوید وی عامل ک گ ب و مسکو بود.و پس از سقوط فرقه به شوروی گریخت. وی عضو هیات اجرایی حزب توده شد و در سال ١٣۵٣ بر سکته قلبی درگذشت.   عبدالصمد کامبخش
 
 
٨
خانواده اش از مهاجران قفقازی  بود. وی وزیر کشور فرقه شد. در مذاکرات با قوام به همراه شبستری به تهران آمد. پس از سقوط فرقه دموکرات و ورود ارتش با قوای نظامی و دولتی همکاری زیادی کرد که عمده ترین آن شناسایی و معرفی عوامل متجاسرین به دادگاه و ارتش به ویژه مخفی گاههای آنها بود. وی به دو سال حبس محکئم شده و سپس مدتی  به کاشان تبعید شد. برخی مدعی هستند که تا اوایل انقلاب با رایزنی فرهنگی سفارت شوروی همکاری میکرد. در عین حال به حرفه پزشکی در تهران مشغول بود. در سال ١٣۵٩ خاطراتش را از فرقه دموکرات منتشر کرد و در ١٣۶٨ درگذشت.  ایرج اسکندری میگوید زمانی که برای مذاکره با قوام در تهران بود مشترکا جلسه ای مخفی با سفیر شوروی برگزار کردند ولی جاوید مسائل محرمانه این جلسه را به قوام گزارش داد.
کیانوری می گوید: جاوید پس از انقلاب به وی مراجعه کرد و پیشنهاد احیای فرقه دموکرات را طرح نمود. اما به او گفته شد بهتر است به کارهای فرهنگی و نشریاتی بپردازد. جاوید کانون آذربایجانی های مقیم تهران را تاسیس کرد. وی در خاطرات خود مدعی شده است که شش بار تا سال ١٣۵٧ دستگیر شده است.  جهانشاهلو به نقل پیشه وری میگوید که جاوید از سوی سازمان امنیت شوروی به او توصیه شده بود.وی در سال ١٣۶۵ در تبریز درگذشت.
 
 
 
 
سلام الله جاوید
(وزیر داخله فرقه)
 
٩
وی فعالیت های خود را پس از اشغال ایران توسط ارتش سرخ شدت بخشید و در راستای اهداف شوروی برای آذربایجان قرار داشت در سال ١٣٢٣ از حزب توده اخراج شد و پیش از تشکیل فرقه گروهی به نام «انجمن آذربایجان» که هدف نهایی آن تجزیه طلبی بود تاسیس کرد. شبستری ریاست مجلس فرمایشی فرقه را بر عهده داشت اما عملا قیامی آن را اداره می‌کرد. هنگام مذاکرات با تهران به همراه سلام الله جاوید با دولت و ارتش همکاری خود را آغاز کرد و به هنگام ورود ارتش به تبریز تسلیم شد طبق توافق قبلی در مذاکرات تهران از ارتش استقبال کرده و مورد عفو شاه قرار گرفت. پس از آن فعالیت سیاسی را کنار گذاشت.  
علی شبستری
(رئیس مجلس فرقه)
١۰
دانش آموخته رشته حقوق از دانشگاه تهران بود. در خانواده ای کمونیست متولد شده بود در ٢٩ سالگی به سمت دادستانی فرقه منسوب شد. بسیاری از مخالفان فرقه به حکم دادگاه های غیرقانونی وی کشته شدند. محمود اعتماد زاده (به آذین) میگوید با فریدون ابراهیمی در حالی که در مقام دادستان فرقه بود و اونیفورم ارتش سرخ را بر تن داشت دیدار کرده است. ابراهیمی در روزنامه نگاری نیز چیره دست بود و مدتی اداره روزنامه فرقه را بر عهده داشت . از او یادداشت های تاریخی در خصوص مادها و پارسها به صورت مسلسل در ارگان فرقه منتشر شده است.
جهانشاهلو در خاطراتش میگوید وی پس از سقوط فرقه در یک خانه مخفی شده بود ولی سلام الله جاوید او را لو داد. در نهایت با حکم دادگاه اعدام شد.
 
 
فریدون ابراهیمی
(دادستان فرقه)
 
١١
وی از دوران قیام جنگل در فعالیت های کمونیستی حضور داشت. پس از ظهور فرقه از طرف حزب توده به ریاست کمیته ایالتی آذربایجان منصوب شد و به تبریز رفت اما با فرقه به مشکل برخورد کرد. پس از سقوط فرقه به شوروی گریخت و در ١٣٣٣ رساله دکتری خود با عنوان نهضت آزادیبخش ملی و دموکراسی در آذربایجان ایران را نوشت. در دانشگاههای مسکو، لنینگراد و ایروان به تدریس تاریخ ایران پرداخت. وی به لنینگراد و مسکو تبعید شده بود و قبل از مرگ در ١٣۶٩ مرگ دختر و جنون همسرش را تجربه کرد. به گفته روزنامه های وقت در طرح حمله به روستای لیقوان و کشتار مردم آن توسط فرقه دست داشت.
 
 
اردشیر آوانسیان
١٢
مسئول فرقه در شهرستان خوی که بر اثر حمله نیروهای مردمی وطنخواه اعدام شد. عبدالحسین احمدی ١٣
بی ریا شاعری دوره گرد بود که به وزارت فرهنگ فرقه رسید.
پس از سقوط فرقه مردم به وی حمله کردند ولی او به بیمارستان شوروی در تبریز پناهنده شد و سپس گریخت. پس از مدتی اقامت در باکو به کنسولگری ایران مراجعه کرده و خواستار بازگشت به کشور شد. اما پس از خروج از کنسولگری دستگیر و به سیبری تبعید شد.  عنایت الله رضا میگوید در زندان اشعاری در مدح شاه سروده بود. حمید ملازاده می‌نویسد بی ریا در ١٩۵۶ مسجد نشین شد و برای بازگشت به ایران تلاش کرد. در ١٩۵٧ دوباره محاکمه و به ده سال زدان محکوم و به زندان مولداوی تبعید شد پس از ده سال دوباره به باکو رفت و برای بازگشت به ایران درصدد اخذ گذرنامه برآمد. اما ک.گ.ب مجددا دستگیرش کرد و حین دستگیری مقامات پلیس توهین کرد و برای سومین بار به اتهام حمله و توهین به پلیس محاکمه و به دو سال زندان محکوم شد. پس از آزادی حقوق بازنشستگی وی را قطع و خانه دولتی اش را گرفتند. افراد خیرخواه به او کمک میکردند تا از گرسنگی نمیرد. پس از انقلاب به ایران بازگشت ، در ١٣۶٣ درگذشت.
 
 محمد بی ریا
(وزیر فرهنگ)
 
 
١۴
یکانی از مشروطه خواهان و دوستان ستارخان بود که به پیشه وری پیوست. وی فرماندار فرقه در خوی و در نهایت ریاست نظمیه ارومیه بود. با وجود دوستی با ستارخان پیش از رسیدن ارتش در دادگاه مردمی محاکمه و از سوی گروههای وطنخواه اعدام شد..  
نورالله خان یکانی
(رئیس نظمیه ارومیه)
 
 
١۵
کبیری مدتی فرماندار خوی و مراغه و مسئول تشکیلات فرقه در این شهر بود. وی از زمین داران بزرگ مراغه و از کارمندان رده بالای دولتی در دوره رضاشاه بود، که در نهایت به وزارت راه،پست و تلفن و تلگراف رسید. روزنامه کانون در مهر ١٣٢٢ از جنایت های وی در حق مردم روستایی و اعدام بی دلیل افراد خبر میدهد
پس از فرار فرقه توسط مردم دستگیر، از سوی گروه های موسوم به وطنخواه محاکمه و پیش از رسیدن ارتش اعدام شد.
 
ربیع الله‌کبیری
(وزیر راه)
 
١۶
در انتخابات مجلس چهاردهم نامزد حزب توده از رضائیه بود.به گزارش روزنامه وظیفه در ٢۴ بهمن ١٣٢۴ پنج نف راز اهالی میهن پرست روستای ترپاق قلعه رضائیه را به دلیل مقاومت در برابر قشون متجاوزین بدون محاکمه اعدام کرد.
عظیما وزیر دادگستری فرقه و مسئول تشکیلات ارومیه بود. پس از فروپاشی فرقه دستگیر، از سوی وطنخواهان ارومیه در دادگاه مردمی محاکمه و پیش از رسیدن ارتش اعدام شد.
یوسف عظیما
(وزیر دادگستری)
 
١٧
پدر وی از مشروطه خواهان بود. وی سرکرده قوای شبه نظامی متجاسرین بود. پس از ٢١ آذر به شوروی گریخت. عنایت الله رضا در خاطراتش می‌گوید به هنگام فرار به شوروی با خود ١۰ کامیون قالیچه و خواروبار که از مردم و اصناف دزدیده بود به شوروی برد.  مدتی به سیبری تبعید شد سپس به منطقه مردکان باکو و قصبه رازین فرستاده شد. تا آخر عمر همان جا زیست.
از او شش فرزند به نام های کاوه، پوراندخت، ملاحت، مارکس (مقصود) ، مائیسه و اسرافیل باقی ماند. در ١٣۵٣ درگذشت.
 
 
 
 
جعفر کاویان
(وزیر نیروهای مسلح فدائیان)
١٨
پس از ورود ارتش به مراغه فرار کرد، بعدها دستگیر و به حکم دادگاه جنگ به عنوان خائن دستگیر و تیرباران شد.  
داداش تقی زاده
 
١٩
وی در دوره رضاشاه کارمند عالی رتبه وزارت کشور بود و در ادارت مختلف کشور سمت بالا داشت. پس از نجات آذربایجان به مدت دو سال مخفی می شود. در آذر ١٣٢٧ به تهران رفته و خود را به دولت تسلیم می کند. در دادگاه بدوی به ۵ سال زندان محکوم می شود. اما مورد عفو شاه قرار گرفته و هیچگاه به زندان نمی رود.  
رضا رسولی
(وزیر تجارت و اقتصاد)
 
 
٢۰
افکار عمومی وی را به عنوان مسئول تسلیم پادگان تبریز می شناسند. هر چند برخی دیگر در خصوص تقصیر و کوتاهی او در این خصوص تردید دارند. وی در دادگاه نظامی به ١۵ سال زندان محکوم شد ولی پس از تحمیل تقریبا ٣ سال حبس آزاد شد.
درخشانی مجددا در سال ١٣۵٧ به اتهام جاسوسی برای شوروی دستگیر و در نخستین شب بازداشت در اثر حمله قلبی درگذشت.
 
سرتیپ علی اکبر درخشانی
(فرمانده پادگاه تبریز)
٢١
کارمند عالی رتبه وزارت کشور و از اعضای حزب توده و دوستان ایرج اسکندری بود. در دوران فرقه به سمت ریاست دیوان تمییز فرقه منصوب شد.  پس از شکست فرقه به شوروی گریخت و در باکو عضو کمیته مرکزی فرقه بود. وی در پلنوم چهارم حزب توده شرکت داشت. قیامی در دانشگاه باکو به تدریس تاریخ پرداخت. جهانشاهلو از وی به نیکی یاد کرده و گفته است فردی دانشمند و تاریخ دان بود. روزنامه وظیفه در بهمن ٢۴ او را متهم کرد که اموال مردم را به ناحق تصرف میکند.
وی پیش از تشکیل فرقه دموکرات به نمایندگی از حزب توده نفوذ زیادی در تبریز و استانداری وقت داشت.
 
 
زین العابدین قیامی
(رئیس دیوان تمییز)
 
٢٢
حسن نظری غازیانی در بندرانزلی متولدشد. در هنگ‌ هوایی اصفهان و دانشکده افسری خدمت کرد.یکی از بنیانگزاران سازمان نظامی حزب توده بود. در مرداد ١٣٢۴ بازداشت شد ولی فرار کرد و به گروه افسران قیام خراسان پیوست، سپس به آذربایجان رفت و در سازماندهی نیروهای نظامی جنبش پیشه‌ وری، همچنین در نبردهای ناحیه زنجان با افراد مسلح ذوالفقاری و دیگر نیروهای وطنخواه آن ناحیه حضور داشت.
پس از ٢١ آذر به شوروی رفت. در اوایل دهه ١٣۵۰ موفق به اخذ درجه دکترای اقتصاد از دانشگاه برلن شرقی گردید، مدتی با سمت استادی در دانشگاههای آلمان شرقی تدریس کرد و چند کتاب در زمینه اقتصاد به زبان آلمانی نوشت.
عنایت الله رضا میگوید وی به هنگام فرار پولهای مردم در بانک میانه را دزدیده بود و بخشی از آنها را به همسر خود تحویل داد و بخشی دیگر را به روسها. الله رضا میگوید آتاکیشیف به رئیس پلیس فرقه (پناهی) گفت: نظری موقعی که پول‌های بانک میانه را زد همه را آورد و به ما تحویل داد اما الماس های تو (ظاهرا پناهی نیز به سرقت جواهرات پرداخته بود) شیشه از آب در آمد. کتاب گماشتگی های بدفرجام درباره فرقه دموکرات از آثار او است.
 
 
 
 
 
 
حسن نظری غازیانی
(خلبان)
 
 
٢٣
وی فرماندار فرقه در سراب بود. پس از سقوط فرقه مردم خشمگین قبل از رسیدن ارتش به وی حمله کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. جسد نیمه جان وی توسط سرابی ها مدتها در زمین کشیده شد و در نهایت، نیروهای وطنخواه در میدان شهر او را از پا آویزان کردند.  
محبوب خوش کلام
(فرماندار فرقه در سراب)
 
٢۵
 وی فرماندار خوی و سپس بخشدار سراب بود. در کیفرخواست دادگاه جنگ علیه وی گفته شده است که هنگام فرار، مقداری از وجوه پرداختی را برداشت و در موقع بخشداری خود اثاثیه منزل آقای سیف السلطان و معصوم خان و اسکندری ها را به نفع خود مصادره کرده بود. وی به اعدام محکوم شد.  
میر رحیم نوعی
(فرماندار فرقه در خوی)
 
٢۵
 وی از دسته متجاسرین بود و سه ماه از سوی فرقه به سمت فرمانداری سراب منصوب شد. بعد از دستگیری ، در دادگاه جنگ محاکمه و به ده سال حبس محکوم شد. ولی پس از دو سال به موجب قانون عفو عمومی ١٣٢٧ مورد عفو قرار گرفت. ابوالحسن واقف
(فرماندار سراب)
٢۶
پناهیان مدتی وزیر جنگ فرقه دموکرات بود.پس از نجات آذربایجان به شوروی گریخت. پس از قتل تیموربختیار، استخبارات عراق، وی را به استخدام خود درآورد و به همراه تنی چند از بقایای فرقه مانند محمدتقی زهتابی به بغداد برد. پناهیان در آنجا شبکه ای تبهکار از تروریست‌های تجزیه طلب و چریک های چپ‌گرا را سازمان داد که جبهه ملی خلق های ایران نام داشت. در عین حال با بخش فارسی رادیو بغداد نیز همکاری می‌کرد. به گفته پرویز ثابتی در غائله سیاهکل نقش داشت. روزنامه ای به نام اتحاد به زبان های فارسی و آذری،کردی و بلوچی منتشر کرد. فعالیت های وی در عراق پس از قرارداد الجزایر متوقف شد و او به شوروی بازگشت.  
 
محمود پناهیان
(وزیر جنگ فرقه)
 
 
٢٧
وی عضو حزب انجمن ایالتی حزب توده بود و پیش از تشکیل فرقه دموکرات در سایه حمایت ارتش سرخ در تبریز فعالیت سیاسی خشونت آمیزی علیه مخالفان فرقه صورت داد. بر اساس گزارش روزنامه های وقت، دادستان تبریز را در مرداد ١٣٢۴ به همراه دسته ای از چاقوکش های توده ای-فرقوی در خیابان به قتل رسانید. همچنین به گزارش روزنامه هور ، داماد یکی از مخالفین فرقه را برای ارعاب مردم، تکه تکه کرد. پس از شکست فرقه به عراق گریخت، اما در ١٣٢٧ به عراق بازگشت و بازداشت شد و مدت ٣٢ سال در زندان ماند. در ١٣٨١ درگذشت  
 
 
صفر قهرمانی
 
 
 
٢٨
 
پس از سقوط فرقه از قوانین عفو عمومی استفاده کرده و از ایران خارج نشدند حسن اورنگی
(وزیر بهداری)
٢٩
پس از سقوط فرقه از قوانین عفو عمومی استفاده کرده و از ایران خارج نشدند دکتر مهتاش
(وزیر کشاورزی)
٣۰
اهل تبریز و پدرش از کارگزاران گذشتة وزارت خارجه بود  و مدتی شهردار تبریز بود و عضو حزب توده بود. جهانشاهلو در خاطرات خود می نویسد: از آقای پیشه‌وری شنیدم که به سبب پروندة اختلاسی که به حق یا ناحق داشت، زیر پیگیرد بود و گویا دستور بازداشت او هم صادر شده بود، هنگامی که کار فرقه تبریز بالا گرفت، بدان پیوست. از دید مالی در گوشه و کنار، دربارة او، به‌ویژه دربارة چاپ برگ‌های قرضه‌ای که فرقه به جای پول کاغذ به کار می‌برد، چیزهایی شنیده می‌شد که چون عمر حکومت فرقه دوام نکرد،‌ زمان بررسی آنها و سندهای بانکی نرسید، تا درست یا نادرست بودن آن آشکار گردد. اما کارهایی که شایستة یک وزیر نبود، او انجام می‌داد. در این میان، کارگاهی به سرپرستی همسر خود دائر کرده بود که در آن گروهی زن مزدور، به دوخت و دوز سرگرم بودند و با پارچه‌های ارزانی که از وزارت اقصاد دریافت می‌کرد، پیراهن‌های مردانه تولید و به تهران می‌فرستاد و به قیمت گران به فروش می‌رساند.
 
 
 
 
 
غلامرضا الهامی
(وزیر دارایی)
 
وی اصالتا از مهاجرین قفق ازی بود و شغل اصلی او حسابداری بود. جهانشاهلو از وی به نیکی یاد می کند و او را مردی پاکدامن دانسته است. پس از فرار از ایران برای مدتی در صدر فرقه دموکرات باقی ماند اما بعدها غلام یحیی جای او را گرفت. صادق پادگان
(معاون پیشه وری)
 
 
 
 

 

منبع : مردم سالاری
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۱ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه