نوای آرامش در نیلبکها
در دنیای پرهیاهوی امروزی، در بیهویتیهای فرهنگی، هنوز همجایی برای صدای دلانگیز نای و قیچک مقامنوازان ایرانی شنیده میشود که یادآور فرهنگ قوم لر است. هنوز هم غلامرضا رفیع با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» شادی و ماندگاری قوم خود را در بین تماشاگران فریاد میزند و ترانهای از فرهنگ جاودان خود را با حرکات موزون مهرورزی سر میدهد. هنوز هم هستند افرادی که با موسیقی زندگی میکنند و جشن و شادمانیهایشان، دردها و عزاداریهایشان را با نوای آرام نیلبکها نشان میدهند و در دنیای پرآشوب امروزی نغمهای از عشق و آرامش در خاطرهها باقی میگذارند.
۵۵آنلاین :
در دنیای پرهیاهوی امروزی، در بیهویتیهای فرهنگی، هنوز همجایی برای صدای دلانگیز نای و قیچک مقامنوازان ایرانی شنیده میشود که یادآور فرهنگ قوم لر است. هنوز هم غلامرضا رفیع با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» شادی و ماندگاری قوم خود را در بین تماشاگران فریاد میزند و ترانهای از فرهنگ جاودان خود را با حرکات موزون مهرورزی سر میدهد. هنوز هم هستند افرادی که با موسیقی زندگی میکنند و جشن و شادمانیهایشان، دردها و عزاداریهایشان را با نوای آرام نیلبکها نشان میدهند و در دنیای پرآشوب امروزی نغمهای از عشق و آرامش در خاطرهها باقی میگذارند. همانطور که نمیتوان مردمی را یافت که فاقد زبان باشند، تصور قومی بدون موسیقی نیز ناممکن است. موسیقی و زبان چنان بههم تنیدهاند که گویا باهم زاده شدهاند. در میان اقوام لر و لک، موسیقی یا ساز و آواز با زندگی این مردم همزاد است و با تار و پود وجودشان گره خورده است. سهم مردان و زنان لر و لک در فرهنگ و هنر اصیل ایرانی بر کسی پوشیده نیست. موسیقی زیبای این اقوام در اصالت نواها و درنگ تاملبرانگیز سازها، به بیان عواطف و احساسات عمیق مردمانی میپردازد که با طبیعت و کوچ، الفتی دیرینه دارند. صفا، صداقت، صمیمیت و نجابت زنان و مردان لر در موسیقی منحصربهفردشان نمودی عینی دارد. گرچه در مورد موسیقی لکی، پژوهش درخوری صورت نگرفته و منبع مکتوب مستندی وجود ندارد (یا شاید نگارنده موفق به یافتن آنها نشده) اما بهجرأت میتوان گفت که لکها گروهی هستند که از نظر موسیقی جایگاه ویژهای دارند و موسیقی در لحظهلحظه زندگیشان حضور دارد و با موسیقی نفس میکشند. موسیقی لر و لک از سرچشمههای موسیقی «ردیف» و ردیفنوازی است که بخش مهم آن از طریق کمانچه و کمانچهنوازی محلی در موسیقی رسمی ایران (ردیف) نیز تاثیر گذاشته است. موسیقی محلی لر و لک، برخلاف بسیاری از موسیقیهای نواحی دیگر ایران، از حیث مقامات محدود است و معمولا در دستگاه ماهور اجرا میشود. بنیان و ساختار این موسیقی بر اساس «مقام» است؛ مانند «لانه»، «جلوشاهی»، «بِزَران»، «هَروایه»، «خریوی» و... که همگی یادآور قوم لک است. نغمهها، آواها و آوازهاي باقيمانده از موسيقي لکي بيانگر اصالت، ريشهداربودن و خاصبودن است. موسيقي لکها ازلحاظ محتوايي بهشدت تحتتاثير محيط طبيعي، نوع معيشت و آداب و سنن است. در چندين دهه گذشته که اين منطقه بيشتر روستايي و کوچنشين بودهاند در انجام فعاليتهاي روزمره و مراسمي چون عروسي و عزا، موسيقي نقش فعالي داشته است. از سازهاي رايج در اين منطقه سرنا، دهل، ني و تنبور را ميتوان نام برد. موسیقی لک و لر بسیار با هم تنیدهاند و میتوان گفت که هر دو گروه از موسیقی یکسانی برخوردارند؛ تا آنجا که موسیقی آنها از ریتمی ملایم برخوردار شده و گویی آواها و نواهایشان، نوای سوزناک فقر و پریشانی و موسیقی، زمینهای دیم را در اذهان بشریت بهیادگار گذاشته، بهطور مثال ساز و دهل سنگین سماع و آوازهایی مانند بینابینا و سوزه و گاوکل و... همه حکایت از زندگی پرمشقت و عشق ربانی چنین مردمی بوده است؛ شاهد مثال ما، این بیت شعر است که آرزوهای امیدبخش آینده را نوید میدهد. «سه مونگ زمسون کل و شو بیا/ صو زوی حیز گرم جو درو بیا».
شناخت موسیقی لرها و لکها
لکها در استانهای لرستان و کهگیلویهوبویراحمد، خوزستان، ایلام، کرمانشاه، همدان، استان مرکزی، اصفهان، قزوین و فارس پراکندهاند. هر کدام از آنها که مورد تعلیم و تربیت منطقی و رسمی واقع شدهاند، انسانهای وارستهای شدهاند و سادهدلی و پاکطینتی آنها در میان مردم جا باز کرده است و برخی اهل ذوق آنها را در حد فرشته ذکر کردهاند. لکها از اينکه سالها هويت تاريخي و فرهنگيشان در رسانهاي ملي بازنمايي نميشد، ناراحت شدند. به همين سبب، همنواييشان با رسانه ملي کمرنگ شد و اين مهم را با مقاومت در برابر مصرف محصولات آن نشان دادند. ديگر با پيامهاي آنها همسويي ندارند، دنيا را از ديدگاه خودشان، فرهنگشان و مطرود بودنشان ميبينند. اين نوع مقاومت ايجابي است، زيرا سبب کوشش براي ساختن فيلمهاي محلي(پلامار، گلدانه و...)، بازسازی «مقام»هاي موسيقايي، برگزاري همايشهاي زبان لکي و بازسازي بسياري از مناسک و مولفههاي فرهنگي ديگر شده است. همچنين در عرصه ادبيات، لکها بهدنبال شاعران قديمي و معاصرشان ميگردند. درواقع موسیقی لری(در همهجای این نوشتار، مقصود از موسیقی لُری، موسیقی این نژاد در هر سه بخش لرزبان، لکزبان و بختیاریزبان است) یکی از کاملترین موسیقیها در جهان است که شامل جنبههای مختلف زندگی میشود مثل ترانههای غنایی و عاشقانه هیلو، بینابینا، میرونه و...، حماسی و رزمی مانند دایهدایه، جنگ لرو، مقامهای موسیقی بدون کلام و...، سوگواری مانند چمری، سحری، پاکتلی و...، ترانههای فصول مانند کوچ بارو، مال ژیری، برزه کوهی و...، ترانههای کار مانند گل درو، هوله، مشکزنی و...، ترانههای مذهبی مانند ضامن آهو، سرای خاموشان و... میشود. این نوع موسیقی غنی فقط به امروز تعلق ندارد، بلکه در گذشتههای دور بهصورت گستردهتر وجود داشته است.
لک علی که از نوازندگان لک و سالهاست در این عرصه فعالیت دارد؛ در این زمینه میگوید که پایه موسیقی لکی، کمانچه(تال) و سرناست. هوره نیز مشترک بین لکها و کلهرهاست. در استان چهار محال و بختیاری، شهری به نام «هوره» وجود دارد که میتواند نشانه وجود هوره(موسیقی جشن) در لری بختیاری نیز باشد. ایرج رحمانپور، خواننده بزرگ لری مینجایی و لکی، درخصوص موسیقی لری میگوید: «اگر موسیقی لری را به یک پرنده تشبیه کنیم، لکی و بختیاری بالهای آن هستند». لک علی، تفاوت موسیقی لکی با کردها را یکی از دلایل رد کردتبار بودن لکها دانست و ترانهای به زبان لکی خواند که حکایت از لر بودن لکهاست: «فقر و آرامش در اشعار و موسیقی لکها کاملا نمایان است. آنچه از اشعار محلی که برای موسیقی لکی تهیه دیدهاند، اشعار و ابیات سوزَه سوزَه و بینابینا و بزران و... هستند که همه با ریتمی آرام و ملایم و بیرمق، خواننده آنها را میخواند و گویی موسیقی زمینهای دیم است که فقر جامعه را به ما تفهیم میکند. ریتم ساز و دهل و رقص مردم لک از نوع سنگین سماع است». او معتقد است موسیقی لرستان به چهار بخش موسیقی کار، موسیقی مراسم، موسیقی عروسی و موسیقی ترانههای روز تقسیم شده است: «بعد از آنکه سلسله پیشدادیان و امپراطوریهای باستانی ایران رو به افول گذاشتند، این جماعت بیشتر به سلک درآویش درآمدند و با سختکوشی و پرهیز از دنیاطلبی در زندگی، متحمل سختیهای فراوانی شدهاند؛ تا آنجا که موسیقی آنها از ریتمی ملایم برخوردار شده و گویی آواها و نواهایشان، نوای سوزناک فقر و پریشانی و موسیقی، زمینهای دیم را در اذهان بشریت به یادگار گذاشته، به طور مثال ساز و دهل سنگین سماع و آوازهایی مانند «بینابینا» و «سوزه سوزه» و «گاوکل» و... همه حکایت از زندگی پرمشقت و عشق ربانی چنین مردمی بوده است. شاهد مثال ما، این بیت شعر است که آرزوهای امیدبخش آینده را نوید میدهد». «سه مونگ زمسون کل و شو بیا/ صو زوی حیز گرم جو درو بیا»؛ همچنین: «یا بابای بزرگ بزرگ پیرل/ برس و دادژار و فقیرل/ یا بابای بزرگ بزرگ پیرل/ برس و داد یتیم یسیرل».
ترانههای لری ازلحاظ اجرایی، ظریف و پیچیده است و از غنای کلامی و روحیه سلحشوری و حماسی برخوردارند. مهمترین ترانههایی که در استان لرستان خوانده میشود عبارتند از «شهنومهخوانی» (شاهنامهخوانی) که جزو موسیقی حماسی است و معمولا در چهارگاه اجرا میشود. «بزمیری» که بیشتر برای تلف شدن حیوانات اهلی خوانده میشود. «هالوه گنم خرِم»، «دوره دوره»، «کشکله شیرازی خرمآبادی» که قصه عشق و مهر و دوستی ساده روستایی است که در هر منطقه به فراخور حال خود و با تغییراتی اندک اجرا میشود. «کشکله شیرازی گرمسیری»، «کو کلاشیری جو»، «کوش طلا» که بیشتر همسرایی زنان و مردان در غم از دستدادن یکی از نزدیکان است. «بمیرم، میوله سیت بیارم»، «شمیرین و خسرو»، «دایه دایه» که قصه مبارزه و جنگآوری است. «میری، قدم خیر»، «ای ای وی وی»، اینها همه جزو موسیقیهای حماسی، تاریخی و ماندگار مردمان این قوم هستند که همچنان نوای دلکش آنها از نای خستۀ این قوم شنیده میشو. در خصوص رقص این اقوام نیز میتوان گفت ضرب سنگین سماع، ضرب سهپا و ضرب دوپا هنوز هم رواج داشته و در مراسم رقص و عروسی اجرا میشود. این رقصها اغلب با سازهای محلی لرستان همراه است. کمانچه، نی، سرنا، دهل، تنبک، دوزله و یک نوع ساز که مخصوص مراسم مذهبی اهل حق است و نام محلی آن «تمیره» است. در واقع، موسیقی در همه عرصههای مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم آن مناطق حضور دارد. مراسم عروسی و عزا در لرستان با موسیقی همراه است. از کاربردهای موسیقی در لرستان میتوان به تحریک احساسات گروهی و ایجاد روحیه همبستگی و همدلی در میان مردم اشاره کرد. در گذشته، عشایر کوچنده لک، هنگام برچیدن اسباب و ابزار خود برای رفتن به قشلاق، آهنگی مینواختند که به «ماله ژیری» یا «سرازیرشدن به سوی گرمسیر» معروف بود. تنبورنوازان لک، هنگام وداع کوچروها با آنان که در «بنهگه» یا اقامتگاه اصلی میماندند، آهنگی حزنآلود مینواختند که موجب تحریک احساسات همگان میشد. علاوهبراین حزن و وقار، دو عنصر و بنیادین موسیقی لریاند که در موسیقی شادیانهشان نیز حضور دارند. حزن، نشانه ادراک و هوشمندی و رنجهای تاریخی است و وقار، نشانه استقامت و صبوری و ترکیب این دو، وجه و رنگی تراژیک به موسیقی لری میبخشد.
هوره؛ موسیقی جشن
همانطور که در بالا گفته شد، لرها و لکها در شادي و سرور، آوازی به نام «هوره» میخوانند. هوره، اصیلترین موسیقی کردی است که کلمه هوره از لفظ اهوره میآید و نامگذاري آن قدمتي حدود هفتهزارساله دارد. هوره، برگرفته از واژه اهور است؛ با ضرباهنگی سنگین و کشدار، نغمهای حزین که درون مایه وصال، فراق، توصیف و سوگ دارد و بهتنهایی و بدون ساز اجرا میشود. دارای مقامهای مختلف ازجمله کزه، خریوی چِر، دودنگی، هجرانی، لکی چِر و... است. هوره، گروهی اجرا ميشود و بدون شک از نغمههای بسیار کهن ایرانزمین است. عدهای معتقدند که قدمت این موسیقی به دوران پيامبري زرتشت ميرسد و برای خواندن بخشهایی منظوم از اوستا بهکار میرفته است. هوره پیش از این معنایی مذهبی و آیینی داشته ولی هماکنون در مناطق مختلف غرب کشور شکلهای گوناگونی بهخود گرفته و گاه حتی اشعار خود فرد به این شیوه خوانده میشود.
موسیقی سور؛ موسیقی شوق و رقص
موسیقی سور که در مراسم و آیینهایی چون عروسی، ختنهسوران، اسبتازی، جشنها و اعیاد ملی اجرا میشوند و اغلب با چوب و سایر آلات موسیقی همراه است. موسیقی سور، همیشه همراه با رقص است و تماشاگران فراوانی دارد. در بیشتر مواقع معمولا چند تن از مردان که هریک چوبهایی بهدست دارند، حرکاتی موزون و هماهنگ را باهم انجام میدهند و زنان هم جدا از مردان، با در دست داشتن دستمالهای رنگی و جنباندن موزون آنها در بالای سرشان بهصورت دایرهوار میرقصند. رقصهای لری بهصورت چوپی (گروهی) و انفرادی اجرا میشود. رقص چوپی در بین تمام لرها و لکها مشترک است، ولی متاسفانه در بین لرهای جنوبی(بختیاری، بویراحمدی و...) کمرنگ است. رقص چوپی هنوز در آثار ادبی و فرهنگی مردمان بختیاری حضور دارد. رقص چوپی در بین لرها مربوط به دیگر اقوام همسایه نیست، بلکه مربوط به 3000سال پیش و قوم کاسیت است (در لرستان یافت شده است)؛ حال آنکه رقص کردی شامل: پشت پا، هلگرتن، لب لان، چپی، زنگی، خان امیر و... است.
رقص محلی
همانطور که گفته شد موسیقی و رقص با تمام لحظههای زندگی لرها آمیخته است و آنها با موسیقی زندگی میکنند. چنانکه میبینیم در قطعه سفالي که از کاسيها در هزاره سوم پيش از ميلاد در کوهستانهاي زاگرس بهدست آمده است، تصويري از سه انسان در حال رقص در نزديکي چادرها و کلبهها نشان داده است که بسيار شبيه به رقص امروزي لری و لکی است. رقصهای لری با آهنگ ملایم و برخی دیگر با آهنگ تند انجام میگیرند. در لرستان، بیشتر این رقصها بهصورت رقصهای گروهی انجام میگیرند، این رقصها در بین لکها نیز با نام رقص لری معروف هستند. غلامرضا رفیع، یکی از هنرمندانی است که رقص لری را بهخوبی میشناسد و در این زمینه تبحر فراوانی دارد. وی درخصوص رقص لری میگوید: «دست گرفتن (دَسگِرِتَه) در گویش لُری، همان رقص است و این نام به یگانگی افراد قوم اشاره دارد که ناشی از ادراک ضرورت جامعه زیستی است». دسگرته یعنی جامعه را خوب درک کردن و با مردم جامعه خویش پیش رفتن. در رقص لری کسی بر دیگری پیشی نمیگیرد و کسی حرکتی متفاوت از دیگری انجام نمیدهد. همانطور که میبینید در این رقص، کوچکترین بینظمی دیده نمیشود و تمام حرکات با نظم و قاعده است. در رقص دستهجمعی لری، که در بین زنان و مردان به یک شیوه اجرا میشود، معمولا به شیوهای است که رقصندگان به هنگام رقص، دست چپ خود را در دست راست همرقص پس از خود مینهند و انگشتان دستهایشان در هم قفل میشود. این دستان پیوندیافته، هماهنگ با سازی که نواخته و آوازی که خوانده میشود به پایین و بالا حرکت میکنند که این حرکات دست نیز بخشی از مفاهیم هر رقص را در خود نهفته دارند. دست راست نفر اول «سَرچوپی» آزاد است و دستمال یا شالی در آن است که با حرکاتی زیبا «سَرچوپی» رهبر هر رقص است. مهمترین این رقصها، رقص دو پا، سهپا و رقص سنگین(سنگین سماء) شونه شکی است که در رقص دوپا، این نوع رقص با همراهی نوای سرنا و دهل یا کمانچه و ضرب صورت میگیرد. اجرای این نوع رقص به این صورت است که ابتدا همه افراد بهصورت هماهنگ با یکدیگر و نوای ساز ابتدا پای چپ خود را به جلو گذاشته و برمیدارند و بهجای اول خود بر میگردانند. سپس پای راست خود را با یک حرکت مماس پای چپ میکنند و بعد سه قدم به جلو برمیدارند که اولین قدم با پای راست برداشته میشود و سومین قدم نیز با پای راست گذاشته میشود و دوباره مراحل از اول تکرار میشود. در این رقص سرنا و دهل بهصورتی تند نواخته میشود. در رقص سهپا، معمولا طریقه اجرای این رقص به این شکل است که ابتدا افراد بهصورت هماهنگ سه گام به جلو برمیدارند که پس از گام سوم، یک گام به عقب برمیدارند و دوباره این کار ادامه پیدا میکند. نوای سرنا در این نوع رقص آرامتر میشود و در رقص سنگین، اجرای آن به این صورت است که همانند رقص دوپا بوده و تنها تفاوت آن با رقص دوپا ریتم آهنگ آن است که ریتمی کند و آرام دارد که بازیگران حرکات خود را با آن هماهنگ میکنند.
مور، موسیقی سوگ و عزا
یکی دیگر از هنرمندان لکی منطقه دورودِ لرستان در مورد« مور» چنین میگوید که مور شامل انواعی است چون سَحَری، چَمَریانه، هِرا، مویه، یاری و... که در انواع عزا و مراحل و مقاطع گوناگون هر سوگ، همراه حالات و حرکات دراماتیک بهاجرا درمیآید. حرکات نمایشی همراه با اینگونه موسیقی، همچون حرکات نمایشی گونههای پیشین، از چنان فرم و ساختاری دقیق و منسجم بهرهمند است و چنان قدرت بیان غیرگفتاری و نیروی القایی و ارتباطی و زیباییشناختی غریب و شگفتی در آنها مشاهده میشود که در نوع خود کمنظیر است. لرها و لکها نگاه خاصی به مرگ دارند و دعوتکردن از آشنایان و اقوام فرد در حال مرگ و فراهم آوردن شرایطی آرام و جمعی جهت تسهیل مرگ برای فرد، بخشی از فرهنگ آنهاست. ازاینرو است که در مراسم خاکسپاری نیز افراد زیادی شرکت میکنند. در این شرایط موسیقی، نقش خاصی دارد و به اطرافیان متوفی کمک میکند تا راحتتر با غم از دست دادن محبوبشان کنار بیایند. خواندن مور، با همراهی سرنا و دهل، تسلیبخش غم مردمان لک است. مور، از موسیقیهای باستانی است که منحصربه مردمان این قوم نبوده، نمونههای آن را میتوان در بین کردها و بهخصوص در مناطق ایلام و کرمانشاه يافت. مور(مور آوردن) در بین لکها در دو حالت استفاده ميشود. هرگاه که دلتنگی و غم بر وجود یکی از آنها چیره شود، به گوشهای ميروند و به مورخوانی میپردازند. زمانی هم که یکی از عزیزان فردی فوت کرده باشد، داغدیدگان و اغلب زنان، بهصورت گروهی به خواندن مور و وصف خصایص مرحوم میپردازند. از دیگر خصوصیات مور، استفاده از اشعار حماسی بهویژه بیتهای شاهنامه فردوسی است. موسیقی لکی و اشتراکش با اقوام کرد و لر(فیلی) و نیز تشابهات بین نام نغمهها و آوازهای این اقوام(مانند مور و هوره) همه گویای وجود شباهتهایی در موسیقی این سه قوم است که البته همجواری جغرافیایی و همسایگی به این موضوع دامن میزند؛ به این دلیل، مطالعه در زمينه موسیقی لکی برای درک تمایز دقیق این موسیقی از موسیقی همسایگانش ضروری است. از آنجاییکه پدیده مرگ در میان لکها اهمیت زیادی دارد، همۀ اقوام، دوستان و آشنایان به بالین فرد در حال احتضار دعوت میشوند تا وی بهراحتی مرحله گذر به جهان ابدی را طی کند.
بعد از مرگ تمام طوایف و آشنایان برای مراسم خاکسپاری (سَرلش) دعوت میشوند، اکثر افراد این دعوت را میپذیرند و اغلب هم بیش از آن تعدادی که دعوت میشوند، در این مراسم حضور مییابند(هرکسی که خبر فوت آشنا را میشنود، خود را موظف میداند که در مراسم حضور یابد) در این مرحله، مراسم بزرگی برای متوفی برگزار میشود. هرچند که ممکن است برخی این مراسم را اتلاف وقت و سرمایه تلقی کنند، اما بهنظر میرسد که چنین نیست؛ زیرا اول اينكه این مراسم همبستگی اجتماعی را دوباره تحکیم میبخشد و دوم اینکه بازماندگان متوفی بهراحتی با مرگ عزیز ازدسترفتهشان کنار میآیند. در این مراسم زنان «مویهسرایی» میکنند که در زبان لکی به سردادن چنین مویهای که ناشی از غم از دستدادن عزیزی است، «مور» گفته میشود. مور از سرودهای شناختهشدۀ قوم لک است. ویژگی بارز مور، غمگین بودن و دلتنگی آن است. این سرود کهن بیشتر به هنگام دلتنگی، همنشین و همدم مردان و زنان قوم لک است. مانند این مور که زنان لک در غم از دست دادن عزیزشان آن را زمزمه میکنند. «زئمدارم زنئی خوآ ماواره/ مه ریوارم بنار ار پا ماواره/ فلک مری مشکه خم هاتیه دسا/ درا دای و هر ار یه جا ماواره/ وه ویر کسی نمنیه بیت شادی/ مدوم هر هوره و رارا ماواره/ دوس اژ پشتا هومالل ئه رویه روی/ شمشیر ار ئه لشه هنجیا ماواره/ شکتی سال اله دویر های درینم/ هویر ار ئه دارله بی سا ماواره/ وجاخل دودمونم کل کوشیانه/ ار روی قورو گیسه بریا ماواره/ خور خوئه ئه شیرین بینه فرهاد/ هزارساله مدوم دایا ماواره/ کسه خورهِ اژ آزادی نیره/ هر قلف ار ئه دمه بسیا ماواره».
منبع : قانون
دیدگاه تان را بنویسید