آمریکا و ایران | سنتکام
بازی ترامپ و سنتکام با ایران
رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
طی یکماه اخیر ناوگان نظامی ایالات متحده، به شکل بی سابقهای حول و حوش ایران تقویت شده و آرایش تهاجمی به خود گرفته است.
جدای از اظهارات گاه و بیگاه دانلد ترامپ که خط و نشان کشیدن برای ایران چه در گفتارهای خصمانه چه در اعلام مواضع دیپلماسی مدارانه، بخش جدا نشدنی و لاینفک اظهارات او بوده است، فرماندهی نیروی های نظامی ایالات متحده در منطقه معروف به سنتکام، نیز هر از گاهی اقدامات و تحرکاتی از خود نشان می دهند، تا تنوره فضای التهابی از رمق و رونق نیفتاده و فضای گرگ و میش و اضطرابی-اصطکاکی حاکم دچار افت و افول نشود.
حال سوال اصلی اینجاست که این لشکرکشی بی سابقه و این تهدیدات نظامی و لفاظی های کلامی با چه هدفی انجام پذیرفته و هدف غایی و نهایی ترامپ، آنگونه که جلوهگر میکند، حمله به ایران است یا دنبال بهره برداری از این فضاسازی است؟!
در وهله اولیه، این حضور گسترده لجستیکی با هزینه های سنگین بودجهای نمی تواند، بدون منتهی شدن به جنگ توجیه داشته باشد، اما لحاظ چند نکته در این میان خالی از لطف نیست.
اول- ترامپ نشان داده که فردی محاسبه گر است و جز منافع اقتصادی ایالات متحده، به هیچ گزینه و گزاره دیگری وقعی نمی نهد. آنگونه که بعد از یک لشکر کشی گسترده و جار و جنجال فراوان در مورد ونزوئلا، از ورود به جنگ تمام عیار پرهیز کرده و با ربایش مادورو سر و ته قضیه را جمع و جور کرد.
در مورد ایران، موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلتیکی و مختصات قدرت دفاعی و نظامی آن و نیز اشراف سوق الجیشی بر گلوگاه مهم انرژی جهان و امکان آسیب زنی به منابع اصلی تامین انرژی در یک جنگ منطقهای و فراگیر، دهها برابر ونزوئلا هزینه های انسانی و اقتصادی و ژئوپلتیکی برای جنگ با ایران را به همراه دارد.
دوم- جغرافیای سرزمینی ایران هرگونه گسیل نیرو را بسیار پر هزینه و فاقد کارایی حداقل در میان مدت می کند و ایران عمق استراتژیکی دارد که اشغال سرزمینی را مانند آنچه در عراق و افغانستان روی داد، از حیز انتفاع ساقط می کند.
سوم- با حملات هوایی و نابودی زیرساختی هم امکان غلبه بر ایران و تغییر حاکمیت آن ممکن و میسر نیست و همه این گزینه ها فارغ از قدرت آفندی ایران که در منطقه بی همتا است و چند دهه برای چنین روزی مهیا شده، مورد اشاره قرار گرفت.
مضاف بر آنکه ایران اعلام کرده است، هر سطح و نوع از حمله ای را به منزله جنگ تمام عیار قلمداد کرده و پاسخ محکم و تمام عیاری به هرگونه تجاوز خواهد داد.
با این اوصاف آیا این لشکر کشی پرهزینه فاقد اثر و کارایی است؟
طرف آمریکایی منطبق بر تحرکات طرف مقابل از این لشکر کشی خود، اهدافی را باز تعریف کرده است.
حضور آدمیرال کوپر در مذاکرات مسقط، یکی از نشانه های تدبیر تازه طرف آمریکایی است.
آنها می خواهند از حضور نظامی خود شمشیر داموکلس بسازند و بدون شلیک یک گلوله، با راه انداختن جنگ روانی و رسانهای از طرف ایرانی امتیاز بگیرند.
از جمله آنکه ساعاتی پیش هم خبر آمد که ناوگروه آبراهام لینکلن در وضعیت قرمز و آماده باش کامل قرار گرفته است، در حالی که هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و به نظر هم نمی رسد که به گفته خود ترامپ در واکنش به مذاکرات مسقط که آن را مثبت و خوب و قابل رسیدن به توافق خواند، اکنون زمینه حمله وجود داشته باشد (آن غافلگیری ماه ژوئن الان ممکن و میسر نیست)
پس این اخبار متواتر و گاه و بیگاه از تحرکات نظامی و مانور رسانهای روی آن، برای ایجاد جنگ روانی و تحمیل فشار بر طرف ایرانی برای امتیاز گیری بیشتر است که باید افکار عمومی داخلی را با آگاهی بخشی در برابر این جنگ نانوشته، ایزوله و بری داشت.
دیدگاه تان را بنویسید