میانجیگری
مراقب باشید؛ هدف از میانجیگری خلع سلاح دیپلماتیک ایران است، نه پایان فشار!
| به نظر میرسد هدف اصلی آمریکا از فرستادن میانجیها و افزایش فشار بر رهبران ایران برای تصمیمگیری سریع، دستیابی به توافقی محدود و نامتوازن باشد: ایران یکی از مهمترین برگهای برنده ژئوپلیتیک و راهبردی خود، یعنی ذخیره حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را از کشور خارج کند، تنگه هرمز نیز باز شود و در مقابل، واشنگتن صرفاً تعهدی برای رفع محاصره دریایی بدهد و آن شش میلیارد دلار کذایی؛ بدون آنکه تحریمهای اقتصادی و مالی بهطور مؤثر و تضمینشده برداشته شوند.
به نظر میرسد هدف اصلی آمریکا از فرستادن میانجیها و افزایش فشار بر رهبران ایران برای تصمیمگیری سریع، دستیابی به توافقی محدود و نامتوازن باشد: ایران یکی از مهمترین برگهای برنده ژئوپلیتیک و راهبردی خود، یعنی ذخیره حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را از کشور خارج کند، تنگه هرمز نیز باز شود و در مقابل، واشنگتن صرفاً تعهدی برای رفع محاصره دریایی بدهد و آن شش میلیارد دلار کذایی؛ بدون آنکه تحریمهای اقتصادی و مالی بهطور مؤثر و تضمینشده برداشته شوند.منطق چنین معاملهای روشن است: آمریکا میتواند بدون واگذاری اهرم اصلی فشار اقتصادی خود، دو ابزار مهم چانهزنی ایران، یعنی ذخایر اورانیوم غنیشده و کنترل عبورومرور از تنگه هرمز را از معادله خارج کند. در این صورت، تحریمها همچنان پابرجا میمانند، فرسایش اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران ادامه پیدا میکند و واشنگتن فرصت خواهد داشت در مرحله بعد، با دست بالاتر و در شرایطی که ایران بخشی از قدرت بازدارندگی و چانهزنی خود را از دست داده، مطالبات تازهای درباره برنامه موشکی و دیگر مؤلفههای قدرت ایران مطرح کند.
خطر بزرگتر آن است که این توافق محدود، بهجای مقدمهای برای صلح پایدار، به فرصتی برای بازسازی توان نظامی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و فراهمکردن شرایط حملهای مجدد، دقیقتر و کمهزینهتر تبدیل شود. این سناریویی است که باید در محاسبات راهبردی جدی گرفته شود.
فریب ظاهر دیپلماتیک این تحرکات را نخوریم. ارزش هر توافق را باید با تعهدات واقعی، ترتیب اجرای آنها و تضمینهای عملی سنجید، نه با تعداد میانجیها و وعدههای صلح.
ایدهٔ «وصل» شدن ایران به ترتیبات امنیتی با مشارکت ترکیه، عربستان و پاکستان، در شرایط جنگی کنونی، از منظر پیامدهای ژئوپلیتیکی آن نیازمند بررسی است.هر سه کشور، هرچند به اشکال متفاوت، با ساختار امنیتی آمریکا پیوند دارند: ترکیه عضو ناتوست، عربستان میزبان نیروها و پایگاههای آمریکایی است و ارتش پاکستان سابقهای طولانی در دریافت کمکهای نظامی واشنگتن دارد.از این منظر، پرسش مهم آن است که آیا چنین «وصلی» میتواند در رویارویی نظامی احتمالی بعدی، به محدود شدن یا حتی «قطع» برخی ابزارهای ژئوپلیتیک ایران، از جمله ظرفیت اثرگذاری بر معادلات بابالمندب، بینجامد؟به بیان دیگر، باید بررسی کرد که این «وصل» تا چه اندازه به گسترش ظرفیت بازدارندگی ایران کمک میکند و تا چه اندازه ممکن است استقلال عمل آن را در استفاده از اهرمهای فشار منطقهای محدود سازد. پاسخ احتمالاً به ماهیت تعهدات امنیتی، سازوکار تصمیمگیری و میزان استقلال اعضای چنین ترتیباتی بستگی دارد.
دیدگاه تان را بنویسید