ارسال به دیگران پرینت

احمد عطارزاده؛

دولت نباید فقط اینترنت را برای کودکان محدود کند؛ باید اینترنت و هوش مصنوعی را برای همه کودکان قابل‌دسترس، امن و آموزشی کند

| احمد عطارزاده، رئیس انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی و قایم مقام گروه پگاه داده‌کاوان شریف (کافه بازار-تپسل و...) بعنوان سخنران اختتامیه رویداد آموزش‌های آزاد دانشگاه شریف (تکنوشریف)، در گفت‌وگویی درباره بهینه‌سازی فضای اینترنت برای کودکان، بر ضرورت تغییر نگاه سیاست‌گذاران از رویکرد صرفاً محدودکننده به رویکردی ایجابی، توسعه‌گرا و مبتنی بر عدالت دیجیتال تأکید کرد.

دولت نباید فقط اینترنت را برای کودکان محدود کند؛ باید اینترنت و هوش مصنوعی را برای همه کودکان قابل‌دسترس، امن و آموزشی کند

احمد عطارزاده، رئیس انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی و قائم‌مقام گروه پگاه داده‌کاوان شریف (کافه‌بازار، تپسل و…)، به‌عنوان سخنران اختتامیه رویداد آموزش‌های آزاد دانشگاه شریف (تکنوشریف)، در گفت‌وگویی درباره بهینه‌سازی فضای اینترنت برای کودکان، بر ضرورت تغییر نگاه سیاست‌گذاران از رویکرد صرفاً محدودکننده به رویکردی ایجابی، توسعه‌گرا و مبتنی بر عدالت دیجیتال تأکید کرد.

او معتقد است در آستانه تحولات گسترده ناشی از هوش مصنوعی، دسترسی برابر کودکان ایران به اینترنت، زیرساخت‌های دیجیتال، آموزش و ابزارهای هوش مصنوعی دیگر یک امتیاز نیست، بلکه بخشی از حق آنها برای دسترسی به آینده است.

عطارزاده با تأکید بر نقش دولت در ایجاد زیرساخت، تنظیم‌گری و تضمین عدالت، می‌گوید حفاظت از کودکان در فضای آنلاین نباید به قیمت محروم کردن آنها از فرصت‌های آموزشی و فناورانه تمام شود؛ چرا که ایران برای عقب نماندن از انقلاب هوش مصنوعی، بیش از هر چیز به پرورش و آزاد کردن ظرفیت استعدادهای نسل آینده نیاز دارد.

  • شما امروز در جمعی صحبت کردید که بخش قابل توجهی از حاضران از استعدادهای برتر نوجوان حوزه هوش مصنوعی و تحلیل داده بودند. از نگاه شما مسئله اینترنت و کودکان در ایران امروز چه اهمیتی پیدا کرده است؟
  • به نظرم باید مسئله را کمی بزرگ‌تر از «اینترنت برای کودکان» ببینیم.

ما درباره آینده کودکان این سرزمین صحبت می‌کنیم. نسل جدید قرار نیست صرفاً در اینترنت حضور داشته باشد؛ بخش مهمی از زندگی، آموزش، کار، ارتباطات، خلاقیت و حتی شکل فکر کردن آنها در محیط دیجیتال اتفاق خواهد افتاد.

حالا هوش مصنوعی هم وارد این معادله شده و سرعت تغییر را چند برابر کرده است. به همین دلیل، مسئله دیگر فقط این نیست که کودک در اینترنت چه محتوایی می‌بیند یا چه چیزی را نباید ببیند.

سؤال مهم‌تر این است که آیا همه کودکان ایران به شکل عادلانه به فرصت‌های این جهان جدید دسترسی خواهند داشت یا نه؟

اگر کودکی در تهران به اینترنت پرسرعت، ابزارهای آموزشی دیجیتال، مدل‌های هوش مصنوعی، آموزش برنامه‌نویسی و منابع آموزشی جهانی دسترسی داشته باشد، اما کودکی در یک منطقه محروم از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های دیجیتال محروم باشد، ما فقط با یک شکاف تکنولوژیک مواجه نیستیم؛ با یک شکاف در فرصت‌های آینده مواجهیم و این شکاف در عصر هوش مصنوعی می‌تواند بسیار عمیق‌تر از گذشته شود.

  • یعنی شما مسئله «عدالت دیجیتال» را یکی از مسائل اصلی آینده کودکان می‌دانید؟
  • قطعاً.

عدالت آموزشی در قرن بیست‌ویکم دیگر فقط به این معنا نیست که همه کودکان مدرسه و معلم داشته باشند. این‌ها همچنان ضروری‌اند، اما کافی نیستند.

امروز باید درباره عدالت در دسترسی به زیرساخت، اینترنت، ابزارهای دیجیتال، محتوای آموزشی، داده و فناوری‌های هوش مصنوعی هم صحبت کنیم.

یونسکو هم در گزارش‌های اخیر خود دقیقاً بر همین مسئله تأکید کرده است؛ اینکه دیجیتالی‌شدن آموزش اگر بدون سیاست‌های دسترسی برابر اتفاق بیفتد، می‌تواند به‌جای کاهش نابرابری، شکاف دیجیتال و حتی شکاف هوش مصنوعی را بیشتر کند.

بنابراین اگر قرار است از عدالت آموزشی صحبت کنیم، باید تعریفمان از آموزش را به‌روز کنیم. کودک امروز باید حق دسترسی به آینده را داشته باشد.

  • نقش دولت در این میان چیست؟ آیا دولت باید مستقیماً وارد حوزه اینترنت و آموزش دیجیتال کودکان شود؟
  • بله، اما جنس این ورود بسیار مهم است.

من معتقدم دولت باید وارد این حوزه شود، اما نه لزوماً با رویکرد تصدی‌گرایانه یا صرفاً محدودکننده.

دولت باید نقش تنظیم‌گر، توسعه‌دهنده و تضمین‌کننده عدالت را ایفا کند. اگر بازار به‌تنهایی نتواند دسترسی برابر ایجاد کند، دولت باید مداخله توسعه‌ای داشته باشد.

اگر کودکی به دلیل محل زندگی یا وضعیت اقتصادی خانواده‌اش امکان استفاده از ابزارهای آموزشی جدید را ندارد، اینجا دیگر صرفاً مسئله بازار نیست؛ مسئله عدالت عمومی و آینده کشور است.

دولت باید زیرساخت را توسعه بدهد، دسترسی را عادلانه‌تر کند، استانداردهای ایمنی و حریم خصوصی کودکان را مشخص کند، از تولید محتوای باکیفیت حمایت کند و شرایطی ایجاد کند که بخش خصوصی، استارتاپ‌ها، دانشگاه‌ها و مجموعه‌های آموزشی بتوانند در این مسیر نقش‌آفرینی کنند.

این یک همکاری سه‌جانبه است میان دولت برای تنظیم و تضمین عدالت، بخش خصوصی برای نوآوری و اجرا، و دانشگاه و جامعه علمی برای تولید دانش و تربیت نیروی انسانی.

  • شما روی «رویکرد ایجابی» دولت تأکید می‌کنید. منظورتان دقیقاً چیست؟
  • رویکرد ایجابی یعنی دولت فقط نگوید «این را نباید دید»، «این را نباید استفاده کرد» یا «این سرویس باید محدود شود».

این‌ها ممکن است در بعضی حوزه‌ها و برای حفاظت از کودک لازم باشند، اما اگر تمام سیاست ما به این خلاصه شود، عملاً بخش بزرگی از مسئله را ندیده‌ایم.

سیاست کودک در فضای دیجیتال باید هم‌زمان دو سؤال داشته باشد: از چه چیزی باید محافظت کنیم؟ و چه فرصت‌هایی باید برای او ایجاد کنیم؟

این دو سؤال باید کنار هم باشند. کودک باید از محتوای آسیب‌زا، سوءاستفاده، نقض حریم خصوصی و مخاطرات فضای آنلاین محافظت شود، اما در همان زمان باید به آموزش، فناوری، خلاقیت، برنامه‌نویسی، سواد داده و هوش مصنوعی هم دسترسی داشته باشد.

اگر فقط در را ببندیم، کودک را از خطر دور کرده‌ایم، اما الزاماً به آینده نزدیک نکرده‌ایم.

باید اشاره کنم که می‌دانم وزارت ارتباطات در پی بهبود و تصویب یک سند قدیمی با عنوان صیانت هست.

البته همین که در گام اول نام صیانت را از روی سند برداشته، خودش اقدام مهم و تأثیرگذاری است و نشان از بلوغ سیاست‌گذار دارد.

در همین مسیر با ما و بخش خصوصی هم نشست‌ها و جلسات متعددی برگزار شده است.

امیدوارم این سند مثل مابقی اسناد تصویب‌شده در دولت نباشد و به مرحله اجرا برسد.

  • یعنی مخالف محدودیت برای کودکان در فضای اینترنت نیستید؟
  • بحث من این نیست که هیچ محدودیتی وجود نداشته باشد.

کودک یک کاربر معمولی نیست و طبیعتاً نیازمند حمایت‌های ویژه است.

حریم خصوصی کودک، امنیت داده، تبلیغات هدفمند، محتوای نامناسب، سوءاستفاده آنلاین و طراحی مسئولانه پلتفرم‌ها موضوعات بسیار جدی هستند.

اما بین «حفاظت» و «محرومیت» تفاوت وجود دارد.

ما باید به سمت اینترنتی برویم که برای کودک امن‌تر، قابل‌اعتمادتر و آموزشی‌تر باشد، نه اینکه مسئله را صرفاً با حذف فرصت‌های دسترسی حل کنیم.

جهان هم به سمت همین مدل حرکت می‌کند. یونیسف در راهبردهای جدید خود بر این تأکید دارد که کودکان باید هم از فرصت‌های فناوری و هوش مصنوعی بهره‌مند شوند و هم در برابر خطراتی مانند تبعیض، نقض حریم خصوصی و حذف دیجیتال محافظت شوند.

  • هوش مصنوعی چه تغییری در این معادله ایجاد کرده است؟
  • هوش مصنوعی فقط یک فناوری جدید نیست، دارد بسیاری از پارادایم‌های قبلی را تغییر می‌دهد.

در آموزش، مثلاً می‌توانیم به سمت آموزش شخصی‌سازی‌شده برویم. یک سیستم هوشمند می‌تواند سرعت یادگیری یک دانش‌آموز را تشخیص دهد، نقاط ضعفش را پیدا کند و محتوای متناسب با نیاز او ارائه دهد.

این اتفاق می‌تواند بسیار مهم باشد، مخصوصاً برای کودکی که در یک منطقه کم‌برخوردار زندگی می‌کند و شاید به یک معلم خصوصی یا امکانات آموزشی گران‌قیمت دسترسی نداشته باشد.

اما همین فناوری اگر فقط در اختیار گروهی از کودکان قرار بگیرد، مسئله جدیدی ایجاد می‌کند.

ممکن است در آینده شاهد شکافی باشیم میان کودکانی که از هوش مصنوعی به‌عنوان یک «معلم شخصی»، «دستیار تحقیق»، «ابزار خلاقیت» و «همراه یادگیری» استفاده می‌کنند و کودکانی که اصلاً به این امکانات دسترسی ندارند.

به همین دلیل است که من معتقدم امروز باید درباره شکاف هوش مصنوعی هم‌زمان با شکاف دیجیتال صحبت کنیم. یونسکو و یونیسف نیز در اسناد جدید خود این مسئله را به‌عنوان یک نگرانی جدی مطرح کرده‌اند.

  • این موضوع برای ایران چه اهمیتی دارد؟
  • ایران یک تفاوت مهم دارد.

ما جمعیت بزرگی از جوانان، دانش‌آموزان، دانشجویان و نیروهای مستعد داریم. اگر بتوانیم این استعداد را به فناوری و آموزش متصل کنیم، هوش مصنوعی می‌تواند برای کشور یک فرصت تاریخی باشد، اما اگر بخشی از این نسل به دلیل ضعف زیرساخت، نابرابری اقتصادی یا محدودیت دسترسی از این موج عقب بماند، مسئله فقط از دست دادن یک فرصت آموزشی نیست.

ممکن است بخشی از سرمایه انسانی آینده کشور را از دست بدهیم.

من فکر می‌کنم در چنین شرایطی، نگاه دولت باید بسیار آینده‌نگر باشد.

ما نباید فقط بپرسیم که چطور کودکان را در اینترنت محافظت کنیم؟ باید بپرسیم که چطور می‌توانیم اینترنت را به محیطی تبدیل کنیم که کودک ایرانی در آن بتواند یاد بگیرد، خلق کند، تجربه کند و برای آینده آماده شود؟

این تغییر سؤال، تغییر بسیار مهمی است.

  • اگر بخواهید مشخصاً چند اقدام عملی برای دولت پیشنهاد کنید، چه می‌گویید؟
  • به نظرم حداقل چند محور باید هم‌زمان دنبال شود.

اول، تضمین دسترسی عادلانه به زیرساخت دیجیتال است؛ مخصوصاً برای مناطق کم‌برخوردار و کودکانی که به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده یا محل زندگی از امکانات کمتری برخوردارند.

دوم، باید حداقل استاندارد دسترسی دیجیتال برای آموزش تعریف کنیم؛ همان‌طور که مدرسه، کتاب و معلم جزو زیرساخت آموزش محسوب می‌شوند، امروز دسترسی مناسب دیجیتال هم باید بخشی از زیرساخت آموزشی تلقی شود.

سوم، باید سواد هوش مصنوعی و سواد دیجیتال را از سنین پایین جدی بگیریم.

کودک فقط نباید مصرف‌کننده فناوری باشد؛ باید بفهمد فناوری چگونه کار می‌کند، داده چیست، الگوریتم چیست، هوش مصنوعی چه توانایی‌ها و محدودیت‌هایی دارد و چگونه باید از آن مسئولانه استفاده کند.

چهارم، باید چارچوب مشخصی برای حفاظت از داده و حریم خصوصی کودکان داشته باشیم.

پنجم، باید از تولید محتوای آموزشی بومی و باکیفیت حمایت کنیم و ششم، دولت باید فضا را برای فعالیت شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها، دانشگاه‌ها و مجموعه‌های آموزشی باز بگذارد تا بتوانند راهکارهای جدید ایجاد کنند.

به سند وزارت ارتباطات اشاره کردم، امیدوارم این سند این محورها را دنبال کند و با نگاه ایجابی بتواند باعث توسعه زیست‌بوم دیجیتال حوزه کودک در کشور بشود.

  • نقش بخش خصوصی را چطور می‌بینید؟

بخش خصوصی اتفاقاً می‌تواند یکی از موتورهای اصلی این تحول باشد.

دولت قرار نیست همه پلتفرم‌ها را خودش بسازد یا همه محتوای آموزشی را تولید کند. دولت باید زمین بازی را درست طراحی کند.

شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها، پلتفرم‌های آموزشی، شرکت‌های هوش مصنوعی، فعالان تولید محتوا و کسب‌وکارهای اینترنتی می‌توانند ابزارها و خدمات جدید ایجاد کنند، اما این بازار باید قواعد روشنی داشته باشد؛ به‌خصوص در مورد کودکان.

مثلاً در حوزه داده‌های کودکان، تبلیغات، حریم خصوصی، امنیت و طراحی محصولات باید استانداردهای مشخص وجود داشته باشد.

این همان جایی است که رگولاتوری هوشمند اهمیت پیدا می‌کند. رگولاتوری نباید نوآوری را متوقف کند؛ باید کاری کند که نوآوری در مسیر منافع عمومی حرکت کند.

  • پس شما با اصل رگولاتوری موافقید؟
  • کاملاً.

اتفاقاً فکر می‌کنم در این حوزه به رگولاتوری نیاز داریم، اما باید بین «رگولاتوری» و «محدودسازی» تفاوت قائل شویم.

رگولاتوری یعنی تعیین قواعد بازی.

مثلاً مشخص کنیم داده کودک متعلق به چه کسی است، چه داده‌ای قابل جمع‌آوری است، چه استفاده‌ای از آن مجاز است، پلتفرم‌ها چه مسئولیتی دارند، چه استانداردهایی برای الگوریتم‌های مورد استفاده کودکان لازم است و چگونه می‌توان از حقوق کودک حفاظت کرد.

این‌ها موضوعات جدی رگولاتوری هستند، اما اگر رگولاتوری به معنای بستن مسیر نوآوری باشد، در نهایت همان کودکی که قرار بوده از او محافظت کنیم، از فرصت‌های آینده هم محروم می‌شود.

بنابراین باید به سمت رگولاتوری توسعه‌گرا برویم.

  • آیا این نگاه با مسئولیت خانواده‌ها تعارض ندارد؟
  • نه.

باید توجه داشت که خانواده نقش بسیار مهمی دارد، اما نباید تمام مسئولیت را روی خانواده گذاشت.

یک خانواده ممکن است آموزش دیجیتال کافی نداشته باشد. خانواده دیگری ممکن است توان خرید ابزارهای آموزشی یا اینترنت مناسب را نداشته باشد.

بنابراین این موضوع یک مسئولیت مشترک است.

خانواده، مدرسه، دولت، پلتفرم‌ها، شرکت‌های فناوری و جامعه علمی هر کدام بخشی از مسئولیت را دارند.

اگر همه مسئولیت را به خانواده منتقل کنیم، در واقع نابرابری موجود را بازتولید کرده‌ایم.

کودکی که در یک خانواده برخوردار است، از فرصت‌های بیشتری استفاده می‌کند و کودکی که در خانواده کم‌برخوردار است، عقب می‌ماند.

عدالت دقیقاً یعنی اجازه ندهیم محل تولد و وضعیت اقتصادی خانواده، تا این اندازه آینده دیجیتال یک کودک را تعیین کند.

  • شما در مراسم دانشگاه شریف با جمعی از استعدادهای حوزه هوش مصنوعی و تحلیل داده صحبت کردید. این تجربه چه تصویری از ظرفیت کشور به شما می‌دهد؟
  • یکی از چیزهایی که در چنین جمع‌هایی برای من بسیار امیدوارکننده است، دیدن حجم استعداد انسانی کشور است.

باور کنید که از دیدن این همه استعداد چنان به شوق آمدم و چنان به آینده ایران امیدوار شدم که با شنیدن هیچ دستاوردی امکان نداشت چنین انرژی‌ای بگیرم.

گاهی درباره ایران فقط از منظر مشکلات صحبت می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که پشت این کشور، یک سرمایه انسانی بسیار جدی وجود دارد.

دانش‌آموزان، دانشجویان، پژوهشگران، برنامه‌نویسان، متخصصان داده، فعالان هوش مصنوعی و کارآفرینان جوانی داریم که می‌توانند در ساخت آینده نقش داشته باشند، اما استعداد به‌تنهایی کافی نیست.

استعداد بدون زیرساخت، فرصت تبدیل شدن به نتیجه را پیدا نمی‌کند.

اگر می‌خواهیم این سرمایه انسانی در کشور بماند، رشد کند و برای توسعه کشور کار کند، باید زیرساخت و فرصت برابر ایجاد کنیم و این کار فقط با شعار اتفاق نمی‌افتد؛ به سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری، دسترسی و همکاری واقعی میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی نیاز دارد.

  • اگر بخواهید یک پیام مشخص به سیاست‌گذاران درباره کودکان و اینترنت بدهید، آن پیام چیست؟
  • من فکر می‌کنم باید نگاه‌مان را از کنترل اینترنت برای کودکان به ساختن آینده دیجیتال برای کودکان تغییر دهیم.

کودک ایرانی قرار نیست از انقلاب هوش مصنوعی بیرون بماند.

اتفاقاً باید از همین امروز کاری کنیم که کودکان در همه نقاط کشور، با هر سطح درآمد خانواده، فرصت آشنایی با فناوری، یادگیری دیجیتال و هوش مصنوعی را داشته باشند.

ما باید هم‌زمان دو کار انجام دهیم، کودک را از آسیب‌های فضای دیجیتال محافظت کنیم و او را برای فرصت‌های فضای دیجیتال آماده کنیم.

این دو در مقابل هم نیستند. اتفاقاً سیاست درست باید هر دو را با هم دنبال کند.

  • و در نهایت، آینده را چطور می‌بینید؟
  • من آینده را تا حد زیادی به تصمیم‌هایی وابسته می‌دانم که امروز درباره کودکان می‌گیریم.

ممکن است ده سال دیگر درباره یک نسل بسیار توانمند از کودکان ایرانی صحبت کنیم که هوش مصنوعی را از کودکی یاد گرفته‌اند، با فناوری خلق کرده‌اند و در اقتصاد آینده کشور نقش داشته‌اند یا ممکن است درباره نسلی صحبت کنیم که بخش قابل توجهی از فرصت‌های جهان جدید را از دست داده است.

فاصله این دو آینده، از همین امروز ساخته می‌شود.

به نظرم یکی از مهم‌ترین وظایف سیاست‌گذاری عمومی این است که اجازه ندهد هوش مصنوعی تبدیل به فناوریِ عده‌ای خاص شود.

باید کاری کنیم که هر کودک ایرانی، فارغ از اینکه در کدام شهر یا روستا به دنیا آمده و خانواده‌اش چه میزان درآمد دارد، حداقلی عادلانه از زیرساخت، آموزش و فرصت دیجیتال در اختیار داشته باشد.

چون در نهایت، موضوع فقط اینترنت نیست، موضوع عدالت در دسترسی به آینده است و اگر بتوانیم این عدالت را برقرار کنیم، هوش مصنوعی به‌جای اینکه شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کند، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه ایران تبدیل شود.

فقط اینترنت نیست، موضوع عدالت در دسترسی به آینده است و اگر بتوانیم این عدالت را برقرار کنیم، هوش مصنوعی به‌جای اینکه شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کند، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه ایران تبدیل شود.

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه