ارسال به دیگران پرینت

دکتر الناز نجفی

چشیدنِ طعمِ وقت

| در بینشی که جهان را پویا می‌داند، «زمان» مؤلفه‌ای تعیین‌کننده است. اولین تحرکِ هستی مواجهۀ اهریمن با هرمزد بود. پس از تازشِ اهریمن، اهورامزدا کرانه‌ای بر این کارزار تعیین کرد¹ و «وقت»² زاده شد. زان‌پس نتیجۀ هر معادلۀ پویا را در بازه‌ای معین از زمان (وقت) می‌سنجند: وقت در نتیجۀ معادلۀ ایستای «دو بعلاوۀ دو» دخالتی ندارد اما طولانی یا کوتاه‌کردنِ بازۀ زمان در نتیجه یک روایت، یک بازی، یک غائله یا گلاویزی مؤثر است:

چشیدنِ طعمِ وقت

در بینشی که جهان را پویا می‌داند، «زمان» مؤلفه‌ای تعیین‌کننده است. اولین تحرکِ هستی مواجهۀ اهریمن با هرمزد بود. پس از تازشِ اهریمن، اهورامزدا کرانه‌ای بر این کارزار تعیین کرد¹ و «وقت»² زاده شد. زان‌پس نتیجۀ هر معادلۀ پویا را در بازه‌ای معین از زمان (وقت) می‌سنجند: وقت در نتیجۀ معادلۀ ایستای «دو بعلاوۀ دو» دخالتی ندارد اما طولانی یا کوتاه‌کردنِ بازۀ زمان در نتیجه یک روایت، یک بازی، یک غائله یا گلاویزی مؤثر است:

در هزارویکشب شهرزاد هر شب یک قصه می‌گوید و این قصه‌گویی هزار و یک شب طول می‌کشد. شهرزاد به هیچ روی نمی‌توانست همۀ هزارویک قصه را به‌سرعت و طی یک شب بگوید و انتظار همان نتیجه را داشته باشد! اتفاقات قصه باید یکی پس از دیگری و هریک به‌وقتش رخ دهد؛ نه‌سریعتر و نه‌کندتر. هزارویکشب و هر شب قصه‌ای لازم است تا شهریار شر با خودش و آنگاه با جهان به صلح برسد. مثل خوراکی که فرق می‌کند هفت ساعت روی حرارت کم پخته شده یا یک ساعت روی شعلۀ زیاد. آنجا درون دیگ پیوندهایی در حال شکل‌گیری است؛ مواد غذایی در حال صلح باهم‌اند، در حال یکی شدن؛ و این مرهون «وقت» است.

دهخدا در دوران تاریک عمر هر روز مقدای واژه گردمی‌آورد. لغتنامۀ دهخدا حاصل بیش از چهل‌سال کار مستمر و شبانه‌روزیِ یک نفر است؛ که به قول خودش جز دو روز به‌سبب وفات مادر زمین نماند. شاید در جهانی ایستا بتوان تصور کرد که چهل‌نفر با همان پشتکار و ظرف یکسال عینا همان کاری را انجام دهند که دهخدا در چهل‌سال کرد؛ اما در جهان پویا نه! ³ غلظت و قوامِ لغتنامۀ دهخدا یا شاهنامۀ فردوسی همانقدر ماحصل پشتکار آنهاست که مرهونِ وقت.

باغبان طرح باغ را نه بر کاغذ که بر بستر زمان می‌ریزد و دریافتنِ «وقت» بهار را در خرّمی باغ معتبرتر از سعی خود می‌داند. زمان معجزاتی را تدارک می‌بیند که تغییرش در ید ارادۀ کسی نیست. عطری که از غذای جاافتاده برمی‌خیزد دست‌پخت وقت است؛ همچنانکه لطف قالیِ دستباف. وجه تمایز صنعت‌دستی با ماشینی فقط در ابزار کار نیست؛ مسئله دقت در رعایت توالی رویدادها هم نیست؛ مسئله درحساب‌آوردن یا نیاوردنِ وقت است! از پس روزها و سال‌ها و در وقت معین نتیجه‌ای به دست می‌آید که به هیچ‌روی قابل میان‌بر زدن نیست.

مهارت هیچ صنعتگری یارای رقابت با تردستی‌های وقت را ندارد...

پی‌نوشت‌ها:¹ فرنبغ‌دادگی، بندهش.² «وقت» در عربی وام‌واژه‌ای برآمده از «بخش» است و بر بخش‌بندی یا کرانمندکردن زمان دلالت دارد (ادی شیر. واژه‌های فارسی عربی شده)³ چنانکه پس از او به همان کیفیت میسر نشد.

تصویر: خورشید زرین گنبد عبدالعظیم

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه