ارسال به دیگران پرینت

ترامپ؛

ترامپ انتخابات آبان را خواهد باخت؟ | رقابت بر سر دو مجلس و ۶۱۳۹ کرسی مجالس ایالتی است

| روزنامه اطلاعات : ترامپ با وعده بهبود شرایط اقتصادی مردم به قدرت رسید. شاید، مخصوصاً در سطح محلی و ایالتی ، هیچ مفهومی مهم‌تر از هزینه زندگی برای رای‌دهندگان برجسته نباشد. برخی از ناظران امور آمریکا، بر کاهش نقش گرایش‌های ایدئولوژیک و برجسته‌شدن عنصر اکونومیک ایران انتخابات تاکید دارند.

ترامپ انتخابات آبان را خواهد باخت؟ | رقابت بر سر دو مجلس و ۶۱۳۹ کرسی مجالس ایالتی است

انتخابات میان دوره‌ای ایالات متحده که قرار است در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) برگزار شود، موضوع بحث و گفتگوی فراوانی در محافل سیاسی و رسانه‌ای دنیا شده است.

کاهش محبوبیت ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، به حدود ۳۰% که یکی از پایین‌ترین نرخ حمایت از مسئول قوه مجریه می‌باشد و چالش جنگ و تجاوز پنج ماهه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و تحولات درونی دو حزب دمکرات و جمهوریخواه، حساسیت‌های فراوانی را در مورد سرنوشت سیاسی انتخابات پیش‌رو ایجاد کرده و پرسش‌های متعددی را بوجود آورده است.

در این میان، گزارش‌های رنگارنگی بروز کرده و بعضاً با قطعیت و اطمینان در مورد سیر و نهایت این انتخابات سخن می‌گویند که به نظر چندان با واقعیت‌ها هماهنگی ندارد. به هر رو پرسشی اساسی قابل طرح می‌باشد و آن اینکه چگونه می‌توان انتخابات میان دوره‌ای آمریکا را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نسبت آن را با جنگ و تجاوز آن کشور علیه میهن ما بررسی کرد؟

در پاسخ باید ابتدا «ماهیت انتخابات» را مد نظر قرار داد. سپس به «شکاف‌ها و پوست‌اندازی‌های سیاسی» توجه کرد و سرانجام به «تاریک و روشن‌های آن انتخابات و جنگ» پرداخت.

درخصوص ماهیت انتخابات باید گفت انتخابات میان دوره‌ای آمریکا، انتخاباتی گسترده و فراگیر است. بدین معنی که در سطح فدرال ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی مجلس سنا، مورد رقابت سخت قرار می‌گیرد.  البته آنچه که کمتر مورد توجه است، این است که  انتخابات فقط برای تصاحب کرسی‌های کنگره و یا قوه مقننه آمریکا نیست. انتخاب تعداد ۳۶ مقام حکمرانی ایالتی نیز مطرح است. حکمرانی ایالت‌ها که در واقع رئیس جمهور آن‌ها محسوب می‌شوند، در این انتخابات جابجا می‌شوند. حکمرانی ایالتی، در سیستم غیرمتمرکز و فدرال آمریکا، سمت و مقام مهمی است و بعضاً سکوی پرشی برای ریاست جمهوری آمریکا قلمداد می‌گردد.

همچنین، این انتخابات به موارد فوق محدود نشده و رقابت بر سر ۶۱۳۹ کرسی مجالس ایالتی از مجموعه ۷۳۸۶ کرسی در سرتاسر آمریکاست که رقمی حدود ۸۳% از کل کرسی‌ها را در بر می‌گیرد. این توضیح ضروری است که در ایالات متحده، هر ایالت، دارای دو مجلس سنا و نمایندگان است که به امر قانونگذاری در سطح ایالتی مشغول‌اند و باز گفتنی می‌باشد که این مجالس ایالتی، سکوی پرشی به مجلس نمایندگان و سنا در سطح فدرال می‌باشند.

نکته دیگر که باید در کنار مفهوم کیفی در شناخت سیاست داخلی آمریکا مدر نظر قرار گیرد، تعادل و توازن می‌باشد. تقریباً دو حزب دمکرات و جمهوریخواه، به صورت نسبی هم وزن و هم سطح بوده و تعادل و توازنی بین دسترسی آنها به قدرت وجود دارد. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که با تعداد کمی از آراء، بعضاً بین ۳ تا ۵ رأی، مجلس نمایندگان و سنا در اختیار یکی از دو حزب قرار می‌گیرد. برای اینکه دمکرات‌ها بتوانند در انتخابات میان دوره‌ای کنترل مجلس نمایندگان را در اختیار گیرند حدود ۳ و در سنا حدود ۵ رای نیاز دارند.

سرانجام باید در نظر داشت آنچه که در ماهیت‌شناسی انتخابات آمریکا، پیوستگی از خود نشان داده، وضعیت اقتصادی و نحوه حس و درک مردم از شرایط معیشتی خود می‌باشد. در این راستا، مفهوم از «عهده مخارج برآمدن» و تکافوی درآمد و هزینه، موضوعی جدی است.

ترامپ با وعده بهبود شرایط اقتصادی مردم به قدرت رسید. شاید، مخصوصاً در سطح محلی و ایالتی ، هیچ مفهومی مهم‌تر از هزینه زندگی برای رای‌دهندگان برجسته نباشد. برخی از ناظران امور آمریکا، بر کاهش نقش گرایش‌های ایدئولوژیک و برجسته‌شدن عنصر اکونومیک ایران انتخابات تاکید دارند.

اما، آنچه که مطرح شد باید در بستر شکاف‌ها و پوست‌اندازی‌های کنونی در منظومه احزاب و نهادهای سیاسی آمریکا مد نظر قرار گیرد. هر دو حزب دستخوش تغییراتی درونی‌اند. حزب دمکرات که از ضعف‌ها و کاستی‌های دولت ترامپ بهره‌برداری جدی می‌کند در درون خود با شکاف‌های قابل ملاحظه‌ای روبروست.

برآمدن «پدیده دمکرات‌های مترقی» که با پیروز در انتخابات ممدانی شهرداری نیویورک جوانه زد، در انتخابات مقدماتی درون حزبی برای ماه نوامبر نیز بروز قابل توجهی در ایالت میشیگان با پیروزی عبدل السید به رقیب خود که ده برابر هزینه انتخاباتی بیشتری کرده بود و فقط لابی طرفدار اسرائیل موسوم به اپیک ۳۲ میلیون دلار برای رقیب وی هزینه نمود، زلزله‌ای سیاسی بود. در ایالت مینه‌‎ سوتا، پگی فلنگن، که خود را دمکرات مترقی معرفی کرد، بر رقیب سنتی خود غلبه کرد. البته در ایالات ویسکانسی، کاندیدا دمکرات‌های مترقی شکست خورد.

در درون حزب جمهوری‌خواه هم شکاف‌هات جدی بین جنبش ماگا (آمریکا اول)، محافظه‌کاران سنتی و محافظه‌کاران مطرح است.

در سطح ملی،  در توئیتی که ترامپ از تصویر خود و همسرش در کنار تصویر السید و همسر محجبه‌اش با زیرنویس «او آمریکا» منتشر ساخت، شکاف‌ها روشن می‌شود. اما در خصوص جنگ و انتخابات پیش‌رو باید به ترکیبی از روشنی و ابهام اشاره کرد. از اینکه جنگ و هرمز هزینه بنزین را بالا برد و پی‌آمدهای اقتصادی جنگ، علیه جمهوریخواهان و ترامپ مورد استفاده قرار می‌گیرد تردیدی نیست. اما اینکه این موضوع باعث تفسیر رادیکال در بافت و ساختار رفتار سیاسی آمریکا در جنگ شود، بحث و گفتگو وجود دارد. گفته می‌شود دمکرات‌ها به احتمال زیاد مجلس نمایندگان را در اختیار خواهند گرفت ولی قوه مجریه در اختیار جمهوریخواهان و ترامپ خواهد بود.
 

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    • ناشناس ارسالی در

      هدف ما از انقلاب رسیدن به تمدن علمی و انسانی بود نه قلدری و ارعاب کشورها با تکیه بر بمب و موشکها.
      وقتی حکومت غارتگر و خونریز اسلامی حاکم است، ملت از هر دشمن بیگانه ای بینیاز است.
      جانبازان سند خیانت جماعتی است که جاهلانه در جو تبلیغات سنگین و مهیج و محرک، دشمنان فارسی زبان و جنگ افروزان غاصب و غارتگر را بر کشور مسلط کردند و در تمم جنایات داخلی و خارجی شریکند. حادثه میناب از جماعتی که سینما رکس را اتش زدند تا شاه را بدنام کنند، و شهرها را بمباران کردند تا جنگ را به شهرها، و مردم را تحت عنوان دفال از کشور به جبه ها بکشانند. جبهه برای عده زیادی منافع سرشار داشت. فردی در تمام مدت جنگ در بخش کم خطر تبلیغات فعالیت داشت و اکنون شاهانه زندگی میکند و امثال برادر جانباز من در زیر خاک شاه میگوی مرده خواران است.
      سپاه و بسیج با تفکرات نادرست به کشور خود خیانت میکنند.
      حکومت فریبکار و غاصب کشور که ابروی خدا را برباد داده، حق تعیین شیوه زندگی با جعل و تحریف و بدعت ندارد.
      اگر خدا و قیامتی در کار باشد، جرم بی دینی مردم بگردن سران ماندگار حکومت اسلامی خواهد بود.
      همانطور که افراد نابینا نیاز به راهنمای تام الاختیار دارند، افراد جاهل و کم بینا هم نیاز به رهبر قابل اعتماد دارند. ایجاد شک و شبهه، در فضای تاریک جهل یا کم سوادی با تبلیغات کذب و تحریف حقایق و تکرار و تلقین میسر است. تجربه بالاتر از علم است و انها که علم ندارند، نباید خطای تکراری داشته باشند مگر اینکه از عقل و قدرت تشخیص بی بهره باشند.
      حمایت مردم مطیع و مکلف فاقد اختیار از حکومت اسلامی، نه ماهیت مردمی، که با باورهای مخرب، مفتخرانه در اطاعت و اسارت رهبران سلطه جو و جهان‌گرای دینی عمل میکنند. معتقدان یا انتفاعی فرصت طلبان منافق، از حکومت سراسر فساد و ظلم و جنایت اسلامی، ماهیت کاذب مردمی به ان میدهد که افراد هیچ نقشی در سرنوشت خود و جامعه ندارند. با توجه به بطلان قطعی حکومت داعش پرور اسلام شیعی در نیم قرن تجربه سراسر ظلم و جنایت، مردمی حامی ان هستند که اگر خائن و ذینفع نباشند، بیشعور و خرافه پرستند.
      جو صداقت و اخلاص و باورهای قوی زمان شاه موجب اعتماد به رهبران فریبکار انقلاب، و غلبه و قوام و دوام حکومت شد. اکنون همه متقلب و منافق، و کار حکومت با اینهمه دزد و طلبکار مشکل شده. جنگ منحوس ۸ ساله نقطه سقوط کشور در کام جنگ افروزان جنایتکار طالبانی، و ایجاد قشر طلبکار و زیاده خواه جانباز و ایثارگر و خانواده شهید، بزرگترین تهدید علیه اینده کشور محسوب میشوند. بودجه کلانی که به بنیاد جانبازان تخصیص یافته، باید صرف رونق اقتصاد و اشتغال میشد.
      رسانه ملی با سانسور و تحریف حقایق تاریخی و شایعه پردازی، کسانی را دشمن معرفی میکند که ناجی بشریت از جهل و محنت و بیماریهای مهلک بودند.
      منطق اسلام شمشیر و بمب و موشک است و زمانی به مذاکره روی می اورد که از انها محروم، یا نتواند استفاده کند. در جنگ احزاب که مسلمانها توان مقابله با عده زیادی نداشتند، پیامبر با صحبت و وعده، موجب تفرقه و پراکندگی انها شد و توانست پس از قتل عمرو ابن عبدوود، طایفه بنی قریظه فراری را بدون انکه وارد جنگ شوند، ریشه کن کند. حکومت اسلامی خود را مالک کشور و منابع ان، و وطن را به پایگاه نظامی و امنیتی تبدیل، و اجازه فعالیت به بخش خصوصی مستقل نمی‌دهد، و طرحهای عمرانی را طولانی مدت و با کیفیت پایین و پرهزینه اجرا یا ناتمام رها میکند و قابل بازخواست و مجازات نیست. حکومت شیعی همچون اژدهای سیری ناپذیر همه چیز را بلعیده، و اینده بسیار تاریک فراروی بشریت نهاده.
      خدای اسمانی و امیدبخش ۵۷، در کالبد خمینی بداندیش و فریبکار حلول، و در قدرتی مطلق و نامحدود با سوء استفاده از ثروتهای ملی، عزم فتح جهان و حاکمیت اسلام منحط و خونریز طالبانی کرد.

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه