عطار زاده
عطارزاده: انتخابات نصر نباید به تقسیم کرسیها میان گروههای قدیمی محدود شود
| من معتقدم مشکل امروز نصر، صرفاً ترکیب اعضای هیئتمدیره نیست؛ مشکل، نوع نگاه و رویکردی است که در بخشهایی از ساختار آن تثبیت شده است. وقتی یک سازمان نتواند خودش را با تحولات اقتصادی و فناورانه بهروز کند، حتی اگر افراد جدیدی هم وارد آن شوند، ممکن است همان الگوهای قدیمی را بازتولید کنند.
من معتقدم مشکل امروز نصر، صرفاً ترکیب اعضای هیئتمدیره نیست؛ مشکل، نوع نگاه و رویکردی است که در بخشهایی از ساختار آن تثبیت شده است. وقتی یک سازمان نتواند خودش را با تحولات اقتصادی و فناورانه بهروز کند، حتی اگر افراد جدیدی هم وارد آن شوند، ممکن است همان الگوهای قدیمی را بازتولید کنند.احمد عطارزاده، رئیس انجمن کسبوکارهای اینترنتی و قائممقام گروه پگاه دادهکاوان شریف (کافهبازار و تپسل) در گفتوگو با جهان نیوز، با تأکید بر ضرورت تحول در سازمان نظام صنفی رایانهای میگوید: نصر یک ظرفیت مهم برای حکمرانی اقتصاد دیجیتال کشور است، اما ساختار و رویکرد آن باید متناسب با واقعیت امروز این اقتصاد تغییر کند. به اعتقاد او، دوره آینده نصر نباید ادامه بازتولید مناسبات و ائتلافهای انتخاباتی گذشته باشد؛ بلکه باید با حضور مستقل پلتفرمها، کسبوکارهای نوآور و نسل جدید فعالان اقتصاد دیجیتال شکل بگیرد.
چرا انتخابات سازمان نظام صنفی رایانهای در مقطع فعلی تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است؟ آیا این انتخابات صرفاً انتخاب هیئتمدیره یک تشکل صنفی است؟
عطارزاده: به نظرم تقلیل انتخابات نصر به انتخاب چند عضو هیئتمدیره، اشتباه بزرگی است. ما درباره یکی از مهمترین ظرفیتهای نهادی برای نمایندگی بخش خصوصی در حکمرانی اقتصاد دیجیتال صحبت میکنیم. نصر میتواند نقطه اتصال دولت و بخش خصوصی باشد؛ جایی که مسائل، مطالبات، پیشنهادها و حتی اختلافنظرهای این دو بخش به یک زبان مشترک تبدیل شوند و زمینه تصمیمگیریهای بهتر برای اقتصاد کشور فراهم شود. مسئله اینجاست که اقتصاد دیجیتال ایران در یک دهه گذشته بهشدت تغییر کرده، اما ساختارهای نمایندگی آن به همان نسبت تغییر نکردهاند. ما امروز با اکوسیستمی مواجهیم که دیگر محدود به شرکتهای سختافزاری، شبکه، زیرساخت و امنیت اطلاعات نیست. پلتفرمهای بزرگ، کسبوکارهای مبتنی بر داده، تبلیغات دیجیتال، تجارت الکترونیکی، خدمات آنلاین، اقتصاد محتوا، فینتک، بازی، هوش مصنوعی و دهها حوزه جدید، بخش مهمی از اقتصاد کشور را شکل دادهاند. بنابراین سؤال اصلی من این است: آیا نهادی که قرار است نماینده بخش خصوصی فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور باشد، واقعاً توانسته همه این بازیگران را نمایندگی کند؟ پاسخ اما این است که نه؛ دستکم نه به اندازهای که از چنین نهادی انتظار میرود. به همین دلیل معتقدم انتخابات پیش رو باید به فرصتی برای بازتعریف جایگاه نصر تبدیل شود، نه صرفاً تکرار یک رقابت انتخاباتی معمولی.
شما معتقدید نصر در هفت دوره گذشته بیشتر در اختیار بخشی از اکوسیستم بوده است.
آیا این انتقاد به معنای نادیده گرفتن خدمات و دستاوردهای گذشته سازمان نیست؟
عطارزاده: قطعاً نه. من قصد ندارم دستاوردهای سازمان یا تلاشهای افرادی را که در این سالها برای توسعه صنعت فناوری اطلاعات کشور فعالیت کردهاند، نادیده بگیرم. اتفاقاً معتقدم نصر سرمایهای نهادی است که باید حفظ و تقویت شود. اما باید بین ارزش تاریخی یک نهاد و میزان کارآمدی امروز آن تفاوت قائل شویم. نصر در دوره شکلگیری و توسعه اولیه اقتصاد فناوری اطلاعات کشور، نقش مهمی در سازماندهی شرکتهای فعال در حوزههایی مانند سختافزار، شبکه، زیرساخت و امنیت داشته است. این نقش قابل احترام است. اما مسئله اینجاست که اقتصاد دیجیتال امروز، بسیار بزرگتر و متنوعتر از اقتصادی است که نصر در بستر آن شکل گرفته است. در هفت دوره گذشته، بخش قابل توجهی از ظرفیت مدیریتی و نمایندگی سازمان در اختیار جریانهایی بوده که ریشه و سابقه فعالیتشان بیشتر در بخشهای سنتیتر صنعت فناوری اطلاعات قرار داشته است. این به خودی خود اشکالی ندارد؛ مسئله این است که سایر بخشهای اکوسیستم به همان اندازه امکان حضور، اثرگذاری و مشارکت در تصمیمگیری پیدا نکردهاند.
من معتقدم مشکل امروز نصر، صرفاً ترکیب اعضای هیئتمدیره نیست؛ مشکل، نوع نگاه و رویکردی است که در بخشهایی از ساختار آن تثبیت شده است. وقتی یک سازمان نتواند خودش را با تحولات اقتصادی و فناورانه بهروز کند، حتی اگر افراد جدیدی هم وارد آن شوند، ممکن است همان الگوهای قدیمی را بازتولید کنند.
شما در جایی از تعبیر «پیر شدن نصر» استفاده کردهاید. منظورتان دقیقاً چیست؟
عطارزاده: وقتی میگویم نصر پیر شده، منظورم سن شناسنامهای اعضای هیئتمدیره نیست. من درباره پیری یک رویکرد، یک ساختار فکری و یک مدل تعامل صحبت میکنم. پیری نهادی زمانی اتفاق میافتد که یک سازمان بهجای آنکه واقعیتهای جدید را درک کند، تلاش کند واقعیتهای جدید را در چارچوب تعاریف و مناسبات قدیمی خودش جا بدهد.
امروز نسل جدیدی از کارآفرینان در اقتصاد دیجیتال حضور دارند که اساساً با منطق متفاوتی کسبوکار میکنند. آنها با داده، پلتفرم، الگوریتم، هوش مصنوعی، مقیاسپذیری و بازارهای فراتر از مرزهای سنتی صنعت سروکار دارند. سرعت تصمیمگیری، مدل درآمدی، رابطه با مشتری و حتی مفهوم رقابت برای این کسبوکارها متفاوت شده است. در چنین شرایطی اگر یک نهاد صنفی همچنان با همان ادبیات، همان الگوهای نمایندگی و همان مناسبات گذشته حرکت کند، طبیعی است که بخش مهمی از بازیگران جدید احساس کنند این سازمان خانه آنها نیست. من معتقدم نصر باید از یک سازمان متکی بر سابقه و مناسبات صنفی، به نهادی متکی بر نمایندگی واقعی، تخصص، پاسخگویی و قدرت حل مسئله تبدیل شود.
نصر نزدیک به ۳۰ کمیسیون تخصصی دارد. با وجود چنین ساختاری چرا معتقدید نتوانسته نمایندگی جامع اکوسیستم را بر عهده بگیرد؟
عطارزاده: اتفاقاً این یکی از پرسشهای جدی من است. سازمانی که نزدیک به ۳۰ کمیسیون تخصصی دارد، از نظر ساختاری ظرفیت قابل توجهی برای پوشش موضوعات مختلف صنعت دارد. اما سؤال این است که این کمیسیونها چقدر در تصمیمسازی مؤثرند و چقدر میتوانند نمایندگی واقعی فعالان هر حوزه را بر عهده بگیرند؟ داشتن کمیسیون به معنای داشتن نمایندگی نیست. ممکن است شما برای یک صنعت کمیسیون تشکیل دهید اما بازیگران اصلی آن صنعت در فرایند تصمیمگیری حضور مؤثر نداشته باشند. به اعتقاد من، اگر نصر طی سالهای گذشته توانسته بود همه بخشهای اکوسیستم را به شکل مؤثر نمایندگی کند، شاید امروز با این حجم از تشکلهای موازی، انجمنها و اتحادیههای تخصصی مواجه نبودیم که هر کدام برای بیان مطالبات بخشی از فعالان اقتصاد دیجیتال شکل گرفتهاند.
من وجود این تشکلها را الزاماً اتفاق بدی نمیدانم. تخصصی شدن تشکلها میتواند مفید باشد. اما وقتی نهاد فراگیر صنفی نتواند به نقطه اتکای مشترک همه بازیگران تبدیل شود، نتیجه آن پراکندگی صداها و کاهش قدرت چانهزنی بخش خصوصی خواهد بود. نصر باید بتواند این صداهای متنوع را جمع کند، نه اینکه خودش به یکی از صداهای محدود اکوسیستم تبدیل شود.
به نظر شما چه کسانی باید در انتخابات نصر حساس باشند؟ آیا این انتخابات صرفاً مسئله شرکتهای عضو سازمان است؟
عطارزاده: نه، اتفاقاً من معتقدم دامنه ذینفعان این انتخابات بسیار گستردهتر از اعضای مستقیم سازمان است. وقتی درباره اقتصاد دیجیتال صحبت میکنیم، باید از زاویه کاربران هم به موضوع نگاه کنیم. کاربر اینترنتی که از خدمات یک شرکت ارائهدهنده اینترنت استفاده میکند، کاربر پلتفرمی است که روزانه از آن خدمات میگیرد، فردی که از یک محصول سختافزاری استفاده میکند یا کسبوکاری که زیرساخت فناوری خود را از یک شرکت داخلی تأمین میکند، همگی به تصمیمات و سیاستهایی که بر این اکوسیستم اثر میگذارند وابستهاند. بنابراین انتخابات نصر فقط موضوع صاحبان شرکتها نیست. این انتخابات درباره آینده کیفیت خدمات، رقابت، نوآوری، سرمایهگذاری، دسترسی و حقوق میلیونها کاربر ایرانی هم هست. اگر نصر قرار است در تعامل با دولت درباره مقررات، تعرفهها، زیرساخت، توسعه فناوری، محدودیتهای کسبوکارها و سیاستهای اقتصادی اظهارنظر کند، تصمیمات و مواضع آن بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی دیجیتال مردم اثر خواهد گذاشت. به همین دلیل معتقدم باید حساسیت عمومی نسبت به انتخابات نصر افزایش پیدا کند. این سازمان یک ظرفیت حکمرانی است و نباید آن را صرفاً مسئله داخلی یک گروه از شرکتها تلقی کرد.
شما از نصر بهعنوان یک ظرفیت حکمرانی نام میبرید. چه انتظاری از این سازمان در رابطه میان دولت و بخش خصوصی دارید؟
عطارزاده: یکی از مشکلات جدی اقتصاد دیجیتال ایران، شکاف میان ادبیات و منطق تصمیمگیری دولت و واقعیتهای عملیاتی بخش خصوصی است.
دولت معمولاً از منظر سیاستگذاری، تنظیمگری و ملاحظات عمومی به مسائل نگاه میکند. بخش خصوصی هم از منظر سرمایهگذاری، هزینه، رقابت، توسعه بازار، نوآوری و رضایت مشتری به موضوعات نگاه میکند. این دو منطق لزوماً متضاد نیستند، اما اگر بستری برای گفتوگوی مستمر و مؤثر میان آنها وجود نداشته باشد، بهراحتی به تقابل تبدیل میشوند. نصر باید یکی از مهمترین بسترهای این گفتوگو باشد. به نظرم وظیفه هیئتمدیره نصر فقط حضور در جلسات دولتی یا انتقال چند نامه و درخواست نیست. این سازمان باید بتواند از طرف بخش خصوصی مسئله تعریف کند، داده و تحلیل ارائه دهد، پیشنهاد سیاستی تولید کند و برای اصلاح تصمیمات نادرست با دولت وارد گفتوگوی کارشناسی شود. از طرف دیگر، باید قدرت شنیدن صدای بخش خصوصی را هم داشته باشد؛ نه فقط صدای شرکتهایی که در ساختارهای سنتیتر نفوذ بیشتری دارند. اگر نصر به این جایگاه برسد، میتواند در کاهش تعارضات، افزایش اعتماد، بهبود کیفیت تنظیمگری و توسعه سرمایهگذاری در اقتصاد دیجیتال نقش بسیار جدی ایفا کند.
نقش پلتفرمها و کسبوکارهای اینترنتی در این تحول چیست؟ چرا معتقدید این بخش باید حضور پررنگتری در نصر داشته باشد؟
عطارزاده: چون پلتفرمها دیگر یک بخش حاشیهای یا نوظهور از اقتصاد دیجیتال نیستند. آنها امروز در مقیاس ملی فعالیت میکنند و با میلیونها کاربر، هزاران کسبوکار و بخش بزرگی از اقتصاد روزمره مردم در ارتباط هستند. پلتفرمها در حوزههایی مانند توزیع محتوا، خدمات مالی، تبلیغات، تجارت، حملونقل، آموزش، سرگرمی و خدمات عمومی، مدلهای اقتصادی جدیدی ایجاد کردهاند. این کسبوکارها صرفاً مصرفکننده زیرساخت فناوری نیستند؛ خودشان بخشی از زیرساخت اقتصادی و اجتماعی زندگی دیجیتال کشور شدهاند. با این حال، در ساختارهای سنتی نمایندگی صنفی، گاهی هنوز پلتفرم بهعنوان یک بازیگر حاشیهای دیده میشود؛ درحالیکه واقعیت کاملاً متفاوت است. من معتقدم اگر قرار است نصر نماینده اقتصاد دیجیتال باشد، پلتفرمها باید در تعیین دستور کار، تدوین سیاستها و مدیریت سازمان نقش مستقیم داشته باشند. این حضور نباید صرفاً به معنای دعوت از چند مدیر پلتفرم به جلسات یا اضافه کردن نام چند شرکت به فهرست اعضا باشد. باید در سطح هیئتمدیره و تصمیمگیریهای کلان، نمایندگی واقعی داشته باشند.
آیا برای ایجاد این تحول باید ساختار فعلی نصر را کنار گذاشت یا میتوان از درون همین ساختار اصلاحات را پیش برد؟
عطارزاده: من معتقدم نصر باید متحول شود، اما تحول را نباید با تخریب یک سرمایه نهادی اشتباه گرفت. این سازمان ظرفیتهایی دارد که نمیتوان بهسادگی جایگزین آنها شد. تجربه، اعتبار صنفی، ارتباطات نهادی و جایگاه قانونی نصر سرمایههایی هستند که باید از آنها استفاده کرد. اما استفاده از این سرمایهها به معنای حفظ همه مناسبات گذشته نیست. گاهی برای حفظ یک نهاد، باید در برابر عادتهای تثبیتشده آن ایستاد. نمیتوان به اسم حفظ ساختار، مانع ورود جریانهای جدید شد. نمیتوان به اسم تجربه، فرصت را از نسل جدید گرفت. نمیتوان به اسم وحدت صنفی، تفاوت دیدگاهها و مطالبات بخشهای مختلف اکوسیستم را نادیده گرفت. من طرفدار اصلاحی جدی و ساختاری هستم؛ اصلاحی که در آن ترکیب تصمیمگیران، شیوه اداره سازمان، نحوه انتخاب مدیران، عملکرد کمیسیونها و مدل ارتباط با دولت و بخش خصوصی بازتعریف شود. نصر باید از یک ساختار مبتنی بر مناسبات، به یک ساختار مبتنی بر شایستگی، عملکرد و نمایندگی واقعی تبدیل شود.
با نزدیک شدن به انتخابات، شاهد شکلگیری فهرستهای انتخاباتی و ائتلافهای مختلف هستیم. رویکرد مورد نظر شما در این انتخابات چیست؟
عطارزاده: پیشنهاد من این است که گرفتار معادلات از پیش تعریفشده نشویم. من فکر میکنم یکی از اشتباهات بزرگ در انتخابات تشکلهای صنفی این است که نسل جدید و بازیگران تازهوارد، قبل از آنکه مطالبهای مستقل داشته باشند، تلاش میکنند خودشان را با مناسبات و ائتلافهای موجود تطبیق دهند. در نتیجه، بهجای اینکه نماینده یک تغییر باشند، تبدیل به بخشی از همان ساختاری میشوند که قرار بود آن را تغییر دهند. جوانان، بنیانگذاران استارتاپها، مدیران پلتفرمها و فعالان حوزههای جدید اقتصاد دیجیتال نباید برای حضور در نصر منتظر دعوت یا تأیید جریانهای قدیمی بمانند. آنها باید خودشان وارد میدان شوند، مطالبهگری کنند، برنامه ارائه دهند و برای گرفتن سهم واقعی خود از مدیریت این سازمان تلاش کنند. این حضور میتواند در قالب یک فهرست مستقل و جدید باشد یا حتی از طریق نامزدهایی که مستقل از ائتلافهای سنتی وارد رقابت میشوند. مهمتر از شکل حضور، استقلال در موضعگیری و برنامه است. من معتقدم نباید اجازه دهیم انتخابات به رقابت میان چند فهرست با ترکیبهای تقریباً مشابه و مناسبات تکراری محدود شود. اگر قرار است اتفاق تازهای رخ دهد، باید نیروهای تازه با ایدههای تازه وارد شوند. نصر متعلق به یک گروه یا یک نسل نیست؛ متعلق به کل اکوسیستم است. هیچکس نباید خود را مالک طبیعی این سازمان بداند.
آیا این موضعگیری به معنای مخالفت شما با ائتلافهای انتخاباتی یا افراد باسابقه در نصر است؟
عطارزاده: نه، من با تجربه مخالف نیستم؛ با انحصار تجربه مخالفم. با ائتلاف مخالف نیستم؛ با ائتلافهایی مخالفم که هدفشان بازتولید قدرت و مناسبات گذشته باشد. هر فردی که تجربه، تخصص، کارنامه و برنامه دارد، حق دارد در انتخابات حضور داشته باشد.
اما سابقه حضور در هیئتمدیره یا برخورداری از شبکه ارتباطات صنفی نباید به امتیاز دائمی برای تصاحب جایگاههای مدیریتی تبدیل شود. ائتلاف زمانی ارزشمند است که حول برنامه، دیدگاه و چشمانداز مشترک شکل بگیرد؛ نه صرفاً بر اساس توافق برای تقسیم کرسیها. من دوست دارم در این انتخابات شاهد شکلگیری یک رقابت واقعی باشیم؛ رقابتی که در آن نامزدها درباره مسائل اصلی اقتصاد دیجیتال حرف بزنند و به پرسشهای جدی پاسخ دهند. مثلاً بگویند برنامهشان برای اصلاح رابطه دولت و بخش خصوصی چیست؟ برای کاهش مداخلات غیرکارشناسی چه میکنند؟ برای توسعه سرمایهگذاری و رقابت چه پیشنهادی دارند؟ چگونه میخواهند صدای پلتفرمها و کسبوکارهای جدید را وارد تصمیمگیری کنند؟
انتخابات باید از مسابقه بر سر فهرستها به رقابت بر سر ایدهها و برنامهها تبدیل شود.
فکر میکنم باید یک واقعیت را بپذیریم، اقتصاد دیجیتال منتظر تصمیم ما نمیماند. دنیا در حال تغییر است و این تغییرات با سرعتی اتفاق میافتند که ساختارهای سنتی اگر خودشان را تطبیق ندهند، بهتدریج کارکرد و اثرگذاریشان را از دست خواهند داد. ما نمیتوانیم در عصر هوش مصنوعی، با مناسباتی تصمیم بگیریم که متعلق به دوران قبل از شکلگیری پلتفرمها بوده است. نمیتوانیم از نوآوری صحبت کنیم، اما در مدیریت نهادهای صنفی همچنان به روشهای قدیمی متکی باشیم.
من معتقدم زمان آن رسیده که بازیگران جدید اقتصاد دیجیتال، بهویژه پلتفرمها، کارآفرینان جوان و کسبوکارهای مبتنی بر فناوری، از موضع مطالبهگر وارد میدان شوند. نه برای اینکه سهمی از یک ساختار قدیمی به آنها واگذار شود، بلکه برای اینکه در بازتعریف آن ساختار نقش داشته باشند.
صریح بگویم؛ نباید اجازه دهیم انتخابات نصر به بازتولید مناسبات گذشته و جابهجایی کرسیها میان گروههایی محدود شود که سالهاست در این فضا حضور دارند. این سازمان به خون تازه، تفکر تازه و نمایندگی واقعی نیاز دارد.
نصر نباید متعلق به گذشته اقتصاد دیجیتال باشد؛ باید نماینده آینده آن باشد. انتخابات پیش رو فرصتی است برای اینکه مشخص کنیم آیا میخواهیم همچنان با همان الگوهای قبلی حرکت کنیم یا میخواهیم سازمانی بسازیم که واقعاً نماینده تمام بازیگران اقتصاد دیجیتال ایران باشد. من فکر میکنم وقت تغییر رسیده است؛ نه تغییر ظاهری افراد، بلکه تغییر در منطق اداره و نمایندگی این سازمان.
دیدگاه تان را بنویسید