|
کد‌خبر: 340337

قطع اینترنت؛

شوک قطع اینترنت به کسب‌و‌کارهای آنلاین در ایران | ویترین‌ها خاموش، بازار آنلاین بی‌جان، سرمایه خوابیده، اعتماد لرزان است

نوروز امسال در حالی از راه می‌رسد که ایران برای دومین‌بار در یک قرن اخیر، سال نو را در سایه جنگ و نااطمینانی آغاز می‌کند.

بازار آنلاین نه در آستانه شب عید، که حتی چندماه قبل از آن بی‌جان شد؛ از ۱۸ دی‌ماه تا حوالی ۸ بهمن، حدود سه هفته‌ای که بسیاری از فعالان فروش اینترنتی می‌گویند «نه فروختیم، نه دیده شدیم، فقط تماشا کردیم که چطور سرمایه‌مان آب رفت.».

چندروز اینترنت برگشت تا ۹ اسفند ماه که دوباره در شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران اینترنت بین الملل از دسترس خارج شد، آنطور که آنلاین‌شاپ‌ها می‌گویند فروش شب عید امسال برنگشت؛ و مردم در فضای ملتهب، فقط به قدرِ نیاز می‌خرند.

«شب عید امسال از زندگی‌ام پاک شد.» این را مریم می‌گوید؛ فروشنده پوشاک زنانه که تمام سرمایه‌اش را برای کالکشن عید خوابانده بود:«از ۱۸ دی‌ماه که اختلال‌های جدی اینترنت شروع شد تا حدود ۸ بهمن، برای ما تعطیلی اجباری بود، حالا هم که دوباره همان وضع است، هیچ باری از شب عید نفروختیم.»

 

باز هستیم اما کسی ما را نمی بیند

او نه ویترینی داشت، نه دایرکتی که به فروش برسد، نه استوری‌ای که دیده شود:«مغازه‌دار اگر کرکره‌اش را پایین بکشد، همه می‌فهمند تعطیل است؛ ما اما باز هستیم و منتظر جایی برای فروش ولی هیچ‌کس ما را نمی‌بیند.»

در همین بازه، آن‌ها که فروششان به شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها گره خورده، می‌گویند بازار بی‌جان شده است. ویترین‌ها خاموشند، درگاه‌ها کند یا از دسترس خارج شده‌اند، مشتری‌ها پیام می‌دهند و جواب به آن‌ها نمی‌رسد، یا اصلاً پیام‌ها دیده نمی‌شود. برای خیلی‌ها، این زمان از دی ماه تا شب عید ۱۴۰۵ دقیقاً همان هفته‌هایی طلایی فروش نوروزی بود؛ زمانی که معمولاً فروش جهش می‌کند و چرخ نقدینگی تندتر می‌چرخد.

ویترینم خاموش شد؛ انگار مغازه‌ام را از خیابان برداشته باشند!

زهرا روایت‌اش را با یک جمله شروع می‌کند: «اینستاگرام برای من مغازه است.» او تولیدکننده نیست؛ از چند کارگاه داخلی خرید می‌کند و با برند خودش در اینستاگرام می‌فروشد. می‌گوید از آذرماه برای شب عید برنامه‌ریزی کرده بود: «پارچه‌ها را نقد خریدم، دوخت را با چک تسویه کردم، عکاسی کردیم، محتوا ساختیم. همه‌چیز آماده بود.»

اما از نیمه دی‌ماه، همه‌چیز متوقف شد. «نه استوری می‌رفت بالا، نه مشتری می‌توانست راحت ببیند. بعضی روزها کلاً دسترسی نداشتیم. بعضی روزها هم آن‌قدر کند بود که عملاً فرقی با قطع بودن نداشت.»

او می‌گوید فروشش از دی ماه تا امروز به غیر از چندروز که اینترنت متصل بود صفر شده است: «قبلش روزی چند ده سفارش داشتم. بعدش، شاید یکی دو تا. آن هم از مشتری‌های قدیمی که شماره مستقیمم را داشتند.» به گفته او، بیشترین ضربه نه فقط از دست رفتن فروش که سوختن زمان بود: «شب عید برای ما مثل جمعه سیاه است. حالا که آن را از دست دادیم، جبرانش سخت است.»

سررسید چک‌ها رسیده؛ پولی در کار نیست

روایت علی، واردکننده لوازم جانبی موبایل، بیشتر بوی بدهی می‌دهد تا فروش. او می‌گوید باری که برای شب عید آورده بود، دقیقاً همان روزها در انبار خوابید. «جنس رسیده بود. پولش را داده بودم. برنامه تبلیغ و فروش داشتیم. اما مشتری به ما نمی‌رسید.»
اقتصادنیوز: این روزها بسیاری از کاسبان یک جمله در ذهن دارند: اسفند 1404 نه لحظه‌ای و نه حتی ذره‌‌ای بوی عید نمی‌دهد. جای آن بوی اضطراب است، بوی جنگ و خون و تعلیقی ادامه‌دار...

او از سررسید چک‌ها می‌گوید: «وقتی فروش می‌خوابه، یعنی پول ورودی نداری. اما چک و قسط و اجاره سر جای‌‌اش است.» به گفته علی، حتی اگر اینترنت کاملاً قطع هم نبود، فضای عمومی جامعه طوری شده که مردم برای خریدهای سنگین دست نگه می‌داشتند: «کسی در فضای ملتهب، اولویت را به گجت و لوازم جانبی نمی‌دهد. مردم می‌خرند، اما در حد رفع نیاز.»

علی معتقد است ضربه اصلی به کسب‌وکارهای واردکننده از دو جهت بود: «اول اینکه سرمایه‌شان در جنس خوابید. دوم اینکه بازار مصرف هم محتاط شد. یعنی حتی با برگشت نسبی اینترنت، آن جهش فروش اتفاق نمی‌افتد.»

تولید کردیم، اما مشتری نرسید

برای سحر که تولیدکننده صنایع‌دستی است، ماجرا شکل دیگری داشت. او می‌گوید کارگاه‌اش در دی‌ماه شلوغ‌تر از همیشه بود:«طرح‌های جدید زده بودیم. حتی چند نفر نیروی موقت گرفته بودم، اما آنچه نرسید، مشتری بود.»

سحر می‌گوید فروشش در چندماه اخیر از نصف هم بیشتر افت کرد: «برای کسب‌وکاری مثل ما که حاشیه سودش خیلی بالا نیست، همین افت یعنی خطر.»

او از اضطراب نیروی کار می‌گوید: «کارگرها می‌پرسیدند فروش چطور است. من باید هم خودم را جمع می‌کردم، هم آن‌ها را.» بازار کار آنها حتی این روزها هم به روال عادی برنگشته است: «برای نوروز هم مردم بیشتر سراغ کارهای ارزان‌تر رفتند. خرید هدیه‌های گران کمتر شده است.»

امانی‌فروش‌ها بین زمین و هوا ماندند

در این میان، امانی‌فروش‌ها هم روایت خاص خودشان را دارند؛ کسانی که از تولیدکننده یا واردکننده جنس می‌گیرند و پس از فروش تسویه می‌کنند. الهام که در حوزه کیف و کفش کار می‌کند، می‌گوید: «من جنس را امانی می‌گیرم. یعنی اگر نفروشم، هم باید جواب صاحب جنس را بدهم، هم اجاره و هزینه‌های خودم را.»

به گفته او، وقتی فروش ناگهان افت کرد، فشار از دو طرف آمد: «صاحب کارگاه می‌پرسد فروش چطور است. من هم باید بگویم تقریباً هیچ. از آن طرف، نمی‌توانم جنس را همین‌طور برگردانم؛ چون خودشان هم بازار ندارند.»

الهام می‌گوید این روزها بیشتر از هر زمان دیگری فهمیده که چقدر به بستر آنلاین وابسته است: «ما مغازه فیزیکی نداریم. اگر اینترنت نباشد، انگار وجود نداریم.»

هفته‌ها تعطیلی اجباری؛ بی‌تابیِ بی‌درآمدی

جمع‌بندی روایت‌ها نشان می‌دهد از ۱۸ دی تا حوالی ۸ بهمن، و مجددا از 9 اسفند تا به امروز برای بسیاری از فعالان آنلاین، فضای تعطیلی کامل کسب و کارشان رقم خورده است؛ روزهایی که برخی آن را «تعطیلی اجباری بی‌درآمد» می‌نامند. نه اینکه هیچ فروشی نباشد، اما آن‌قدر کم که هزینه‌های جاری را هم پوشش ندهد.

در این بازه، بسیاری از کسب‌وکارها تلاش کردند راه‌های جایگزین پیدا کنند؛ از انتشار شماره تماس و درخواست پیامک گرفته تا استفاده از پلتفرم‌های دیگر. اما به گفته آن‌ها، هیچ‌کدام جای ویترین اصلی را نگرفت:«مشتری عادت دارد در همان جایی که همیشه بوده، خرید کند. تغییر ناگهانی برایش سخت است.»

سقوط فروش تا ۸۰ درصد؛ میلیاردها تومان خسارت در سه هفته

بر اساس اعلام رسمی رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی، در دوره اختلال‌های اینترنتی دی‌ماه، فروش بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین تا حدود ۸۰ درصد کاهش یافت؛ رقمی که به گفته این اتحادیه، به معنای وارد شدن خسارتی میلیاردی به فعالان این حوزه در مدت زمانی کمتر از یک ماه است.

با استناد به همین اظهارات افت فروش، نه‌تنها فروشگاه‌های کوچک اینستاگرامی، بلکه بخشی از استارتاپ‌ها و پلتفرم‌های بزرگ‌تر را نیز دربرگرفته و زنجیره‌ای از کاهش درآمد، تعویق تعهدات مالی و فشار نقدینگی را ایجاد کرده است. زنجیره ای که مجددا از 9 اسفند شروع شد و مشخص نیست تا چه زمانی ادامه دارد.

سرمایه خوابیده، اعتماد لرزان است

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده این دوره، به گفته فعالان آنلاین، لرزش اعتماد است. سحر می‌گوید: «وقتی چند روز پاسخ دایرکت دیر می‌شود یا سایت بالا نمی‌آید، بعضی مشتری‌ها فکر می‌کنند ما پاسخگو نیستیم.» او می‌افزاید: «بازسازی اعتماد زمان می‌برد.»

از سوی دیگر، سرمایه‌ای که برای شب عید در انبارها خوابیده بود، بعد از فروردین باید با تخفیف یا حراج نقد شود. الهام می‌گوید: «اگر بخواهم همان قیمت قبلی بفروشم، شاید اصلاً فروش نرود. اگر تخفیف بدهم، سودم می‌ریزد.»

این دوراهی، برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، به معنای انتخاب بین سود کمتر یا فروش کمتر است.

شب عیدی که عید نشد

در نهایت، آنچه از دل این روایت‌ها بیرون می‌آید، تصویر یک «شب عید بی‌رمق» بود. نه آن شلوغی معمول، نه آن هیجان خرید. بسیاری از فعالان آنلاین می‌گویند امسال بیش از هر زمان دیگری فهمیده‌اند که چقدر اقتصاد دیجیتال‌شان شکننده است؛ به زیرساخت، به ثبات، به حال‌وهوای جامعه.

مریم می‌گوید: «ما همیشه ریسک بازار را پذیرفته‌ایم؛ بالا و پایین شدن دلار، سلیقه مشتری، رقابت. اما اینکه یک‌دفعه مهم‌ترین روزهای فروش را از دست بدهی، چیز دیگری است.»

او مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «امسال یاد گرفتیم که فقط جنس خوب و محتوای خوب کافی نیست؛ ثبات هم لازم است. بدون آن، بازار آنلاین خیلی زود بی‌جان می‌شود.»

روایت‌ها متفاوت‌اند؛ از تولیدکننده تا واردکننده و امانی‌فروش. اما یک جمله در میان همه مشترک است: اینترنت برای ما ابزار نیست؛ نفسِ بازار است. و وقتی نفس بازار بند بیاید، حتی اگر چند هفته باشد، آثارش تا ماه‌ها بعد در حساب‌وکتاب‌ها باقی می‌ماند.