ارسال به دیگران پرینت

تیراندازی | خیابان طالقانی

پشت پرده حادثه تلخ خیابان طالقانی چه بود؟

قصدش فقط مدیران سازمان بود. بعد از اعتراض پدرش، تصمیم گرفت نقشه جنایتش را که دو سال تمام آن را طراحی کرده بود، اجرا کند. او برای پس گرفتن زمین‌های پدری‌اش در شهریار، به آنجا رفت. اسلحه به‌دست شد و شلیک کرد.

قصدش فقط مدیران سازمان بود. بعد از اعتراض پدرش، تصمیم گرفت نقشه جنایتش را که دو سال تمام آن را طراحی کرده بود، اجرا کند. او برای پس گرفتن زمین‌های پدری‌اش در شهریار، به آنجا رفت. اسلحه به‌دست شد و شلیک کرد.

اولین نگهبان کانکس را تیرباران کرد و کشت. بعد از آن دیگر به هیچ‌کس امان نداد. پنج نگهبان دیگر را هم گلوله باران کرد و متواری شد. پنج نفر از نگهبانان جان باختند و یک نفرشان هم تحت درمان است، اما این مرد جنایتکار، به همین قتل‌عام اکتفا نکرد. رفت تا تعداد قربانیانش را به ۹ نفر برساند. به سمت نیرو‌های انتظامی شلیک کرد ۴ مامور پلیس را راهی بیمارستان کرد. بعد از آن‌هم دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد.قتل‌های این مرد جنایتکار به صبح روز جمعه برمی‌گردد. ساعت هفت صبح در روستای بالابان شهریار صدای شلیک گلوله‌ها وحشت به‌جان مردم انداخت. مرد عصبانی‌وخشمگین ماشه را کشید و تیراندازی کرد.

 

او به زمین‌هایی متعلق به یک سازمان دولتی رفته بود. قربانیان او نگهبانان بی‌گناه کانکس‌های این زمین بودند. او یکی پس از دیگری شلیک کرد و متواری شد. مردم بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتند.

 

موضوع در دستور کار ویژه ماموران پلیس قرار گرفت. از طرفی ۶ نگهبان بیمارستان تحت مداوا قرار گرفتند. ولی چهارنفرشان سر صحنه و یک‌نفرشان هم در بیمارستان جان باخت. یک زخمی دیگر هم در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت.

 

اعتراف به جرم

بنابراین تیم تجسس به‌صورت ویژه این پرونده را تحت بررسی قرار داد و تلاش‌ها برای شناسایی قاتل جنایتکار آغاز شد. در حالیکه تجسس‌ها برای شناسایی قاتل ادامه داشت، صبح روز شنبه، یعنی درست ۲۴ ساعت بعد از این قتل‌عام، به پلیس خبر رسید که مردی در خیابان طالقانی، میدان جنگ به راه انداخته و دست به اسلحه شده است.

 

او به سمت ماموران پلیس تیراندازی می‌کرد. آن‌هم درست مقابل کلانتری فلسطین. تااینکه یکی از ماموران خودش را روی او پرت کرد و در نهایت این مرد دستگیر شد. این در حالی بود که چهار مامور پلیس نیز زخمی و راهی بیمارستان شدند.

 

بررسی‌های نخست نشان داد که این مرد خشن، همان قاتل پنج نگهبان در زمین‌های شهریار است. او بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفت و به جرم خود اعتراف کرد.

 

جنایتی به بهانه اختلافات ملکی

سردار حسین رحیمی، رئیس پلیس پایتخت در تشریح این حادثه هولناک در خیابان طالقانی گفت: «روز جمعه در پی حادثه تیراندازی در یکی از روستا‌های شهرستان شهریار که در این حادثه پنج نفر کشته و یک نفر زخمی شده بودند، موضوع به‌سرعت در دستور کار پلیس قرار داده شد. تحقیقات اولیه نشان‌دهنده این موضوع بود که ضارب در پی اختلافات ملکی که سال‌ها پیش بر سر آن اختلاف‌ودعوا داشته‌اند اقدام به این عمل مجرمانه کرده و از محل متواری می‌شود. با توجه به حساسیت موضوع دستگیری ضارب به قید فوریت در دستور کار پلیس قرار داده شد. مشخصات به واحد‌های گشتی‌وعملیاتی اعلام شد تا درصورت مشاهده این فرد نسبت به دستگیری او اقدام لازم را به عمل آورند.»

 

بررسی سلامت روانی

سردار رحیمی ادامه داد: «این فرد صبح روز شنبه در حوالی خیابان فلسطین مشاهده و توسط ماموران حاضر در صحنه شناسایی شد. قاتل به محض مشاهده ماموران با سلاح کمری به سمت ماموران و شهروندان شلیک کرد. در این حادثه چهارنفر از ماموران مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و برای مداوا به بیمارستان منتقل شدند. این فرد شرور و جانی که به سمت ماموران و شهروندان شلیک می‌کرد دستگیر و از او یک قبضه سلاح کمری کشف شد. در حال‌حاضر بازجویی اولیه از متهم در پلیس آگاهی در حال پیگیری و انجام است. در تحقیقات اولیه از متهم که باغدار است، انگیزه اقدام مجرمانه خود را اختلافات ملکی عنوان داشته است.»

 

در ادامه محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران در این باره گفت: «متهم در بازجویی‌های اولیه اعتراف کرد که با نگهبانان اختلاف مالی داشته و با تهیه سلاح از شهرستان دیگری، اقدام به تیراندازی کرده است. از طریق کلانتری به ما اعلام شد و بلافاصله به همراه بازپرس کشیک قتل در محل حادثه که خیابان طالقانی بود حاضر شدیم. بررسی‌ها حکایت از این داشت که قاتل تحت تعقیب در درگیری به سمت ۴ پلیس تیراندازی و آن‌ها را زخمی کرده است. متهم نیز برای بررسی سلامت روانی به پزشکی قانونی معرفی شده است.»سال قبل نقشه قتل را کشیدم

این جانی ۲۴ ساله حالا روایتی از جزئیات اختلاف و کینه مرگبارش را بیان کرد. او پس‌گرفتن زمین‌های پدری‌اش را علت و انگیزه خود از این قتل‌عام اعلام کرد.

 

چی شد که به زمین‌های روستای بالابان رفتی؟

 

آنجا متعلق به پدرم بود. او ۲۰ سال پیش این زمین‌ها را خرید. از همان زمان عرصه زمین‌ها متعلق به سازمان دولتی شد. اعیان زمین‌ها نیز متعلق به پدرم بود. با این‌حال سازمان دولتی قصد داشت که این زمین‌ها را از چنگ پدرم در بیاورد. در صورتیکه ما مدارک این زمین‌ها را هم داریم. پدرم در آن زمین‌ها درخت کاشت. ولی آن‌ها درخت‌ها را قطع کردند. نمی‌خواستند که پدرم هیچ سهمی از این زمین‌ها داشته باشد. این سازمان چند سال قبل چند کانکس در چهار طرف زمین قرار داد. نگهبانانی هم که آنجا بودند در این کانکس‌ها زندگی می‌کردند. سال‌ها بود که اختلاف داشتیم.

 

به خاطر همین به سراغ نگهبان‌ها رفتی؟

 

دو سال بود که نقشه کشتن مدیران سازمان را کشیده بودم. حتی اسلحه هم خریدم تا بتوانم نقشه‌ام را اجرا کنم. هر جمعه با خودم می‌گفتم امروز روز اجرای نقشه است، اما به هر نحوی این موضوع کنسل می‌شد. تااینکه آن روز تصمیم خودم را عملی کردم.

 

چرا بعد از ۲ سال، آن روز تصمیم خودت را عملی کردی؟

 

چون روز قبل با پدرم درگیر شدم. او با من دعوا کرد و گفت که تو عرضه نداری که کار ما را انجام دهی. سال‌هاست که به‌خاطر بی‌عرضگی‌های تو درگیر این مسأله هستیم. همین حرف‌های پدرم باعث شد که نقشه‌ام را عملی کنم و عرضه خودم را نشان بدهم.‌

 

نمی‌توانستی اختلاف‌تان را جور دیگری حل کنی؟

 

آن سازمان در همه سال‌ها می‌خواست حق ما را بخورد. می‌گفت باید اعیان زمین‌ها را به شرکت واگذار کنیم. هر بار هم پدرم به آنجا رفته بود، نگهبان‌ها و کارگر‌ها او را کتک زدند. برای همین کینه‌ام نسبت به آن‌ها زیاد بود. از وقتی ۱۸ سالم شد نسبت به آن‌ها کینه شدیدی به دل گرفتم.

 

نقشه‌ات را چطور اجرا کردی؟

 

از اول می‌خواستم مدیران سازمان را بکشم. هدفم آن‌ها بود. ولی وقتی وارد آنجا شدم، نگهبان مانع ورودم شد. من هم او را کشتم. بعد هم به سراغ کیوسک‌های دیگر رفتم و به طرف نگهبان‌ها شلیک کردم.

 

بعد از قتل چکار کردی؟

 

به شهر‌های اطراف تهران رفتم. شب را هم در رباط‌کریم خوابیدم.

 

چی شد که به خیابان طالقانی رفتی؟

 

برای انجام کاری به آنجا رفتم. از اتوبوس پیاده شده بودم که ماموران را دیدم. تصور کردم که مرا شناسایی کرده‌اند. برای همین بدون هیچ فکری به سمت‌شان شلیک کردم. هدف من اصلا ماموران پلیس یا نگهبانان نبودند. من می‌خواستم مدیران سازمان را بکشم که این اتفاقات افتاد.

منبع: فرارو
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه