ارسال به دیگران پرینت

من رای میدهم؛ من از تکرار نمی ترسم

من یک کنشگر اجتماعی هستم و از شکست احتمالی خود نگران وشرم سار نیستم.من اگر در این راه ذره ای به تمرین دمکراسی کمک کرده باشم راضی ام.

واژه "تکرار" را ابتدا سیدمحمدخاتمی رهبر اصلاحات در ایران وارد کارزار سیاسی و انتخابات ایران کرد.این واژه به دل نشست و هواداران اصلاحات در سال ۱۳۹۶ و در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به پای صندوق های رای رفتند و از حسن روحانی حمایت کردند.

امروز که در آستانه سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هستیم، عده ای فکر می کنند پنجره ی اصلاحات رو به بسته شدن است ودیگر واژه "تکرار" نیز برای باز نگه داشتن آن پنجره بی فایده است.فضای سنگینی هواداران اصلاحات در ایران را احاطه کرده وتصمیم گیری در این زمینه با پارادوکس های زیادی در اردوگاه اصلاح طلبان همراه شده است.

در میان این همه بیم وتردیدها و رد صلاحیت هایی که حس تحقیر در جامعه ایجاد کرد، من به آهنگ آرام دمکراسی باور دارم و رای می دهم و از تکرار نتیجه آن نیز بیمناک نیستم وبه قول شاعر فروغ فرخزاد "گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم..."

من رای میدهم؛ من از تکرار رای خود نمی ترسم، حتی اگر دستاورد آن حداقلی باشد. من آن کورسوی امید و آزادی را نمی خواهم خاموش کنم واعتقاد دارم نامزدم از خاستگاه وگفتمان اصلاح خواهانه ی بیشتری برخوردار است.صندوق رای در قامت فکری من شاه کلید همه درها نیست اما در وضعیت کنونی راهی جزء آن به ذهن من نمی رسد.

من رای میدهم؛ من از تکرار نمی ترسم و به ناچارمسیر توسعه کشور را با هزاران اندوه در طولانی مدت جستجو می کنم.با ساختن ذره ذره وخون جگرخوردن توسعه را دنبال می کنم.من رای می دهم چون به نظم جهانی اعتقاد دارم و دلم نمی خواهد جریانی بر سرکار بیاید که مفهوم نظم و ساختارجهانی در دنیا را نمی شناسد.

من رئیس جمهوری می خواهم که این مفهوم ماکیاولیستی را بفهمد که در سیاست" دوست دائمی و دشمن دائمی نداریم."تمام کشورهایی که به توسعه رسیده اند، به جای انزوا، منافع خود را به نظام نوین بین الملل گره زده اند.

من رای میدهم؛ من از تکرار نمی ترسم، زیرا که فرجام رای ندادن در جامعه ایران را نمی توانم درک کنم.تحریم انتخابات و رای ندادن چگونه می خواهد تعادل افراطی گری وخشونت را برهم بزند؟

من تحریم گر نبوده ونیستم. من همیشه طرفدار اصلاحات بوده ام و در ساخت جامعه کنشگری می کردم وبرای آن هزار دلیل دارم. اما امروز نمی توانم استدلال مردم خاموش وتحریم کنندگان را بفهمم.امتناع از رای دادن به مثابه مقاومت مدنی خشونت پرهیز را می فهمم اما دستاوردی برای آن متصور نیستم.

من رای میدهم؛ من از تکرار نمی ترسم و می دانم که رقیب، بازی نابرابری را به من تحمیل کرده است.می خواهم به قدر سرسوزن، آن شرایط نابرابر را که بر من تحمیل شده است بر هم بزنم.من یک کنشگر اجتماعی هستم و از شکست احتمالی خود نگران وشرم سار نیستم.من اگر در این راه ذره ای به تمرین دمکراسی کمک کرده باشم راضی ام.

من رای میدهم؛ زیرا که ملامت نفس بی فایده است و فردای انتخابات رهایم نمی کند.من هم می توانستم بر روی اسب برنده شرط بندی کنم اما با وجدانم چه کنم؟من بر خلاف نظر "سینوهه طبیب مصری" هرگز به دروغ ایمان ندارم و وعده های موهوم وبشارت هایی که هرگز جامه عمل نخواهد پوشید رابا سرشتم آمیخته نمی کنم.من تلاش دارم همیشه کاری کنم که وجدانی آسوده داشته باشم.من نمی خواهم کاری کنم که فردا روز، فکر در مورد رفتار گذشته ام مایه درد ورنج آینده ام باشد.

من به کاندیدایی که با بن مایه و ریشه های اصلاحات عجین تر باشد رای می دهم و این را هم خوب می دانم که اصلاح طلبان زیادی در این سالها از رای من سوء استفاده کردند،شریک قدرت شدند و وعده های تحول واصلاح را به انزوا بردند.

خود در شبکه های فاسد ورانت شریک بودند و تورم را چندبرابر کردند و حتی برای تحقق مدنیت بعنوان شعار اصلی اصلاحات، در پهنه سیاست ایران نیز عاجز ماندند.اما در یک جمله و بدون اینکه بخواهم از رقیب چهره ی اهریمنی ترسیم کنم باید بگویم؛ رقیب همه چیز را "مطلقه" می خواهد وبرای این کار شبکه ای و "پراگماتیک" برنامه ریزی میکند. این مسئله از همه این ضعف های اصلاح طلبان که برشمردم به مراتب خطرناک تر خواهد بود.

من به کاندیدای "جمهور"رای میدهم و از رای خودم شرمسار نیستم. همین طور که از رای به کاندیدای "اعتدال" خجالت نکشیدم. من فردی آزمند نیستم و فردای امروز هم نه تنها منافع ای نمی خواهم بلکه زبانم در نقد عملکرد آن دولت تیزتر از همیشه خواهد بود.

من رای می دهم به آن نامزدی که فردای امروز، آسوده عملکردش را نقد کنم وگرفتار اتهامات سنگین نباشم.همینطور که طی سال های گذشته انتقاد از دولت "اعتدال" کم هزینه ترین کار ممکن بود.

من آن طبقه متوسط جامعه هستم که جانم به لب رسیده است اما رای میدهم چون هنوز زنده ام. چون باور دارم حاکمیت یکدست هرگز دانش وتجربه لازم برای اداره کشور ندارد و نمی تواند ابربحران های کشور را برطرف کند.او خودش این را نمی داند اما من که می دانم چرا خود را به مردن بزنم.من زنده ام و نمی خواهم به هر قیمتی، ساختارها از بنیان ویران شود.معتقدم اصلاح ساختارها تنها از مسیر اصلاحات می گذرد.من زنده ام و از تکرار یک آغاز دوباره نمی ترسم حتی اگر ببازم. به قول شاعر فروغ فرخزاد "ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ / ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ /ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ /ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! /ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ /ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ/ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! /ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯِ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ...!

سجادبهزادی

 

 

 

منبع: عصرایران
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

توسعه