هشدار برای مدیریت بحران
بحران در حقیقت یک فشار روانی-اجتماعی بزرگ و ویژه است که باعث در هم شکسته شدن انگاره های متعارف زندگی و واکنش های اجتماعی می شود و با آسیبهای جانی و مالی،تهدیدها،خطرها و نیازهای تازهای که به وجود میآورد.
۵۵آنلاین :
سید محمد حسین کاظمی
دانشجوی علوم سیاسی
اتفاقات، سوانح، فجایع، مصائب و بحران ها،چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی انسان ها اجتناب ناپذیر است.دستاوردهای انسان حاصل اندیشه،تلاش،تکرار،آزمایش و خطا،خلاقیت و در کل حاصل تجربه،آموزش و روابط اجتماعی است،که همین امر سبب چیره شدن انسان بر طبیعت و سایر حیوانات در زیست جهان گردیده است،زیرا انسان از دانش،تجربیات و آموخته های همدیگر استفاده نموده و دیگر مجبور به تجربه کردن کل امور نیست.
میشل فوکو میگوید فلسفه ی باستان به ما می آموخت که مرگ خویش را بپذیریم؛و فلسفه ی مدرن مرگ دیگران را …!!!
آنچه از این گفته قابل استنتاج می باشد،تنها پذیرفتن فلسفه پدیده ی مرگ نیست،چون بعضی از مرگ ها خارج از قدرت بشریت است،که به زعم همه ی مکاتب جامعه شناسی و فلسفی قابل پذیرش می باشد،یعنی انسان ها در مواجه با پدیده ی مرگ یک موجود سراپا تسلیم ودست و پا بسته می باشند،مثل مرگ در برابر فجایع طبیعی( زلزله و سیل و غیره )،که گریزی از آن نیست.اما بعضی مواقع بی تدبیری و بی مسئولیتی انسان ها در مواجه با این حوادث باعث دوچندان شدن این فجایع غم انگیز می شود،که باید از جنبه های اجتماعی و فرهنگی و... مورد واکاوی وکارشناسی قرار بگیرد،یعنی نباید در چنین موقعیت هایی اشتباهات و قصورات انسانی را گردن قضا وقدر انداخت و انسان ها در چنین مواقعی با یک دوراندیشی مدبرانه می توانند از عمق و حجم چنین حوادثی بکاهند وتلفات انسانی را کاهش دهند.هرچند این یک واقعیت تلخ است که نمی توان از وقوع بلایای طبیعی جلوگیری و شاید پیشگیری نمود،اما می توان با کارشناسی مدیریت بحران،شدت حوادث این چنینی را کاهش داد.مدیریت بحران فرآیند پیشبینی و پیشگیری از وقوع بحران،برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران را مدیریت بحران گویند.متاسفانه مدیریت بحران در کشور ما همیشه دقیقه نود شکل می گیرد،یعنی در همون بحبوحه ای که فاجعه به وقوع پیوسته به صورت آشفته و ناهماهنگ جمع می شویم و منتظر یک معجزه می شویم که این فرآیند حاکی از ناکارامد بودن و بیمار بودن سیستم مدیریت بحران در جامعه ی کنونی ما است واین فرآیند نیاز به واکاوی سریع دارد و آنچه تاسف برانگیزتر است،این است که ما از ایده ها و تجربه های کشورهایی که برنامه های موفقی در اینگونه حوادث داشته اند بی بهره ایم.بنابراین باید پرسید که بحران چیست و مدیریت بحران چگونه است؟
بحران در حقیقت یک فشار روانی-اجتماعی بزرگ و ویژه است که باعث در هم شکسته شدن انگاره های متعارف زندگی و واکنش های اجتماعی می شود و با آسیبهای جانی و مالی،تهدیدها،خطرها و نیازهای تازهای که به وجود میآورد.در نتیجه میتوان بحران را اینگونه تعریف کرد: حادثهای که به طور طبیعی و یا توسط بشر به طور ناگهانی و یا به صورت فزاینده به وجود میآید و سختی و مشقتی به جامعه انسانی تحمیل می نماید که جهت بر طرف کردن آن نیاز به اقدامات اساسی و فوق العاده باشد.فرآیند پیشبینی و پیشگیری از وقوع بحران،برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران را مدیریت بحران گویند.مدیریت بحران علمی کاربردی است که به وسیله مشاهده سیستماتیک بحران ها و تجزیه و تحلیل آن ها در جستجوی ابزاری است که به وسیله آن ها بتوان از بروز بحران ها،پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن در خصوص کاهش اثرات آن آمادگی لازم برای امداد رسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نمود.امروزه عمده ترین نقاط ضعف مدیریت بحران عدم هماهنگی و همکاری سازمان ها،کمبود ضوابط و مقررات جامع و مانع،پراکندگی و نا کافی بودن قوانین و مقررات موجود،محدودیت منابع مالی می باشد،اما خوشبختانه نقاط قوت بسیاری نیز وجود دارد که خود شامل تجارب مفید در مدیریت بحران و روحیه تعاون و نوع دوستی در جامعه و مشارکت خوب و ارزشمند مردم و سازمان های NGO همچون جمعیت هلال احمر است که می توان با مرتفع نمودن نقاط ضعف و توجه بیشتر به نقاط قوت راه را برای عملکرد هر چه بهتر و قویتر در امر مدیریت بحران هموار نمود.باید تهدیدها و فرصت ها را به خوبی شناخت و خود را برای مقابله با تهدیدها و استفاده از فرصت ها آماده ساخت.
تهدیدها عبارتند از:کاهش انگیزه و علاقه نیروهای داوطلب و مردمی در همکاری های لازم برای ارائه خدمات،ادامه یافتن مشکلات و کمبودها در زمینه امکانات و تجهیزات و فرصتها عبارتند از:روند رو به توسعه اطلاعات رسانی و فن آوری ارتباط مانند اینترنت و سیستم های ماهواره ای،تکنولوژی جهانی در حیطه تجهیزات امداد،افزایش باور عمومی در خصوص آسیب پذیری کشور و جریان جهانی موجود که مایه افزایش توجه و اعتماد مردم به سازمان های NGO گردیده است.
در حقیقت مدیر بحران یک هماهنگ کننده بین ارگان های سرویس دهنده و تعیین کننده خط مشی فعالیت ها است و باید حداقل در سازمان خود آمادگی لازم را بوجود بیاورد،سیستم های اداری را بهبود بخشد و با تاکتیک مدیریتی،کارآیی و اثر بخشی افراد را بیشتر و به عوامل اجتماعی،سیاسی و فرهنگی بحران توجه کند،مدیر بحران باید تفویض اختیارات را در نظر بگیرد یعنی سطح اختیار هر شخصی را با توجه به نیازهایش مشخص کند تا از تداخل اختیارات جلوگیری کند.در مدیریت بحران معمولاً چندین سازمان مختلف درگیر انجام وظایفی می شوند که باید با هماهنگی کامل نسبت به پیشگیری از بحران و کاهش اثرات آن و آمادگی لازم برخوردار باشند و همچنین سازمان های مربوط باید بنحو مطلوبی نسبت به انجام تمهیدات لازم و ضروری و همچنین بهبود امور و اوضاع بعد از بروز بحران اقدام به عمل آورند.
مدیر بحران،کسی است که تهدید کنندهها را بشناسد و از فرصت ها خوب استفاده کند.در فرهنگ ما ضرب المثلی است که می گوید:علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.متاسفانه در کشور ما زنگ خطرها نادیده و نا شنیده گرفته می شوند و بعد از وقوع بحران تازه به فکر می افتیم و راه حلی جستجو می نمائیم.متاسفانه مدیر بحران یا علائم را نمی شناسد و یا به اهمیت این علائم واقف نیست.مدیر بحران باید به دنبال راه کارهایی جهت کاستن ابعاد بحران باشد.به عبارت دیگر آثار هر عامل را با پارامترهای دیگر سنجید و پس از تحلیل نسبت به رفع آن بکوشد مدیر بحران باید تفکر استراتژیک را یاد بگیرد یعنی بتواند به آشفتگی ذهنی خویش در کوتاه ترین مدت نظم بخشد این امر امکان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران ها،که نهایت پایداری مدیریت این سازمان را می طلبد.خصوصیات فرآیند تصمیم گیری را به شرح زیر می توان بیان کرد:پرهیز از جزئی نگری،انجام به موقع و درست کار،نظر خواهی برای انتخاب راه حل،انتخاب بهترین راه حل و تصویب و اجرای به موقع آن،اتخاذ تصمیمات مؤثر بر اساس اطلاعات صحیح در جهت کاهش خسارات و کنترل سریع بحران،آمادگی کامل برای هر گونه پیشامد،پی ریزی دفاتر مطالعاتی ملی-منطقه ای و هماهنگ سازی آن ها به نحوی که از دوباره کاری پرهیز شود،تهیه بانک اطلاعاتی روز آمد برای استفاده هر چه بهتر آن،استفاده از سیستم هشدار دهنده خطر گرچه هزینه بالایی را میطلبد،تفکیک وظایف واحدهای امداد رسانی و...،اما چه تفاوت هایی میان مدیریت بحران در ژاپن و ایران وجود دارد؟
زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان تحت تاثیر بحرانهای طبیعی است که هزینههای هنگفت اقتصادی و اجتماعی به وجود میآورد و توسعه کشورها را دشوار میکند.علیرغم تلاشهای صورتگرفته در بسیاری از کشورها برای کاهش خطرپذیری و آثار منفی بحرانها،ولی آسیبها و هزینههای بسیاری از بحرانها در حال افزایش است.نداشتن آمادگی و مقابله نکردن مناسب با بحرانهای طبیعی،خسارات سنگینی به ملتها و داراییهای آنها وارد میکند که بعضا جبرانناپذیر است.ازاینرو، مدیریت بحرانهای طبیعی میتواند این هزینهها را کاهش دهد و جوامع مختلف را در برابر این بحرانها ایمن و مصون کند.یکچهارم جمعیت جهان در معرض خطرهای ناشی از بحرانهای طبیعی زندگی میکنند. خسارت مالی ناشی از حوادث در کشورهای درحالتوسعه از حدود 40 میلیارد دلار در اواسط دهه 1960 به 120 میلیارد دلار در اواخر دهه 1980 و 1990 برآورد شده است.در یکی از بررسیها،تاثیرپذیرفتگان از بحرانهای طبیعی سالهای 2004 و 2005 م با هم مقایسه شدهاند و رشد قابلتوجه آنان در سال 2005 نسبت به 2004 آشکار است.تا پایان 2010 م،از بین ده شهر از بزرگترین شهرهای جهان،هشت شهر در کشورهای درحالتوسعه یا کمترتوسعهیافته هستند که بروز بحرانهای طبیعی در این شهرها میتواند موجب خسارتها و تلفات زیادی شود.وقوع بحرانهای طبیعی و عدم برنامهریزی مناسب برای مقابله با خسارتها و پیامدهی ناشی از آن،میتواند منجر به از دست رفتن منابع و دستاوردهایی شود که تحقق آنها سالیان زیادی طول میکشد.اگرچه سیاستگذاری اثربخش، فراهم آوردن امکانات و منابع لازم،صورتبندی پیشبینیهای مناسب،تهیه سناریوهای مناسب و عملیاتیسازی اقدامات برنامهریزیشده در مراحل پیش، حین و پس از وقوع بحران،در زمره وظایف اصلی دولتها و حکومتها است،اما شیوه انجام این وظایف در کشورهای گوناگون متفاوت است.استفاده از تجارب کشورهای بزرگ که در اجرای مدیریت بحران بیشترین تجربه را دارند می تواند به مسئولین کشور ما کمک نماید.در این راستا به منظور تصمیم گیری در مورد مسائل مهم مربوط به پیشگیری از سوانح مانند تهیه و تسهیل اجرای طرح پایه پیشگیری از سوانح،دولت ژاپن اقدام به تشکیل یک شورای مرکزی پیشگیری از سوانح نموده که ریاست آن به عهده نخست وزیر بوده و اعضای آن را وزیر کشور و سایر دانشمندان و متخصصین امر تشکیل می دهند.شورای مرکزی مدیریت بحران یکی از نهادهایی است که وظیفه سیاستگذاریهای اساسی و مهم در مدیریت بحران را براساس قانون اقدامات متقابل بحران بر عهده دارد.اعضای این شورا شامل نخستوزیر،تمام وزرای کابینه و مدیران سازمانهای دولتی مرتبط با اقدامات متقابل بحران را براساس قانون عمومی و قوانین تابعه توسعه میدهند. سیستم برنامهریزی مدیریت فاجعه شامل سه مرحله است:
1) برنامه پایهای مدیریت فاجعه،یک برنامه بنیادی برای کاهش خسارتهای ناشی از حوادث و بحرانها است و توسط شورای مرکزی مدیریت فاجعه آمادهسازی میشود.
2) برنامه عملیاتی مدیریت فاجعه،این برنامه توسط هر سازمان دولتی بهصورت مجزا طرحریزی میشود.
3) برنامه محلی مدیریت فاجعه،این برنامه را هر یک از سازمانهای شهری و استانی زیرمجموعه شورای مرکزی مدیریت بحران براساس برنامه مدیریت سوانح شکل میدهند.
هنگام بروز فاجعه در ژاپن، دو سازمان اتاق بحران و آتشنشانی نیز مسئولیت مدیریت بحران را بر عهده دارند.سازمانهایی نظیر پلیس مسئولیت حملونقل و ترافیک را بر عهده میگیرند و وزارت بهداشت و رفاه و وزارت کشاورزی و تغذیه به فرمان سازمانهای اصلی فعالیت میکنند.آتشنشانی یکی از تخصصیترین نیروها برای امدادرسانی به شهروندان ژاپنی در هنگام وقوع بلایای طبیعی به شمار میرود،اما به دلیل محدود بودن شمار نیروها و تجهیزات این نهاد،برخی از دیگر سازمانهای ژاپنی نیز اقدام به تشکیل نیروهای ویژه در این زمینه کردهاند. سازمان پلیس ژاپن یکی از این نهادهای دولتی است که با تشکیل تیم تخصصی امدادرسانی در داخل این سازمان،در هنگام بروز بلایای طبیعی نقش مهمی در عملیات امدادرسانی ایفا میکند.پلیس ژاپن برای معرفی اینگونه فعالیتهای خود و اطلاعرسانی به مردم در زمینه تدابیر مقابله با بلایا،اقدام به برگزاری نمایشگاههای مختلف در سراسر این کشور میکند.وزارتخانهها،موسسات و سازمانهای مدیریت بحران،همزمان و 24 ساعته،با یکدیگر ارتباط دارند.در صورت بروز سانحه،به جمعآوری اطلاعات مربوط به خسارات پرداخته میشود.این اطلاعات شامل میزان خسارات تخمینی در 30 دقیقه اول و اطلاعات بصری هوایی است. در مرحله بعد،این اطلاعات به مقر رسمی نخستوزیر میرود و تخمینی از سطح خسارات به دست میآید. پس از ارائه کنفرانس ارتباطی وزارتخانهها و موسسات درگیر در مدیریت سوانح،ستاد فرماندهی اقدامات متقابل در سوانح تأسیس و تصمیمگیری درمورد اجرای روشها و سیاستگذاریها انجام میشود.در ادامه،ستاد اداری و اجرایی به برنامهریزی اولیه جهت اقدامات متقابل در هر یک از وزارتخانهها و سازمانها،هماهنگی کامل و غیره پرداخته میشود.اما سازمان مدیریت بحران در ایران یک سازمان دولتی است که زیرنظر وزارت کشور در سال 1387 شروع به فعالیت کرده است و هدف از تاسیس آن طبق «قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور» عبارت است از:تشخیص وقوع بحرانهای طبیعی ملی و منطقهای و اعلام آن به دستگاههای ذیربط توسط وزیر کشور می باشد.سازمان مدیریت بحران متشکل از 14 کارگروه تخصصی و عملیاتی است. رئیس هر کارگروه تخصصی به پیشنهاد بالاترین مقام دستگاه ذیربط از بین معاونان مرتبط با مدیریت بحران همان دستگاه با حکم وزیر کشور منصوب خواهد شد. همچنین، کارگروههای تخصصی استانی مشابه کارگروههای تخصصی زیرمجموعه سازمان درصورت ضرورت و با توجه به حادثهخیز بودن هر استان بنا به پیشنهاد استاندار و تصویب شورای هماهنگی متناسب با نیاز تشکیل خواهد شد.شورای عالی مدیریت بحران کشور با هدف هماهنگی فعالیتهای دستگاهها و نهادهای وابسته به قوای سهگانه،نیروهای مسلح و کلیه نهادها و دستگاههای تحت نظر مقام معظم رهبری تشکیل میشود.این شورا به ریاست رئیسجمهور تشکیل میشود و در غیاب وی،وزیر کشور بهعنوان قائممقام ریاست شورا شناخته میشود.
از جهت سابقه و سطح برنامهریزی در زمینۀ مدیریت بحران،ژاپن سابقه بسیار طولانی تری دارد و در مقابل،ایران کمترین تجربه برنامهریزی مدیریت بحران را دارد.سطوح برنامهریزی در ژاپن در چهار سطح ملی،استانی، محلی و شهروندان تفکیک شده است.در ایران سه سطح ملی،استانی و ناحیهای وجود دارد،سازمان مدیریت بحران در کشورهای ژاپن و ایران تغییرات گستردهای را تجربه کردهاند و در هر دوره از اصلاحات سازمانی،بر قدرت سازمانهای مدیریت بحران در این کشورها افزوده شده است.به دلیل اهمیت مدیریت بحران و لزوم هماهنگی بین وزارتخانههای مختلف و اهمیت تامین اعتبارات و لزوم اعلام وضعیت اضطراری و فوقالعاده در برخی شرایط،این مدیریت در ژاپن زیر نظر عالیترین مقام اجرایی کشور است ولی در ایران تا یکی دو دهه قبل در سطح وزارت کشور بود،اکنون نیز سازمان مدیریت بحران زیرمجموعه وزارت کشور است اما شورای عالی مدیریت بحران تحت ریاست بالاترین مقام اجرایی کشور قرار دارد،قوانین مرتبط با مدیریت بحران در کشورهای ژاپن وایران،همزمان با تکامل سازمانهای مدیریت بحران،قوانین این کشورها نیز دچار تغییراتی شده است،به نحوی که ابتدا قوانین عمدتا بهصورت موضوعی و مربوط به یک بخش خاص مدیریت بحران تصویب میشدند،سپس بهسمت جامعتر شدن قوانین بحران پیش رفتهاند.به نظر میرسد با افزایش وقوع بحرانهای طبیعی در کشورهای فوق،ضرورت اصلاحات سازمانی و قانونی درک شده و تغییرات لازم صورت گرفته است.در این میان،تدوین قانون جامع مدیریت بحران در ایران در سال 1378 تصویب شد اما قوانین جامع در ژاپن سابقه بیشتری دارد.
منبع : 55 آنلاین
دیدگاه تان را بنویسید