آیین بودا؛
آیا میدانستید آیین بودایی را شاهزادهای ایرانی در چین گستراند؟ | داستان آن شیگائو +ویدئو
| در ورودی دالان واخان، در مرز شینجیانگ، سه سنگنوشته یادبود سه راهب بزرگ تاریخ چین قرار دارد که نخستین آنها «آن شیگائو»، شاهزاده اشکانی و مروج نظاممند آموزههای بودا در چین است.
در ورودی دالان واخان، در مرز شینجیانگ، سه سنگنوشته یادبود سه راهب بزرگ تاریخ چین قرار دارد که نخستین آنها «آن شیگائو»، شاهزاده اشکانی و مروج نظاممند آموزههای بودا در چین است.
آن شیگائو — پیشگام ذن و ابهیدرمه
در ورودی دالان واخان، در مرزهای غربی شینجیانگ، سه سنگنوشته در کنار یکدیگر قرار دارند که بهترتیب یادبود آن شیگائو، فا شیان، راهب دورهٔ جین شرقی، و شوانزانگ، راهب بزرگ دوران سلسلهٔ تانگ، هستند. آن شیگائو، نخستین کسی است که آموزههای بودایی را به شرق (چین) آورد. آن شیگائو از شاهنشاهی اشکانی برخاسته بود؛ همان شاهنشاهی که با نام پارت در تاریخ ایران شناخته میشوند و قلمروشان فلات ایران و حوزهٔ میانرودان (دجله و فرات) را دربرمیگرفت.
به گواه آثاری چون «چو سانزانگ جی جی» و «گائوسنگ ژوان»، او از کودکی به نیکرفتاری و احترام به والدین شهرت داشت. بسیار باهوش و دانشدوست بود و در ادبیات و متون خارجی، نجوم و پنج عنصر، صداهای پرندگان و حیوانات، پزشکی و فنون اسرارآمیز مهارت داشت , شهرت خاصی پیدا کرده بود. او با آنکه در ایران، هنوز بودایی نشده بود امّا پیوسته آیین دارما (dharma) را تبلیغ میکرد.
پس از مرگ پدرش که شاه بود، در حدود سال ۱۳۰ میلادی، از زندگی دنیوی روی گرداند؛ تاجوتخت را به عموی خود واگذار کرد؛ به زندگی رهبانی روی آورد؛ رسماً راهب بودایی شد و به سیر و سلوک پرداخت و به مطالعهٔ عمیق متون ابهیدرمه و بودایی روی آورد و به کشورهای گوناگون سفر کرد.
در سالهای آغازین سلطنت امپراتور هوان، از سلسهٔ هان (حوالی سال ۱۴۷ میلادی) همراه کاروانهای بازرگانی از راه جادهٔ ابریشم به چین آمد. در سال ۱۴۸ میلادی، بهصورت پیاده به لویانگ رسید و به فراگیری زبان و خط هان پرداخت و حدود بیست سال در چین به گسترش آموزههای بودایی و ترجمهٔ متون بودایی پرداخت.
در اواخر دورهٔ هان شرقی، هنگام به تخت نشستن امپراتور لینگ (حدود سال ۱۷۰ میلادی) چین دستخوش آشوب شد. آن شیگائو برای در امان ماندن از این آشوبها به جنوب رود یانگتسه پناه برد و در مناطق گوناگون به تبلیغ آموزههای بودایی و شرح متون بودایی پرداخت. او به گوانگژو سفر کرد و سرانجام در کوایجی، در نزدیکی شائوشینگ امروزی در استان ژجیانگ، بر اثر جراحتی که بهاشتباه به او وارد شد، درگذشت.
متونی که آن شیگائو ترجمه کرد، عمدتاً بر متون ذن و مطالعات ابهیدرمهٔ مکتب سرواستیوادا، یعنی مکتب «همهچیز هست» تمرکز داشتند. ازاینرو، او به تبحر در «ذن و ابهیدرمه» ــ یعنی تمرکز مراقبهای و تحلیل مفاهیم و عناصر آموزههای بودایی ــ شهرت یافت.
استاد بزرگ بودایی، شی دائوآن، ترجمههای او را چنین ستوده است:
«معانی روشن و آشکار، زبان درست و شایسته؛ استدلال دارد، اما آراسته به زیادهگویی نیست؛ ساده است، اما عامیانه نیست.»
زمینهٔ ورود آن شیگائو به چین
دربارهٔ پیشینهٔ ورود آن شیگائو به چین، پژوهشهای سالهای اخیر جزئیات تاریخی جالبتری را آشکار کردهاند.
گفته شده است که در قرن دوم میلادی، شاهنشاهی اشکانی، بدون مشورت با روم، آن شیگائو، را بهعنوان پادشاه ارمنستان منصوب کرد و این اقدام موجب لشکرکشی روم به ایران شد. اما آن شیگائو در نهایت راهی چین شد.
هنگامی که آن شیگائو به لویانگ رسید، آیین بودا هنوز در چین ریشههای عمیقی نداشت. بسیاری از پیروان، بودیسم را نوعی آیین جادویی و فنون جاودانگی و بودا را موضوعی برای پرستش و قربانی میدیدند. آن شیگائو تصمیم گرفت با ترجمهٔ متون بودایی این وضعیت را تغییر دهد. او طی بیش از بیست سال بیش از سی اثر بودایی را ترجمه کرد.
از آثار شاخصی که امروزه از او باقی ماندهاند میتوان به این موارد اشاره کرد:
سوترای بزرگ آنبان برای حفظ ذهن، از سخنان بودا
سوترای ورود از طریق دربرگرفتن عناصر
سوترای روشهای تمرین و اندیشه در ذن
سوترای سرزمین راه
این ترجمهها نخستین متونی بودند که چینیان از طریق آنها بهصورت نظاممند با متون بودایی آشنا شدند. نسلهای بعد، آموزههای آن شیگائو را با عنوان «مطالعات ذن و ابهیدرمه» خلاصه کردند.
مطالعات چانشو (ذن و ابهیدرمه) به آموزههای مکتب سرواستیوادا تعلق دارد. چان (ذن) به معنای تمرکز مراقبهای است و «شو» به تحلیل و طبقهبندی عناصر و مفاهیم آموزههای بودایی، یعنی ابهیدرمه، اشاره دارد.
«ذن» (چان)؛ راه مراقبه
«ذن» دانش تمرکز ذهن در تمرین و سیر و سلوک است.
روش اصلی ذن که آن شیگائو منتقل کرد، «آنبان شو یی» یا مراقبهٔ توجه به تنفس و شمارش نفس بود. در این روش، فرد با تمرکز بر تنفس، افکار پراکندهٔ ذهن را بهتدریج گرد میآورد و متمرکز میکند.
«سوترای آنبان شو یی» شش روش را بهتفصیل معرفی میکند:
شمردن نفس، دنبال کردن نفس، توقف، مشاهده، بازگشت و پاکی.
در بخش مربوط به طرح مفهومی این کتاب نیز مقالهای اختصاصی دربارهٔ روش شمارش نفس در مراقبهٔ آنبان شو یی وجود دارد.
جالب آنکه آن شیگائو در ترجمههای خود، برای تفسیر آموزههای بودایی، بهطرزی هوشمندانه از اصطلاحات دائویی مانند «پاکی و آرامش و بیعملی» استفاده کرد. این روش که «همسانسازی اصول» یا «گِهیی» نامیده میشد، اگرچه ناگزیر موجب نوعی درهمآمیختگی مفهومی میشد، اما باعث شد بودیسم در هنگام ورود به چین جای پایی محکم بیابد.
«شو»؛ دانش حکمت نظری (راه شناخت و خرد)
«شو» دانش حکمت در حوزهٔ نظری است. «سوترای ورود از طریق دربرگرفتن عناصر» (یینچی رو جینگ) یکی از آثار شاخص آن است. «یین، چی و رو»، همان مفاهیمی هستند که بعدها با عنوان «کَندهها، حوزهها و عناصر» شناخته شدند: پنج کَنده، دوازده حوزه و هجده عنصر.
این سوترا عوامل توهم و اعمالی (کارمایی) را که که موجب گرفتار شدن انسان در چرخهٔ رنج میشوند، به نه دسته تقسیم میکند:
نادانی، دلبستگی، طمع (آز)، خشم، توهم، دریافت یا چنگزدن، تماس، پدیدهها و صورت.
در میان آنها، «نادانی» و «دلبستگی» بنیادیترین عوامل توهم و کارما به شمار میروند و «دو ریشهٔ آلودگی» نامیده میشوند.
این سوترا نه روش برای مقابله با آنها پیشنهاد میکند:
۱. توقف
۲. مشاهده
۳. بیطمعی
۴. بیخشمی
۵. بینادانی (دانایی)
۶. ناپایندگی
۷. رنج
۸. بیخویشتنی (بیخودی)
۹. ناپاکی
در این سوترا استعارهای بسیار ظریف وجود دارد: نادانی و دلبستگی مانند دو بیماریاند و توقف و مشاهده مانند دو دارو. انسان از طریق خاموش کردن افکار پراکنده و مشاهدهٔ خردمندانه میتواند از نادانی و دلبستگی (امیال) رها شود.
متونی که آن شیگائو ترجمه کرد، بهطور ویژه بر «پیش رفتن همزمان توقف و مشاهده» تأکید داشتند؛ یعنی مراقبه و تمرکز ذهنی باید در کنار خرد و شناخت قرار بگیرند و هیچکدام نباید از دیگری جدا شوند.
از این طریق، انسان به درک درست «ناپایندگی، رنج، بیخویشتنی و ناپاکی» دست مییابد.
این نظام مطالعات ذن و ابهیدرمه همان چیزی است که بعدها در بودیسم چینی با اصطلاحات «تمرکز و خرد» (دینگهویی) و «توقف و مشاهده» (ژیگوان) شناخته شد.
سالهای پایانی زندگی
در سالهای پایانی سلطنت امپراتور لینگ هان، هنگامی که جنگ و آشوب سراسر سرزمینهای مرکزی چین را فراگرفته بود، آن شیگائو به جنوب چین پناه برد. او از کوه لو و نانچانگ گذشت، به گوانگژو رسید و سرانجام در کوایجی درگذشت.
به روایت «گائوسنگ ژوان»، در جریان سفرهای تبلیغی او در کوه لو، داستانهای افسانهای دربارهٔ رام کردن روح یک مار عظیم نیز نقل شده است.
اینکه این افسانهها تا چه اندازه قابل اعتماد باشند، مشخص نیست؛ اما آن شیگائو واقعاً لویانگ را نقطهٔ آغاز کار خود قرار داد و آموزههای بودایی را به سرزمینهای بسیار گستردهتری منتقل کرد.
شیوهٔ ترجمهٔ آن شیگائو
آن شیگائو پیشگام ترجمهٔ متون بودایی به زبان چینی و اندیشمندی واقعاً بزرگ بود.
او متون بودایی را بهصورت کامل ترجمه نمیکرد. بلکه روشی نسبتاً مستقل و گزینشی در پیش گرفت: مهمترین مفاهیم بنیادی، اصطلاحات کلیدی و بخشهای مهم نظام فکری مکتب سرواستیوادا را انتخاب میکرد و آنها را بهصورت بخشبخش ترجمه میکرد و در میان صاحبمنصبان و بازرگانان دورهٔ هان شرقی رواج میداد.
مطالعات بودایی هند از دهها نوع خط استفاده میکرد و هر یک در ظرایف معنایی تفاوتهایی داشتند. آن شیگائو با استفاده از روش «همسانسازی اصول»، مهمترین مفاهیم را برمیگزید و برای انتقال آنها به زبان چینی، از واژههای متون کلاسیک و معتبر چین استفاده میکرد و آنها را به معادلهای مفهومی چینی تبدیل میکرد. استفاده از واژههای برگرفته از متون کلاسیک، مؤثرترین راه برای برانگیختن تداعیها و علاقهٔ روشنفکران چینی بود. این یکی از جذابیتهای منحصربهفرد زبان چینیِ واژهنگار است؛ زبانی که بهطور طبیعی توانایی زیادی در ایجاد تصویر و فضای ذهنی دارد. برای مثال، کافی است فقط واژهٔ «نی و بوریا» را به زبان بیاورید؛ یک روشنفکر چینی میتواند بخش بزرگی از «شی جینگ» (کتاب اشعار کلاسیک چین) را برای شما از حفظ بخواند!
از آن زمان، به میانجیگری یک شاهزاده ایرانی، گفتوگوی فکری میان چین و هند آغاز شد و نزدیک به دو هزار سال ادامه پیدا کرده است.
ایران و چین نیز در طول قرنها، تبادلات تجاری و فرهنگی زیادی داشتهاند. کما اینکه هم آیین بودایی از طریق ایرانیها و بدون اجبار و خشونت در چین گسترش پیدا کرد، هم دین اسلام که آن هم بدون جنگ و خونریزی وارد چین شد.
دیدگاه تان را بنویسید