ارسال به دیگران پرینت

معرفی کتاب؛

معرفی کتاب از دستم ناراحتی؟ | چطور از تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران دست بکشیم

| مگ جوزفسون در کتاب از دستم ناراحتی؟ به بررسی ریشه‌های ترس از قضاوت و طرد شدن می‌پردازد و راهکارهایی برای رهایی از چرخه بی‌پایان راضی نگه داشتن دیگران ارائه می‌دهد. این کتاب، سفری به اعماق ذهن انسان‌های مضطربی است که به دنبال تأیید دیگران هستند.

معرفی کتاب از دستم ناراحتی؟ | چطور از تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران دست بکشیم

مگ جوزفسون در کتاب از دستم ناراحتی؟ به بررسی ریشه‌های ترس از قضاوت و طرد شدن می‌پردازد و راهکارهایی برای رهایی از چرخه بی‌پایان راضی نگه داشتن دیگران ارائه می‌دهد. این کتاب، سفری به اعماق ذهن انسان‌های مضطربی است که به دنبال تأیید دیگران هستند.

معرفی کتاب از دستم ناراحتی؟: چطور از تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران دست بکشیم

ترس از قضاوت دیگران و طرد شدن از سوی آن‌ها تا کی؟ کتاب از دستم ناراحتی؟ اثر مگ جوزفسون، سفری است به اعماق ذهن انسان‌هایی که سال‌هاست میان اضطراب، دل‌نگرانی و تلاش بی‌وقفه برای راضی نگه داشتن دیگران زندگی می‌کنند. نویسنده با لحنی گرم و دلنشین، پرده از ساز‌و‌کاری برمی‌دارد که بسیاری آن را مهرطلبی می‌نامند؛ اما در اصل یک واکنش برای بقا است!

درباره‌ی کتاب از دستم ناراحتی؟

همیشه نگرانی کسی از دستت ناراحت باشد؛ مدام در ذهنت تکرار می‌کنی که نکند لحنش سرد بود، نکند پیامش کوتاه بود، نکند مکثش معنایی پنهان داشت. این چرخه‌ی بی‌پایان حدس زدن و تحلیل کردن، همان معضلی است که مگ جوزفسون (Meg Josephson) در کتاب از دستم ناراحتی؟ (Are You Mad at Me?) به آن می‌پردازد. به باور نویسنده این اضطراب‌ها تصادفی نیستند؛ بلکه ادامه‌ی همان ساز‌و‌کارهای بقایی‌اند که سال‌ها پیش در کودکی آموخته‌ایم.

وقتی امنیت عاطفی در کودکی شرطی بوده، وقتی باید همیشه آرام، بی‌دردسر و قابل پیش‌بینی می‌بودیم، مغز ما یاد گرفته برای زنده ماندن احساساتش را پنهان کند و نیازهایش را خاموش سازد. این الگوها در بزرگسالی ناپدید نمی‌شوند؛ فقط لباس جدید می‌پوشند. تبدیل می‌شوند به اضطراب اجتماعی، ذهن‌خوانی‌های بی‌وقفه، حساسیت شدید به لحن دیگران و ترس از طرد شدن.

بازگشت به درون و رهایی از تله مهرطلبی

با خواندن کتاب از دستم ناراحتی؟ اثر مگ جوزفسون کم‌کم درمی‌یابید که برای رهایی از این چرخه، باید به سراغ همان ریشه‌های خاموش‌شده بروید؛ ریشه‌هایی که سال‌ها است در بدن، ذهن و واکنش‌های ناخودآگاه شما زندگی می‌کنند. مگ جوزفسون توضیح می‌دهد که درمان فقط کم کردن اضطراب نیست؛ بلکه بازآموزی کاملِ سیستم بقاست. باید به بدن یاد بدهید که خطر تمام شده، باید به ذهن بیاموزید که هر فکر اضطرابی، حقیقت ندارد و باید در روابط‌تان مرزهایی تازه بسازید تا دیگر مجبور نباشید برای حفظ امنیت‌تان، خودتان را کوچک کنید.

رهایی از تله مهرطلبی، در نگاه مگ جوزفسون یعنی بازپس‌گیری زندگی‌ای که سال‌هاست ناخودآگاه به گروگان گرفته شده؛ زندگی‌ای که هر تصمیم، هر رابطه و حتی هر احساس، زیر سایه‌ی راضی نگه داشتن دیگران شکل گرفته است. با خواندن کتاب از دستم ناراحتی؟ ترجمه زهرا حسنی درمی‌یابید که این رهایی نه با قوی‌تر شدن اتفاق می‌افتد و نه با بی‌احساس شدن؛ بلکه با بازگشتن به خود، با شنیدن نیازهایی که سال‌ها خاموش مانده‌اند و با ساختن مرزهایی که امنیت را از درون تأمین می‌کنند، نه از واکنش دیگران.

مرزبندی در روابط و بازگشت به امنیت عاطفی

وابستگی عاطفی ناسالم در روانشناسی، از ترس از طرد شدن و ناامنی در روابط سرچشمه می‌گیرد. مگ جوزفسون توضیح می‌دهد که این وابستگی فقط یک واکنش احساسی نیست؛ بلکه الگویی است که آدم را وادار می‌کند مدام خودش را با حال و هوای دیگران تنظیم کند. او برای رهایی از این حالات مسیر را از بازگرداندن توجه به بدن شروع می‌کند؛ جایی که سیستم عصبی هنوز در حالت هشدار زندگی می‌کند و کوچک‌ترین تغییر در رفتار دیگران را تهدید می‌بیند.

پس از آن به مرزبندی در روابط می‌رسیم؛ جایی که فرد کم‌کم یاد می‌گیرد امنیت را از وضوح خواسته‌های خودش بسازد، نه از حدس زدن واکنش دیگران. مگ جوزفسون توضیح می‌دهد که مرزبندی در این مسیر یک عمل تهاجمی نیست، بلکه بازگرداندن مسئولیت‌ها به جای درست‌شان است؛ یعنی این‌که هر کس صاحب احساسات خودش باشد و رابطه بر پایه‌ی ترس یا مراقبت افراطی شکل نگیرد.

کتاب از دستم ناراحتی؟ مگ جفرسون؛ پایان ترس از قضاوت دیگران

سایر تکنیک‌هایی که در کتاب از دستم ناراحتی؟ اثر مگ جوزفسون برای بازگشت به امنیت عاطفی و صلح درونی معرفی می‌شوند؛ همگی بر یک اصل مشترک بنا شده‌اند؛ این که بدن و ذهن باید دوباره یاد بگیرند در فضایی زندگی کنند که خطر واقعی وجود ندارد. نویسنده توضیح می‌دهد که بخش مهمی از این مسیر، آشتی با احساساتی است که سال‌ها سرکوب شده‌اند. او تأکید می‌کند که فرد باید بتواند بدون قضاوت، تجربه‌های گذشته را مرور کند و بفهمد کدام واکنش‌ها از دل ترس شکل گرفته‌اند و کدام‌ها از دلِ نیاز.

اگر برای درک لمس کردن لایه‌های پنهان روان رنجور خود، به دنبال یک نورِ جان‌بخش هستید و اگر بهترین ترجمه از اثر پرفروش مگ جوزفسون را جستجو می‌کنید، خرید کتاب از دستم ناراحتی؟ انتشارات کتابراه را به شما پیشنهاد می‌کنیم. این کتاب کمک می‌کند بفهمید چرا سال‌هاست درگیر نگرانی‌های بیهوده‌اید، چرا ترس از طرد شدن این‌قدر قدرتمند است و چگونه می‌توان از چرخه‌‌ای که زندگی‌تان را محدود کرده بیرون آمد.

جوایز و افتخارات کتاب از دستم ناراحتی؟

  • پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز
  • پرفروش‌ترین کتاب سایت آمازون
  • انتخاب‌شده به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های سال توسط مجله‌ی نیویورک
  • نامزد جایزه بهترین کتاب گودریدز در بخش غیرداستانی به انتخاب کاربران

نکوداشت‌های کتاب از دستم ناراحتی؟

  • پس از خواندن کتاب‌‌های بسیار در حوزه‌ی خودسازی و توسعه‌ی فردی، باید بگویم که این مفیدترین اثری بود که در دست گرفتم. بعد از یک عمر زندگی در حالت آماده‌باش، این اولین کتابی بود که یک راه عملی واقعی پیش پایم گذاشت؛ ممنونم. (کاربر آمازون)
  • برای هر کسی که ترس از قضاوت دیگران رهایش نمی‌کند، این کتاب فوق‌العاده است. بسیار خوش‌خوان و قابل فهم؛ هنگام خواندنش نکات بسیاری درباره‌ی خودم یاد گرفتم و واقعاً پیشنهاد می‌کنم آن را تهیه کنید. (کاربر گودریدز)
  • خیلی آموزنده بود! احتمالاً دوباره هم بخوانمش. اگر می‌خواهید درباره‌ی واکنش‌های ناشی از تروما، تأثیر آن بر خودتان و اطرافیان‌تان و راه‌هایی برای مدیریت این وضعیت بیشتر یاد بگیرید، حتماً این کتاب را بخوانید. (کاربر گودریدز)

کتاب از دستم ناراحتی؟ برای شما مناسب است اگر

  • اضطراب اجتماعی دارید و کوچک‌ترین تغییر در لحن یا رفتار دیگران، ذهن‌تان را وارد چرخه‌ی حدس و نگرانی می‌کند.
  • برای ایجاد مرزبندی در روابط به یک راهنمای کاربردی نیاز دارید.
  • ترس از قضاوت دیگران همراه همیشگی‌تان بوده و تصمیم‌هایتان بیشتر بر اساس «دیگران چه فکر می‌کنند؟» گرفته شده تا «من چه می‌خواهم.»

در بخشی از کتاب از دستم ناراحتی؟: چطور از تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران دست بکشیم می‌خوانیم

وقتی سوفی بزرگ می‌شد، خواهر کوچک‌ترش با ناتوانی‌های شدید یادگیری همراه با مشکلات سلامت روان دست‌وپنجه نرم می‌کرد. خلق‌وخوی خواهرش پیش‌بینی‌ناپذیر بود و بیشتر زمان و انرژی والدینش صرف رسیدگی به نیازهای خواهرش می‌شد و مدام در این فکر بودند که مبادا آرامش او به‌ هم بخورد. تمام آرزوی سوفی خانه‌ای آرام و اندکی از مراقبتی بود که از خواهرش می‌شد، در نتیجه مدام از خود می‌پرسید: «چطور می‌تونم خواهرم و در نتیجه والدینم رو خوشحال کنم؟» والدینش هر بار که با هم فیلم می‌دیدند می‌گفتند: «بذار خواهرت انتخاب کنه.» و برنامه‌های تفریحی خانواده همیشه حول علایق و خواسته‌های خواهرش می‌چرخید. در موارد نادری که سوفی با دوستانش بیرون از مدرسه وقت می‌گذراند، اغلب با تماسی مواجه می‌شد که می‌گفت: «باید بیای خونه و از خواهرت مراقبت کنی. حالش خوب نیست.» سوفی خواهرش را دوست داشت و هر کاری برایش می‌کرد؛ فقط متوجه نبود که در این مسیر چقدر از خودِ واقعی‌اش فاصله گرفته است.

سوفی دریافت که امنیتش در این است که نقش مراقبت‌کننده را بر عهده بگیرد. کودک فقط‌وفقط می‌خواهد احساس امنیت کند و حس کند دیگران دوستش دارند و سوفی با کمک کردن به دیگران به این احساسات می‌رسید. او نقش درمانگر را برای والدینش بازی کرد؛ به غرغرهایشان دربارۀ یکدیگر، به مشکلات روزمره‌شان، دغدغه‌های سلامت روان خودشان و حتی جزئیات زخم‌های کودکی‌شان گوش می‌داد. او هیچ‌وقت دربارۀ مشکلات خودش صحبت نمی‌کرد، چون نمی‌خواست بار مسئولیت‌هایشان را بیشتر کند. در خانه هر کاری از دستش برمی‌آمد می‌کرد، به این امید که بتواند فرصتی فراهم کند تا والدینش بتوانند با او وقت بگذرانند.

 

 

منبع : کتابراه
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه