ارسال به دیگران پرینت

محمدرضا اسلامی:

سکوت سیلیکون‌ولی در روزهای بحران | وقتی محکوم نکردن حمله به زیرساخت‌ها، خود به یک موضع

| محمدرضا اسلامی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در یادداشتی با عنوان «سکوت محض در سیلیکون‌ولی» به واکنش ایرانیان فعال در حوزه فناوری نسبت به حملات اخیر به زیرساخت‌های جنوب ایران پرداخته و سکوت بخشی از چهره‌های شناخته‌شده سیلیکون‌ولی را مورد نقد قرار داده است. او در این یادداشت با طرح دو پرسش، نسبت میان وطن‌دوستی، کنش سیاسی و مسئولیت اجتماعی نخبگان فناوری را به چالش کشیده و معتقد است که سکوت در برابر حمله به زیرساخت‌های کشور، خود نوعی موضع‌گیری سیاسی محسوب می‌شود.

سکوت سیلیکون‌ولی در روزهای بحران | وقتی محکوم نکردن حمله به زیرساخت‌ها، خود به یک موضع

محمدرضا اسلامی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در یادداشتی با عنوان «سکوت محض در سیلیکون‌ولی» به واکنش ایرانیان فعال در حوزه فناوری نسبت به حملات اخیر به زیرساخت‌های جنوب ایران پرداخته و سکوت بخشی از چهره‌های شناخته‌شده سیلیکون‌ولی را مورد نقد قرار داده است. او در این یادداشت با طرح دو پرسش، نسبت میان وطن‌دوستی، کنش سیاسی و مسئولیت اجتماعی نخبگان فناوری را به چالش کشیده و معتقد است که سکوت در برابر حمله به زیرساخت‌های کشور، خود نوعی موضع‌گیری سیاسی محسوب می‌شود.

سیزده شب زیربناهای جنوب ایران زیر بمباران بیرحمانه قرار گرفت. نیروی مهاجم به ایران به صراحت و روشنی گفت که در این حملات، تنها «اهداف نظامی» نیستند بلکه زیرساخت‌های حیاتی کشور هدف بمباران هستند. برج مراقبت فرودگاه چابهار، تأسیسات حمل‌ونقل، پل‌ها، دکل‌های مخابراتی و بخش‌هایی از زیرساخت‌هایی که به مردم عادی خدمت می‌کنند، هدف قرار گرفتند ولی از ایرانیان مقیم سیلیکن‌ولی صدایی برنخاست. 

 دیدن چنین صحنه‌هایی در جنوب کشور، برای هر ایرانی که اندکی احساس تعلق به این سرزمین داشته باشد، دردناک است.

اما آنچه بیش از خود این حملات تکان‌دهنده بود، سکوت بخش قابل توجهی از ایرانیان فعال در حوزه تکنولوژی در سیلیکون‌ولی بود؛ افرادی که در ماه‌های گذشته تقریباً هر روز درباره آینده سیاسی ایران، دموکراسی، آزادی و حمایت از رضا پهلوی (به شکل‌رگباری) محتوا تولید می‌کردند. با این حال، هنگامی که زیرساخت‌های کشورشان هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از آنان حتی حاضر نشدند یک جمله ساده بنویسند: «حمله به زیرساخت‌های ایران محکوم است.»

این سکوت، اتفاقی نیست. سکوت نیز یک موضع سیاسی است.

دو پرسش از ایرانیان سیلیکون‌ولی مطرح است:

۱- نخستین پرسشی که این رفتار آنها ایجاد می‌کند، این است که آیا دغدغه اصلی این افراد واقعاً «ایران» است یا صرفاً تغییر «حکومت»؟ این دو، یکی نیستند. کسی که برای ایران فعالیت می‌کند، تخریب زیرساخت‌های کشور، آسیب دیدن مردم و ضربه خوردن به سرمایه ملی را، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، محکوم می‌کند. اما اگر همه حساسیت‌ها فقط تا جایی ادامه داشته باشد که به «پروژه تغییر حکومت»بیندیشد، آن‌گاه باید پذیرفت که «اولویت او ایران نیست»؛ بلکه اولویت پروژه سیاسی مورد علاقه‌ی فرد است.

می‌توان با حکومت یک کشور مخالف بود و در عین حال، حمله به زیرساخت‌های کشور را محکوم کرد. این دو هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. اتفاقاً وطن‌دوستی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ آنجا که منافع ایران را از امر سیاسی تفکیک کنیم.

۲- نکته دوم، مسئله‌ای است که شاید سال‌ها درباره آن کمتر صحبت شده است: موفقیت در فناوری، لزوماً به معنای بلوغ سیاسی و اجتماعی نیست. بسیاری از ایرانیان موفق در سیلیکون‌ولی، بدون تردید از برجسته‌ترین متخصصان ریاضیات، مهندسی و علوم کامپیوتر هستند و دستاوردهای ارزشمندی دارند. اما تجربه این سال‌ها نشان داده است که توانایی ساخت یک استارتاپ‌ چند میلیون دلاری (یا طراحی پیچیده‌ترین سامانه‌های هوش مصنوعی)، الزاماً به معنای درک پیچیدگی‌های تاریخی، اجتماعی و سیاسی سرزمین ایران نیست.

در واقع، یکی از خطاهای رایج نخبگان فناوری، این تصور است که چون در حل مسائل مهندسی موفق بوده‌اند، پس می‌توانند مسائل چندلایه یک جامعه نَود میلیونی را نیز با همان نگاه خطی و ساده‌انگارانه تحلیل کنند. زیستن در فضای گلخانه‌ای باعث می‌شود تا افراد فراموش کنند که سیاست، الگوریتم نیست. جامعه، کد نرم‌افزار نیست. ایران، مسئله‌ای نیست که با چند نمودار، چند توییت یا چند شعار قابل حل باشد.

اتفاقات اخیر این شکاف را آشکارتر از همیشه نشان داد. بسیاری از کسانی که ماه‌ها خود را دلسوز ایران معرفی می‌کردند، در آزمونی بسیار ساده مردود شدند؛ آزمونی که حتی نیازمند هزینه دادن نبود. نه انتظار می‌رفت موضعِ پیچیده‌ای بگیرند و نه بیانیه‌ای طولانی منتشر کنند. تنها انتظار این بود که حمله به زیرساخت‌های کشورشان را محکوم کنند. همین. 

اما سکوت کردند.

و سکوت، همیشه بی‌طرفی نیست؛ گاهی بیانگر اولویت‌های واقعی انسان است. چنین وانمود کردند که گویی ۱۳ شب بمباران زیرساخت جنوب امر مهمی نیست.

این روزها، بسیاری از چهره‌های فعال ایرانی در حوزه فناوری، ناخواسته برای خود کارنامه‌ای به جا گذاشتند؛ کارنامه‌ای که نشان می‌دهد میان شعارهای وطن‌دوستانه و واکنش در لحظات حساس، فاصله‌ای جدی وجود دارد. اعتماد عمومی نه با هشتگ ساخته می‌شود، نه با ویدئوهای پرمخاطب و نه با دنبال‌کننده‌های شبکه‌های اجتماعی. اعتماد، در لحظه‌ای ساخته می‌شود که منافع سرزمین و تمدن ایران، بدون هیچ قید و شرط سیاسی، بر هر ملاحظه دیگری مقدم شمرده شود.

شاید سال‌ها بعد، کسی تعداد توییت‌ها، لایک‌ها یا مصاحبه‌های این افراد را به خاطر نیاورد؛ اما «غیبت صغری» و سکوتشان در روزهایی که زیرساخت‌های جنوب ایران بیرحمانه هدف حمله قرار گرفت، در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی خواهد ماند.

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه