زهرا داوود نژاد
زهرا داودنژاد بازیگر: کسی که ۴۷ سال ایران نبوده است، چگونه جزو مردم ایران محسوب میشود؟
زهرا داودنژاد بازیگر: کسی که ۴۷ سال ایران نبوده است، چگونه جزو مردم ایران محسوب میشود؟
زهرا داودنژاد بازیگر: کسی که ۴۷ سال ایران نبوده است، چگونه جزو مردم ایران محسوب میشود؟
زهرا داودنژاد بازیگر سینما با اشاره به اتحاد و همدلی مردم ایران گفت که کشور ما سرزمین عشقپروری است.
زهرا داودنژاد بازیگر سینما در گفتگو با مهر درباره این روزهای وطن عنوان کرد: به نظرم میرسد که در حال حاضر، مادرمان ایران، همچون مادری باردار، در حال تحمل دردهای زایمان است. این دردها برای تولدی دوباره است؛ تولد عشق، یکپارچگی، محبت، صداقت، شادی، برکت، ثروت، اعتماد، امنیت و تمامی مفاهیم والا. ما در حقیقت در حال گذر از این برهه تاریخی هستیم.
وی افزود: از منظر شخصی، وقتی این روزها را تعریف میکنم و واکنش مردم را در شرایط کنونی میبینم، بیشتر به این درک میرسم که چه ویرانیهایی را در درون خود ایجاد کردهایم. همچنین به ارزش چیزهایی پی میبرم که تا پیش از این وجود داشتند، اما به آنها توجه نمیکردیم؛ چیزهایی مانند همدلی و همراهی.این بازیگر با طرح این پرسش که آیا جنگ ۱۲ روزه به ما اثبات نکرد که از چه همبستگی و وحدت ملی برخورداریم، گفت: در هر شکل و فرمی، فارغ از موافقت یا مخالفت با نظام، صرفنظر از موضع خاکستری، ممتنع یا خنثی، همه مردمی که در این کشور زندگی میکنند و جمعیت ۹۰ میلیونی این سرزمین را تشکیل میدهند، مردم ایران هستند.
باید توجه داشت که ما به چه کسی «مردم ایران» میگوییم. فردی که در خارج از ایران زندگی میکند یا کسی که ۴۷ سال از عمرش را در ایران نبوده است، چگونه می شود جزو مردم ایران محسوب شود؟ ایران یک چیز است و در ایران زندگی زندگی و کارکردن و ایرانی بودن چیز دیگر.
من معتقدم همه ما به عنوان ایرانی، در دامن مادرمان ایران جای داریم. اما مردم ایران کسانی هستند که خوب و بد این مملکت را گردن گرفته اند و در این کشور کار و زندگی میکنند؛ یعنی حتی اگر این کشور جهنم باشد، مردمانش در این جهنم در حال زندگی هستند. مردمی را که خارج از این مرزها کار و زندگی می کنند، اگر چه ایرانیالاصل باشند، چگونه می توان جزو مردم ایران به شمار آورد؟داودنژاد تصریح کرد: نکته بعدی این است که باید دریابیم این همدلی در جنگ ۱۲ روزه متجلی شد و دولت و حاکمیت نیز آن را دریافت کردند. امروز باید فهمید که این ملت، چه ملت عشقپروری است. به ما میگویند ملت شهیدپرور و شهید کسی است که شاهد عشق است و جانش را برای شهادت در راه عشق و شاهد بودن بر عشق فدا میکند. ما ملت عشقپروریم.
بنابراین ملت ایران، در این خاک نفس میکشد، در این آب نفس میکشد و در این زیستبوم زندگی میکند. این ملتی است که خورشید عشقش در حال تابیدن و بیدار شدن از دل مردم، از خرد جمعی و باطن جمعی ۹۰ میلیونی است؛ بذرهایی که در این خاک و با خون فرزندان این سرزمین آبیاری شدهاند، بله با عشق.بسیاری هستند که چشم خود را بر این نور میبندند یا اساساً کورند و آن را نمیبینند. تا زمانی که این خورشید عشق جمعی طلوع نکند و بیدار نشود، جنگ ها اجتناب ناپذیر است.
وی با اشاره به لزوم حفظ اتحاد و همدلی مردم پس از پایان جنگ اظهار کرد: اکنون در این مقطع، حقانیت افرادی که در داخل کشور و در اقصی نقاط آن جانشان را فدا میکنند، برای دولت و حاکمیت روشن شده است.
خود حاکمیت نیز این پیروزی را ناشی از همین همدلی و اتحاد میداند و این حمایت عظیم در داخل کشور برای حفظ همبستگی ملی در جریان تحقق است؛ نه حمایتی صرفاً جناحی، دولتی یا حکومتی، چرا که تکتک افراد در این زمینه، خود یک ایران هستند.من به تنهایی یک ایرانم، جدا از کشورم نیستم. من یک ایرانم، زیرا خون، پی، ریشه، نیاکان، آباء و زیست و نفس من با این سرزمین یکی است. پس من خود یک سرزمین هستم و این جمعیت نیز خود یک سرزمین است.
داودنژاد تاکید کرد: این جنگ نیز همچون جنگ ۸ ساله دفاعی مقدس است. ما در واقع جنگ نمیکنیم بلکه دفاع میکنیم و برای همین ملت ایران مدافع سلحشوران خود است.
وی ادامه داد: پس از جنگ ۱۲ روزه، اندکی فضا متعادلتر شد و از شدت گیر دادنها، زد و بندها و مانند آن کاسته شد. سوال من اینجاست که آیا تغییری حاصل شد یا اوضاع بدتر هم شد؟ به نظرم ما قدر یکدیگر و قدر دستاوردهایمان را ندانستیم و دوباره کم و بیش همان ایدئولوژیهای پیش از جنگ، همان چهارچوببندیهای متعصبانه و خشک حاکم شد.این بازیگر گفت: فراموش نکنیم این اتحاد و همدلی متعلق به همان مردمی است که در این سرزمین زندگی میکنند و جنگ ۸ ساله را با جلوگیری از اشغال کشورشان به پایان رساندند. این جنگ نیر به امید خدا با پیروزی دیگری پایان خواهد یافت، اما مهم چگونگی بودن ما و رفتارها، کنشها و واکنشهای ما نسبت به یکدیگر پس از این جنگ است.
اگر در این جنگ، همدلی به این معناست که من دست تو را بگیرم، بیشتر به فکر سیر شدن شکم تو باشم تا شکم خودم، به فکر پناه تو باشم تا پناه خودم، اگر ما این را در همین ۲۰ سال اخیر دریافته بودیم و به اجرا درآورده بودیم، هرگز کار به اینجا نمیکشید.
داودنژاد بیان کرد: البته الان جنگ، جنگ موشک و بمب نیست؛ جنگ دولتها هم نیست. جنگ برای تحولی است که در باطن این عصر، زمان و زیست جهانمان در حال رخ دادن است.
این بازیگر در پایان عنوان کرد: با توجه به تمام روایتهایی که مد نظر دارم، باور من این است که این بار، تحولی که در حال وقوع است، تحول از دولتی به دولت دیگر یا از شخصی به شخص دیگر نیست. در واقع، این تحول یک ملت و بخشی غفلتزده، قدرنشناس و ناسپاس از آن به سوی یک ملت آگاه، بینا، شکرگزار و قدرشناس است. از نظر من، این تحول در حال رخ دادن است.
دیدگاه تان را بنویسید