ارسال به دیگران پرینت

تنگه هرمز

رابرت مالی: توافق درباره تنگه هرمز، محتمل‌ترین راه خروج از بحران است

| رابرت مالی، رئیس پیشین تیم مذاکره‌کننده آمریکا در دولت بایدن، با اشاره به افزایش تنش‌ها میان ایران و آمریکا، اعلام کرد که ایجاد یک توافق عملی درباره تنگه هرمز از سوی میانجی‌ها می‌تواند محتمل‌ترین مسیر برای خروج از بحران باشد.

رابرت مالی: توافق درباره تنگه هرمز، محتمل‌ترین راه خروج از بحران است

رابرت مالی، رئیس پیشین تیم مذاکره‌کننده آمریکا در دولت بایدن، با اشاره به افزایش تنش‌ها میان ایران و آمریکا، اعلام کرد که ایجاد یک توافق عملی درباره تنگه هرمز از سوی میانجی‌ها می‌تواند محتمل‌ترین مسیر برای خروج از بحران باشد. او هشدار داد وجود جریان‌هایی در دو کشور که معتقدند می‌توان هزینه‌های تشدید درگیری را تحمل کرد، چشم‌اندازی نگران‌کننده ایجاد کرده است.رابرت مالی در مورد درگیری‌ها میان ایران و آمریکا نوشت: در هر دو طرف، گروه‌هایی وجود دارند که معتقدند می‌توانند هزینه‌های تشدید تنش را تحمل کنند و مهم‌تر از آن، باید این توان را به طرف مقابل ثابت کنند؛ چشم‌انداز نگران کننده است.

به گزارش انتخاب، رابرت مالی رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکا در دوره بایدن نوشت:

چند نکته درباره اینکه آمریکا و ایران چگونه به این نقطه رسیدند:

۱. باید به خاطر داشت که این جنگ بر سر موضوعی در جریان است ــ یعنی وضعیت تنگه هرمز ــ که پیش از جنگ قبلی اساساً محل اختلاف نبود. به عبارت دیگر، جنگ امروز بدون جنگ قبلی رخ نمی‌داد؛ جنگی که اساساً نباید اتفاق می‌افتاد.فروپاشی تفاهم‌نامه (MoU) نشان‌دهنده نگارش بسیار ضعیف و مبهم آن است. به‌ویژه بند پنجم درباره تنگه هرمز آن‌قدر کلی و مبهم تنظیم شده که می‌توان «یک کامیون ــ یا حتی یک ناو هواپیمابر ــ را از میان آن عبور داد»؛ به این معنا که واشنگتن و تهران هر کدام با استناد به بخش‌های متفاوت همان بند، برداشت‌هایی کاملاً متضاد از آن ارائه می‌کنند.

۳. این فروپاشی همچنین بازتاب ارزیابی‌های کاملاً متفاوت دو طرف درباره اهرم فشار و توان تحمل بازگشت به جنگ است. ایران معتقد است آمریکا زیر فشار افزایش شدید قیمت نفت و آشفتگی بازارها زودتر عقب‌نشینی خواهد کرد. در مقابل، آمریکا بر این باور است که ایران با کاهش منابع مالی و تخریب بیشتر زیرساخت‌هایش زودتر تسلیم می‌شود. دست‌کم یکی از دو طرف در حال اشتباه محاسباتی است؛ و احتمالاً هر دو.

۴. در نهایت، این وضعیت بازتاب مشکلات ساختاری در هر دو کشور است. در تهران، نشانه‌هایی از شکاف دیده می‌شود؛ میان کسانی که می‌خواهند دستاوردهای میدان نبرد را از طریق دیپلماسی به نتیجه برسانند و کسانی که معتقدند آتش‌بس خیلی زود برقرار شد، پیش از آنکه آمریکا واقعاً هزینه اقتصادی جنگ را احساس کند، و در هر صورت نیز نمی‌توان به تعهدات آمریکا اعتماد کرد. در واشنگتن نیز نشانه‌های مداومی از دوگانگی در خود ترامپ دیده می‌شود؛ گاهی نگران هزینه‌های اقتصادی جنگ است و گاهی به‌سادگی آن‌ها را نادیده می‌گیرد.

محتمل‌ترین راه خروج از بحران این است که میانجی‌ها بر سر نوعی توافق عملی (modus vivendi) درباره تنگه هرمز توافقی ایجاد کنند؛ به این صورت که ایران حملات به کشتی‌های تجاری را متوقف کند و آمریکا نیز تلاش‌های خود برای توسعه مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل به‌منظور کاهش وابستگی به تنگه را محدود سازد.

اما اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، چشم‌انداز نگران‌کننده است: در هر دو طرف، گروه‌هایی وجود دارند که معتقدند می‌توانند هزینه‌های تشدید تنش را تحمل کنند و مهم‌تر از آن، باید این توان را به طرف مقابل ثابت کنند؛ ایران ممکن است وسوسه شود دامنه درگیری را با حمله به اهداف منطقه‌ای بیشتر و حیاتی‌تر گسترش دهد و ترامپ نیز ممکن است به تشدید بیشتر کارزاری روی آورد که از همین حالا نیز از منظر حقوقی فاقد مشروعیت توصیف می‌شود.

منبع : انتخاب
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه