|
کد‌خبر: 246853

راضیه سعیدی

سالِ جدید، قرنِ جدید و مهرِ جدید!

بیاییم در این روزهای سرد، با نگاه و لبخندی جان یکدیگر را گرم کنیم، شاید سال جدید هم مهربان‌تر شد!

سالِ جدید، قرنِ جدید و مهرِ جدید!

بیاییم در این روزهای سرد، با نگاه و لبخندی جان یکدیگر را گرم کنیم، شاید سال جدید هم مهربان‌تر شد!

راضیه سعیدی

دانش‌آموخته ادبیات و فعال فرهنگی

یک سال دیگر هم کوله ‌بار بسته و عزم رفتن دارد و کم‌کم باید مثل همیشه به استقبال سال جدید و عید بزرگ نوروز برویم، اما دیگر شور‌و‌حال و اشتیاق گذشته برای چیدن هفت‌سین جدید را، در چهره‌ی شهر و مردم شهرم نظاره‌گر نیستم.

یادش‌بخیر قدیم‌ها از اواسط بهمن تمام کوی و برزن این شهر رنگ و بویی متفاوت می‌گرفت؛ رنگ و بوی دل‌خوشی و امید؛ امید به روزهای روشن و گرم بهار.

بچه‌ها در رویای خرید کفش و لباس جدید و بزرگترها در تکاپوی نونوار کردن منزل و مهیا شدن برای پذیرایی از مهمانان عید بودند؛ و چه دلی می‌برد عمو نوروز کهنسال از همه! چقدر لحظه‌های شیرین و ناب برای‌مان رقم می‌زد و چقدر جشن و شادی و آشتی‌کنان به راه می‌‌انداخت.

اما این روزها، نمی‌دانم عمو نوروز دیگر رمقی برایش نمانده تا آهنگی جدید برای شادی‌مان بنوازد یا اینکه ما دیگر رمقی برای پایکوبی و دست‌افشانی نداریم که اینقدر درگیر روزمرگی‌های کسالت‌بار شدیم و ذوق و شوق برای دلخوشی‌های ساده و کوچک‌مان را به باد فراموشی سپرده‌ایم.

شاید هم نه ما مقصریم نه عمو نوروزی که قرن‌ها برای‌مان شادی و شعف به ارمغان آورده؛ شاید مقصر اصلی تلخی نامطبوع این روزهاست که گویا با شهد هیچ پیام و کلام امیدوارکننده‌‌ای شیرین نمی‌شود و هرچه تلاش می‌کنم به عزیزانم از امید و آمدن روزهای خوب بگویم و دل‌گرمی ببخشم، با لبخندی سرد‌تر از هوای این روزها رو‌به‌رو می‌شوم و در دل، به حالشان حق می‌دهم.

حق می‌دهم به مردی که قبل از سپیده‌دم از خانه خارج می‌شود و پاسی از شب گذشته به خانه بر‌می‌گردد و شب هم شاید از فرط خستگی تلاش روز، خواب آرامی را تجربه نمی‌کند، با این احوال باز هم هر لحظه دلهره‌ی یک خواهش کوچک و معقول از طرف فرزند یا همسرش کام جانش را تلخ می‌کند، که مبادا از عهده بر‌نیاید؛ و این غمی گران‌بار است برای یک مرد!

حق می‌دهم به زنی که کالکشن‌های پر‌زرق‌و‌‌برق بهاری را در اینستاگرام یا در خیابان می‌بیند و چشم می‌بندد و شک ندارم که در دل آرزوی داشتن یک‌یک آنها را دارد.

این روزها مردم من کمتر به رویا و آرزوهای‌شان فکر می‌کنند، چراکه بیشتر مردم ناتوان در برآوردن نیازهای اولیه‌ی زندگی هستند، چه برسد به رویا و آرزو!

کاش در این روزهای سرد، با کوچکترین کاری که از ما بر می‌آید، خود به داد هم برسیم و به یکدیگر دل‌گرمی هدیه کنیم. مهربانی بی‌هزینه‌ترین هدیه است که با یک لبخند که حال خود آدم را هم خوب می‌کند، می‌توانیم به یکدیگر بدهیم؛ تا تحمل این حال و احوال ناخوش برای همه آسان‌تر آید.

 امید که روزهای گرم و روشن‌تری از راه برسند.

source: ۵۵ آنلاین