|
کد‌خبر: 243037

ادعای روزنامه اسرائیلی جروزالم پست: نتیجه بحران اکراین، می تواند تهران را برای حملات بیشتر به اسرائیل تشویق کند

بحران اوکراین نشان می‌دهد که چگونه دولت‌های بزرگ غربی با احتمال درگیری بین یک رقیب همتراز ایالات متحده و یک کشور بزرگ دیگر برخورد می‌کنند. این بحران، از این نظر، تصویری از چگونگی بروز تعارضات آینده را ترسیم می کند.

ست فرانتزمان در روزنامه اسرائیلی جروزالم پست  نوشت: بحران اوکراین نشان می‌دهد که چگونه دولت‌های بزرگ غربی با احتمال درگیری بین یک رقیب همتراز ایالات متحده و یک کشور بزرگ دیگر برخورد می‌کنند. این بحران، از این نظر، تصویری از چگونگی بروز تعارضات آینده را ترسیم می کند.

در ادامه این مطلب آمده است: چگونگی حل بحران اوکراین تنها یک جنبه از این موضوع است. اگر روسیه به اوکراین حمله کند و غرب از اوکراین حمایت به عمل آورد، ممکن است تشدید درگیری را شاهد باشیم. نتیجه آن درگیری مهم است. اما همچنین مهم است که روسیه به سرعت به پیروزی برسد یا هیچ اتفاقی نیفتد.

این برای خاورمیانه مهم است. نتیجه بحران اوکراین می‌تواند به ایران نشان دهد که می‌تواند حملات نیابتی بیشتری را در منطقه تشویق کند. احساس معافیت جهانی از تهاجمات و حملات و این تصور که نظم جهانی به رهبری ایالات متحده در هم شکسته شده است، می تواند به دشمنان اسرائیل کمک کند.

نحوه ی برخورد کشورهای بزرگی مانند چین با این بحران، نشان دهنده ی اهمیت آن است. به طور خلاصه، چین نگران به نظر نمی رسد. ترکیه که به اوکراین هواپیماهای بدون سرنشین می فروشد اما در سوریه با روسیه همکاری می کند، نگران به نظر نمی رسد. ایران نگران نیست.

اتحاد اقتدارگرایانه چین، روسیه، ایران و ترکیه که اغلب برای به چالش کشیدن منافع آمریکا و غرب با یکدیگر همکاری می کنند، بخشی از نظم نوظهور جهانی است. این نظم عمدتاً برای به چالش کشیدن هژمونی جهانی ایالات متحده در دهه 1990 پدیدار شد. سمبل این همکاری در مجامع مختلف مانند روند آستانه در مورد جنگ داخلی سوریه و سازمان همکاری شانگهای مشخص است.

واکنش غرب به بحران اوکراین عمدتاً بیانیه، ارسال مقداری سلاح و سپس اخراج کارکنان سفارت بوده است. پیام واضح است. در حالی که روسیه ممکن است برخی سخنان تند و حتی تحریم ها را دریافت کند، ایالات متحده و دیگران به سرعت پست های دیپلماتیک خود را در کیف جمع و پرسنل خود را به لهستان یا جاهای دیگر منتقل می کنند.

به نظر می رسد که این اقدامات به نوعی به مثابه ی چراغ سبز بیشتر به یک بحران است. این که ببینیم همه کارکنان دیپلماتیک خارجی فرار می کنند، باعث ایجاد اعتماد به نفس نمی شود. به یک معنا، این اقدامات یک واقعیت انجام شده را تصدیق می کند و گویی تهاجم قبلاً اتفاق افتاده است.

آیا روسیه بدون اینکه واقعاً کاری انجام دهد، پیروز شده است؟

شواهد قانع کننده ای وجود دارد که نشان می دهد مسکو توانسته است از ایالات متحده و ناتو پیشی بگیرد. روسیه نشان داده است که اعمال فشار در قالب افزایش نیرو می‌تواند باعث ایجاد وحشت در مقامات غربی شود و آنان را وادار کند که یا با مسکو تماس بگیرند یا در محافل مختلف درباره آنچه باید انجام شود، بحث کنند.

در حالی که ایالات متحده و بریتانیا در مورد نیاز به دفاع از اوکراین بسیار قوی به نظر می رسند، متحدان آنها در ناتو کار زیادی انجام نداده اند. کشورهایی که قبلا در مدار اتحاد جماهیر شوروی یا نزدیک به مرز روسیه بودند، مانند لهستان و کشورهای حوزه بالتیک، محکم ایستاده‌اند، اما مشخص نیست کشورهایی مانند اسپانیا یا ایتالیا چه خواهند کرد.

این شرایط به ما امکان می دهد نگاهی اجمالی به آنچه در آینده ممکن است رخ دهد، داشته باشیم. به طور فزاینده‌ای واضح است که نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین که با اصطلاح نظم جهانی نوین از آن یاد می شود و وضعیت پس از جنگ خلیج‌فارس را تشکیل می‌دهد، تا حد زیادی در حال فروپاشی است.

جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا معتقد بود که ایالات متحده در پایان جنگ سرد می تواند این دستور کار را اجرا کند. با این حال، حوادثی مانند سقوط شاهین سیاه در سومالی، شکست در عراق و سپس فروپاشی افغانستان تا حد زیادی نشان داد که ایالات متحده واقعاً نمی‌تواند نظم جهانی را برقرار کند، چه رسد به اینکه در جنگ علیه تروریسم پیروز شود. این بدان معناست که ایالات متحده از وضعیت مداخله بشردوستانه و پلیس جهانی در دهه 1990 به سمت عملیات ضد تروریسم با تمرکز محدود حرکت کرده است.

در این مسیر، بسیاری از کشورها از فرصت استفاده کردند تا از به هم ریختگی وضعیت ایالات متحده در مکان هایی مانند افغانستان و تمایل مردم آمریکا برای پایان دادن به جنگ های بی پایان استفاده کنند. آنها که شامل روسیه و چین می شوند، قدرتمندتر شده اند.

روسیه نشان داده است که می تواند قوانین خود را در قفقاز اجرا کند و همچنین نیروهای خود را به سوریه اعزام کرده است. این کشور در لیبی و آفریقا مداخله کرده است و به طور فزاینده ای سلاح های خود را در سراسر خاورمیانه و آفریقا می فروشد.

در همین حال، ایالات متحده تا حد زیادی درگیر نزاع های داخلی است و نظرسنجی در مورد حمایت از اوکراین در ایالات متحده نشان می دهد که آمریکایی ها دچار اختلاف شده اند. آنها واقعاً خواهان دخالت در یک جنگ خارجی دیگر نیستند. روسیه نیز می تواند این نظرسنجی ها را ملاحظه کند و مدنظر قرار دهد.

این بدان معناست که بحران اوکراین می تواند به عنوان نقطه عطفی، حداقل به صورت نمادین، در مورد چگونگی تغییر نظم جهانی باشد. با این حال، این شرایط می تواند نشان دهد که تهدیدات روسیه و حتی تهاجم مدنظرش، آن طور که مسکو برنامه ریزی کرده است پیش نخواهد رفت.

اگر روسیه به مشکل برخورد کند، این امر می‌تواند به تمایل ایالات متحده برای حرکت به سمت رقابت نزدیک با همتایانش دامن بزند و می‌تواند به افزایش هزینه‌های دفاعی هنگفتی از سوی واشنگتن در زمینه ی سیستم‌ها و پلتفرم‌های جدید برای مقابله با مسکو منجر شود. این شرایط می تواند منجر به بیدار شدن ایالات متحده از خواب آشفتگی داخلی و ناخوشی ناشی از بیماری همه گیر شود.

این مسائل برای خاورمیانه اهمیت دارد. ایالات متحده شریک اصلی کشورهای منطقه و متحد اسرائیل و دیگر دولت ها است. با این حال، ایالات متحده خواستار خروج از منطقه و کاهش حضور در آن است. هر زمان که ایالات متحده سیگنال خروج را می دهد، این امر باعث ایجاد هرج و مرج می شود و همچنین ایران و دیگران را به فعالیت بیشتر در منطقه دعوت می کند.

اینها معمولاً نتایجی هستند که می توانند به اسرائیل آسیب بزنند، زیرا ایران نیروهایی را هدایت می کند که ضد اسرائیل هستند. نیروهای نیابتی ایران همچنین شرکای صلح جدید اسرائیل در خلیج فارس را هدف قرار می دهند. بنابراین، بحران اوکراین می تواند پیامدهایی داشته باشد که بر اسرائیل تأثیر بگذارد.

روسیه لزوما مشکل اصلی نیست و به طور کلی با اسرائیل کنار می آید. چین نیز با اسرائیل تجارت دارد. اما سؤالات اساسی در مورد اینکه بحران اوکراین چگونه ممکن است به تجاوز ایران در منطقه دامن بزند، وجود دارد. اگر تهران ببیند که روسیه برای تهاجم چراغ سبز گرفته است، ممکن است فکر کند که می تواند حملات خود را افزایش دهد.

source: انتخاب