جشنواره قصهگویی و آقای حکایتی
همكاری دلچسب من با جشنواره بینالمللی «قصهگویی» تمام شد.
۵۵آنلاین :
همه آنچه در این سالها بهعنوان تجربه یاد گرفته بودم، همه آنچه توان داشتم و همه انرژیام را در این شش ماه گذاشتم تا جشنوارهای كه بیست دوره در سكوت معنادار برگزار میشد، تبدیل به یك اتفاق شود. یک كلاغ، كه آخر هم برایش اسم انتخاب نكردیم، نماد جشنواره امسال بود. از همان روز اول كه «سهیل نوری» پوستر جشنواره را طرح زد، این كلاغ جان گرفت و شد عزیز همه ما.ع زیز همه خانواده كانون پرورش فکری کودک و نوجوان تا روز آخر. برای همین دلم میخواست، در پایان تجربهای سنگین بهعنوان دبیر اجرایی جشنواره، از كلاغی یاد كنم كه همه این ماهها، همراه بود و بیآزار و بیاذیت و سنگاندازی و حسادت و فلان و بهمان رشد كرد و جز همراهی كاری نكرد.ممنونم از دوست قدیمی و رفیق حالا و امروز محمدرضا زمردیان كه بهعنوان معاون فرهنگی كانون، تمام و كمال اعتماد كرد و حمایت كرد تا روز آخر و خاطره خوب همكاری را برایم به جا گذاشت. ممنونم از خانواده كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، فاضل نظری عزیز و همه و همه كه عاشقانه پای بهتر برگزارشدن جشنواره قصهگویی ایستادند. كانونی كه حالا دیگر من خودم را جزو خانوادهاش میدانم و متعصبتر از قبل دلم برایش میتپد. و در آخر ممنونم از آنهایی كه دعوت من برای همكاری در جشنواره چه بهعنوان داور و چه بهعنوان عوامل اجرایی را پذیرفتند.در این مدت فیلمهای بزرگداشت بسیاری ساختهام؛ از بزرگانی كه افتخار دادند تا وارد حریمشان بشوم و لحظاتی را ثبت كنم به یادگار. اما یكی از آنها، با همهشان فرق داشت. لحظهلحظهاش را كیف كردم. عیش كردم از اینهمه عشق و از اینهمه محترمبودن مردی كه بیادعا و دور از حاشیه و هیاهو زندگیاش را سپری میكند. كسی كه خاطرهساز كودكی همه ما بود. از ایشان خواستم تا درست مثل همان دوران، قصه بگویند، اما اینبار قصه زندگیشان را. و آن شخص کسی نبود جز «آقای حکایتی» که صدایش برای گوش کودکان دیروز بسیار آشنا است.آن شب وقتی جناب مستطاب «بهرام شاهمحمدلو»، قدم به سالن گذاشتند و جمعیت یكصدا و یكدل ترانه «آقای حكایتی، اسم قصهگوی ماست» را میخواندند، جشنواره قصهگویی برایم تمام شد، كارم تمام شد. انگار همه این چند ماه آمده بودم كنار بچههای خوشدل كانون پرورش فكری کودک و نوجوان برای آن شب كه ادای دین كنم به خاطرههای كودكی خودم و همه همنسلیهایم و كلاه از سر برداریم برای آنهایی كه دوستشان داریم و رویای كودكیمان بودند. ایشان، یعنی «بهرام شاهمحمدلو» نازنین یكی از همانها بود. خدا حفظشان كند برای ما.
منبع : آرمان
دیدگاه تان را بنویسید