ارسال به دیگران پرینت

زنگنه:حل چالش‌ها بین ایران و آمریکا به چیزی بیشتر از میانجی‌گری نیاز دارد

قطر میانجی‌گری می‌کند؛اما ابتکار عمل دست ایران،آمریکا و عربستان است

کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگویی با خبرآنلاین اظهار داشت:زمانی می توانیم بگوییم که وزن ژئوپلتیکی قطر در منطقه افزایش پیدا کرده است که این کشور توانایی های خود را برای حل بحران های منطقه به اثبات برساند و نقش ایفا کند. از همین رو باید گفت حل چالش ها بین ایران و آمریکا به چیزی بیشتر از میانجی گری نیاز دارد که نیازمند فعالیت های و اقداماتی در سطوح بالا است.

ابوالفضل خدائی: همزمان با ایجاد فضای مثبت گفتگوهای منطقه ای، قطر بار دیگر برای تسهیل گفتگوها بین ایران و آمریکا اعلام آمادگی کرد. آل ثانی، وزیر خارجه این کشور با تاکید بر اینکه خواستار ثبات در ایران هستیم اظهار داشت که  از دیدگاه کشورش باید چارچوب امنیت منطقه‌ای میان ایران و شورای همکاری خلیج فارس وجود داشته باشد. به نظر می رسد قطر پس از آشتی با عربستان و رفع محاصره به دنبال نقش آفرینی هر چه بیشتر در منطقه برای گفتگوهای سازنده است و باید دید آیا دوحه می تواند در افزایش سطح روابط دیپلماتیک و گفتگوهای منطقه ای نقش مهمی داشته باشد و پدید آورنده فضایی تازه در این چارچوب باشد. صباح زنگنه کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگویی با خبرآنلاین به بررسی این موضوع پرداخت که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

قطر میانجی‌گری می‌کند؛اما ابتکار عمل دست ایران،آمریکا و عربستان است

قطر برای چندمین بار بحث میانجی گری بین ایران و کشورهای منطقه و همچنین تهران و واشنگتن را مطرح کرده است. به نظر شما دلیل اصرار قطر برای این اقدام چیست؟

اخیرا شاهد بودیم که روابط قطر با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهبود یافت و از محاصره ای که چهار کشور عربی یعنی، عربستان، امارات، بحرین و مصر خارج شد. از طرفی دوحه از روابطی خوب و حسنه ای با تهران برخوردار است و در طرف ثالث نیز با آمریکا روابط راهبردی داشته و همانطور که می دانیم آمریکا پایگاه هایی هم در این کشور دارد.

در وهله اول قطر به دنبال آن است تا در منطقه محیطی آرام ایجاد شود و با پیگیری سیاست هایش موجب عادی سازی و تنش زدایی روابط بین کشورهای منطقه شود. قطر با تلاش در راستای منافع منطقه ای به دنبال ایجاد فضایی است تا آرامش، امنیت و ثبات در آن حکفرما شود. از همین رو قطر با این رویه می تواند درصدد تحقق منافع خود با سه کشور دیگر یعنی ایران، آمریکا و عربستان باشد و روابط بهتری را تجربه کند. تحقق چنین فضایی به طور طبیعی بر جایگاه، موقعیت و آینده قطر اثر مثبت خواهد گذاشت. به هر روی قطر اوج گیری اختلافات و تنش ها را در منطقه، برابر با از دست دادن منافع و مصالح کشورها منطقه تلقی می کند. بنابراین در تلاش است تا از طریق مذاکره و رفت و آمدهای دیپلماتیک، به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به نتایج مطلوب خود دست یابد.

برای تحقق اهدافی که عنوان کردید آیا قطر ابتکار عملی تازه برای به نتیجه رسیدن دارد؟

تا کنون چیزی به عنوان طرح یا ابتکار عمل شنیده نشده است. اما شاید مقدمه هر نوع ابتکار عملی دریافت پاسخی از سه کشور ایران، عربستان و آمریکا باشد تا بر مبنای آن بتواند طرح یا ابتکاری را اعلام کند.

به مساله پاسخ مثبت سه کشور تاثیر گذار یعنی ایران، عربستان و آمریکا اشاره کردید، اما تا کنون آنچنان استقبالی از سوی این کشورها برای مساله میانجی گری شنیده نشده است. دلیل آن را چه می دانید؟ آیا به روابط نزدیک قطر و آمریکا و همکاری های امنیتی دو کشور مربوط است؟

مشخص نیست که ایالات متحده آمریکا تا چه حد آمادگی این را داشته باشد تا به دعوت کشورهای منطقه جواب مثبت بدهد. از طرفی در گفتگوهای برجامی وین نیز شاهد هستیم که این کشور در ایفای تعهداتش تعلل می کند. بنابراین جمهوری اسلامی ایران با وجود چنین شرایطی فضا را برای چنین بحث هایی مساعد نمی داند. در همین حال ضروری است که آمریکا ابتدا تعهدات خود را بجا آورد چرا که تجربه ثابت کرده که واشنگتن همواره به دنبال وقت کشی و نمایش سیاسی بوده است. بدیهی است که ایران با این تجربه و با بازی های سیاسی آمریکا اعتبار و موقعیت خود را به خطر نمی اندازد. ضمن اینکه باید اشاره کرد که ایران اگرچه پاسخ مثبتی به این میانجی گری ها نمی دهد اما از اساس نیز آن را رد نمی کند.

از طرفی شاهد هستیم که قطر مواضع مثبتی نسبت به توافق هسته ای دارد و همواره بر احیای آن تاکید کرده و برای منطقه مثبت دانسته است. آیا این کشور این توافق را وسیله ای برای ایجاد صلح در منطقه می داند؟

برجام الگوی حل مسائل در سطح بین المللی است. این الگو به معنای حفظ منافع کشورهایی است که حول یک مساله اختلاف نظر داشتند و سیاست هایشان نسبت به یکدیگر متفاوت و یا بعضا متعارض بود. از همین رو این اختلافات می توانست پیامدهای سخت و غیرقابل انتظاری را در بر داشته باشد. اما صبر و متانت ایران توانست این موضوع بسیار حساس را به سرانجامی برساند که شاکله آن را برجام تشکیل داد. اگر این الگو به صورت کامل اجرا شود در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای نیز قابل استناد و استفاده خواهد بود. به همین دلایل مهم است که قطر همواره بر حفظ و تداوم برجام تاکید ویژه دارد.

فضای مثبت گفتگوهای منطقه ای در حال حاضر به سمتی رفته که قطر برای حل اختلافات با مصر نیز در تلاش است. در صورتی که این کشور به همراه ترکیه در گذشته با قاهره تنش داشتند. به نظر شما این اتفاقات مثبت می تواند به طور نسبی تنش ها را از منطقه دور کند؟

مصر به منابع و سرمایه گذاری های قطر نیاز دارد؛ از طرفی حماس که در جنگ غزه دست بالا را داشت روابطی خوبی با دوحه دارد و این گروه می تواند یکی از سه ضلع این روابط را تشکیل دهد و منجر به بهبود روابط دوحه و قاهره شود. موضوع غزه و فلسطین بسیار حساس بوده و در سطح جهان جلب توجه می کند. در همین راستا رژیم صهیونیستی و مصر به دنبال آن هستند تا راه حل مناسبی برای پایان درگیری ها در غزه پیدا شود. در این بین میانجی گری های مصر تاثیر خاص خود را می گذارد و حمایت های سیاسی و مالی قطر نیز می تواند بخش دیگری از معادلات را رقم بزند. بنابراین مصر می تواند از ظرفیت های قطر استفاده کرده و دوحه نیز رابطه متعادلی با کشورهای بزرگ منطقه برقرار کند و رابطه خود را با  مصر نیز بهبود ببخشد. ضمن اینکه بهبود روابط ترکیه و مصر نیز می تواند از طریق این کانال حاصل شود. قطعا قطر بدون هماهنگی با ترکیه دست به چنین اقداماتی نخواهد زد و اگر دست به چنین اقداماتی بزند متعاقب آن ترکیه نیز از منافع آن بهره مند می شود.

 همه این تحولات در فضایی صورت می گیرد که جو بایدن در کاخ سفید قدرت را در دست دارد. بایدنی که می توانست به مصر و ترکیه به بهانه های مختلف برای تغییر سیاست فشار وارد کند. اما این کشورها منافع خود را در این مساله می بییند که روابط خود را در دوران بایدن بهبود ببخشند و با تاثیرگذاری در این روند در مقابل بایدن به عنوان یک بلوک خود را مطرح کنند که در این راستا کاخ سفید برای برخورد با این بلوک و یا مجموعه راه آسانی ندارد.

با این وجود آیا می توان گفت که آمدن شخص بایدن نیز جایگاه کشورها را دستخوش تغییر کرده است؟ برای مثال برخی می گویند که با رفتن ترامپ وزن ژئوپلتیکی عربستان سعودی کاهش و در آن سو وزن ژئوپلتیکی قطر افزایش یافته است. آیا چنین شرایطی می تواند زمینه ساز ایجاد فضایی در راستای کاهش تنش ها در منطقه با توسل به دیپلماسی شود که در آن همگرایی بین کشورهای منطقه را شکل دهد و از تنش ها بین ایران و دیگر کشورهای منطقه بکاهد؟

زمانی می توانیم بگوییم که وزن ژئوپلتیکی قطر در منطقه افزایش پیدا کرده است که این کشور توانایی های خود را برای حل بحران های منطقه به اثبات برساند و نقش ایفا کند. از همین رو باید گفت حل چالش ها بین ایران و آمریکا به چیزی بیشتر از میانجی گری نیاز دارد که نیازمند فعالیت های و اقداماتی در سطوح بالا است. همانطور که اشاره کردم آمریکا باید خودی نشان دهد، آن هم از نوع مثبت که آن هم نیازمند گام های اجرایی و عملی است تا نشان دهد که خواستار پایان دادن به وضعیت فعلی است. تحقق چنین امری می تواند به جمهوری اسلامی ایران نیز این پیام را برساند که واشنگتن به دنبال اصلاح سیاست های اشتباه و یکجانبه خود است.

آیا موفقیت مذاکرات وین می تواند به عنوان اولین قدم این باور را در بین سیاستمداران ایران و آمریکا شکل دهد که همگرایی و تعامل می تواند موجب تامین دوطرفه منافع شود؟ با توجه به اینکه فضای مثبتی در منطقه چون رفع محاصره قطر، گفتگوهای ایران و عربستان شکل گرفته است؟

قطعا همانطور که اشاره کردید تحقق چنین اهدافی می تواند اثر مهمی بر روند بگذارد. جایگاه ایران در منطقه و جهان از استحکام بیشتری برخوردار می شود. در این بین تجربه کشورهای منطقه در گذشته نیز تصویر بهتری از مسائل را نشان می دهد؛ کشورهایی که با صرف هزینه های گزاف در برهه ای تلاش بر این داشتند که توافقی بین ایران و قدرت های جهان حاصل نشود، اما واقعیات موجود و میدانی درس عبرتی را به آنان آموخت. با وجود این تجربیات ضرورت تغییر رویکرد و ایجاد همگرایی ها بین کشورهای منطقه بیش از پیش ضروت پیدا می کند.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

توسعه