جنگ ایران
تگزاس؛ آیا جنگ ایران آغازگر یک زلزله سیاسی تازه در آمریکاست؟
| پیروزی دموکراتها در انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ در تگزاس، بسیار فراتر از یک شکست انتخاباتی برای جمهوریخواهان است.
پیروزی دموکراتها در انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ در تگزاس، بسیار فراتر از یک شکست انتخاباتی برای جمهوریخواهان است. دموکراتها پس از بیش از سه دهه ناکامی در انتخابات سراسری این ایالت، هم فرمانداری و هم کرسی سنای آمریکا را تصاحب کردهاند. اما برای فهم اهمیت این اتفاق باید به تاریخ سیاسی آمریکا بازگشت؛ به زمانی که تگزاس و تقریباً تمام ایالتهای جنوبی، نه سنگر جمهوریخواهان، بلکه پایگاه سنتی دموکراتها بودند.
پس از جنگ داخلی آمریکا، ایالتهای جنوبی برای نزدیک به یک قرن تحت سلطه دموکراتها قرار داشتند. این سلطه عمدتاً بر ائتلاف سفیدپوستان محافظهکار، مخالفت با جمهوریخواهانِ دوران بازسازی و حفظ نظم تبعیض نژادی استوار بود. جنوب چنان به دموکراتها وفادار بود که در ادبیات سیاسی آمریکا به آن «جنوب یکپارچه» (Solid South) میگفتند.
اما از دهه ۱۹۶۰ یک زلزله سیاسی آغاز شد. تصویب قانون حقوق مدنی در ۱۹۶۴ و قانون حق رأی در ۱۹۶۵، به رهبری لیندون جانسون، رئیسجمهور دموکرات و اتفاقاً اهل تگزاس، مناسبات حزبی آمریکا را دگرگون کرد. بخش مهمی از سفیدپوستان محافظهکار جنوبی بهتدریج از دموکراتها فاصله گرفتند و جمهوریخواهان، بهویژه با «استراتژی جنوبی» نیکسون، آنان را جذب کردند. تگزاس در ۱۹۷۲ به نیکسون رأی داد و از ۱۹۸۰ به بعد در تمام انتخابات ریاستجمهوری جمهوریخواه ماند. در ۱۹۹۴ نیز آخرین فرماندار دموکرات این ایالت قدرت را از دست داد.
اکنون پرسش این است: آیا آمریکا در آستانه یک بازآرایی حزبی تازه (Political Realignment) قرار گرفته است؟
تفاوت مهم امروز با گذشته در این است که این بار نه مسئله حقوق مدنی، بلکه ترکیبی از جنگ خارجی، فشار اقتصادی، تورم و نارضایتی از عملکرد دولت میتواند وفاداریهای حزبی را متزلزل کند. جنگ ایران در این میان اهمیت ویژهای دارد. جنگی که پیامدهای اقتصادی آن، از قیمت انرژی تا هزینه زندگی، مستقیماً وارد محاسبات رأیدهندگان آمریکایی شده است. حتی ترامپ نیز پذیرفته که جنگ ایران بخشی از علت شکست جمهوریخواهان بوده است.
البته یک انتخابات برای اثبات تغییر پایدار آرایش حزبی کافی نیست. اما اهمیت تگزاس در همین است: ایالتی که زمانی قلب جنوب دموکرات بود، سپس به یکی از ستونهای جمهوریخواهی تبدیل شد، اکنون بار دیگر شاهد شکستن الگوهای قدیمی رأیدهی است. اگر چنین تحولی پایدار شود، جنگ ایران صرفاً یک رویداد در سیاست خارجی آمریکا نخواهد بود؛ بلکه ممکن است به نقطه عطفی در تاریخ سیاست داخلی این کشور تبدیل شود.
دیدگاه تان را بنویسید