تحلیلی بر پیامهای پنهان یک تیزر بازرگانی
وقتی خرس مهربان، مسئولیتپذیری کودک را میبلعد!
| این روزها اگر پای جعبه جادویی بنشینید، با پیامی عجیب اما به ظاهر شیرین مواجه میشوید؛ پیامی که شاید در لایه اول، فانتزی و لبخندآفرین به نظر برسد، اما در لایههای پنهان روانشناختی و جامعهشناختی، زنگ خطری جدی برای حوزه تربیت و رسانه است.
به قلم: فاطمه پارسا (عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه)
این روزها اگر پای جعبه جادویی بنشینید، با پیامی عجیب اما به ظاهر شیرین مواجه میشوید؛ پیامی که شاید در لایه اول، فانتزی و لبخندآفرین به نظر برسد، اما در لایههای پنهان روانشناختی و جامعهشناختی، زنگ خطری جدی برای حوزه تربیت و رسانه است. تیزر جدید شرکت نامآشنای «مهرام» داستانی را روایت میکند که مرزهای میان «خلاقیت تبلیغاتی» و «تخریب تربیتی» را مخدوش کرده است: کودکی بدون نوشتن تکالیفش به خواب میرود و شبهنگام، «سس خرسی» مهربان از قوطی خود بیرون میآید، تکالیف شبانه او را مینویسد و صبح، کودک با ذوق و آسودگی در کلاس حاضر میشود!به عنوان یک پژوهشگر در حوزه کودک و رسانه، ناچارم از سازندگان این پیام و برند محترم مهرام بپرسم: پیام تربیتی این تصویرسازی برای نسل نوپا چیست؟
۱. ذبح «مسئولیتپذیری» به پای جذابیت بصری: مفهوم «تکلیف شب» و تعهد به وظایف فردی، نخستین گامهای تمرین مسئولیتپذیری اجتماعی در وجود یک کودک است. کودک در همین سنین میآموزد که هر عملی پیامدی دارد و تنبلی با پاداش روبرو نمیشود. تبلیغ مذکور، دقیقاً این چرخه اساسی رشد روانی را هدف میگیرد؛ پیام ناخودآگاه تیزر به مخاطب کمسنوسال کاملاً شفاف است: «تکلیفت را رها کن، بخواب و لذت ببر؛ دستی نامرئی (حتی اگر یک قوطی سس باشد!) جور ناتوانی و بیمسئولیتی تو را خواهد کشید.» آیا رسالت رسانه و بازاریابی اخلاقی، تربیت نسلی فاقد مسئولیت و متوقع است؟
۲. تشویق به ریا و تقلب در لفافه مهربانی:اتفاقی که در این سناریو رخ میدهد، از منظر اخلاقی نامی جز «فریب و تقلب» ندارد؛ تکلیفی که به دست دیگری نوشته شده و به عنوان زحمت خود به معلم تحویل داده میشود. بستهبندی کردن این رفتارِ ضدآموزشی در قالب مهربانی، خطرناکترین نوع عادیسازی رفتارهای نادرست برای کودکان است. آیا به نام صمیمیت یک کاراکتر، باید قبح کار نکرده را بهجای زحمت شخصی جا زدن از بین برد؟
۳. گسست نسلی و بیتفاوتی به واقعیتهای اجتماعی: نسلهای پیشین، احساس تعهد به یادگیری را با کمترین امکانات و گاه با سختگیرانهترین روشها در وجود خود نهادینه کردند. امروز که کودکان در میانه هجوم فضای مجازی، افت سواد آموزشی پس از دوران آموزش غیرحضوری و سرگرمیهای فراوان قرار دارند، نهاد خانواده بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت محتوایی رسانه برای استقرار نظم و انضباط فکری در کودک است؛ نه آنکه رسانه رسمی با دستمایه قرار دادن مشق شب، ابزاری برای سهلانگاری و تنبلی دست و پا کند.
۴. جابهجایی نقشها و چشمپوشی از بحرانهای واقعی:کاش مهرامِ مهربان، به جای آنکه شبها جای کودک مشق بنویسد، کنار میز غذای خانواده باقی میماند! اگر رسالت یک برند، همراهی و مسئولیت اجتماعی است، کاش در پیامهایش مادرِ خسته از کارهای روزمره را به کمک فرامیخواند، یا پدری را به تصویر میکشید که برای گذران زندگی در تورم افسارگسیخته امروز، فرصت بیشتری برای بودن در کنار فرزندش پیدا میکند. واقعیت تلخ این است که اگر قرار باشد کودک به چنین معجزههای خیالی دل ببندد، فردا روزی که این قوطی سس تمام شد یا سفره خانواده به دلیل گرانی توان جایگزینیاش را نداشت، چه کسی تا مدارج دانشگاهی بار بیمسئولیتی این کودک را به دوش خواهد کشید؟!
سخن آخر: صنعت تبلیغات در دنیا قواعد اخلاقی سفت و سختی در مواجهه با ذهن شکلنیافته کودکان دارد (Child Advertising Codes). از برندی خوشسابقه و ریشهدار چون مهرام انتظار میرود پیش از ساخت محتوا، پیامدهای روانی و تربیتی آن را در بوته نقد کارشناسان کودک و رسانه قرار دهد.جایگاه سس خرسی روی میز غذا و در کنار ساندویچ لقمههای مدرسه است، نه روی ورقهای دفتر مشق کودکان. تقاضای جامعه کارشناسان کودک این است: لطفاً اجازه دهید مشق مسئولیتپذیری را فرزندانمان خودشان بنویسند؛ طعم خوشمزه محصولتان را با تنبلی و تقلب پیوند نزنید!
دیدگاه تان را بنویسید