ارسال به دیگران پرینت

اقتصاد

فروپاشی اقتصادی یا بازاندیشی در الگوهای اقتصادی؟ | میری: باید چاره‌ای برای «فقر خاموش» و «اقتصاد زیرزمینی» ایران بیندیشیم

| سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم به‌صورت حذف تدریجی هزینه‌ها دیده می‌شود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچک‌تر شدن مستمر بازار است.»

فروپاشی اقتصادی یا بازاندیشی در الگوهای اقتصادی؟ | میری: باید چاره‌ای برای «فقر خاموش» و «اقتصاد زیرزمینی» ایران بیندیشیم

سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم به‌صورت حذف تدریجی هزینه‌ها دیده می‌شود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچک‌تر شدن مستمر بازار است.»

در خانه‌هایی که تا همین چند وقت پیش خریدهای هفتگی، کلاس‌های آموزشی و هزینه‌های جاری زندگی جریان داشت، حالا نشانه‌های تازه‌ای از عقب‌نشینی دیده می‌شود؛ حذف تدریجی هزینه‌ها، کوچک شدن سبد مصرف و نوعی صرفه‌جویی ناخواسته که نه از سر انتخاب، بلکه از اجبار می‌آید.

این تغییرات آرام و بی‌صدا، آن‌طور که برخی تحلیلگران می‌گویند، نشانه‌های شکل‌گیری «فقر خاموش» در زندگی روزمره خانوارهاست؛ وضعیتی که هنوز به‌طور کامل به آمارهای رسمی تبدیل نشده، اما در رفتار اقتصادی مردم قابل لمس است

در همین باره، سیدجواد میری، جامعه‌شناس، در گفتگویی با  تأکید بر پیوند عمیق اقتصاد با نظم جهانی و تحولات امنیتی و تکنولوژیک، می‌گوید: «اقتصاد یک مؤلفه منفک از معادلات اجتماعی و تعاملات جهانی نیست و آنچه امروز در ایران می‌بینیم، حاصل مجموعه‌ای از مکانیزم‌های پیچیده در سطح ملی و بین‌المللی است که به شکل‌گیری این وضعیت انجامیده است.»

گفتگوی با سیدجوادمیری، جامعه‌شناس را بخوانید.

****

*آقای میری! در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد با نوعی «فقر خاموش» مواجه هستیم؛ فقری که نشانه‌های آن به‌تدریج در زندگی روزمره خانوارها بروز پیدا کرده است؛ از حذف کلاس‌های فرزندان گرفته تا کاهش خریدها و حتی حذف برخی وعده‌های مصرفی. بسیاری می‌گویند درآمدها صرفاً به تأمین حداقل‌های زندگی می‌رسد. با توجه به این وضعیت، اگر این برداشت درست باشد، این نوع فقر چه پیامدهای اجتماعی برای جامعه و خانوار به همراه دارد؟

اقتصاد یک مؤلفه منفک از معادلات اجتماعی و تعاملات جهانی نیست. اقتصاد مفهومی چندوجهی با ابعاد و ساحت‌های بسیار پیچیده است. معادلات و تعاملاتی که در حوزه اقتصادی شکل می‌گیرد، بر بستری عمیق‌تر به نام «جامعه» قرار دارد؛ جامعه‌ای که امروز در قالب ملت-دولت تعریف می‌شود و خود این نظم نیز در بستر کلان‌تری به نام نظم جهانی قرار دارد. این نظم جهانی، مکانیزم‌های گوناگونی را طراحی کرده است؛ مکانیزم‌هایی که بدون دخالت ما نیز عمل می‌کنند.

یکی از این مکانیزم‌ها، نظام سرمایه‌داری است. این نظام میان «کار» و «سرمایه» رابطه‌ای تعریف می‌کند که در آن ارزش افزوده تولید می‌شود. با پیچیده‌تر شدن نظام سرمایه‌داری، به‌ویژه در بستر عقلانیت، توسعه و پیشرفت تکنولوژیک و در آستانه انقلاب ششم صنعتی، این ساختارها عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند. به‌عنوان مثال، سرمایه به‌سادگی از بغداد به پاریس منتقل می‌شود، اما برعکس آن به‌سادگی رخ نمی‌دهد؛ زیرا مکانیزم‌هایی وجود دارد که جریان سرمایه را هدایت می‌کند

در سوی دیگر، مفهوم «کار» نیز تغییر کرده است. در گذشته، کار بیشتر یدی بود، اما با پیشرفت اتوماسیون، هوش مصنوعی و رباتیک، ماهیت کار تغییر کرده و دیگر به جمعیت‌های گسترده نیروی کار مانند گذشته نیاز نیست. این تحولات در دیالکتیک کار و سرمایه، خود به ایجاد مکانیزم‌های کنترلی منجر شده‌اند.

از سوی دیگر، نظم جهانی پس از سال ۱۹۴۵ که آمریکا به‌عنوان معمار اصلی آن شناخته می‌شود، ساختارهایی مانند نهادهای مالی و سازمان‌های بین‌المللی را ایجاد کرده که به‌صورت آشکار و پنهان، قواعد تعاملات اقتصادی را تعیین می‌کنند

*در این میان، شوک‌های اخیر مانند جنگ چه تأثیری بر این وضعیت در ایران داشته‌اند؟ در واقع این شرایط چه تأثیری بر اقتصاد خانوار و شکل‌گیری فقر خاموش داشته است؟

شما با وضعیتی مواجه هستید که در آن دو بازیگر،اسرائیل و آمریکا، به‌شدت درهم‌تنیده‌اند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان آن‌ها را «یک روح در دو بدن» توصیف کرد. ورود این دو به یک جنگ مستقیم، پیامدهای گسترده‌ای داشته است. طبق داده‌ها و گزارش‌ها، حدود ۱۶ هزار عملیات نظامی در داخل ایران انجام شده که منجر به تخریب گسترده زیرساخت‌ها از جمله خانه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز درمانی و... شده و ده‌ها هزار نفر نیز مجروح یا کشته شده‌اند.

اقتصاد ایران به سمت زیرزمینی شدن حرکت کرده است

در کنار این، محدودیت‌های اینترنتی نیز اعمال شده که بسیاری از مشاغل وابسته به پلتفرم‌ها را از بین برده است. این وضعیت، که از خرداد ۱۴۰۴ با جنگ ۱۲روزه آغاز شد، عملاً کشور را برای ماه‌ها در شرایط تعلیق و وضعیت شبه‌جنگی قرار داده است.

 
 

مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، ساختاری و بین‌المللی باعث شده‌اند که اقتصاد ایران به سمت زیرزمینی شدن حرکت کند؛ به‌ویژه در نتیجه تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی. در چنین شرایطی، اگر پیش‌بینی‌هایی مبنی بر افزایش بیکاری—اگر بخشی از آن‌ها محقق شوددر نظر گرفته شود، پیامد آن کاهش شدید قدرت خرید خواهد بود.

وقتی افراد شغل یا درآمد خود را از دست می‌دهند یا نسبت به آینده آن احساس نااطمینانی دارند، به‌طور طبیعی هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند. این کاهش مصرف، به کوچک‌تر شدن بازار منجر می‌شود. در نتیجه، تولید نیز کاهش می‌یابد و این چرخه، اقتصاد را وارد یک فاز انقباضی می‌کند

اگر سیاست‌گذاری‌ها همچنان بر همان مسیرهای پیشین حرکت کند، تداوم این وضعیت می‌تواند به فروپاشی اقتصادی منجر شود. اما در عین حال، این شرایط می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی در الگوهای اقتصادی باشد.

سؤال اساسی این است که آیا باید همچنان در چارچوب نظم اقتصادی تعریف‌شده توسط آمریکا حرکت کنیم یا می‌توانیم وارد یک پارادایم جدید شویم؟ آیا می‌توانیم شیوه‌های تولید، توزیع و مدیریت سرمایه را بازتعریف کنیم؟

برای مثال، موقعیت ژئوپولیتیک ایران،مانند تنگه هرمز، می‌تواند به یک اهرم اقتصادی تبدیل شود، نه صرفاً مسیری برای عبور کالا. اما این امر مستلزم تغییر در نگاه و استراتژی کلان است.

آمریکا و اسرائیل به‌دنبال یک وضعیت فرسایشی هستند

*در صورت تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح یا آتش بس»، چه پیامدهایی متصور وضعیت اقتصادی و این فقر همه گیر است؟

در چنین وضعیتی، امکان بازسازی از بین می‌رود. آمریکا و اسرائیل به‌دنبال یک وضعیت فرسایشی هستند که در نهایت به فروپاشی اجتماعی منجر شود. اگر ایران بخواهد از این وضعیت خارج شود، نیازمند تغییر در کلان‌استراتژی امنیت ملی و ایجاد بازدارندگی است.

ما ابتدا باید فقر از تفکر را جدا کنیم و بعد در عمل آنچه که لازم است را اجرایی کنیم تا بتوانیم بازنگری در این وضعیت فقر خاموش داشته باشیم و راه چاره‌ای برایش بیاندیشیم.

 
 

در غیر این صورت، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر شده و امکان رهایی از این وضعیت دشوارتر خواهد شد. با قواعد پیشین نمی‌توان به بازتعریف جایگاه اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دست یافت. برای عبور از این بحران، نیازمند بازسازی همه‌جانبه در حوزه‌های اقتصاد، سیاست، فرهنگ و امنیت هستیم

 

منبع : اقتصاد نیوز
به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    • ناشناس ارسالی در

      صرفنظر از اینکه هر پدیده یا رخداد از زوایای متفاوت، جلوه های متفاوت دارد، براساس تفاوت ساختاری و جهان بینی خاص، از زاویه مشخص، نظرات یکسان وجود ندارد. زوایای مختلف و دیدگاههای متفاوت، اختلافات را شدت می‌بخشد، و هرکس نظر خود را درست، و دیگران را خطا، و سزاوار امحاء میداند. اسلام که بر اصل کلی وجود خالق قادر بی نیاز تعریف شده، در حد فرضیه و ادعا بیش نیست، و محتوای متغیر شرایطی دین، انرا از قداست ساقط، و به ابزار قدرت مقدس و مجاز به ظلم و جنایت تبدیل کرده. حقانیت یا بطلان اسلام به تفسیر ان براساس دیدگاه شخصی بستگی دارد. حسن و حسین اطلاعات قرانی یکسان، و در دامن یک خانواده تربیت شده بودند اما حسن مانند مادرش از جنگ و جنایت بیزار، و حسین مانند پدرش تندرو و جنگ طلب بود و هریک تفکر خود را صحیح میدانستند. قضادت درستی یا نادرستی عملکرد این دو به دیدگاه قاضی بستگی دارد، جنگ طلبان، حسین، و صلح طلبان حسن را برحق میدانند اما ظهور تروریسم براساس تداوم راه حسین، حقانیت کلی حسن را براساس منافع و مصالح اکثریت، و پرهیز از دروغ و فریب و کشتار بیگناهان دگراندش ثابت میکند. هیتلر با دیدگاه حسینی، به سوزاندن ۶ میلیون یهودی بیگناه در کوره اقدام کرد.
      قدرت جهانی حکومت اسلامی غاصب ایران بر مبنای دروغ و فریب و نفوذ و ترور، فاقد ارزش، و باطل است.
      حکومت ایران درحالی بر حق مسلم هسته ای خود با هدف ارعاب بشریت، و محو اسرائیل اصرار دارد که کاشف انرژی هسته ای، انیشتاین یهودی بود.
      شرافت انسانی ما اجازه نمیدهد ادعای دروغگویان حاکم بر کشور را مبنی بر دشمنی اسرائیل و حملات منتسب بپذیریم‌ درحالیکه ایران را در جنگ با صدام کمک کرد.

    • ناشناس ارسالی در

      نماز و دعا، انسان را در عالم تخیل و تلقین و توهم گرفتار میکند و به هیچ معرفت و شناختی از خلقت خود و جهان نمیرسد. خدایی که عبادت را هدف خلقت، و جنگ و جنایت تا مرز شهادت را راه رسیدن به مقام قرب بیان کرده، با ماهیت انسان عهد ظهور پیامبران، از حقیقت خلقت انسان و جهان بیخبر است و برخلاف ادعا نمی‌تواند خالق باشد. انها که پا بر روی ماه گذاشتند، خود را از قید باورهای دینی تاریک و فلج کننده ذهن رها کردند تا به خورشید حقیقت برسند. اگر ایرانی‌های جاهل و راحت طلب و خرافه پرست، اهل علم و اختراع و اکتشاف می‌بودند، بجای جستجوی تصویر خمینی در ماه، بر روی ان راه میرفتند و اعجاز را نه در قران محمد و عصای موسی و دیگران، بلکه در اختراعات شگفت انگیزی می دیدند، که هر کدام زندگی بشریت را متحول، و دید‌گاه انسان را نسبت به جهان خلقت اصلاح کرده، و مواقع خسوف یا کسوف، وحشتزده به اداب خاص نمی پردازند. رشد معنوی انسان در پرتو کسب علم و شناخت بیشتر از جهان پیرامون، و رفتارهای صادقانه و ملاطفت امیز و نوعدوستانه با اطرافیان است.

    • ناشناس ارسالی در

      با فوت پیامبر و قطع ارتباط وحی، عده ای بنام پیشوا با علم لدنی، و عالم که با اموختن قران با محتوای متغیر شرایطی و ناقص و مبهم، و احادیث و روایاتی که صحت انها جای بحث است، مسائل جدید را با تفسیر به رای، تحکیم و تکلیف میکنند. حسن و حسین که هر دو معصوم، وبا با علم لدنی پیشوایان برحق شیعه محسوب میشوند، دیدگاه متضاد در امور حکومتی داشتند. حامیان جکگ افروز و قدرت طلب حسین، با ایده حسن مخالف، و وی را خوار کننده مومنان نامیده، و با مسموم کردن از طریق همسرش، اجازه دفن جنازه در جوار جدش ندادند. امروزه پیروان حسین تندرو، موسسان اسلام ناب طالبانی و داعشی اند که کشور و مردم را قربانی جهانی کردن اسلام منحط طالبانی کرده، و اسلام حسنی را اسلام امریکایی می نامند و انها را مستحق مرگ میدانند. در اسلام بی صاحب و حافظ چه کسی باید مشخص کند که حسن صلح طلب بر حق بوده یا حسین جنگ افروز که الگوی شهادت طلبان تروریست شده و جهان را در در اتش و خون گرفتار کرده اند.
      در جهان ارمیده در صداقت و حسن نیت و اعتماد و صلح طلبی، قدرت متکی بر دروغ و فریب و ترور، فاقد ارزش و حقانیت، و نتنها جای افتخار نیست، که مایه تاسف و نگرانیست. تا احمدینژاد ملعون کفن نشود، ایران همچنان درحال سقوط در فجایع بیشمار است. با غارت صندوقهای بازنشستگی، پرداخت حقوقها را با مشکل مواجه کرده.

    • ناشناس ارسالی در

      معترضان به مذاکره همگی تروریست هستند و باید معدوم شوند اما زمانی که تروریستها در قدرتند هیچکس توان مهار انها را ندارد و خواسته اقلیت فتنه گر بر اکثریت صلح گرا تحمیل میشود.
      تندروهای هسته ثابت و ماندگار و غیر منتخب و حکم به اختیار حکومت دینی که بر تمام ارکان کشور مسلط اند، از اغاز بدنبال دستیابی به قدرت برتر نظامی، و تبدیل مذاکره به موشک بوده اند، و امروز به این هدف رسیده و با بهانه های مختلف و خودزنی بدنبال تداوم بی پایان جنگ تا فتح کامل جهان هستند.
      بی شعور و شرفهایی که مخالف مذاکره اند متوجه نیستند که ایران در تمام مذاکرات، طرف را فریب داده و مذاکراتی مانند برجام را به پل پیروزی تبدیل کرده.
      انها که با تسلط بر منابع مالی کشور بدون دغدغه معیشتی و نیاز به کار، علم و خود کفائی را در اقتدار نظامی و جهانی ساختن حاکمیت اسلام منحط داعشی خلاصه کرده، و برای تحقق این هدف شوم بر طبل جنگ و جنایت میکوبند، و با تبدیل وطن به جنگل بی قانون و حکم به اختیار، اهمیتی به روزگار سگی دیگران نمیدهند، سند قطعی بطلان خدای قادر و عادل و حافظ و ناظر اند. تروریستها بزرگترین کافر به حقوق ذاتی بشریت، و تهدید علیه امنیت جهانی اند و گرچه در اقلیتند اما می‌توانند بر جمعیت کثیر و صلح گرای بشری مسلط شوند همانطور که یک گرگ حیله گر و بیرحم به تنهائی میتواند یک گله بزرگ گوسفند را مرعوب و مجاب میکند.
      انقلابیون ۵۷ جاهلانه وطن خود را به عوامفریبان دین ابزار فروختند و نسلهای اینده را بی وطن و اواره کرده اند.

    • ناشناس ارسالی در

      تمام جنگ افروزان دشمنان این کشورند اما کسی قادر به مهار انها نیست زیرا پولهای ملی و سلاح در اختیار دارند و تابع هیچ قانون و وجدانی نیستند و اگر اراده کنند تمام مردم ایران را محو میکنند همانطور که کرونا را بجان مردم دنیا انداختند و عده زیادی را بکام مرگ فرستادند.
      توافق خوب توافقی است که کلاه گشاد سر غربیها بگذارند مثل برجام.
      حملات به لبنان توسط تروریستهای حماس و داعش صورت گرفته تا اسرائیل را متهم به نقض اتش بس، و بهانه از سرگیری حملات سنگین موشکی را با هدف محو اسرائیل ایجاد کنند همانطور که در ایران جنایت کرده و اسراییل و امریکا را متهم کردند.
      تحت هیچ شرایطی نباید به مدعیان نبوت اعتماد، و خدایی نامحسوس و استدلالی و اعجازی را باور کرد که با انسان ارتباط برقرار نمیکند تا فرستاده اش را اگر واقعیت است، معرفی کند. انها که میگویند همه شرایط و صلاحیت ارتباط با عالم وحی ندارند، چطور خدا را ارتباط با موجودی که از روحش در ان دمیده، کسر شان است!
      تردستیها و داستانهای خرافی در کتب اسمانی صرفا بدلیل اعتماد به مدعیان رسالت پذیرفته میشوند و مبنای عقلانی و تاریخی ندارند.
      برخلاف قبل از انقلاب، اکنون در عزای نه حسین که در تنازع قدرت و خروج علیه خلیفه، کشته شدن در جنگ را بر خفت اسارت و گردن زدن در محضر یزید ترجیح داد، که مظلومان شهید شده در اعتراضات خیابانی، توسط پیروان حسین در حکومت اسلامی فریبکار و غارتگر و خونریز باید گریست. تمام کسانیکه جاهلانه یا منتفعانه با قلم و قدم و تفنگ از حکومت حمایت کرده، و همینطور حامیان خیابانی جنگ طلب در گناه کشتار بیگناهان معترض به ظلم و فساد فزاینده حکومت شریکند.
      امریکا مسئول گناه ناکرده اسراییل است.

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه