|
کد‌خبر: 341490

اقتصاد

فروپاشی اقتصادی یا بازاندیشی در الگوهای اقتصادی؟ | میری: باید چاره‌ای برای «فقر خاموش» و «اقتصاد زیرزمینی» ایران بیندیشیم

سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم به‌صورت حذف تدریجی هزینه‌ها دیده می‌شود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچک‌تر شدن مستمر بازار است.»

سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم به‌صورت حذف تدریجی هزینه‌ها دیده می‌شود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچک‌تر شدن مستمر بازار است.»

در خانه‌هایی که تا همین چند وقت پیش خریدهای هفتگی، کلاس‌های آموزشی و هزینه‌های جاری زندگی جریان داشت، حالا نشانه‌های تازه‌ای از عقب‌نشینی دیده می‌شود؛ حذف تدریجی هزینه‌ها، کوچک شدن سبد مصرف و نوعی صرفه‌جویی ناخواسته که نه از سر انتخاب، بلکه از اجبار می‌آید.

این تغییرات آرام و بی‌صدا، آن‌طور که برخی تحلیلگران می‌گویند، نشانه‌های شکل‌گیری «فقر خاموش» در زندگی روزمره خانوارهاست؛ وضعیتی که هنوز به‌طور کامل به آمارهای رسمی تبدیل نشده، اما در رفتار اقتصادی مردم قابل لمس است

در همین باره، سیدجواد میری، جامعه‌شناس، در گفتگویی با  تأکید بر پیوند عمیق اقتصاد با نظم جهانی و تحولات امنیتی و تکنولوژیک، می‌گوید: «اقتصاد یک مؤلفه منفک از معادلات اجتماعی و تعاملات جهانی نیست و آنچه امروز در ایران می‌بینیم، حاصل مجموعه‌ای از مکانیزم‌های پیچیده در سطح ملی و بین‌المللی است که به شکل‌گیری این وضعیت انجامیده است.»

گفتگوی با سیدجوادمیری، جامعه‌شناس را بخوانید.

****

*آقای میری! در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد با نوعی «فقر خاموش» مواجه هستیم؛ فقری که نشانه‌های آن به‌تدریج در زندگی روزمره خانوارها بروز پیدا کرده است؛ از حذف کلاس‌های فرزندان گرفته تا کاهش خریدها و حتی حذف برخی وعده‌های مصرفی. بسیاری می‌گویند درآمدها صرفاً به تأمین حداقل‌های زندگی می‌رسد. با توجه به این وضعیت، اگر این برداشت درست باشد، این نوع فقر چه پیامدهای اجتماعی برای جامعه و خانوار به همراه دارد؟

اقتصاد یک مؤلفه منفک از معادلات اجتماعی و تعاملات جهانی نیست. اقتصاد مفهومی چندوجهی با ابعاد و ساحت‌های بسیار پیچیده است. معادلات و تعاملاتی که در حوزه اقتصادی شکل می‌گیرد، بر بستری عمیق‌تر به نام «جامعه» قرار دارد؛ جامعه‌ای که امروز در قالب ملت-دولت تعریف می‌شود و خود این نظم نیز در بستر کلان‌تری به نام نظم جهانی قرار دارد. این نظم جهانی، مکانیزم‌های گوناگونی را طراحی کرده است؛ مکانیزم‌هایی که بدون دخالت ما نیز عمل می‌کنند.

یکی از این مکانیزم‌ها، نظام سرمایه‌داری است. این نظام میان «کار» و «سرمایه» رابطه‌ای تعریف می‌کند که در آن ارزش افزوده تولید می‌شود. با پیچیده‌تر شدن نظام سرمایه‌داری، به‌ویژه در بستر عقلانیت، توسعه و پیشرفت تکنولوژیک و در آستانه انقلاب ششم صنعتی، این ساختارها عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند. به‌عنوان مثال، سرمایه به‌سادگی از بغداد به پاریس منتقل می‌شود، اما برعکس آن به‌سادگی رخ نمی‌دهد؛ زیرا مکانیزم‌هایی وجود دارد که جریان سرمایه را هدایت می‌کند

در سوی دیگر، مفهوم «کار» نیز تغییر کرده است. در گذشته، کار بیشتر یدی بود، اما با پیشرفت اتوماسیون، هوش مصنوعی و رباتیک، ماهیت کار تغییر کرده و دیگر به جمعیت‌های گسترده نیروی کار مانند گذشته نیاز نیست. این تحولات در دیالکتیک کار و سرمایه، خود به ایجاد مکانیزم‌های کنترلی منجر شده‌اند.

از سوی دیگر، نظم جهانی پس از سال ۱۹۴۵ که آمریکا به‌عنوان معمار اصلی آن شناخته می‌شود، ساختارهایی مانند نهادهای مالی و سازمان‌های بین‌المللی را ایجاد کرده که به‌صورت آشکار و پنهان، قواعد تعاملات اقتصادی را تعیین می‌کنند

*در این میان، شوک‌های اخیر مانند جنگ چه تأثیری بر این وضعیت در ایران داشته‌اند؟ در واقع این شرایط چه تأثیری بر اقتصاد خانوار و شکل‌گیری فقر خاموش داشته است؟

شما با وضعیتی مواجه هستید که در آن دو بازیگر،اسرائیل و آمریکا، به‌شدت درهم‌تنیده‌اند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان آن‌ها را «یک روح در دو بدن» توصیف کرد. ورود این دو به یک جنگ مستقیم، پیامدهای گسترده‌ای داشته است. طبق داده‌ها و گزارش‌ها، حدود ۱۶ هزار عملیات نظامی در داخل ایران انجام شده که منجر به تخریب گسترده زیرساخت‌ها از جمله خانه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز درمانی و... شده و ده‌ها هزار نفر نیز مجروح یا کشته شده‌اند.

اقتصاد ایران به سمت زیرزمینی شدن حرکت کرده است

در کنار این، محدودیت‌های اینترنتی نیز اعمال شده که بسیاری از مشاغل وابسته به پلتفرم‌ها را از بین برده است. این وضعیت، که از خرداد ۱۴۰۴ با جنگ ۱۲روزه آغاز شد، عملاً کشور را برای ماه‌ها در شرایط تعلیق و وضعیت شبه‌جنگی قرار داده است.

 
 

مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، ساختاری و بین‌المللی باعث شده‌اند که اقتصاد ایران به سمت زیرزمینی شدن حرکت کند؛ به‌ویژه در نتیجه تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی. در چنین شرایطی، اگر پیش‌بینی‌هایی مبنی بر افزایش بیکاری—اگر بخشی از آن‌ها محقق شوددر نظر گرفته شود، پیامد آن کاهش شدید قدرت خرید خواهد بود.

وقتی افراد شغل یا درآمد خود را از دست می‌دهند یا نسبت به آینده آن احساس نااطمینانی دارند، به‌طور طبیعی هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند. این کاهش مصرف، به کوچک‌تر شدن بازار منجر می‌شود. در نتیجه، تولید نیز کاهش می‌یابد و این چرخه، اقتصاد را وارد یک فاز انقباضی می‌کند

اگر سیاست‌گذاری‌ها همچنان بر همان مسیرهای پیشین حرکت کند، تداوم این وضعیت می‌تواند به فروپاشی اقتصادی منجر شود. اما در عین حال، این شرایط می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی در الگوهای اقتصادی باشد.

سؤال اساسی این است که آیا باید همچنان در چارچوب نظم اقتصادی تعریف‌شده توسط آمریکا حرکت کنیم یا می‌توانیم وارد یک پارادایم جدید شویم؟ آیا می‌توانیم شیوه‌های تولید، توزیع و مدیریت سرمایه را بازتعریف کنیم؟

برای مثال، موقعیت ژئوپولیتیک ایران،مانند تنگه هرمز، می‌تواند به یک اهرم اقتصادی تبدیل شود، نه صرفاً مسیری برای عبور کالا. اما این امر مستلزم تغییر در نگاه و استراتژی کلان است.

آمریکا و اسرائیل به‌دنبال یک وضعیت فرسایشی هستند

*در صورت تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح یا آتش بس»، چه پیامدهایی متصور وضعیت اقتصادی و این فقر همه گیر است؟

در چنین وضعیتی، امکان بازسازی از بین می‌رود. آمریکا و اسرائیل به‌دنبال یک وضعیت فرسایشی هستند که در نهایت به فروپاشی اجتماعی منجر شود. اگر ایران بخواهد از این وضعیت خارج شود، نیازمند تغییر در کلان‌استراتژی امنیت ملی و ایجاد بازدارندگی است.

ما ابتدا باید فقر از تفکر را جدا کنیم و بعد در عمل آنچه که لازم است را اجرایی کنیم تا بتوانیم بازنگری در این وضعیت فقر خاموش داشته باشیم و راه چاره‌ای برایش بیاندیشیم.

 
 

در غیر این صورت، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر شده و امکان رهایی از این وضعیت دشوارتر خواهد شد. با قواعد پیشین نمی‌توان به بازتعریف جایگاه اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دست یافت. برای عبور از این بحران، نیازمند بازسازی همه‌جانبه در حوزه‌های اقتصاد، سیاست، فرهنگ و امنیت هستیم

 

source: اقتصاد نیوز