|
کد‌خبر: 340790

یوسف پزشکیان

یوسف پزشکیان: آیا جنگ ما با آمریکا و اسرائیل است یا با خودمان است؟ | آن‌ها که تاب شنیدن حرف مخالف ندارند چقدر مسلمانند؟

یوسف پزشکیان با طرح این سوال که «آیا جنگ ما با آمریکا و اسرائیل است یا با خودمان است؟ جهادمان اکبر است یا اصغر؟ » نوشت: گاهی خیال می‌کنم تنها دشمن من در درون خودم پنهان شده. فقط یک جنگ دارم، آن هم جنگ با خودم است.

یوسف پزشکیان با طرح این سوال که «آیا جنگ ما با آمریکا و اسرائیل است یا با خودمان است؟ جهادمان اکبر است یا اصغر؟ » نوشت: گاهی خیال می‌کنم تنها دشمن من در درون خودم پنهان شده. فقط یک جنگ دارم، آن هم جنگ با خودم است.

یوسف پزشکیان در یادداشتی تلگرامی با اشاره به روزهای شنبه و یکشنبه ۱۵ و ۱۶ فروردین روزهای سی‌وششم و سی‌وهفتم جنگ نوشت: «روزها پشت سر هم می‌آیند و می‌روند. جنگ هنوز ادامه دارد. روزهای جنگی هم تکراری می‌شوند. هواپیما می‌زنیم. زیرساخت می‌زنند. پایگاه‌شان را می‌زنیم. پل می‌زنند. موشک‌ها و پهپادهایمان را به سمت تل‌آویو شلیک می‌کنیم، جنگنده‌هایشان بر سرمان بمب می‌ریزند. و هر روز به فهرست شهدا اضافه می‌شود. خانواده‌هایی که عضوی از آن‌ها کم می‌شود و خانواده‌هایی که دیگر نیستند.

آیا جنگ ما با آمریکا و اسرائیل است یا با خودمان است؟ جهادمان اکبر است یا اصغر؟ 

گاهی خیال می‌کنم تنها دشمن من در درون خودم پنهان شده. فقط یک جنگ دارم، آن هم جنگ با خودم است. دشمن دیگری وجود ندارد. جنگ میان دو تا خواسته. جنگ میان دو تا عقیده. جنگ میان دو تا حرف. جنگ میان دو تا نگاه. 

به دعواهای قبیله‌ای و جناحی کهنه داخلی فکر می‌کنم که اگرچه کمرنگ شده، اما گاهی سربرمی‌آورد ... آیا دعوای حق است یا نفس؟ شک دارم بر سر حق باشد. 

مسلمان کیست؟ کسی که بر نفسش غلبه کند. نفسش را زیر پا بگذارد. حق را به خواسته خودش ترجیح بدهد. یعنی کسی که هرگاه حق را بر او عرضه کردند، تسلیم شود. 

چه کسی می‌تواند تسلیم حق شود؟ کسی که بتواند گوش بدهد. کسی که تعصب گوش‌هایش را کر نکرده باشد. الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه. آن‌ها که تاب شنیدن حرف مخالف ندارند، چقدر مسلمانند؟ نمره مسلمانی‌شان چند است؟

ارائه الهیات آخر الزمانی را بازنویسی می‌کنم. زندگی نلسون داربی، برادران پلیموث، انجیل مرجع اسکوفیلد، صهیونیسم مسیحی، جنگ‌های صلیبی، ...

چطور ممکن است مسیحی باورمندی مثل نلسون داربی که زندگی زاهدانه‌ای در پیش گرفت و با دهقانان فقیر کاتولیک نشست و برخاست می‌کرد و شب‌ها را در کلبه‌های محقر آنان می‌گذراند، الهیاتی را بنیان بگذارد که خروجی‌اش این باشد که «باید یک قوم را نابود کرد و از میان برداشت»؟ چگونه ممکن است آموزه‌های مسیح افرادی را تربیت کند که سراسر وجودشان نفرت باشد؟

خطاها (چه بسا خطاهای کوچک) مثل اسب سرکش‌اند، افسارشان از دست سوار رها شده و سوار کنترلی بر اسب ندارد. سوار را با خود می‌برند هر جا که بخواهند و در نهایت او در آتش می‌افکنند. 

خدایا ما را از خطاها حفظ کن ...»


 

source: دنیای اقتصاد